لبُهُ  مُطْمئنّ  بالایمانِ‌...  (‌نحل‌:  106)
[5] طبری  و  غیر  از  او  آن  را  روایت ‌کرده‌اند.
[6] بخاری  آن  را  روایت‌کرده  است‌.
[7] ‌حَتّی  لاتَکُونَ  فتْنَةٌ  وَ  یَکُونَ  الدّينُ‌کلُّهُ  لله‌)‌...  (  انفال  /39)<?xml version="1.0" encoding="UTF-8"?>
<html><body><a class="folder" href="w:html:123.xml">رهنمودهاي سوره‌ي آل عمران</a><a class="folder" href="w:html:128.xml">سوره‌ي آل عمران آيه‌ي 32-1</a><a class="folder" href="w:html:137.xml">سوره‌ي آل عمران آيه‌ي 64-33</a><a class="folder" href="w:html:144.xml">سوره‌ي آل عمران آيه‌ي 92-65</a><a class="text" href="w:text:150.txt">رهنمودهاي جزء چهارم</a><a class="folder" href="w:html:151.xml">سوره‌ي آل عمران آيه‌ي 120-93</a><a class="folder" href="w:html:158.xml">سوره‌ي آل عمران آيه‌ي 179-121</a><a class="folder" href="w:html:179.xml">سوره‌ي آل عمران آيه‌ي 189-180</a><a class="folder" href="w:html:182.xml">سوره‌ي آل عمران آيه‌ي 200-190</a></body></html><?xml version="1.0" encoding="UTF-8"?>
<html><body><a class="text" href="w:text:124.txt">قسمت اول</a><a class="text" href="w:text:125.txt">قسمت دوم</a><a class="text" href="w:text:126.txt">قسمت سوم</a><a class="text" href="w:text:127.txt">قسمت چهارم</a></body></html>رهنمودهاي سوره‌ي آل عمران
سوره  آل  عمران
مدنی  و  ٢٠٠  آيه  است ‌و  بعد از  انفال   نازل  شده  است

بسم  الله  الرحمن  الرحيم
این  قرآن ‌کتاب  این  دعوت  است‌.  قرآن‌ جان‌،  انگیزه‌،  مایۀ  بقاء‌،  هستی‌،  نگهبان  نگهدار،  سخن‌،  مـترجم‌،  دستور،  برنامه،  و  بالأخره  مرجع  این  دعـوت  است  ...  مرجعی  است  که  این  دعوت‌کنندگان‌،  ابزارهای  کار  و  برنامه‌های  حرکت  و  توشۀ  راه  را  از  آن  برمیگیرند.
باید  بدانیـم‌ که  میان  ما  و  میان  قرآن‌ گودال  ژرفی  خواهد  بود،  مادام ‌که  در  آئینۀ  ذهن  و  فکر  خود  نگنجانیم‌ که  قبلاً  ملّت  زنده‌ای‌ که  وجود  حقیقی  داشته  با  این  قرآن  ندا  در  داده  شده  است  و  همچنین  به  وسیلۀ  آن  رخدادهای  واقعی  در  زندگانی  این  ملّت  به  وقوع  پیوسته  است‌،  و  بدان  زندگی  حقیقی  انسانی  در  این  زمين  رهبری ‌گشته  است‌،  و  با  آن  نبرد  سختی  در  اندرون  نـفس  بشری  درگرفته  و  پیکار  جانانه‌ای  در  قطعه‌ای  از  زمین  به  گردش  و  چرخش  افتاده  است‌.  نبرد  و  پیکار  عظیمی‌ که  پر  از  دگرگونیها  و  تأثیرپذیریها  و  پـاسخگو‌ئیها  بوده  است‌.
همچنین  مانع  ستبر  و  محکمی  میان  دلهـایمان  و  میان  قرآن  خواهد  بود،  مادام‌ که  ما  قرآن  را  بدانگونه  بخوانیم  یا  بشنویم ‌که‌ گوئی  قرآن  آوازها  و  زمزمه‌های  مذهبی  سرگیجه‌آوری  بیش  نیست  و  تنها  و  تنها  ارزش  خواندن  یا  شنیدن  را  دارد  و  اصلاً  پیوندی  با  واقعيّات  زندگی  بشری  نداشته  و  میان  آن  و  میان‌ کارهائی ‌که  روزانه  متوجّه  این  آفریدۀ  انسان  نام  و  این  ملّت  مسـلمان  نام  میگردد،  رابطه‌ای  وجود  ندارد.  در  صورتی  که  بدانگاه  که  آیات  قرآن  نازل  شد،  با  نفسها  و  وقائع  و  رخدادهای  زنده‌ای ‌که  دارای  وجود  واقعی  زنده‌ای  بودند  روبرو  گردید،  و  عملاً هم  نفسها  و وقائع  و  رخدادها  را  رهنمود  شد،  و  بگونۀ  خویش  دنیائی  ساخته  و  پرداخته‌ کرد که  ویژگیهائی  به  زندگی  (‌انسان‌)  بطور  عام  و  به  زندگی  ملّت  مسلمان  بطور  خاص  بخشید.
