أَنَّ مِنْهُمْ وَرُهْبَانًا وَأَنَّهُمْ لا يَسْتَكْبِرُونَ قِسِّيسِينَ وَإِذَا سَمِعُوا مَا أُنْزِلَ إِلَى الرَّسُولِ تَرَى أَعْيُنَهُمْ تَفِيضُ مِنَ الدَّمْعِ مِمَّا عَرَفُوا مِنَ الْحَقِّ يَقُولُونَ رَبَّنَا آمَنَّا فَاكْتُبْنَا مَعَ الشَّاهِدِينَ وَمَا لَنَا لا نُؤْمِنُ بِاللَّهِ وَمَا جَاءَنَا مِنَ الْحَقِّ وَنَطْمَعُ أَنْ يُدْخِلَنَا رَبُّنَا مَعَ الْقَوْمِ الصَّالِحِينَفَأَثَابَهُمُ اللَّهُ بِمَا قَالُوا جَنَّاتٍ تَجْرِي مِنْ تَحْتِهَا الأنْهَارُ خَالِدِينَ فِيهَا وَذَلِكَ جَزَاءُ الْمُحْسِنِينَ وَالَّذِينَ كَفَرُوا وَكَذَّبُوا بِآيَاتِنَا أُولَئِكَ أَصْحَابُ الْجَحِيمِ)

(‌ای پیغمبر!) خواهی دیـد که دشـمن‌ترین مـردم بـرای مـومنان‌، یــهودیان و مشـركانند، و خواهـی دیـد کـه مهربان‌ترین مردم برای مومنان‌، کسـانیند که خود را مسیحی می‌نامند، ایـن بـدان خـاطر است کــه در مـیان مسیحیان‌، کشیشان و راهـبانی هسـتند کـه (‌بـه سـبب آشنائی با دین خود و خوف از خدا، از شنیدن حق سر باز نمی‌زنند و در برابر آن‌) تکبر نمی‌ورزند. و آنان هر زمان بشنوند چیزهائی را که بر پیغمبر نازل شده است (‌از شنیدن آیات قرآنی متاثر می‌شوند و) بر اثر شناخت حق و دریافت حقیقت‌، چشمانشان را می‌بینی که پـر از اشک (‌شوق‌) می‏‎گردد (‌و زبانشان به دعا بار مـی‌شود و) می‌گویید: پروردگارا! (‌به تو و پـیغمبران تـو و هـمه کتابهای آسمانی و بدین آیات قرآنـی‌) ایـمان داریــم (‌و خویشتن را در پپاه تو می‌داریم‌) پس (‌ایمان ما را بپذیر و) ما را از زمره (‌امّت محمّدی که‌) گواهان (‌بر مردم در روز رستاخیزند) بشمار آور. ما چرا نباید به خدا و بـه حقیقتی که (‌توسط محمّد) برای مـا آمـده است‌، ایـمان نـیاوریم‌؟‌! و حـال آن کـه (‌راه صـواب نـمایان و حق بی‌پرده عیان است و) !میدو!ریم که پروردکارمان ما ر! با صالحان (‌به بهشت حاویدان‌) پبرد. پس خداونـد در برابر اعترافشان (‌به حق‌) باغهای (‌بهشت را) به عنوان پـاداش بـدیشان مـی‌دهد که در زیـر (‌درختان‌) آن جویبارها روان است و آنان جاودانه در آنجا می‌مانتد، و این جزای نیکوصاران (‌چون ایشان‌) است‌. و کسـانی که کــافرشـوند وآیـات مـا را تکذیب صنند، آنـان دوزخیانند.

این آیات حالتی را به تصویر کشد، و حکمی را در این حالت مقرر می‌دارد... حالت دسته‌ای از پـیروان عیسی (ع)را به تـصویر می‌زند:

(ا لّذین قالُوا: انّا نَصاری ) .

کسانی که گفته‌اند: ما مسیحی هستیم‌.

آیه‌ها مقرر می‌دارندکه آنان نسبت به مومنان مودت و محبت بیشتری دارند.

هر چندکه پیاپی قرارگرفتن مجموعه آیات‌، شکی بر جای نمی‌گذارد در ا‌ین‌که آیه‌ها حالت معینی را به تصویر می‌کشند، حالتی‌که این بیان معین بر ان منطبق مي گردد. بسیاری از مردمان در فهم مـدلول و درک معنی آن‌، به اشتباه می‌افتند، و از این برداشت نادرست خود ماده‌ای می‌سازند برای شل و ولی مـوذیانه در آشـنائی مسـلمانان با مـوضعگیریهایشان در برابر اردوگاههای‌گوناگون‌، و موضعگیریهای مختلف ایـن اردوگاهها در برابرشان‌ا بدین لحاظ در «‌فی ظلال القرآن‌» ضروری می‌بینیم‌که تصویر این آیـات را درباره اين حالت ویژه‌ای‌که چنین حکم خاصی بر ان منطبق می‌گردد، با دقت دنـبال و وارسی‌کنیم‌:

این حالتی‌که چنین آیاتی آن را به تصویر می‌کشند، حالت دسته‌ای از مردمان است‌که می‌گویند: ما مسیحی هستیم‌. آنان نسبت به مومنان مهرومحبت بیشتری از دیگر‌ان دارند:

(ذَلِكَ بِأَنَّ مِنْهُمْ وَرُهْبَانًا وَأَنَّهُمْ لا يَسْتَكْبِرُونَ ‌)

این بدان خاطر است که در میان مسیحیان‌، کشیشان و راهبانی هستند که (‌بـه سبب‌آشنائی با دین خود و خوف از خدا، از شنیدن حق سر بازنمی‌زنند ودر برابر آن‌) تکبر نمی‌ورزند.

