گونه ایشان (‌از حق با وجود این هـمه روشـنی‌) بـاز داشته می‌شوند؟‌! بگو: آیا جز خدا کسـی و چیزی را مـی‌پرستید کـه مـالک هـیچ سود وزیـانی برای‌شما نیست‌؟ و خدا شنوای (‌اقـوال و) آگاه (‌از اعمال شـما) است‌. بگو: !ی اهل کتاب‌! به ناحق در دین خود راه افراط و تفریط مپوئید و از اهواء و امیال گروهی که پیش از این گمراه شده‌اند و بسیاری را گمراه کرده‌انـد و از راه راست منحرف گشته‌اند، پیروی منمائید.

قبلابگو‌نه چکیده بیان داشتیم‌که چگو‌نه و چه وقت این سخنان منحرف و نادرست از شوراها وگردهـمآئی‌ها به عقیده مسیحیتی‌که عیسی (ع) به عنوان پیغمبری از جانب خدا با خودآورده بود، راه پـیداکرده است و خزیده است‌. پیغمبری همچون سائر برادران پیغمبر خود که سخن یگانه‌پرستی خالص و سره‌ای با خویشتن به ارمغان آورده‌اند. سخن یگانه‌پرستی خالصی‌که کمترین شک و شبهه‌ای از شرک آمیزه آن نبوده است و آن را نیالوده است‌. چه همه رسالتها و پیغمبریها آمده‌اند تا توحید و یگانه‌پرستی را در زمین مستقرگردانند و بر جای و استوار دارند، و سخن شرک را پوچ و باطل گردانند.

اکنون می‌کوشیم باز هم بگونه چکیده همچون قبل، چیزهائی را بیان داریـم‌که‌گردهمآئیها و شوراهای مسیحیان درباره تثلیث و الوهیت بر آن اتفاق داشته‌اند و بعدها در میان خود چه اختلافی پیداکرده‌اند:

«‌درکتاب «‌سومین سلیمان‌» تالیف نوفل پسر نعمت‌الله پسر جرجيس مسیـحی آمده است‌: عقیده‌ای‌که مسیحیان بر آن هستند، وکلیساها در آن اختلاف ندارند، و اصل اعتقاد نامه‌ای است که شورای نیقاوی[1]  آن را اعـلام کرده است‌، عبارت است از:

اول‌: ایمان به معبود یگانه‌که پدر یگانه‌، و نگاهدارنده کل‌، و آفریننده آسمانها و زمین است‌، اعـم از همه چیزهائی که دیده می‌شوند یا دیده نمی‌شوند ... دوم‌: ایمان به خداوند یگانه به نام یسوع است‌که پسر یگانه پدر است و پیش از ازمنه و دهو‌ر از نور یـزدان زاده شده است‌. خداوند حقي است‌که از خداوند حقی پدید آمده است‌. مولود است نه مخلوق‌. درگوهر ذات‌، مساوی با خدا است‌.کسی است‌که توسط او همه چیز وجود پیداکرده است‌.کسـی است‌کـه بـه خاطر مـا انسانها، و برای بخشودگی خطاها وگناهان ما از آسمان پائین آمده است‌. از روح القدس به پـیکر جسـمانیت درآمده است‌، و از مریم دوشیزه آدمیت یافته است‌، و  در روزگار بیلاطُُس[2] بجای ما به دار زده شده است‌. درد دیده است و مدفون‌گردیده است‌. مطابق چیزهائی که درکتابها نوشته شده است در روز سـوم از مـیان مردگان برخاسته است‌، و به آسمان صعو‌دکرده است و در طرف راست خدا نشسته است‌. مجد و شکوهی را پـدید خواهد آورد که زنـدگان و مردگان ایـمان می‌آورند. حکو‌مت و فرمانروائی او فناناپذیر است ... سوم‌: ایمان به روح‌القدس است‌، خداوند حیات بخشی که از پدر برجوشیده است‌.کسی است‌که همراه با پسر برای یزدان سجده می‏‎برند. او یـزدان را به مجد و عظمت می‌ستاید. پیغمبران راگویا می‌نماید.

دکتر «‌بوست‌» در تـاریخ‌کتاب مقدس گفته است‌: سرشت خدا از سه اقنوم مساوی فراهم آمـده است‌: خدای پـدر، و خدای پسـر، و خدای روح القدس‌. آفرینش توسط پسر به پدر نسبت ميرساند. فداء‌[3] مربوط به پسر است‌. و تطهیر به روح‌القدس واگذ‌ار است‌»‌...

