 در دشـمنی با شـما یکسان و برابرند)‌. هر کس از شـما بـا ایشـان دوسـتی ورزد (‌و آنان را بـه سرپرستی بـپذیرد) بی‏گمان او از زمره ایشان بشمار است‌. و شک نیست که خداوند افراد ستمگر را (‌به سوی ایمان‌) هدایت نمی‌کند.

(قُلْ يَا أَهْلَ الْكِتَابِ لَسْتُمْ عَلَى شَيْءٍ حَتَّى تُقِيمُوا التَّوْرَاةَ وَالإنْجِيلَ وَمَا أُنْزِلَ إِلَيْكُمْ مِنْ رَبِّكُمْ وَلَيَزِيدَنَّ كَثِيرًا مِنْهُمْ مَا أُنْزِلَ إِلَيْكَ مِنْ رَبِّكَ طُغْيَانًا وَكُفْرًا فَلا تَأْسَ عَلَى الْقَوْمِ الْكَافِرِينَ)   (‌مائده‌/٨٦) 

 ای فرستاده (‌خدا، محمّد مصطفی‌!) بگو: ای اهـل کتاب شما بر هیچ (‌دین صحیحی از ادیان آسمانی پای‌بند) نخواهید بود مگر آن که (‌ادعاء را کنار بگذارید و عملا احکام‌) تورات و انجیل و آنچه از سـوی پـروردگارتان (‌به نام قرآن‌) برایتان نازل شده است بر پا دارید (‌و در زندگی پیاده و اجراء نمائید)‌... ولی (‌ای پیغمبر بدان که‌) آنچه بر تو از سوی پروردگارت نـازل شـده است‌، بـر عصیان و طغیان و کفر و ظلم بسیاری از آنان می‌افزاید (‌و این قرآن بـه خاطر روح لجاجت کـافران‌، در آنان تاثیر معکوس می‌نماید!)‌. بنابراین (‌آسوده خاطر بـاش و) بر گروه کافران غمگین مباش‌.

 درسورة بقره‌نیزآمده است‌:

 (وَلَن تَرضي عَنكَ الَيهُودُ وَلاَ النّصاری حَتّي تَتّبِعَ مِلّتُهـم قُل: إنَّ هُدي الله هُو الهُدي ؛و لَئِن اُتَّبَعَت أهواءَ هُم بَعد الَّذی جاءَ‌كَ مِنَ العِلمِ ما لَكَ مِنَ الله مِن‌ وَلِيٍَّ وَ لا نَصيرٍ ) .            

يهوديان ومسيحيان هرگز از تو خشنود نخواهند شد (‌تـحریف یـافته و خـواسـته‌های نادرست ایشان‌) پـیروی کنی‌. بگو تـنها هـدایت الهـی هـدایت است‌. و اگر از خواسـتها و آرزوهـای ایشـان پپروی کنی‌، بعد از آنکـه علم و آگاهی یـافته‌ای (‌و بـا دریافت وحی الهی‌، یقین و اطمینان بـه تو دست داده است‌)‌، هیچ سرپرست و یاوری از جانب خدا برای تـو نخواهد بود (‌و خدا تو را کمک و یاری نخواهد کرد)‌.

 همچنین چیزی‌که خدا ملت مسلمان را ازآن حذر داشته است‌، آن را واقعیت تاریخی تصدیق‌کرده است‌، و همان چیز از ا‌دیان يهو د يان ومسیحیان‌، یکسان دیده شده است‌. وقتی‌که می‏‎بینیم واقعیت تاریخی در سینه خود نگـاه داشـته است مـوضعگری زشت و دژخیمانه یهودیان در برابر اسلام‌، از روز نخستینی‌که اسلام در مدینه به سریشان رفته است‌، ودر شکل نیرنگـازانه‌اش هنوزکه هنوز است به پایان نیامده است و تاکنون بس نکرده است ... زمانی که می‏‎بینیم امـروزه یـهودیان پیوسته حملات ضد اسلام را در همه نواحی زمین‌، با کینه‌توزی ناپاکی و نیرنگ پستی‌، رهبری می‌کنند... و عین این واقعیت از مسیحیان صلیبی نیزثبت و ضبط و دیدنی و مشاهده‌کردنی است‌، و واقعیت تاریخ آشکارا فریاد می‌داردکه مسیحیان از آن روزکه جنگ یرموک میان لشکر مسلمانان و لشکرهای رومـیان درگرفته است‌، موضعگیری‌کینه‌توزانه‌ای در برابر اسلام در پيشگرفته‌اند و پیوسته دشمنی ورزیده‌انـد، مگر در احوال و اوضاع نادری‌که آیه‌های مورد بحث آنها را به تصویر می‌زنند. تنها در این احوال و اوضاع بوده است که دلهائی به اسلام پاسخ داده‌اند و بدان داخل‌گشته‌اند، 

و چه بسا دسته‌ها وگروههائی از مسیحیان بوده‌اند و وقتی‌که از ظلم و ستم دسته‌ها وگروههای دیگری از مسیحیان به جان آمده‌اند، خویشتن را در پناه عدالت اسلام داشته‌اند و از جور و بلا رسته‌انـد... امّا موج همگانی و عامی‌که موضعگیری جملگی مسیحیان را می‌نمایاند، همان جنگهای صلیبی است‌. که هـرگز شعله‌های این جنگها فروکش نکرده است - مگر در ظاهر امر - از آن زمـان‌که درکـناره‌های رودخانه یرموک مسلمانان و رومیان با یکدیگر آتش‌کارزار را فروزان‌کردند و رزمیدند!