در میان آنان‌کسانیندکه با حقیقت دیـن مسـیحیان آشنایند و بدین لحاظ وقتی‌که حق برای ایشان روشن کردید، از پذیرش آن سر باز نمی‌زنند.

امّا روند قرآنی در این حد نمی‌ایستد و بدین اندازه بسنده نمی‌کند، ویار را ناشناخته و همگا‌نی بر همه کسانی منطبق نمی‌گرد‌اندکه می‌گویند: ما مسیحی هستیم‌. بلکه روند قرآنی به پیش می‌رود و موقعیت و موضع این دسته‌ای را به تصویر می‌زندکه مراد آیات است‌:

(وَإِذَا سَمِعُوا مَا أُنْزِلَ إِلَى الرَّسُولِ تَرَى أَعْيُنَهُمْ تَفِيضُ مِنَ الدَّمْعِ مِمَّا عَرَفُوا مِنَ الْحَقِّ يَقُولُونَ رَبَّنَا آمَنَّا فَاكْتُبْنَا مَعَ الشَّاهِدِينَ وَمَا لَنَا لا نُؤْمِنُ بِاللَّهِ وَمَا جَاءَنَا مِنَ الْحَقِّ وَنَطْمَعُ أَنْ يُدْخِلَنَا رَبُّنَا مَعَ الْقَوْمِ الصَّالِحِينَ) 

 آنان هر زمان بشنوند چیزهايی را که بر پیغمبر نازل شده است (‌از شنیدن آیات قرآنی متاثر می‌شوند و) بر اثـر شـناخت حق و دریـافت حقیقت‌، حشـمانشان را می‌بینی که پر از اشک (‌شوق‌) می‏‎گردد (‌و زبانشان بــه دعـا بـاز مـی‌شود و) مـی‌گویند: پروردگارا! (‌بـه تـو و پیغمبران تو و همه کتابهای آسـمانی و بـدین آیـات قرآنی‌) ایمان داریم (‌و خویشتن‌را در پپاه تومی‌داریم‌) پس (‌ایمان ما را بپذیر و) ما را از زمره (‌امّت محمّدی که‌) گواهان (‌بر مردم در روز رستاخیزند) بشمار اور. مـا چرا نباید به خدا و به حقیقتی که (‌توسط محمّد) برای ما آمده است‌، ایمان نیاوریم‌؟‌! و حال آن كه (‌راه صـواب نمایان و حق بی‌پرده عیان است و) امیدواریـم کـه پروردگارمان ما را با صالحان (‌به بـهشت جاویدان‌) ببرد.

این صحنه زنده‌ای است‌که قرآن از ایـن‌گروه ازمردمان به تصویر می‌زند. مردمانی‌که مـهر و محبت بیشتری ازدیگران نسبت به مومنان دارنـد... آنـان زمانی‌که چیزی را بشنوندکه از ایـن قرآن بر پیغمبر (ص) نازل شده است‌، احساساتشان می‌جنبد و به تکان می‌افتد، و دلهایشان نرم می‌گردد، و چشمانشان از اشک لبریز می‌شود. اشکهای گرمی‌که تعبیرکننده تاثر ژرف و سخت از حقی است‌که شنیده‌اند، و بار اول تعبیری جز اشک فراوان برای آن ندیده‌اند. این حنین حالتی کاملا پیدا است‌که تعبیری جز اشکهای فـراوان ندارد. اشکهای شوقی‌که انسانها بر این سرشته شده‌اند که چون از چیزی بسیارمتاثر شوند و سخن نتواند از آن تعبـیرکند، اشکها سرازیـرگردند و زبان اشکها برساند چیزی راکه زبان‌گفتار از رساندن آن عاجز و درمانده می‌ماند، و انرژی زندانی و انباشته‌ای را آزاد سازدکه از امواج تاثر شدید تولید و ذخیره‌گشته است‌. سـپس آنـان بدین جوش و خـروش اشکـها بسنده کنند، و در برابر حقی‌که به هنگام شنیدن قران، سخت از آن متاثر شده‌انـد، مـوضع مـنفـی به خود نمی‌گيرند، و دور ازگـود نـمی‌نشینند وکناره‌گیری نمی‌کنند، وتنها خویشتن را با درک حقی‌که قرآن با وجود خود دارد، و با احساس به حجت و قدرتی‌که در بر دارد، راضی و خشنود نـمی‌سازند. ایشـان هم