ال‌» و واژه «‌حرام‌» سـایه آنها در احساس مردمان دامن فراهم می‌جبند، تا آنجاکه معنی آن قراتر نمی‌رود از قربانی و ذبیحه‌ای‌که سر بریده می‌شود، یا خوراکی‌که خورده می‌شود، یا آبی‌که نوشیده می‌شود‌، یا جامه‌ای‌که پوشیده می‌شود، و یـا ازدواجی که منعقد می‌گردد... اینها کارهايی است که مردمان درباره آنها از اسلام نظرخواهی مـی‌کنند تـا ببینند: حلال یا حرام هستند امّاکارهای همگانی و امور مهم‌زندگانی‌، مردمان راجع بدانها از قوانین اساسی و مقرراتی نظرخواهی می‌کنندکه بجای شریعت خدا قرار داده شده‌اند! چه نظام احتماعی همـه‌، و نظام مـملک همه‌، و جملگی ویژگیهای یزدان در امور زمین و در امور زندگی مردمان‌، جزو چیزهائی باقی نـمانده است که درباره آنها از اسلام نظرخواهی می‌گرددا

اسلام برنامه‌ای است برای همه امور زندگی‌. کسی‌که از اسلام در همـه چیز آن پیروی‌کند، او مومن بشمار است و پیرو دین یزدان بحساب می‌آید. وکسی‌که از چیزی جز اسلام پیروی‌کند، هر چند در حکم واحدی‌، به ترک ایمان گفته است‌، و به الوهیت یزدان تعدی‌کرده است‌، و از آئین خدا خارج‌گشته است‌، هر چندکه چنین کسی اعلان داردکه عقیده را محترم مـی‌شمارد، و او مسلمان است‌. زیرا خود پیروی او از شریعتی سوای شریعت یزدان‌،‌گمان او را تکـذیب مـی‌دارد، و وی را خارج از دين خدا می‌شمارد.

این مسئله کلی است‌. مساله‌ای است‌که این نـصوص قرآنی بدان می‌پردازند، و آن را به مساله ایـمان به یزدان‌، یا سرکشی از فرمان خدا و تجاوز به حقوق او تبدیل می‌کند... ایـن گستره نصـوص قـرآنی است‌. گستره‌ای است‌که سزاوار جدی بودن این آئین‌، و جدی بودن این قرآن‌، و جدی بودن معنی الهـیت و معنی ایمان است‌.

*

در روند مساله قانونگذاری راجع به حرام‌کردن و حلال ساختن‌، و در خط سیر تربیت ملت مسلمان در مدینه‌، و نجات مـلت مسـلمان از فـضای جاهلیت و تـه‌نشستها و آداب و رسـوم شـخصی و اجتماعی جاهلیت، واپسین نص قاطعانه درباره تحریم مـی و میخوارگی و قمار و قماربازی نازل می‌گردد، و هر دوی ایـنها درکنار بت و بت‌پرستی و فـالگیری و فال‌بینی‌، يعني شریک وانباز قائل شدن برای خدا، قرار مي گير د 