یکی  از  معجزات  برجستۀ  قرآن  در  این  است ‌که  قرآن  بیامد و با واقعیّت  معیّنی ‌در زندگی  ملّت  معینّی  و آن  هم  در  دورۀ  معیّنی  از  ادوار  تاریخ  روبرو گردید،  و  چنین  ملّتی  را  به  مبارزه  بزرگی ‌کشاند که  نه  تنها  چهرۀ  تاریخ  آن  ملّت  را  تغییر داد،  بلکه  به  همراه  آن  چهرۀ  تاریخ  همۀ  بشریّت  را  دگرگون ‌کرد.  ولی  قـرآن‌، ‌گذشته  از  آن‌،  همیشه  در صحنه  است  و پیوسته  با  ملّتها  روبرو  است‌،  و  قدرت  و  توان  آن  را  دارد که  هم  اینک  به  زندگی ‌کنونی  جهت  دهد  و  آن  را  در  راستای  بهزیستی  و  خوشبختی  رهنمود کند،  آنگو‌نه ‌که ‌گوئی  همین  لحظه  دارد  نازل  می‌شود  تا  با گروه  مسلمانان  روبرو  شود  و  ایشان  را  در  کار  و  بار  روزمرۀ  زندگیشان  راهنمائی ‌کند  و  در  پیکار  سخت  و  همسکی  آنان  با  جاهلیّت  پیرامون  و  بیرونشان،  و  با  ستیز  بی‌امان  آنان  با  دشمنان  داخل  نفس  و  مستقرّ  در  دنیای  دل  و  درونشان  شرکت  جوید،  و  همان  پويندگی  و  سرزندگی  و  ماهیّتی  را  از  خود  نشان  دهد که  آن  روز  در  آن  رقعه  از  زمین  داشت  و  نمایاند.
برای  اینکه  ما  به  نـیروی  تلاشگر  قـرآن  و  حقیقت  پـویندگی  و  سرزندگی ‌نهفته  در آن  پی  بریم  و از  رهنمودهای  اندوخته  در  آن  برای  گروه  مسلمانان  در  هر  نسلی  که  باشند  استفاده ‌کنیم‌،  لازم  است  در  آئینۀ  ذهن  خود،  هستی  و کیان  گروه  مسلمانانی  را  مجسّم ‌کنیم ‌که  نخستین  بار  مخاطب  این  قرآن  قرار گرفته‌اند...  هستی  و  کیانی ‌که ‌گوئی  هم  اینک  در  واقع  حیات  در  جنبش  و  تکاپو  است‌،  و  با  رخدادهائی  روبرو  می‌گردد که  در  مدینه  و  در  همۀ  سرزمینهای  جزیرة‌العرب  عربستان  می‌گذرد.  هم  اینک ‌گوئی  با  دشمنان  خود  در  رزم  و  با  دوستان  خویش  در  بزم‌ کار  و  بار  روزگـار  است‌.  و  با هواها  و  هوسها  در  جنگ  و  پـیکار  است‌.  قرآن  در  آن  روزگار  نازل  می‌شد  تا  با  همۀ  اینها  رویاروی  شود  و  گامهای  خویش  را  در  میدان  بزرگ  و گستردۀ ‌کارزار  استوار کند،  و  با  نفسی‌ که  در  درون  دارد  بستیزد  و  با  دشمنانی‌ که  در  بیرون  دارد  و  در  مدینه  و  مكّه  و  اطراف  آن  دو،  و  همچنین  در  فراسوی  آنجاها  به ‌کمین  نشسته  و  در  پی  فرصت  می‏‎باشند،  به  جـنگ  و  نبرد  جانانه‌ای  پردازد...  آری‌...  لازم  است  با  آن‌ گروه  نخستين  بسر  بریم  و  آنان  را  در  حقیقت  بشریّت  خویش  و  در  زندگانی  واقعی  خود  و  در  مشکلات  انسـانیشان‌،  پيش  چشم  داریم‌.  بیندیشیم ‌که  چگونه  این  قرآن  در کارهای  روزانه  و  در  اهداف  کلّی ‌که  داشته‌اند  بطور  یکسان  آنان  را  مستقیماً  رهبری ‌کرده  است‌.  ببینیم‌ که  چگونه  قرآن  دست  ایشان  را گرفته  و گام  به ‌گام  و  پا  به  پا  آنان  را  راه  می‌برد. گاهی  سکـندری  می‌خورند  و گاهی  به  پا  می‌خیزند،  از  راه  منحرف  می‌شوند  و  باز  به  راستای  راه  برمی‌گردند.  خسته  و  درمانده  می شوند  و  دوباره  نـیرو  می‌گیرند  و  مقاومت  می‌ورزند.  ناراحت  می‌شوند  و  رنجها  را  تحمّل  می‌کنند  پلّه‌های  ترقّی  و  تعالی  را آهسته  و  آرام  با  رنج  و  زحمت  می‌پیمایند،  و  با  شکیبائی  و  مجاهدت  بالاتر  و  بالاتر  می‌روند.  در  آنان  همۀ  ویژگی‌های  انسان  و  همۀ  ضعفهای  انسان  و  همۀ  نیروها  و  توانهای  انسان  جلوه‌گر  و  هویدا  می‌گردد.
بر این  اساس  است ‌که  می‌فهمیم  ما  نیز  همانگونه  مـورد  خطاب  قرآنیم ‌که ‌گروه  نخستین‌،  و  اینکه  بشریّتی  را که  در  هستی  خود  می‏‎بینیم  و  می‌شناسیم  و  همۀ  ویژگیهای  آن  را  احساس  می‌کنیم‌،  می‌تواند  پاسخگوی  قرآن  باشد  و  در  شاهراه  زندگی  از  پیشوائی  آن  سود  جوید  و  بهره‌ور  گردد.
ما  با  این  دید  قرآن  را  زنده  خواهیم  یافت  و  می‌بینیم‌ که  در  زندگی‌ گروه  مسلمانان  نخس