د (‌و به شما مهلت نمی‌داد و عذاب را به تأخیر نمی‌انداخت‌) جزو زیانباران می‌بودید.

*

بار دیگر برای قوم یهود نمونه‌ای از پیمان شکنی و برگشت به جهان حیوانی‌، و شانه خالی‌کردن از تعهد و مسؤولیت ایمانی‌، و عجز و ناتوانی آنان از تمسک به تعالیم دینی‌، و ضعف و سستی از تحمّل تکالیف و مشقّات‌، و درماندگی و بیچارگی در برابر شهوات و آرزوهای پلید یا منافع آنی و سود نزدیک‌، به رخ آنان کشیده می‌شود و جهت عبرت و پند همگان‌گفته می‌شود:

(وَلَقَدْ عَلِمْتُمُ الَّذِينَ اعْتَدَوْا مِنْكُمْ فِي السَّبْتِ فَقُلْنَا لَهُمْ كُونُوا قِرَدَةً خَاسِئِينَ (٦٥) فَجَعَلْنَاهَا نَكَالا لِمَا بَيْنَ يَدَيْهَا وَمَا خَلْفَهَا وَمَوْعِظَةً لِلْمُتَّقِينَ )(٦٦)

شما بی‏گمان دانسته‌اید (‌خبر و سرگذشت‌) آنان را که از شما در روز شنبه (‌از حدود الهی‌) تجاوز کردند. پس بدیشان گفتیم به بوزینگان رانده شده تبدیل شوید (‌=خدا متـجاوزین را از رحمت خود بدور داشت و آنان را خوار و پست نمود بگونه‌ای که مردم از همنشینی ایشان گریزان شدند و آنان را همچون بوزینگان از اجتماع انسانی خود طرد کردند)‌. پس آن (‌عقوبت‌) را عبرت معاصران واقعه و آیندگان کردیم‌، و پندی برای پرهیزگاران نمودیم‌.

قرآن داستان دست درازی و عهدشکنی روز شنبه آنان را در جای دیگر بیان می‌فرماید و می‌گوید:

(واسألهم عن القرية التي كانت حاضرة البحر إذ يعدون في السبت إذ تأتيهم حيتانهم يوم سبتهم شرعا , ويوم لا يسبتون لا تأتيهم).

و از آنان درباره‌ي (‌سرگذشت اهالی‌) شهر (‌ایله‌) که در ساحل دریا بود بپرس‌. (‌به یاد بیاورند) هنگامی را که آنان (‌در روز شنبه از حدود و مقررات خدا) تجاوز می‌کردند. همان هنگام که ماهیانشان روز شنبه به سویشان می‌آمدند (‌روی آب‌) و خودنمائی می‌کردند، اما در غیر روز شنبه به سویشان نمی‌آمدند.

قوم یهود خواسته بودندکه روز مقدسی داشته باشند تا در آن بیاسایند. خداوند روز شنبه را روز مقدس و استراحت آنان گردانید و مقرر فرمود در آن به کار دنیوی نپردازند... آنگاه ایشان را با ماهیهائی بیازمود که در روز شنبه بوفور آشکار می‌شدند و در غیر آن پنهان می‌گشتند. درباره‌ي این آزمون‌، یهودیان تاب مقاومت و خویشتنداری نداشتند. آخر چگونه مقاومت و خویشتنداری‌ کنند و چنین شکار حاضر و آماده و نزدیکی را رها سازند تا از دست بدر رود؟ آیا آن را به خاطر وفای به عهد و حفظ پیمان رها سازند؟ چنین کاری با خوی یهودیان سازگار نیست‌.

این بود در روز شنبه، حدود و مقررات را زیر پا گذاشتند، و برابر کج‌رفتاری خویش‌، از محدوده‌ي قوانین درگذشتند و به تزویر نشستند. روزهای شنبه در پیرامون ماهیها، دیوارکشی می‌کردند و سر راه آنها را با موانعی می‌گرفتند و نمی‌گذاشتند به دریا برگردند. تا پایان روز شنبه، شکارشان نمی‌کردند. روز بعد ماهیان محبوس را از آب بیرون می‌کشیدند.

(فَقُلْنَا لَهُمْ كُونُواْ قِرَدَةً خَاسِئِينَ) (65)

 پس بدیشان گفتیم‌: به بوزینگان رانده شده تبدیل شوید...

پادافره و جزای سرپیچی از فرمان خدا و عهدشکنی با خدا، بر ایشان واجب‌گردید. می‏‎بایست از مقام انسان با اراده‌، فرو افتند. این بودکه با این عمل زشت‌، به جهان حیوانات و چـهارپایان‌، واپـس رفتند، حیواناتی که اراده‌ای از خود ندارند، و چهارپایانی که از مـیل و خواسته‌ي شکم‌ ، پا فراتر نمی‌گذارند!

قوم یهود، همین‌که ویژگی نسختینی را بدرود گفتندکه از انسان‌، انسان می‌سازد، واپس رفتند و از درجه‌ي انسانیت سقوط ‌کردند، و آن ویژگی اراده است‌که روبه سوی بالا و مقام شامخ دارد و به پیمان خدا چنگ می‌زند و عهد آفریدگار را مراعات می‌نماید.

