رند، و خوراک و آشامیدنی مألوف را دگرگون سازند و بنیاد تقلید کورکورانه را براندازند، و خود را با شرائط زندگی جدیدشان‌، در راهی‌که به سوی عزّت و حرّیّت وکرامت دارند، همگام و همآهنگ نمایند. ایشان خوراکهای جوراجور و رنگارنگی را می‌خواهند که در مصر بدانها خوکرده بودند. عدس و سیر و پیاز و خیار... و همانند اینها را می‌خواهند. و قرآن این را به یادشان می‌اندازد، آنگاه که در شهر ادّعاهای عریض و طویلی داشتند:

(وَإِذْ قُلْتُمْ يَا مُوسَى لَنْ نَصْبِرَ عَلَى طَعَامٍ وَاحِدٍ فَادْعُ لَنَا رَبَّكَ يُخْرِجْ لَنَا مِمَّا تُنْبِتُ الأرْضُ مِنْ بَقْلِهَا وَقِثَّائِهَا وَفُومِهَا وَعَدَسِهَا وَبَصَلِهَا قَالَ أَتَسْتَبْدِلُونَ الَّذِي هُوَ أَدْنَى بِالَّذِي هُوَ خَيْرٌ اهْبِطُوا مِصْرًا فَإِنَّ لَكُمْ مَا سَأَلْتُمْ وَضُرِبَتْ عَلَيْهِمُ الذِّلَّةُ وَالْمَسْكَنَةُ وَبَاءُوا بِغَضَبٍ مِنَ اللَّهِ ذَلِكَ بِأَنَّهُمْ كَانُوا يَكْفُرُونَ بِآيَاتِ اللَّهِ وَيَقْتُلُونَ النَّبِيِّينَ بِغَيْرِ الْحَقِّ ذَلِكَ بِمَا عَصَوْا وَكَانُوا يَعْتَدُونَ) (٦١)

و (‌بیاد آورید) آنگاه را که گفتند: ای موسی ما بر یک خوراک (‌ترنجبین و بلدرچین‌) شکیبائی نداریم‌، از خدای خود بخواه که برای ما آنچه را زمین از سبزی و خیار و گندم و سیر و عدس و پیاز مـی‌رویاند، بیرون آورد. موسی گفت‌: آیا بـرآنید که چیز پست‌تر را جانشین چیز بهتر سازید؟ پس (‌از سرزمین سیناء‌) به شهری (‌از شهرها) فرود آیید که در آنجا آنچه را خواسته‌اید خواهید یافت‌. و (‌به سبب این غرور و سرمستی و سـرکشی‌) گرفتار خواری و تنگدستی شدند و در خور خشم خدا گردیدند. این هم بدان علت بود که به آیات خدا بی‌باور شدند و پیغمبران را بدون سبب و تنـها به انگیزه مخالفت با حق می‌كشتند. این (‌تکفیر آیات و کشتن پیامبران‌، بر اثر تکرار گناهان و غرق شدن در معاصی بود که بدیشان جرأت داده بود که‌) سرکشی کنند و به تجاوز و تعدی دست یازند. 

موسی عليه السّلام درخواست ایشان را سخت زشت شمرد: 
(أتستبدلون الذي هو أدنى بالذي هو خير ?) 
آیا برآنید که چیز پست‌تر را جایگزین چیز بهتر سازید؟‌.
آیا خواستار حقارت وکوچکی هستید، در حالی‌که خدا برایتان عظمت و بزرگی خواسته است‌؟
(اهبطوا مصرا فإن لكم ما سألتم)
به شهری (‌از شهرها) فرود آیید که در آنجا آنچه را خواسته‌اید خواهید یافت‌.
معنی آن‌، یا این است‌که آنچه راکه می‌خواهید ساده و ناچیز است و شایسته‌ي درخواست نیست‌، چه در هر شهری از شهرها فراوان یافته شود و به هـر شهری بروید، آن را در آنجا خواهید یافت‌... و یا اینکه معنی آن‌، چنین است‌که به مصر که از آن اخراج شده‌اید برگردید ... به زندگی خویشتن برگردیدکه بدان خوکرده و در آن پرورده شده‌اید، آن زندگی پستی‌که داشتید ... همان جائی‌که در آن‌، عدس و پیاز و سیر و خیار می‌یابید. وکارهای بزرگی راکه برای آن پرورده و به سوی آن فرا خوانده شده‌اید، رها سازید ... این گفته‌ي موسی عليه السّلام ، ‌تنبیه و توبیخی برای ایشان بود.
من معنی دومی را ترجیح میدهم كه برخی از مفسران آن را نپسندیده و بدور از حقیقت پنداشته‌اند. دلیل ترجيح من هم آن است که خدا‌وند در روند گفتار، به دنبال آن‌، چنین فرموده است‌:
(وَضُرِبَتْ عَلَيْهِمُ الذِّلَّةُ وَالْمَسْكَنَةُ وَبَاءُوا بِغَضَبٍ مِنَ اللَّهِ) 
و گرفتار خواری و تنگدستی شدند و در خور خشم خداوند گرديدند.
گرفتار آمدن به خواری و تنگـدستی ایشان‌، و در خور خشم خدا گردیدنشان از لحاظ زمانی‌، مربوط به این مرحله‌ي تاریخی‌ نیست ‌، ‌بلکه بعداً بوقوع پیوسته است‌. بعد از رخ دادن آن چیزی بوده است كه در پایان آیه آ مده ا‌ست‌.
(ذَلِكَ بِأَنَّهُمْ كَانُوا يَكْفُرُونَ بِآيَاتِ اللَّهِ وَيَقْتُلُونَ النَّبِيِّينَ بِغَيْرِ الْحَقِّ ذَلِكَ بِمَا عَصَوْا وَكَانُوا يَعْتَدُونَ) (٦١)

