پاک هستند و وصف «‌طیبات‌» و پاکیزه‌هائی‌که خدا آنها را حلال فرموده است‌، بر ایـنها منطبق نـمی‌گردد. چرا که ایـنها از زمره کـارهای اهریمن می‏‎باشند. اهریـمـن نیز دشمن دیرینه انسان است‌. مومن همین‌که بداندکه چیزی جزو عـملکرد اهریمن است‌، از آن احساسش بیزار، و روانش‌گریزان‌، و وجودش رمان می‏‎گردد، و از آن می‌هراسد و پرهیز می‌کند.

در این لحظه‌، نهی همراه با امید به رسـتگاری صادر می‌گردد. این هم پسوده‌ای از پسـوده‌های الهـامگرانه ژرف درونی است‌:

(فَاجْتَنِبُوهُ لَعَلَّكُمْ تُفْلِحُونَ )

از این کارهای پلید دوری کنید، تا رستگار شوید.

سپس روند قرآنی برای پرده برداشتن از نقشه اهریمن که نهفته در فراسوی این پلیدی است‌، به پیش می‌رود: 

 (إِنَّمَا يُرِيدُ الشَّيْطَانُ أَنْ يُوقِعَ بَيْنَكُمُ الْعَدَاوَةَ وَالْبَغْضَاءَ فِي الْخَمْرِ وَالْمَيْسِرِ وَيَصُدَّكُمْ عَنْ ذِكْرِ اللَّهِ وَعَنِ الصَّلاةِ).

اهریمن می‌خواهد از طریق میخوارگی و قماربازی در میان شما دشمنانگی و کینه‌توزی ایجاد کند و شما را از یاد خدا و خواندن نماز باز دارد...

بدین وسیله برای دل مسلمان هدف شیطان‌، و سرانجام  نیرنگ و ثـمره پـلیدی او، روشن می‌گردد... آنچه اهریمن می‌خواهد ایـجاد دشمنانگی وکینه‌توزی در میان صف مسلمانان‌، از راه باده‌گساری و قماربازی است‌. همچنین خواست اهریمن عبارت از بازداشتن «‌مومنان‌» از یاد خدا و از گزاردن نماز است‌... در این صورت‌، نیرنگ اهریمن عجب نیرنگی است‌!

این هدفهائی که اهریمن می‌خواهد، کارهائی هستند که رخ می‌دهند و دیده می‌شوند. مسلمانان می‌توانند پس از تصدیق آنها از لابلای فرموده صادقانه الهی‌، آنها را در دنیای وا‌قعی ببینند. انسان به پژوهش ویادی برای دیدن‌کار تباه اهریمن نیازی ندارد. انسان هر چه زودتر می‌تواند ببیندکه اهریمن به وسـیله مـیخوارگی و قماربازی، در میان مردمان دشمنانگی وکینه‌توزی می‌اندازد. چه میخوارگی بدان سبب‌که عقل و شعور را ميزداید، و بر سرکشی گوشت و خون می‌افزایـد، و هوسهای پرشها و جهشها را برمی‌انگیزد، و قماری‌که با میخوارگی همراه می‌گردد، و میخوارگی نـیز با آن همرا‌ه می‌شود، بدا‌ن علت‌که در درونها زیانها وکینه‌ها بر جای می‏‎گذارد، چراکه بازنده قمار، قطع بر برنده قمارکه دارائی او را جلو چشمانش بیهوده از آن خود کرده است و به تاراج برده است و وی را مغلوب و بازنده ساخته است‌،‌کینه به دل می‌گیرد... آخر، سرشت این نوع‌کارها چنین است‌که دشمنانگی را برانگیزد و کینه‌توزی را پدید آورد، هر چندکه مجـالس عربده و بی‌بند و باری، برای نگاههای سطحی‌، چنین وانـمود گرددکه مجمع دلهای دوستان است و مجلسیان متحد و متفق و صمیمی هستند، و باده و قمار مایه انس و الفت و سعادت و خوشبختی است‌!

بازداشتن از یاد خدا و از نماز، نیازی به نگریستن و دیدن ندارد... چه باده‌گساری مایه فراموشکاری‌، و قماربازی موجب لهو و لعب می‌گردد. بنگی و منـگی قمار قماربازان از تنگی و منگی میخوارگی میخواران‌، دست کمی ندارد. جهان قمارباز همسان جهان بدمست، از خوانها و سیخها و ورقها و پیاله‌ها تجاوز نمی‌کند. 

بدین منوال‌، هنگامی‌که اشاره به هدف اهریمن از این پلیدی‌، به اوج خود در بیدارباش دلهـای «‌مـومنان‌» و آماده‌سازی دلهای ایشان می‌رسد، پرسشی به میان می‌آیدکه پاسخـی در این وقت‌، جز پـاسخ عـمر (رض) ندارد، بعد از آن‌که شنید:

 

« فَهَلْ أَنْتُمْ مُنْتَهُونَ »‌.