.( يَا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا إِنَّمَا الْخَمْرُ وَالْمَيْسِرُ وَالأنْصَابُ وَالأزْلامُ رِجْسٌ مِنْ عَمَلِالشَّيْطَانِفَاجْتَنِبُوهُ لَعَلَّكُمْ تُفْلِحُونَ إِنَّمَا يُرِيدُ الشَّيْطَانُ أَنْ يُوقِعَ بَيْنَكُمُ الْعَدَاوَةَ وَالْبَغْضَاءَ فِي الْخَمْرِ وَالْمَيْسِرِ وَيَصُدَّكُمْ عَنْ ذِكْرِ اللَّهِ وَعَنِ الصَّلاةِ فَهَلْ أَنْتُمْ مُنْتَهُونَ وَأَطِيعُوا اللَّهَ وَأَطِيعُوا الرَّسُولَ وَاحْذَرُوا فَإِنْ تَوَلَّيْتُمْ فَاعْلَمُوا أَنَّمَا عَلَى رَسُولِنَا الْبَلاغُ الْمُبِينُ لَيْسَ عَلَى الَّذِينَ آمَنُوا وَعَمِلُوا الصَّالِحَاتِ جُنَاحٌ فِيمَا طَعِمُوا إِذَا مَا اتَّقَوْا وَآمَنُوا وَعَمِلُوا الصَّالِحَاتِ ثُمَّ اتَّقَوْا وَآمَنُوا ثُمَّ اتَّقَوْا وَأَحْسَنُوا وَاللَّهُ يُحِبُّ الْمُحْسِنِينَ )
ای مومنان‌! میخوارگی و قماربازی و بتان (‌سنگيني که در کنار آنها قربانی می‌کنید) و تیرها (‌و سنگها و اوراقی که برای بـخت آزمائی و غیبگوئی بکار می‌برید، همه و همه از لحاظ معنوی‌) پلیدند (‌و ناشی از تزیین و تلقین‌) عمل شیطان مـی‌باشند. پس از (‌کارهای‌) پلید دوری کنید تا این که رستگار شـوید. اهـریمن مـی‌خواهـد از طریق میخوارگی و قماربازی در میان شما دشمنانگی و کینه‌توزی ایجاد کند و شما را از یاد خدا و خوانـدن نمازباز دارد. پس آیـا از ایـن دو چيزي کـه پلیدند، و دشمنانگی و کینه‌توزی می‌پراکنند، و بندگان را از یاد خدا غافل می‌کنند، و ایشان را از همه عبادات‌، بویژه نـماز کـه مــهم‌ترین آنها است‌، بازمی‌دارند) دست مـی‌کشید و بس مــی‌کنید؟‌! از خـدا و از پـیغـمبر فرمانبرداری کنید و (‌از مخالفت با فرمان خدا و پپغمبر) خویشتن را بر حذر دارید. و اگر (‌از فرمان خدا و پیغمبر روی برگرداندید و) پشت کردید، بدانید کـه بـر پپغمبر مـا تنها تـبلیغ آشکار وروشنگر(‌و رساندن فرمان و توضیح کامل احکام‌) است و بس‌. بر کسانی که ایـمان آورده‌اند و کـارهای شایسـته انجام داده‌انـد، گناهی به سبب آنــچه (‌ازمسکرات پیش از تحریم و آگاهی از آن‌) نوشیده‌اند متوجه آنـان نیست‌، اگر (‌از محرمات‌) بپرهیزند و (‌بدانچه درباره تحریم نازل شده است‌) ایمان بیاورند و کارهای شایسته انجام دهند. بعد از آن (‌هم از محرمات‌) بپرهیزند و (‌به احکام نـازله در باره تحریم‌) ایمان داشته باشند. سپس (‌باز هم درجات تقوا را طی کنند و از محرمات‌) بپرهیزند وهمه کارهای خـود را نیکو کـند، و خداوند نیکوکاران را دوست می‌دارد (‌و هر گروهی از آنان را به اندازه اخلاصی که دارند پاداش می‌دهد)‌.

می و میخوارگی و قمار و قـماربازی و بتان سنگی و تیرهای بخت‌آزمائی از نشـانه‌های برجسـته زنـدگی جاهليت بود، و جـزو آداب و رسوم ریشه‌دار در جامعه جاهلی بشمار مـی‌آمد. همه این چیزها، یک بسته و یک دسته‌، با پیوند ژرف و استواری در جامعه جاهلی آن روزی انجام می‌پذیرفت‌، و از نشانه‌های آداب و رسوم چنان جامعه‌ای بشمار می‌رفت ... در مـیخوارگی زیاده‌روی میكردند، و ميخوارگی را از افتخاراتی ميدانستندکه در آن در مـجالس شراب به مسابقه می‌پرداختند، و افراط می‌كردند.چکامه‌هایشان را به می و ميخوارگی می‌آراستند و تار و پو‌د پیرایه اشعار مدح و فخر خـود را باگردش می‌، رنگین وگلگو‌ن می‌کردند! در مــجالس شراب، حیوانات را ذبح مـی‌کردند و گوشتشان را بریان وکباب می‌نبودند، و به میخوارگان و ساقیان و حاضران در این مجالس‌، و به همه‌کبسانی که بدین مجالـس پناه مـی‌آوردند و پـیرامون چنین مجالسی‌گرد می‌آمدند، می‌دادند و میخـورانیدند! این حیوانات هـم روی بتهای سنگی قربانی مـی‌شدند، بتهايی‌که متعلق به خـودشان و قربانگاه ذبـیحه‌ها بود. بالای انها حیوانات را ســر می‏‎بریدند و خون آنها را بر این بتها می‌باشیدند. همچنین حیوانـاتی هم‌که به خـدایـانشان تقدیم مـی‌شد و به دست‌کـاهنانشان می‌رسید، روی همین بتهای سنگی ذبح می‌گردیدند! هنگام ذبح حیوانات در مـجالس ميخوارگی و در سـایر مناسبات دیگر همچو‌ن ایـن مجالس‌، از راه تیرهای بخت آزمايـی‌، قـمار صـورت مـی‌گرفت‌. تـیرهای بخت‌آزمائی تیرهائی بو‌دند که حیواناتی که سر بر‌یده می‌شدند، به وسیله آنها تقسیم می‌گردیدند. هرکسی در این قمار، بهره‌ای به اندازه تیر قمار خود می‏‎برد. مثلاً کسی که تیر «‌معلی‌«[1] مـی‌داشت‌، بیشترین بهره را می‏‎برد، و به همین منوال تا می‌رسید به‌ کـسی ‌که اصلا چیزی نصیب او نمی‌گردید. چه بسا در این قمار مالک حیوان‌، همه را می‌باخت و چیز