کینه‌های صلیبیان نسبت به اسلام و پـیروان آن‌، در جنگهای مشهور صلیبی در مدت دو قرن از زمـان‌، جلوه‌گر آمده است‌. همانگو‌نه‌که‌کینه‌های ایشـان در جنگهای نابودی اسلام و مسلمین در اندلس جلوه‌گر شده است‌، جنگهای ریشه‌کنی اسـلام و نابودی مسلمانان‌که توسط صلیبیان برافروخته و رهبری گردید. به دنبال چنین جنگهائی‌، حملات استعمار و ( تبشیر ) بر ضد ممالک اسـلامی‌، نخست در آفـریقا، و سرانجام در سه جهان، شروع‌گردید.

پیوسته صهیونیسم جهانی و صلیـبگری جهانی - با وجود همه‌کینه‌توزیها و دشمنانگیهائی که با یکدیگر دارند - در جنگ با اسلام هـم پیمان شده‌اند و پشتیبان همدیگرگشته‌اند!

مسـیحیان و یـهودیان همیشه در جنگ با اسلام‌، همانگونه بوده‌اندکه یزدان بس دانا و آگاه جهان‌، از ایشان خبر داده است‌:

( بَعــضُهُ او‌لیِاء ‌بَعض ) ٠

برخی از ایشان دوستان برخی دیگرند.

ایشان بودندکه دولت خلافت اخیر را از هم پـاشیدند. سپس به راه پلید خود ادامه دادند و ارکان این آئین را یکی یکی از میان برداشتند. پس از نابودکردن رکن «‌حکمر‌انی و فرماندهی‌«‌، هم اینک به تلاش ایستاده‌اند و درصدد نابودکردن رکن «‌نماز»‌ برآمده‌اند! هم ایـنک آنان مـوضعگيری یـهودیان پیشین را با مسلـمانان و بت‌پرستان، تجدید می‌کنند و بر گشت می‌دهند، و بت‌پرستان را در هرکجاکه یافته شوند، بر ضــد اسـلام‌، پشتيبانی و تایـید می‌نمایند! گاهي بت‌پرستان را از راه‌کـمکهای مستقیم پشتيباني می‌کنند، وگـاهي از را‌ه مـوسسه‌ها و سازمانهای دولتی و حكو‌متی‌که بر آنـان مـی‌گمارند و خودشان امورو شوونشان را نظارت می‌نمایند. جنگ مـیان هند و پاکستان بر سر مساله‌کشمیر، و موضعي که صلیبیها در این باره در پیش‌گرفته‌اند، د‌ور از این دسیسه بازیهای نهـانی ایشان نیست‌.

افزون بر اینها، به وجود آوردن و پروردن و سرپرستی شرائط و ا‌وضاعی را بر عهده میگيرندکه به وسیله آنها هرگونه تلاش وجنبشی را سرکوب می‌کنندکه برای زنده‌کـردن اسـلام و رستاخیز اسلامی انجام پذیرد... به تن کسـانی‌که چنین شرائـط و اوضاع ویرانگری را به دست می‏‎گیرند، جامه دروغین قهرمانی را ميپو‌شانند، و طبلهای پوچ پهلوانی را در اطرافشان به صدا درمی‌آورند، تا بتوانند اسلام را نابودکنند و واپسین رمق حیات را از آن بگیرند، و فریاد اسلام را در میان صداها و غوغاهای جهانی، پیرامون این اراذل و اوبــاشی‌کـه جـامه‌های قـهرمانان را به تـنشان می‌پوشانند، خفه و خاموشگردانند!

این چکیده گذرائی بود از آن چیزهائی‌که واقعیت تاریخی در طول چهارده قرن در صفحات خود از موضعگيریهای یهودیان و مسیحیان در برابر اسلام نگاشته است‌. فرقی هم میان یهودیان و مسـیحیان‌، و اختلافی هم میان این اردوگاه با آن اردوگاه، برای نیرنگ با اسلام و دشمنی وکینه‌توزی با آن‌، وجود ندارد. جنگ همیشگی با اسلام و مسلـمانان در طول زمان هرگز سسـتی نـمی‌پذیرد و ا‌تش‌کارزا‌رشان خاموشی نمی‌گیرد!

این‌، چیزی است‌که آگاهان با