 می‌گرداند، تا در هر لحظه‌ای با خدا پیوند داشته باشد، و در هر اندیشه‌ای‌که به ذهن می‌گذرد خدای را بپاید. گذشته از آن‌، در پرتو این بیداری و هوشیاری‌، عامل مثبتی در رشد زنـدگی و دگرگونی آن‌، و در حفظ زندگی از ضعف و فساد، و در حفاظت نفس و مال و ناموس‌، و در پاسداری از امـنیت گروه مسـلمانان و شریعت ایشان و نظام حکومتیشان از هر نوع تعدی و تجاوزی باشد. فرد مسلمان به خود واگذار نمی‌گردد تا هر چه می‌خواهد بکند و هرگونه‌که بخواهد از لذائذ برخوردارگردد. در هر لحظه‌ای تکالیف و وظائفی بر او واجب است‌که بیداری و هوشیاری همیشگي را می‏طلبد. تکالیف و وظائفی در مقابل گروه مسلمانانی که در میانشان زندگی بسر می‏‎برد، و تکالیف و وظائفي در برابر همه انسانها، بدین معنی‌که باید انسانها را به سوی خدا و آئین خدا دعوت‌کند و رهنمودشان نماید... از انسان مومن خواسته می‌شودکه بیداری و هوشیاری همیشگی را داشته باشد، تا بتواند بدین تکالیف و وظائف بپردازد و در انجام آنها موفق‌گردد. حتی زمانی که فرد مسلمان از چیزهای پاکیزه و حلال نـیز بهره می‏‎برد و استفاده می‌کند، اسلام بر او واجب می‌گرداند که در این بهره‏مندی و استفاده هم بیدار و هوشیار باشد، تا بنده هیچگو‌نه شهوتی یا لذتی نگردد. بلکه همیشه بر آرزوها و خو‌استهایش سیطره و غلبه داشته باشد، و به آرزوها و خواستهایش بسان‌کسی پاسخ دهد که برکار و بار خود سیطره دارد و چیره است و بر خویشش مسلط است‌... بیخبری و بیهوشی و بنگی و منگی مستی‌، درهیچ چیزی با ایـن مسـیر و با ایـن دیدگاه‌، متفق و سازگار نیست‌.

این بیخبری و بیهوشی در اصل جزگریز از واقعیت زندگی در وقتی از اوقات نـیست‌. بلکه‌گرایش به اندیشه‌ها و خیالبافیهائی است‌که سرمستی یا خمار آنها را بـرمی‌انگـیزد. اسـلام ایـن راه را برای انسـان نمی‌پسندد، و از مردمان می‌خواهد که حقائق را ببینند، و با آنها رویاروی‌گردند، و در آنها بزیند، و زندگانی خود را برابر آنها صرف‌کنند، و این زندگی را بر شبحها و خیالبافیها بنیاد ننهند... قطعاً ملاک تـصمیم قـاطع و اراده استوار، با حقائق روبرو شدن است‌. امّاگریز از حقائق‌، و پناه بردن به تصورات و اوهام‌، راه‌گسیختگی‌، و سسـتی تصمیم‌، و ذوب شـدن اراده است‌. اسلام همیشه تقو‌یت و تربیت اراده را در مد نظر داشته است‌، و پیوسته خواسـتار رهائی و آزادی اراده از قیدها و بندهای خوی چیره میگساری بوده است‌. همین‌کار خود به تنهائی از دیدگاه اسلامی برای تحریم باده و تحریم سـائر مـواد مخدرکافی و بسنده است‌... باده و باده‌گساری‌کثیف است وكار شیطان است‌، و تباه‌کننده زندگی انسان است‌.

فقهاء در این‌که خود باده‌ کثیف است همچون سـائر کثافات و نجاسات‌، و یا این‌که‌کثیف نـیست و تـنها نوشیدن آن حرام است و بس، اختلاف نظر دارند. نظر جمهور این است‌که خود باده‌کثیف و ناپاک است‌. امّا نظر ربیعه، لیث پـسـر سعد، مزنی دوست شـافعی‌، و بعضی از بغدادیان، این است که تنها نوشیدن باده حرام است و خود آن ناپاک نیست‌... همین اندازه در رونـد فی ظلال القرآن ما را بس است‌.

روایت کرده‌اند هنگامی‌که این آیات نازل‌کردید، و در آنها تحریم باده ذکر شد، و باده ناپاک و از عمل شیطان قلمدادگردید، در جامعه مسلمانان دو فریاد برخاست‌که در ساختار متحد، ولی در انگیزه و هدف مختلف بودند. برخی از اصحاب سختگیرگفتند: یـاران مـا را چه می‌شود؟ یارانی که تا مردند باده‌گساری کردند!... یـا گفتند:‌کسانی را چه می‌شودکه در جنگ احدکشـته شدند و باده در شکمهای خود داشتند؟ (‌یعنی‌: پیش از تحریم باده‌)‌.