این هم بدان علت بود كه به  آیات خدا بی‌باور شدند و پیغمبران را بدون سبب و تنها به انگیزه مخالفت با حق  می‌کشتند. این (‌تکفیر آیات و کشتن پیامبران‌، بر اثر تکرار گناهان و غرق شدن در معاصی بود که بدیشان جرأت داده بود که‌) سرکشی کنند و به تجاوز و تعدی دست يازند .

این امر نسلها بعد از موسی رخ داده است‌. علت اینكه در اينجا روند گفتار زودتر خواری و خشم را ذکر کرده است تا مناسب با وضع ایشان باشد كه برای در خو‌است عدس و پیاز و سیر و خیار داشتند. پس مناسب بود كه موسی عليه السّلام ، بديشان بگوید:

(اهْبِطُوا مِصْرًا) 

به‌مصر برگرديد. 

این تذکری است که بدیشان كه در مصر دچار خواری خواهند شد و از آن نجات خواهند یافت‌. و یادآور این است ‌که نفس ایشان در بند خورکیهائی ا‌ست كه در مکان خواری وکوچکی بدانها خوکرده است‌.

*
تاریخ هیچ ملتی به خود ندیده است آنچه راکه تاریخ قوم اسرائیل از سنگدلی و تکذیب و انکار حق و تجاوز و تعدی و دشمنی با پیغمبران و راهنمایان بشری، به خود دیده است‌. آنان شماری از ببغمبران خود راکشتند و سربریدند و با ارّه‌ها ارّه ‌کردند. این هم زشت‌ترین کاری است‌که ملتی درباره‌ي دعوت ‌کنندگان مخلص حق‌، انجام می‌دهند. قوم اسرائیل به بد‌ترین وجه‌کفر ورزیدند و دست درازی‌کردند و معصیت نمودند، و در هر یک از این زمینه‌ها به اعمال و افعالی دست یازیدند که زشت‌تر از آنها ممکن نبود.

با وجود این سیاه‌کاریها، ادّعاهای عریض و طویل و عجیبی داشتند. پیوسته ادّعا می‌کردندکه تنها ایشان راه یافته‌اند، و تنها آنان ملّت ‌گزیده‌ي خدایند، و اجر خدا تنها نصیب ایشان می‌شود، و فضل وکرم و مرحمت پروردگاری فقط بدیشان اختصاص دارد وکسی در این امر شریک آنان نمی‌گردد...در اینجا است که قرآن ادّعای عریض و طویل ایشان را دروغ می‌شمارد، و اصلی از اصول همگانی را بیان می‌فرماید، ‌اصولی که در لابلای داستانهای قرآنی یا در آغاز و یا انجام آنها آمده است‌.این اصل همگانی‌،‌اصل یگانگی ایمان و یگانگی عقیده است‌. وقتی‌که عقیده منتهی به سر فروآوردن نفس وکرنش انسان در برابر فرمان خدا گردد، و به ایمانی بینجامد که از آن ایمان‌، کردار شایسته و بایسته، صادر بشود و سرچشمه بگیرد. و این که فضل و احسان خدا منحصر به‌گروه و ملت معیّنی نیست‌، بلکه لطف و مرحمت خداوندی متعلّق به همه‌ي مؤمنان است و در هر بر و زمان و مقام و مکانی‌که بوده باشند.هر یک از آنان برابر دینی که داشته‌، از فضل و لطف الهی بهره‌مند می‌گردد و پاداش می‌گیرد، تا آنگاه ‌که رسالت بعدی، دینی را به ارمغان می‌آورد که بر مؤمنان واجب خواهد بود آن را بپذیرند و بدان بگروند:

 (إِنَّ الَّذِينَ آمَنُوا وَالَّذِينَ هَادُوا وَالنَّصَارَى وَالصَّابِئِينَ مَنْ آمَنَ بِاللَّهِ وَالْيَوْمِ الآخِرِ وَعَمِلَ صَالِحًا فَلَهُمْ أَجْرُهُمْ عِنْدَ رَبِّهِمْ وَلا خَوْفٌ عَلَيْهِمْ وَلا هُمْ يَحْزَنُو