البته ضروری نیست‌که پیکرهایشان به صورت بوزینه درآمده باشد، بلکه با روح و اندیشه‌، حالت بوزینگی پیداکردند. چه چگونگی احساس و اندیشه‌، بر رخساره و اندامهای بیرونی، نشانه‌ها و علائمی منعکس می‌سازد که در هیئت و سیمای ظاهری اثر می‌گذارد و تأثیر بسزائی دارد.

این حادثه پند بازدارنده و آموزنده‌ای برای مخالفان در زمان حادثه و در روزگاران بعدی ‌گردید، و موعظه و درس سودمندی برای مؤمنان در همه‌ي ازمنه و ادوار شد:

(فَجَعَلْنَاهَا نَكَالا لِمَا بَيْنَ يَدَيْهَا وَمَا خَلْفَهَا وَمَوْعِظَةً لِلْمُتَّقِينَ) (٦٦)

پس آن (‌عقوبت‌) را عبرت معاصران واقعه و آیندگان کردیم‌، و پندی برای پرهیزگاران نمودیم‌.سوره‌ي مائده آيه‌ي 86-82

با عرضه سریع باقیمانده‌هائی‌که این سوره در بر دارد، پیوند ساختار ترکیب‌بند سوره جلوه‌گر می‌آید، طبق برنامه‌ای که این سوره در فراگیری محتویات دارد. همان برنامه‌ای‌که در سر آغاز سوره بدان اشاره‌کردیم‌، و بخشهائی از آن را در آغاز این‌گفتارکوتاه نیز نـقل نمودیم‌.

هم اینک بطور مشروح با سوره در رویاروئی با آیات‌، به پیش می‌رویم‌:

لَتَجِدَنَّ أَشَدَّ النَّاسِ عَدَاوَةً لِلَّذِينَ آمَنُوا الْيَهُودَ وَالَّذِينَ أَشْرَكُوا وَلَتَجِدَنَّ أَقْرَبَهُمْ مَوَدَّةً لِلَّذِينَ آمَنُوا الَّذِينَ قَالُوا إِنَّا نَصَارَى ذَلِكَ بِأَنَّ مِنْهُمْ قِسِّيسِينَ وَرُهْبَانًا وَأَنَّهُمْ لا يَسْتَكْبِرُونَ (٨٢) وَإِذَا سَمِعُوا مَا أُنْزِلَ إِلَى الرَّسُولِ تَرَى أَعْيُنَهُمْ تَفِيضُ مِنَ الدَّمْعِ مِمَّا عَرَفُوا مِنَ الْحَقِّ يَقُولُونَ رَبَّنَا آمَنَّا فَاكْتُبْنَا مَعَ الشَّاهِدِينَ (٨٣) وَمَا لَنَا لا نُؤْمِنُ بِاللَّهِ وَمَا جَاءَنَا مِنَ الْحَقِّ وَنَطْمَعُ أَنْ يُدْخِلَنَا رَبُّنَا مَعَ الْقَوْمِ الصَّالِحِينَ (٨٤) فَأَثَابَهُمُ اللَّهُ بِمَا قَالُوا جَنَّاتٍ تَجْرِي مِنْ تَحْتِهَا الأنْهَارُ خَالِدِينَ فِيهَا وَذَلِكَ جَزَاءُ الْمُحْسِنِينَ (٨٥) وَالَّذِينَ كَفَرُوا وَكَذَّبُوا بِآيَاتِنَا أُولَئِكَ أَصْحَابُ الْجَحِيمِ (٨٦) 

این‌، باقیمانده سخن از یهودیان و مسیحیان و مشرکان‌، و موقعیتهای ایشان در برابر پیغمبر (ص) و در مقابل ملت مسلمان است‌. گوشه‌ای از سخن درازی است که بیش از «‌دو ربع‌» پیشین سوره‌، بدان اختصاص دارد. چه از تباهی عقیده یهو‌دیان و مسیحیان هر دو، و از نیت ناپاک و درون‌کثیف یهودیان وکردار بدشان و رفتار زشتشان با پیغمبرانشان درگذشته‌ها، یا با رسول خدا(ص) و از مدد دادن و یـاری رساندنشان به مشرکان بر ضد او(ص) سخن‌گفته است ... همچنین در باره عقیده‌ای حکم صادرکرده است که یهودیان و مسیحیان پیداکرده‌اند و برای خویشتن برگزیده‌اند. حکم «‌کفر» ایشان را اعلام داشته است‌! چـراکه به ترک چیزهائی گفته‌اند که درکتابهای آسمانیشان آمده است‌، و چیزهانی را دروغ نامیده‌اندکه پیغمبر خدا (ص) با خود آورده است‌. در این سوره تاکید ميشودکه آنان چیزی بشمار نمی‌آیند و بر آئینی پای‌بند نمی‏‎باشند، تا تورات و انجیل و آنچه از سوی خدایشان نازل ش