آیا شما بس می‌کنید و دست می‌کشید؟‌.         

 عمر فوراً پاسخ می‌دهد:

«‌(‌بس‌کردیم‌! بس‌کردیم‌ا»‌.

امّا روند قرآنی بعد از این هم به پیش می‌تازد وآهنگ بزرگ وسترک خود را سر می‌دهد:

(وَأَطِيعُوا اللَّهَ وَأَطِيعُوا الرَّسُولَ وَاحْذَرُوا فَإِنْ تَوَلَّيْتُمْ فَاعْلَمُوا أَنَّمَا عَلَى رَسُولِنَا الْبَلاغُ الْمُبِينُ)

 از خـدا و از پـیغمبر فرمـانبرداری کـنید و (‌از مـخالفت فرمان خدا و پیغمبر) خویشتن را بر حذر دارید. و اگر (‌از فـرمان خدا و پیغمبر روی بـرگردانـدید و) پشت کردید، بدانـید کـه بـر پـیغمبر مـا تنها تبلیغ آشکـار و روشنگر (‌و رساندن فرمان و توضیح کـامل احکام‌) است و بس‌.

این قاعده‌ای است‌که‌کارها بطورکلی بدان برمی‌گردد: اطاعت از خدا، و اطاعت از پيغمبر... تسلیم‌... تسلیم محضی‌که با بودن آن جز اطاعت مطلق از خدا و پیغمبر، بر جای نماند... بر حذر داشتن از مخالفت ... و بالاخره تهدیدی که در این جمله‌های فشرده است‌: 

 (فَإِنْ تَوَلَّيْتُمْ فَاعْلَمُوا أَنَّمَا عَلَى رَسُولِنَا الْبَلاغُ الْمُبِينُ).

و اگر (‌از فرمان خدا و پیغمبر روی برگرداندید و) پشت کردید، بدانید کـه بـر پیغمبر مـا تنها تبلیغ آشکار و روشنگر (‌و رساندن فرمان و تـوضیح کامل احکـام‌) است و بس‌.

پیغمبر (ص)‌تبلیغ‌کرد و رساند و توضیح داد و روشن فرمود. پیآمد و مسوولیت پس ازتبلیغ روشن متوجه کسانی می‌گردد که مخالفت می‌ورزند...

تهدید خردکـننده‌ای در ا‌یـن اسلوب فشـرده است‌. 

اسلوب فشرده‌ای که مـاهیچه‌های دوشـها و پـهلوهای مومنان از آن به لرزه و تکان می‌افـتد! ... مومنان هنگامی که عصیان می‌ورزند و اطاعت نـمی‌کنند، به کسی جز خود زیان نمی‌رسانند. قطعاً پیغمبر (ص) تبلیغ فرمود و ادای وظیفه نمود. سپس ازکارشان دست کشید وکاری به‌کارشان نداشت‌. چون از این مرحله به بعد مسوول ایشان نبود، و عذابی را از آنـان بدور ننمود، بدان گاه که از او نـافرمانی کردند و اطـاعت نورزیدند. کار و بارشان یکسره حواله به یزدان جهان شد، و تنها او می‌توانست سرکشان‌کجرو وگریزپای را کیفر دهد!

ایـن برنامه یـزدان است‌که در دلهـا را میكوبد، و ناگشوده‌های دلهـا برای پـذیرش برنامه الهی باز می‌گردند، و راهها وگذرگاهها در آنها برای نفوذ برنامه آسمانی‌، روشن و هویدا می‌شوند...

شاید زیبا باشد در اینجا بیان‌کنیم‌که کدام باده است‌که این نهی راجع بدان نازل شده است‌:

ابوداود با سندی‌که در دست داشته است‌، از ابن عباس - رضی الله عنهما - نقل‌کرده است‌: «‌هر مخمّری خمر است‌، و هر مسکری حرام است‌»‌.

عمر (رض) بالای منبرپیغمبر (ص)‌در حضـورگروهی از صحابه سخنرانی کرد وگفت‌:

«‌ای مردمان‌! تحریم خمر روزی که می‏‎بایست نـازل شد. بدان هنگام خمر از پنج چیز تهیه می‌شد: از انگور و خرما و عسل وگندم و جو. خمر هر آن چیزی است که عقل را بپوشاند»‌. (‌قرطبی آن را در تـفسیر خود روایت کرده است‌)

هم این روایت و هم آن روایت دلالت دارند بر این‌که باده هر آن چیزی است‌که عقل را بپوشاند و مایه مستی شود... باده مختص به نوع ویژه‌ای نیست‌. بلکه هر چیز که مستی آورد، حرام است‌.

بیخبری و بیهوشی مستی - ناشی از هر چیز مست کننده‌ای که باشد - منافات دارد با بیداری و هوشیاری هــميـشگی‌كــه اسـلام بـر دل هـر مسـلمانی واجب