بَالَ أَمْرِهِ عَفَا اللَّهُ عَمَّا سَلَفَ وَمَنْ عَادَ فَيَنْتَقِمُ اللَّهُ مِنْهُ وَاللَّهُ عَزِيزٌ ذُو انْتِقَامٍ (٩٥)

أُحِلَّ لَكُمْ صَيْدُ الْبَحْرِ وَطَعَامُهُ مَتَاعًا لَكُمْ وَلِلسَّيَّارَةِ وَحُرِّمَ عَلَيْكُمْ صَيْدُ الْبَرِّ مَا دُمْتُمْ حُرُمًا وَاتَّقُوا اللَّهَ الَّذِي إِلَيْهِ تُحْشَرُونَ (٩٦)

جَعَلَ اللَّهُ الْكَعْبَةَ الْبَيْتَ الْحَرَامَ قِيَامًا لِلنَّاسِ وَالشَّهْرَ الْحَرَامَ وَالْهَدْيَ وَالْقَلائِدَ ذَلِكَ لِتَعْلَمُوا أَنَّ اللَّهَ يَعْلَمُ مَا فِي السَّمَاوَاتِ وَمَا فِي الأرْضِ وَأَنَّ اللَّهَ بِكُلِّ شَيْءٍ عَلِيمٌ (٩٧)

اعْلَمُوا أَنَّ اللَّهَ شَدِيدُ الْعِقَابِ وَأَنَّ اللَّهَ غَفُورٌ رَحِيمٌ (٩٨)

مَا عَلَى الرَّسُولِ إِلا الْبَلاغُ وَاللَّهُ يَعْلَمُ مَا تُبْدُونَ وَمَا تَكْتُمُونَ (٩٩)

قُلْ لا يَسْتَوِي الْخَبِيثُ وَالطَّيِّبُ وَلَوْ أَعْجَبَكَ كَثْرَةُ الْخَبِيثِ فَاتَّقُوا اللَّهَ يَا أُولِي الألْبَابِ لَعَلَّكُمْ تُفْلِحُونَ)

ای مومنان‌! مسلمّاً خداوند شما را با (‌تحریم‌) برخـی از نخـجير (‌یعنی حیوانـات و طیور وحشـی بـری کـه بـه آسانی در دسـترس شـما قرار می‏‎گیرند و) دسـتها و نیزه‌های شـما بـدانـها مـی‌رسند، آزمـایش مـی‌کند، تـا روشـن شـود چـه کسـی در حـال نـهان (‌از دیـدگان مردمان‌، به سبب نیروی ایمان‌) از خدا مـی‌ترسد. هـر کس بعد از آن (‌که حدود و احکام بیان گـردید، از آنـها تخطی و) تجاوز کند، مجازات دردناکی خواهـد داشت‌. ای مومنان‌! هنگامی که در حالت احرام هستید (‌و یا این که در سرزمین جرم بسر مـی‌برید) نـخجیر مکشـید. و هر کس از شما عمداً نخجیر بکشد باید کفاره‌ای معادل آن از چهارپایان (‌اهلی‌، مانند: بـز و گوسفند و شـتر و گاو) بدهد، کفاره‌ای که دو نفر عادل از میان خودتان به معادل بودن آن قضاوت کنند و برابری آن را تـصدیق نمایند. چنین حیوانی قربانی می‏‎گردد و بـه مسـتمندان مکه داده می‌شود، یا کفاره‌ای (‌معادل قیمت آن حیوان‌) خوراک (‌یک روزه به هر یک از) فقراء می‌دهد، و یا برابر آن (‌خـوراک‌؛ بــه عبارت دیگر بـه تـعداد مسـتمندان دریــافت کننده کـفاره‌، روزهـائی‌) روزه می‏‎گیرد. تـا متجاوز کیفر کار خود را بچشد. خدا از آنچه در گذشته (‌پیش از تـحریم شکـار) انـجام پـذیرفته است‌، گذشت مــی‌نماید. ولی هـر کس (‌بـه کشـتن نـخـجير) دوبـاره برگردد (‌و بعد از آگاهی از تحریم‌، باز به شکار پردازد) خداوند از او انتقام می‏‎گیرد. و خداونـد تـوانـا و انـتقام گیرنده است‌. نـخـجیر (‌آبـزی‌، یـعنی حیوانـی کـه در رودخانه یا در آبگیر زندگی مـی‌کند، و یـا در) دریـا، و خوردن از (‌گوشت‌) آن‌، برای شما (‌مقیمان مومن که آن را تازه بـه تـازه مـی‌خورید) و برای (‌شـما) مسـافران (مومن که آن را خشکیده یـا یـخ زده و یـا بـه صـورت کنسرو می‌خورید) حلال است‌، ولی مادام کـه در حـال احرام هستید نخـجير خشکـزی (‌یعنی حـیوانـی کـه در بیابانها و دشتها و کوهها زندگی می‌کند و معمولا اهلی نمی‌گردد) برای شما حرام است‌. از خدائی بترسید کـه به سوی او برگردانده مـی‌شوید و در پیشگاه او گـرد آورده می‌شوید. خداوند، کعبه‌، (‌یـعنی‌) بیت‌الحرام‌، و مــاههای حـرام‌، و قربانیهای بـی‌نشان و نشـاندار را وسـیله‌ای بـرای سـامان بـخشیدن (‌بـه کـار دنـیوی و اخروی‌) مردم قرار داده است‌. این بدان خاطر است که بدانید که خداوند مـطلع از هـر آن چیزی است کـه در آسمانها و زمین است‌، و بدانید که خداوند همه چیز را می‌داند. بدانید که خداوند دارای مجازات شدید است‌، و در عـین حـال بس آمـرزنده و مـهربان است‌. پـیغمبر وظیفه‌ای جز تبلیغ (‌و رسـاندن پیام آسمانی‌) ندارد. خداوند آگاه از چیزی است که آشکـار مـی‌سازید و بـا خبر از چیزی است که پنهان می‌نمائید. (‌ای پیغمبر! بـه مردم‌) بگـو: نـاپاک و پـاک (‌و حرام و حـلال‌) مسـاوی نیستند، هر چند که فراوانی ناپاک (‌و حرام‌) شـما را بـه شگفت انـدازد. پس ای خردمندان (‌بـا امـتثال اوامـر و اجتناب نواهی یزدان‌) خویشتن را از (‌خشـم‌) خدا بـر حذر دارید تا این که رستگار شوید.

