نَ كَفَرُوا يَفْتَرُونَ عَلَى اللَّهِ الْكَذِبَ وَأَكْثَرُهُمْ لا يَعْقِلُونَ (١٠٣) وَإِذَا قِيلَ لَهُمْ تَعَالَوْا إِلَى مَا أَنْزَلَ اللَّهُ وَإِلَى الرَّسُولِ قَالُوا حَسْبُنَا مَا وَجَدْنَا عَلَيْهِ آبَاءَنَا أَوَلَوْ كَانَ آبَاؤُهُمْ لا يَعْلَمُونَ شَيْئًا وَلا يَهْتَدُونَ (١٠٤) يَا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا عَلَيْكُمْ أَنْفُسَكُمْ لا يَضُرُّكُمْ مَنْ ضَلَّ إِذَا اهْتَدَيْتُمْ إِلَى اللَّهِ مَرْجِعُكُمْ جَمِيعًا فَيُنَبِّئُكُمْ بِمَا كُنْتُمْ تَعْمَلُونَ (١٠٥) يَا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا شَهَادَةُ بَيْنِكُمْ إِذَا حَضَرَ أَحَدَكُمُ الْمَوْتُ حِينَ الْوَصِيَّةِ اثْنَانِ ذَوَا عَدْلٍ مِنْكُمْ أَوْ آخَرَانِ مِنْ غَيْرِكُمْ إِنْ أَنْتُمْ ضَرَبْتُمْ فِي الأرْضِ فَأَصَابَتْكُمْ مُصِيبَةُ الْمَوْتِ تَحْبِسُونَهُمَا مِنْ بَعْدِ الصَّلاةِ فَيُقْسِمَانِ بِاللَّهِ إِنِ ارْتَبْتُمْ لا نَشْتَرِي بِهِ ثَمَنًا وَلَوْ كَانَ ذَا قُرْبَى وَلا نَكْتُمُ شَهَادَةَ اللَّهِ إِنَّا إِذًا لَمِنَ الآثِمِينَ (١٠٦) فَإِنْ عُثِرَ عَلَى أَنَّهُمَا اسْتَحَقَّا إِثْمًا فَآخَرَانِ يَقُومَانِ مَقَامَهُمَا مِنَ الَّذِينَ اسْتَحَقَّ عَلَيْهِمُ الأوْلَيَانِ فَيُقْسِمَانِ بِاللَّهِ لَشَهَادَتُنَا أَحَقُّ مِنْ شَهَادَتِهِمَا وَمَا اعْتَدَيْنَا إِنَّا إِذًا لَمِنَ الظَّالِمِينَ (١٠٧) ذَلِكَ أَدْنَى أَنْ يَأْتُوا بِالشَّهَادَةِ عَلَى وَجْهِهَا أَوْ يَخَافُوا أَنْ تُرَدَّ أَيْمَانٌ بَعْدَ أَيْمَانِهِمْ وَاتَّقُوا اللَّهَ وَاسْمَعُوا وَاللَّهُ لا يَهْدِي الْقَوْمَ الْفَاسِقِينَ (١٠٨) 

این بخش‌کلَّاً یک مساله را دربرمیگیرد - هر چند موضوعهائی‌که بیان می‌دارد متفاوت وگوناگون است - و دور یک محور می‌چرخد... تنها یزدان است‌که حرام می‌کند و حلال می‌سازد... فـقط خدا است‌که ممنوع می‌گرداند و آزاد می‌نماید... خدا است‌که او امر و نهی می‌کند... دیگر همه مسائل در برابر این قاعده یکسانند، چه مسائل بزرگ و چه مسائل‌کوچک‌... زیرا همه امور زندگی انسانی بایدکه بـدین قاعده برگردانده شود و با این قاعده و قانون سنجیده شود، نه قاعده و قانون دیگري‌.

کسی‌که حق قانونگذاری را برای خود ادعاء‌کند، یـا عملا به قانونگذاری دست یـازد، چنین‌کسی حق الوهیت را ادعاء کرده است و خویشتن را در مـقام الوهیت قرار داده است‌... چنین حقی هم از آن‌کسی جز خدا نیست ... کسی‌که در چیزی از اینها، از آداب و رسوم مردمان‌، و از تقلیدات و مصطلحات ایشـان‌، استمداد جوید، در اصل از چیزی عدول‌کرده است‌که یزدان بر پیغمبر (ص) نازل فرموده است‌... و با این عدول‌، از دائرة ایمان و یـزدان خارج مـی‌گردد، و از حوزه این دین بیرون می‌افتد.

هر بخشی از بخشهای این دسته از آیات با نداء مکرَّر واحدی آغاز می‌گردد که‌: 

 ( یا آيّـا الَّـذین آمـنوا ) . ای کسانی که ایمان آورده‌اید... است‌. همچون‌:

(يَا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا لا تُحَرِّمُوا طَيِّبَاتِ مَا أَحَلَّ اللَّهُ لَكُمْ وَلا تَعْتَدُوا ...) .

ای مومنان‌! چیزهای پاکیزه‌ای را که خداوند برای شما حلال کرده است بـر خود حرام مکنید، و (‌از حـلال و حرام‌) تجاوز ننمائید (‌و از حدود مقررات الهـی تخطی مکنید)‌.

