 دین وادار نمی‌گردند.
اسلام این است‌. کاملا پیدا و هویدا و روشن و آشکار است‌. خوب و آراسته و والا و بزرگوار است ... یزدان حق را ميگوید، و به راه راست رهنمود ميفرماید . 

پایان جزء ششم 
به دنبال آن جزء هفتم آغاز می‌گردد، و با این فرموده یزدان شروع می‌شود:    .
(لَتَجِدَنَّ أَشَدَّ النَّاسِ عَدَاوَةً لِلَّذِينَ آمَنُوا ... ).
--------------------------------------------------------------------------------
 [1] نیقاوی منسوب ‌به نیقیا -‌نیقیه -‌نیکیه‌، نام شهری در آسیای صغیر بوده است‌. اینک شهر ایسنیک ‌بر جای ‌آن است‌. نخستین شورای ‌کلیساها در نیقیه در سال ٣٢٥ میلادی و دومین شورای نیقیه در سال 787 میلادی بر پا شد. (‌مترجم‌)
[2] حاکم یهودی (‌٢٦-‌٣٦ م‌)‌.
[3] فداء در عهد قدیم غالبا خلاص جسد است‌. امّا در عهد جدید اشاره به خلاصی از خطا وگناه و نتائج آن است‌. (‌نگا: قاموس‌کتاب مقدس‌، صفحه 645)‌٠ مترجم
[4] به نقل ازکتاب‌: «‌محاضرات فی النصرانـیة‌» تالیف‌: استاد محمّد ابوزهره‌.
[5] مراجعه شود به جزء ششم فی‌ظلال القرآن‌، شرح آیه ١٧ مائده‌. 
[6] ‌این حدیث با الفاظ دیگری نیز ذکر شده است‌: «‌ان الله ‌لايعذب العامة ‌بعمل الخاصة حتی تكون العامة تسطیع ان تغير علی الخاصة‌،فاذا لم ‌تغیر العامة علی الخاصة عذ‌ب الله‌ العامة ‌و الخاصة »‌. (‌نگا: جامع الاحادیث‌، ج ٢، ص 335)جزء هفتم
سوره مائده آيات 120-82 و سوره انعام تا آيهء 110
رهنمودهاي جزء هفتم

 این جزء‌، از باقیمانده سوره مائده -‌که اوائل آن‌گذشت ودرجزء ششم ازآن سخن رفت -‌وازاوائل سوره انعام تا فرموده خداوند بزرگوار را در بر داردکه می‌گوید:
(و لو ‌أنَّنا أنزَ‌لنا إلَيهم المَلائِکَةَ ٠٠٠) 
اگر ما فرشتگان را به سوی ایشان روانه می‌کردیم‌.... 
سخن‌گفتن از بخش دوم این جزء را به جـای مـناسب خودش ارجاع می‌داریم‌، آن جائی‌که سوره انـعام را بررسی می‌نمائیم‌. در ایـنجا از بخش نخست سـخن می‌رودکه از بقیه سوره مائده فراهم آمده است‌.
در شناسائی ایـن سـوره - در جزء ششـم - چنین عبارتهائی آمده است‌:
«‌این قرآن بزرگوار بر دل فـرستاده خدا (ص) نـازل گردیده است تا با آن ملتی را بسازد و به صحنه حیات گسیل دارد. دولتی را پدیدار و استوار نماید. جامعه‌ای را سر و سامان و نظم و نظام بخشد. دلهائی و خوهائی و مـردهائی را تربیت‌کند. روابط افراد چنین جامعه‌ای را با یکدیگر، و روابط چنین دولتی را با سائردولتها، و پیوندهای چنان ملتی را با ملتهای‌گو‌ناگون‌، اصلاح و روبراه سازد ... و همه اینها را با یک رشته محکم به یکدیگر پیوند دهد، رشته‌ای‌که پراکنده‌ها راگرد آورد، و بخشها را یکپارچه نماید، و جملگی را به سرچشـمه یگانه‌ای‌، و به قدرت یگانه‌ای‌، و به سـمت یگـانه‌ای‌، محکم بربندد و پـیوند دهـد... ایـن رشته استوار و ناگسیختنی‌، «‌دین‌» است‌، دین بدانگونه که واقعاً از سوی خدا آمده است‌، و مسلمانان آن را شناخته‌اند، در آن روزگارانی که حقیقتاً «‌مسلمان‌» بوده‌اند!
بدین خاطر است‌که در این سوره موضوعهای مختلف وگوناگونی را می‌یابیم‌، همان‌گونه‌که در سه سوره طولانی پیش از آن یافتیم‌. پیوند میان آنها، همـان هدف اصیلی است‌که سراسر قرآن برای تحقق بخشیدن بدان آمده است‌: پدید آوردن ملتی‌، و پا بر جا نمودن دولتی‌، و نظم و نظام دادن به جامعه‌ای‌، بر اساس عقیده ویژه‌ای‌، و جهان‌بینی معینی‌، و ساختار تازه‌ای‌که در آن تنها یزدان دارای الوهیت و ربوبیت و قیمومت و قدرت است‌، و برنامه و قانون و نظام و معیارها و ارزشهای زندگی، تنها از یزدان یگانه بی‌انـباز جهان‌، دریافت می‌گردد و بس. 