خداوند بزرگوار در سرآغاز ایـن سوره‌، به مومنان فرموده‌است‌:       .

(يَا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا أَوْفُوا بِالْعُقُودِ أُحِلَّتْ لَكُمْ بَهِيمَةُ الأنْعَامِ إِلا مَا يُتْلَى عَلَيْكُمْ غَيْرَ مُحِلِّي الصَّيْدِ وَأَنْتُمْ حُرُمٌ إِنَّ اللَّهَ يَحْكُمُ مَا يُرِيدُ يَا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا لا تُحِلُّوا شَعَائِرَ اللَّهِ وَلا الشَّهْرَ الْحَرَامَ وَلا الْهَدْيَ وَلا الْقَلائِدَ وَلا آمِّينَ الْبَيْتَ الْحَرَامَ يَبْتَغُونَ فَضْلا مِنْ رَبِّهِمْ وَرِضْوَانًا وَإِذَا حَلَلْتُمْ فَاصْطَادُوا) ٠(‌آیه/1و2 ) 

ای مومنان‌! به پـیمانها و قراردادهـا وفـا کنید (‌اعـم از عقدها و عهدهای مشروع انسان با انسان‌، یا انسان بـا یزدان ... بعد از ذبح‌، خوردن گوشت‌) چهارپایان بـرای شما حلال است مگر آنهائی که (‌در این سوره مستثنی می‌گردد) و بر شما خوانـده مـی‌شود. هنگامی که در حالت احرام هستید (‌یا این که در سرزمین حرم بسـر می‌برید) شکار (‌بری‌) راحلال ندانید. خداوند هـر چـه بخواهد (‌و مصـلحت بدانـد) حکـم مـی‌کند. ای مومنان‌! (‌حرمت شکنی‌) شعائر (‌دین‌) خدا را بـرای خود حـلال ندانید (‌بدین صورت که هرگونه که بخواهید بدان دست ببرید و در آن تصرف کنید) و نـه مـاه حرام را (‌بـدین معنی که در آن بجنگید)‌، و نه قربانیهای بی‌نشان و نـه قربانیهای نشانداری را (‌که به بیت‌الله هدیه مـی‌کردند. بدین گونه که متعرض چنین حیواناتی یا صاحبان آنها بشوید) و نه کسانی که آهنگ آمدن به خانه خدا را دارند و به دنبال لطف و خشنودی خدایند. (‌بدین مـعنی که آنان را از آمدن بدانجا بازدارید و یا این که بـا ایشـان بجنگید)‌. هر وقت که از احرام بدر آمدید و از سـرزمین حرم خارج شدید، شکار کنید (‌و شکار کردن برای شما بلامانع خواهد بود)‌.

این نهی از حلال دانستن نخجیر در حال احرام‌، آشفتن شعائر و به هم زدن مراسم دینی‌، حلال شمردن ماههای حرام‌، متعرض حیوانـات نشاندار و بینشان شـدن‌، جلوگیری ازکسانی‌که برای حج به سوی بـیت‌الله رهسپار می‌گردند، و بدیشان اذیت و آزار رساندن‌، در دنیا برای مخالف‌کیفری در پی نـداشت‌، بلکه تـنها بزهکار می‌شد... امّا هم اینک‌کیفر مشخص می‌گرددکه عبارت است ازكفـاره‌:          

( ليذوق وبال أ‌مره ) .

تا متجاوز کیفر کار خود را بچشد.

و عفو وگذشت از حلال شمردن این چیزهای حرام در گذشته اعلان می‌شود، وکسانی با انتقام یزدان از ایشان تهدید می‌گردند و بیم داده می‌شوندکه پس از این بیان و روشنگری به سوی چنین‌کارهائی برگردند.

این بخش، همسان همةه بخشهای دیگر ایـن دسـته از آ