« يَا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا إِنَّمَا الْخَمْرُ وَالْمَيْسِرُ وَالأنْصَابُ وَالأزْلامُ رِجْسٌ مِنْ عَمَلِ الشَّيْطَانِ فَاجْتَنِبُوهُ... » 

 ای مومنان‌! میخوارگی و قماربازی و بتان (‌سنگینی کـه در کنار آنها قربانی می‌کنید) و تیرها (‌و سنگها و اوراقی که برای بخت آزمائی و غیبگوئی بکار می‌برید، همه و همه از لحاظ معنوی‌) پلیدند (‌و ناشی از تزیين و تلقین‌) عمل شـیطان مـی‌باشند. پس از (‌کـارهای‌) پـلید دوری کنید....

(يَا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا لَيَبْلُوَنَّكُمُ اللَّهُ بِشَيْءٍ مِنَ الصَّيْدِ تَنَالُهُ أَيْدِيكُمْ وَرِمَاحُكُمْ لِيَعْلَمَ اللَّهُ مَنْ يَخَافُهُ بِالْغَيْبِ... ) .

ای مومنان‌! مسلمّاً خداوند شما را با (‌تحریم‌) برخـی از نخجیر (‌یعنی حیوانـات و طیور وحشـی بـرَّی که بــه آسانی در دسـترس شما قـرار می‏‎گیرند و) دسـتها و نیزه‌های شما بـدانها مـی‌رسند، آزمـایش مـی‌کند، تا روشـن شـود چــه کسـی در حـال نـهان (‌از دیـدگان مردمان‌، به سبب نیروی ایمان‌) از خدا می‌ترسد....

(يَا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا لا تَسْأَلُوا عَنْ أَشْيَاءَ إِنْ تُبْدَ لَكُمْ تَسُؤْكُمْ... )
ای مومنان‌! از مسائلی سوال مکنید (‌که خداونـد از راه لطف از آنها سخن نگفته است‌، و چه بسا به شما مربوط نبوده‌، و چندان سودی برای زندگی شما نداشته باشند، و) اگر فاش گردند و آشکار شوند شما را ناراحت و بد حال کنند.

(يَا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا عَلَيْكُمْ أَنْفُسَكُمْ لا يَضُرُّكُمْ مَنْ ضَلَّ إِذَا اهْتَدَيْتُمْ ٠٠٠ ).
ای مـومنان‌! مـواظب خود بـاشید (‌و خویشتن را از معاصی و گناهان بـدور داریـد و هـوشیار بـاشید که آلودگیهای جـامعه شما را نـیالاید)‌. هنگامی که شما هدایت یافتید (‌و راه خداشـناسی را در پـیش گرفتید و دیگران را نـیز بـه کار نـیک خوانـدید و از کـار بـد بازداشتید گمراهی گمراهان به شما زیـانی نمی‌رساند (‌و نافرمانی دیگران شما را به دوزخ نمی‌کشاند. چرا که حساب هر کس جدا است‌)‌.

(يَا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا شَهَادَةُ بَيْنِكُمْ إِذَا حَضَرَ أَحَدَكُمُ الْمَوْتُ حِينَ الْوَصِيَّةِ اثْنَانِ ذَوَا عَدْلٍ مِنْكُمْ أَوْ آخَرَانِ مِنْ غَيْرِكُمْ... )‌.

ای مومنان‌! هنگامی که (‌علائم و قـرائـن‌) مرگ یکـی از شما فرا رسید (‌و خواست درباره چیزی وصـیت کند) باید در موقع وصیَّت دو نفر دادگر از میان خودتان‌، یا اگر در سفر بودید و بلای مرگ دامنگیرتان شـد (‌و بـه مسلمانان دسترسی نبود) از میان دیگران به گواهـی گرفته شوند....

این نداء بدین شیوه‌، دارای منزلت و دلالت خود در رونـد ایـن بخشی است‌که به مساله قانونگذاری می‌پردازد و آن را مساله الوهیت‌، و مساله ایمان‌، و مساً‌له دین می‌شمارد ... ندائی است با صفت ایمانی‌که معنی و مـقتضای آن‌، اعـتراف به الو‌هیت یـزدان‌، و اعتراف به حاکمیت باريتعالی است ... ندای یادآوری و بیانگری ایمان و قاعده آن‌، در پرتو مناسبت موجود در روند قرآنی است‌. همراه با آن‌، امر به اطاعت از خدا و اطاعت از پیغمبر (ص) می‌گردد، و از نافرمانی و رویگردانی بر حذر داشته می‌شود، و از عقاب شـدید خدا، و چشم امید دوختن به آمرزش و مهر او، سخن می‌رود، آمرزش و مهر خدا در حق‌کسانی‌که توبه‌کنند و به سوی آفریدگارشان برگردند.

بعد از این مطالب‌، جدائی مومنان ازگمراهان به میان می‌آید. گمراهانی‌که از راه مومنان منحرف می‌گردند و از این برنامه ایشان پیروی نمی‌کنند که واگذاری ح