ر چندکه سبب به روشـنگری معنی‌کمک می‌کند و بر دقت‌کار می‌افزاید:

«‌ابن جریر روایت‌کرده است‌که پیغمبر (ص) روزی نشست و مردمان را پند و اندرز داد. پس از موعظه برخاست وبـیشتر ایشـان را بیم نداد. مردمانی از اصحاب‌گفتند: اگرکار تـازه ای نکنیم‌، ما چه حقی خواهم داشت‌؟! چراکه مسیحیان بر خویشتن چیزهائی را حرام‌کرده‌اند، ما نیز چیزهائی را بر خـویشتن حرام می‌نمائیم‌! بعضی از اصحاب پـیغمبر (ص) خوردن گوشت و ران را بر خود حرام‌کردند، و تصمیم‌گرفتند در روز چیزی نـخورند و نـیاشامند و روزه بگیرند. بعضی نیز زنان را بر خود حرام نمودند... خبر این امر به سمـع‌مبارک‌پیغمبر (ص)‌رسید.فرمود:   

 (‌ما بال اقوام حرمو‌ا النساء و الطعام و النوم؟الا اني انام ‌و اقوم و افطر و اصوم‌‌، و انکح‌النسـاء‌، فمن رغب عن سنتي فلیس مني‌)‌.

مردمانی را چه شده است که زنان و خوردن و خفتن را بــر خــود حـرام كـرده‌انـد؟ هـان‌! مـن مـی‌خوابــم و برمی‌خیزم‌، و روزه نمی‌گیرم و روزه می‌گیرم، و بـا زنان ازدواج می‌کنم‌... هر که از شیوه من دوری گزیند، با من نیست.

به دنبال این واقعه‌، نازل شدکه‌:

(يَا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا لا تُحَرِّمُوا طَيِّبَاتِ مَا أَحَلَّ اللَّهُ لَكُمْ وَلا تَعْتَدُوا ٠٠٠ ) ٠

در صـحیح مسـلم و بخاری با روایت از انس (رض) حدیثی ذکر شده است‌که‌گواه بر صدق ا‌ین چیزی است که ابن جریر روایت کرده است‌. انس‌گفته است‌:

«‌سه‌گروه به خانه‌های همسران پیغمبـر (ص) آمدند و از شیوه عبادت و پرستش فرستاده خدا سوالاتی‌کردند. هنگامی‌که از عبادت او بدیشان خبر دادند،‌گو‌یا آن را کم و ناچیز انگاشتند! گفتند: ماکجا و پـیغـمبر (ص) کجا؟‌! اوکه‌گناهان پیشین و پسـینش آمـرزیده شده است‌! يكی از ایشان‌گفـت‌: امّا من‌، همیشه تــمام شب به نماز خواندن می‌پردازم‌. دیگری‌گفت‌: من هم در تمام عمر روزه می‌گیرم و روزی را بدون روزه بسرنخواهم برد. یکی دیگرگفت‌: من هم از زنان دوری می‌گزینم و هرگز ازدواج نمی‌کنم‌. پیغمبر (ص) به پـیش ایشان رفت و فرمود:

(انتم‌ الذین قلتم ‌کذا وکذا. أما والله اني لاخشاکم لله واتقكم له . و لكني أصوم أفطر ، و اصلي و ارقد ، و أتزوج النساء ،فمن رغب عن سنتي فليس مني ).

شما کسانی هستید که چنین و چنان گفتید. بـه خدا سوگند که من بیش از شما از خدا می‌ترسم‌، و بـیش از شما (‌از خشم و عذاب خدا) خویشتن را به دور می‌دارم‌. امّـــا مــن روزه می‌گیرم و روزه نــمی‌گیرم‌، و نـماز می‌خوانم و می‌خوابم‌، و با زنان ازدواج می‌کنم‌. هر که از شیوه (‌پندار و رفتار و گفتار) من کناره‌گیری کند، با من نیست‌.

ترمذی - با اسنادی‌که داشته است - از ابن عباس - رضی الله عنهما - روایت‌کـرده است‌که مـردی به خدمت پیغمبر (ص) آمد و عرض‌کرد: من وقتی‌که گوشت می‌خو‌رم‌، نسبت به زنان بر سر شوق می‌آیم و هوس بر من چیره می‏‎گردد. این است‌که خوردن‌گوشت را بر خود حرام نموده‌ام‌... خداوند بزرگوار این آیه را نازل فرمود:

(يَا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا لا تُحَرِّمُوا طَيِّبَاتِ مَا أَحَلَّ اللَّهُ لَكُمْ... )‌. 