همچنین در این سوره رویاروی خواهیم شد با نحوه ساختار جهان‌بینی اعتـقادی و توضیح آن‌، و پالودن آن از افسانه‌های بت‌پرستی و انحرافات اهل‌کـتاب و تحریف ایشان‌، همراه با آشنا ساختن‌گروه مسلمانان به حقیقت خویشتنی خویش‌، و حقیقت نـقش آنـان و سرشت راهشان‌، و آگاه‌کردن ایشان از لغزشگاهها و خارها و دامهای‌که دشمنانشان و دشمنان ایـن ائین برای آنان می‌گسترانند و خود درکمین می‌نشینند ... احکام مراسـم شعائر پرستش و بندگی ذکر می‌گردد، مراسم و شعائری‌که روح فرد مسلمان را، و روح‌گروه مسلمانان را پاکیزه می‌دارند و آن را با آفـریدگارش ربط و پیوند می‌دهند ... قوانین و مقررات اجتماعی ذکر می‌گردد، قوانین و مقرراتـی‌که روابط جامعه مسلمانان را نظم و نظام می‌دهد، و ارتباطات دولت اسلامی را با سائردولتهای دیگر سر و سامان می‏بخشد ... همچنین قوانین و مقرراتی بیان می‌شودکه انواعی از خوردنیها و نوشیدنیها و ازدواجها وکارها و رفتارها را حلال یا حرام می‌سازد ... این مسائل همه‌، یک بسته و یک دسته‌، در یک سوره است و معنی «‌دیـن‌» را آن گونه به تصویر می‌کشدکه یـزدان خواسته است‌، و مسـلمانان آن را فهم‌کرده‌انـد، آن زمـان کـه آنـان «‌مسلمان‌» بوده‌اند.
*
در پرتو نور این جهان‌بینی همگانی سرشت سوره‌، و چیزهائی‌که در بر دارد، می‌توانیم‌گام به‌گام بقیه سوره در این جزء‌، به پیش برویم، و موضوعهای باقیمانده سوره را بیابیم‌که بدانها اشاره‌کردیم و برخی از آنها در جزء ششم‌گذشت‌.
بقیه اردوگاههای متعددی را خواهیم یافت‌ که در مدینه با ملت مسلمان رویاروی می‌گردند - جای شگفت است ‌که هـمیشه چـنین اردوگاههائی با جنبش‏های رستاخیز اسلامی رویاروی می‌گردند - و با دشمنانگی و عداوتی برخورد می‌کنیم‌ که سینه‌های افـراد چنین اردوگاههائی در خود جای می‌دهند. البته این اردوگاهها را با موقعیتها‌ی متفاوت می‏‎بینیم، وگروههائی از آنها را خوا‌هیم دیدکه به هدایت و رهنمود آسمانی‌گرایش دارند، همچون مسیحیانی‌که دعوت پیغمبر(ص) را پذیرفتند، و دلهایشان هنگام شنیدن بخشی از هـدایت آسمانی نرم‌گردید، و به پـاداش الهـی رسـیدند و به بهشتی دست یافتند که از زیر درختان وکاخهای آن‌، رودبارها و چشمه‌سارها جاری است!
بقیه سخن از حق قانونگذاری درباره تحریم و تحلیل را خواهیم شنید. نهی از تجاوز به حریم تحریم و تحلیل بدون حجت و برهان یزدان را خواهیم یافت‌.گوش جان خواهیم داد به یادآوری‌کرد‌ن مومنان به پرهیزگاری از خشم و شکنجه یزدان در این‌کاری‌که ایمان وکفر بدان تعلق می‌گردد، - از آن‌که مـومنان اعـلان ایـمان کرده‌اند.
به دنبال این مسائل‌، بقیه احکام قانونی سوگند خوردن‌، مبارکی، قماربازی، بت‌پرستی، بخت‌آزمائی و فال‌بینی‌، شکارکردن در حـالت احرام‌، حـرمت‌کعبه‌، ماههای حرام‌، و حیوانات بینشان و با نشانی‌که به بیت الله هدیه ميشود ... همراه با بیدارباشهای مکرر در کنار وجوب التزام و اطاعت از چیزی‌که یزدان سبحان مقرر می‌فرماید، و چیزی‌که پیغمبر خـدا (ص) بدان امر می‌نماید، و نهی‌کردن و بر حذر داشتن از مخالفت‌، و تهدید به عذاب دردناک‌، و انتقام خداوند، و به یـاد آوردن ایزد متعالی‌