برخی از کسانی که کارشان به شک و گمان افکندن مردمان بود، به منظور آشفتن افکار و سرگردان نمودن دیگرا‌ن‌، چنین سخنانی و یـا همانند آنـها راگفتند. مرادشان ازگفتن همچون سخنانی لرزان کردن اعتماد درونی مردمان نسبت به اسباب تشـریع و انگیزه‌های قانونگذاری بود، و یا این‌که به دیگران چنین بفهمانند: کسانی که مرده‌اند بدان گاه که باده هر چند کـه هـنوز حرام نبوده است‌، ولی چون خود باده‌کثیف وكار شیطان بشمار است‌، آنان با شکمهای پر از چیز نجس و ناپاک مرده‌اند!

بدین هنگام بودکه این آیه نازل شد:

(لَيْسَ عَلَى الَّذِينَ آمَنُوا وَعَمِلُوا الصَّالِحَاتِ جُنَاحٌ فِيمَا طَعِمُوا إِذَا مَا اتَّقَوْا وَآمَنُوا وَعَمِلُوا الصَّالِحَاتِ ثُمَّ اتَّقَوْا وَآمَنُوا ثُمَّ اتَّقَوْا وَأَحْسَنُوا وَاللَّهُ يُحِبُّ الْمُحْسِنِينَ).

بر کسانی که ایمان آورده‌اند و کارهای شایسـته انجام داده‌اند، گناهی به سبب آنـچه (‌از مسکرات پیش از تحریم و آگاهی از آن‌) نوشیده‌اند متوجه آنان نیست‌، اگر (‌از محرمات‌) بپرهیزند و (‌بدانـچـه دربـاره تـحریم نـازل شـده است‌) ایـمان بـیاورند و کارهای شـایسته انجام دهند. بعد از آن (‌هم از محرمات‌) بپرهیزند و (‌به احکام نازله در باره تحریم‌) ایمان داشته باشند. سپس (‌بــاز هــم درجـات تــقوا را طـی کـنند و از مـحرمات‌) بپرهیزند و همه کارهای خود را نیکو کنند، و خداوند نیکوکاران را دوست می‌دارد (‌و هر گروهی از آنـان را به اندازه اخلاصی که دارند پاداش می‌دهد)‌.

این آیه نازل‌گردید تا پیش از هر چیز بیان دارد: چیزی که تحریم نشده است‌، حرام نمی‏گردد، و تحریم نیز از زمانی آغاز می‌گرددکه نص نازل شده باشد، نه پیش از نص‌. همچنین چیزی با ویژگی پیشینی‌که داشته است‌، حرام نمی‏گردد. عقاب وکیفری هم جز با بودن نص وجود نخواهد داشت‌، چه در دنیا و چه در آخرت‌. زیرا این نص است‌که حکم را پدید می‌آورد... کسانی‌که مرده‌اند و باده در شکمهایشان داشته‌اند، در حالی که هنوز تحریم نشده است‌، بر آنان‌گناهی نـیست‌. زیـرا ایشان چیز تحریم شده‌ای را نخورده‌اند و ننوشیده‌اند، و مرتکب معصیت وگناهی نشده‌انـد... آنـان از یـزدان می‌ترسیده‌اند وکارهای شایسته و بایسته انجام داده‌اند، و خدای را در نظر می‌داشته‌اند، و می‌دانسته‌اندکه ایزد  متعال از اندیشه‌ها و رازهای درونشان‌، و ازکردارها و رفتارهای بیرونشان آگاه است ...کسانی‌که حالشان این چنین باشد، دست به چیز حرامی نمی‌یازند، و مرتکب گناهی نمیشوند.

نمی‌خواهیم بدین مناسبت‌گرفتار جدالی گردیم که معتزله پیرامون حکم نجس بودن باده برانگیختند، و گفتند: آیا نجس بودن باده ناشی از فرمان یزدان سبحان درباره تحریم آن است‌؟ یا این ناشی از صفت مـلازم باده در خود باده است‌؟ آیا چیزهای حرام به سبب صفت ملازم خود، چیزهای حرام است‌؟ یا این‌که چنین صفتی به سبب تحریم‌، ملازم آن چیز می‌گردد... چنین جدالی به نظر ما بیهوده و بی‏نتیجه است و برای احسـاس اسلامی بیگانه است‌!‌... یزدان جهان وقتی که چیزی را حرام می‌فرماید، می‌داند چرا آن را حرام می‌نماید، چه سبب تحریم ذکرگردد، و چه بیان نشود. چه تحریم به خا