آیه ویژه‌ای‌که درباره سوگند و سوگند خوردن در روند قرآنی پس از این آیه و آیه بعد از آن آمده است‌، عبارت است‌از:

(لا يُؤَاخِذُكُمُ اللَّهُ بِاللَّغْوِ فِي أَيْمَانِكُمْ وَلَكِنْ يُؤَاخِذُكُمْ بِمَا عَقَّدْتُمُ الأيْمَانَ فَكَفَّارَتُهُ إِطْعَامُ عَشَرَةِ مَسَاكِينَ مِنْ أَوْسَطِ مَا تُطْعِمُونَ أَهْلِيكُمْ أَوْ كِسْوَتُهُمْ أَوْ تَحْرِيرُ رَقَبَةٍ فَمَنْ لَمْ يَجِدْ فَصِيَامُ ثَلاثَةِ أَيَّامٍ ذَلِكَ كَفَّارَةُ أَيْمَانِكُمْ إِذَا حَلَفْتُمْ وَاحْفَظُوا أَيْمَانَكُمْ كَذَلِكَ يُبَيِّنُ اللَّهُ لَكُمْ آيَاتِهِ لَعَلَّكُمْ تَشْكُرُونَ) .

خداوند شما را به خاطر سوگندهای بیهوده و بـی‌اراده مواخذه نمی‌کند، ولی شما را در برابر سوگندهائی که ار روی قصد و اراده خورده‌اید مواخذه می‌کند. کفاره این گونه سوگندها عبارت است از: خوراک دادن به ده نفر مستمند از غذاهای معمولی و متوسطی که به خـانو‌اده خود می‌دهید، یا جامه دادن به ده نفر از مستمندان‌، و یا آزاد کردن برده‌ای‌. (‌میان هر یک از این سه کار مـخـَّیر هسـتید) امّــا اگر کسـی (‌هیچ یک از ایـن ســه کـار را نتوانست و توانائی انجام انها را) نیافت‌، (‌او مـی‌توانـد) سه روز روزه (‌بگیرد)‌. این کفاره سوگندهائی است که می‌خورید. سوگندهای خود را حفظ کنید (‌و سعی کنید سوگند نخورید و اگر خوردید بدانها عمل کنید و اگر هم سوگندها را شکستید کفاره را فراموش نکنید)‌. خداونـد این چنین (‌روشن‌) آیات (‌احکام‌) خود را برای شما بیان می‏‎کند تا (‌بر اثر آشنائی به احکام الهی‌) شکر (‌نعمتهای او را) بجای آورید.
ظاهر این است که چنین آیه‌ای برای رویاروئی با این حالت‌، و امثال آن نازل شده است‌. این آیه نازل شده است تا این چنین اشخاصی را از ترک چیز مباحي باز داردکه ایشـان سوگند خوردند خویشتن را از آن محروم‌کنند، و پیغمبر (ص)‌نیز آنان را از قدغن‌کردن چیزهای مباح باز داشت‌، و قـرآن هـم ایشـان را منع فرمود از این‌که خودسرانه چیزهائی را حلال یا حـرام سازند. چراکه آنان را نسزدکه چنین‌کنند. بلکه‌کار حلال و حرام‌کردن به خدائی مربوط است‌که بدو ایمان آورده‌اند. این امر متوجه هر نوع سوگندی نیز خواهد شدکه خورده شود بر این‌که انسان از انجام‌کار خیری دست باز دارد، و یا به انجام‌کار شری دست بیازد. در این راستا بایدگفت‌: هرگاه شخص قسم خورنده ببيند کار نیک‌تر و بهتر از آنچه سوگند بر آن یادکرده است وجود دارد، بایدکه چنین کار نیک‌تر و بهتر را انـجام دهد، وکفاره سوگند خود را برابر مقررات معین در این آیه بپردازد.

ابن عباس‌گفته است‌: «‌این آیه بدان سبب نازل شدکه مردمانی‌که خوردن و پوشیدن چیزهای حلال و پاکیزه را بر خود حرام‌کردند و تصمیم‌گرفتندکه تن به ازدواج ندهند، بر این امور سوگند خوردند ... هنگامی‌که این دستور الهی نازل شد:

(لا تُحَرِّمُوا طَيِّبَاتِ مَا أَحَلَّ اللَّهُ لَكُمْ)‌.

چیزهای پاکیزه‌ای را که خداوند برای شما حلال کـرده است بر خود حرام مکنید.

گفتند: پس با سوگندهائی‌که خـورده‌ایم چه بایدکرد؟ 

در پاسخ بدان، این آیه نازل شد.

این حکم متضمّن این فرمان نیز می‌باشدکه خداوند بزرگوار مسلمانان را مواخذه نـمی‌فرماید در برابر سوگندهای لغو و بی‌هدفی‌که بر زبان آورده مـی‌شود بدون این که نیت انجام آن در دل جایگزین‌گردد، و عزم بر آن جزم شود. همچنین در اين آیه مسلمانان تشویق می‌شوند بر این‌که با زیـاد قسـم خـوردنهای بی‌هدف و بی‌معنی، سـوگندها را سـرسری و بازیچه نگیرند! چراکه باید سوگند خو‌ردن به خدا دارای حرمت و احـترام و سنگینی و وقار خود باشد، و بدین صورت مبتذلانه بر زبان رانده نشود.

امّا سوگندی