به علت دشواری تصور اقنومهای سه‌گانه در یک چیز، و دشواری‌گرد آمـدن تـوحید و تـثلیث‌، نویسندگان مسـیحی هـنگاميکـه درباره لاهوت نـوشته‌انـد، کو‌شیده‌اند دیدگاه خرد را در این مساً‌له به آینده حواله دهند، مساله‌ای‌که فوراً خرد آن را مردود می‌شمارد. از جمله این نوشته‌ها چیزی است‌که «‌بوطر»‌کشـیش در کتاب «‌اصول و فروع‌» نوشته است‌. او می‌گوید: «‌این مساله را به اندازه توان خـردهای خود فـهمیده‌ایـم‌. امیدواریم بیش از این وروشن‌تر از این در آینده از آن بفهمیم، آن زمان‌که پـرده از همه چیزهائی‌که در آسمانها وزمین است فرو می‌افتد. امّادرحال حاضربه همین اندازه‌که فهمیده‌ایم بسنده می‌کنیم‌»‌[4].

یزدان سبحان می‌فرماید: همه این گفتارها کفر است‌. از جمله این سخنان سخنی است‌کـه مـعتقد به الوهیت مسیح (ع) است‌. سخن پوچ دیگری مبنی بر این است که خدا یکی از سه خدا است ... پس از سخن یزدان سبحان سخنی نیست‌. یزدان حـق را می‌فرماید و او رهنمود می‌نماید و راه را مينمایاند:

(لَقَدْ كَفَرَ الَّذِينَ قَالُوا إِنَّ اللَّهَ هُوَ الْمَسِيحُ ابْنُ مَرْيَمَ وَقَالَ الْمَسِيحُ يَا بَنِي إِسْرَائِيلَ اعْبُدُوا اللَّهَ رَبِّي وَرَبَّكُمْ إِنَّهُ مَنْ يُشْرِكْ بِاللَّهِ فَقَدْ حَرَّمَ اللَّهُ عَلَيْهِ الْجَنَّةَ وَمَأْوَاهُ النَّارُ وَمَا لِلظَّالِمِينَ مِنْ أَنْصَارٍ) 

بی‏گمان کسـانی کـافرندکه مـی‌گویند: (‌خـدا در عیسی حلول کرده است و) خدا همان مسیح پسر مـریم است‌. (‌در صورتی که خود) عیسی گفته است‌: ای بنی‌اسرائیل خـدای یگانه‌ای را بـپرستید کـه پـروردگار مـن و پروردگار شما است‌. بی‏گمان هر کس انبازی برای خدا قرار دهد، خدا بهشت را بر او حرام کرده است (‌و هرگز به بهشت گام نمی‌نهد) و جایگاه او آتش (‌دوزخ‌) است‌. و ستمکاران یار و یاوری ندارنـد (‌تـا ایشـان را از عذاب جهنم برهاند)‌.

بدین صورت مسیح (ع) ایشان را بیم داد و حذر داشت‌، ولی آنان نه ترسیدند و نه برحذر شدند، و بعد از وفات او در چیزی فرو افتادندکه ایشان را از فرو افتادن در آن بیم داده بود و برحذر فرموده بود. آنان را از محروم شدن و بی‌بهره شـدن و بی‌بهره مـاندن از بهشت و فرو افتادن به دوزخ برحذر داشته بود، امّا ایشان فرموده مسیح (ع) را فراموش‌کردند:

(يَا بَنِي إِسْرَائِيلَ اعْبُدُوا اللَّهَ رَبِّي وَرَبَّكُمْ) 

ای بـنی‌اســرائـیل‌! خـدای یگانه‌ای را بـپرستید که پروردگار من و پروردگار شما است‌.

بدیشان اعلام‌کرده است‌که او و ایشـان در بندگی برابرند، بندگی برای خداوندگار یگانه‌ای که انـبازی ندارد.

قرآن بر همه‌گفتارهای‌کافرانه آنان‌، حکم را به تمام و کمال بیان می‌دارد و می‌فرماید:

(لَقَدْ كَفَرَ الَّذِينَ قَالُوا إِنَّ اللَّهَ ثَالِثُ ثَلاثَةٍ) .

بی‏گمان کسانی کافرند که می‏‎گویند خداوند یکی از سـه خدا است‌!.

و حقیقتی را بیان می‌فرمایدکه هر عقیده‌ای‌که پیغمبری از سوی خدا با خو‌د آورده است بر آن استوار و بر جا بوده است‌:

(وَمَا مِنْ إِلَهٍ إِلا إِلَهٌ وَاحِدٌ) ٠

معبودی جز معبود یگانه وجود ندارد (‌و خدا یکی بیش نیست‌)‌.

و آنان را از فرجام کفری بیم می‌دهدکه زبان بدان می‌گشایند و بدان معتقدند:

(وَإِنْ لَمْ يَنْتَهُوا عَمَّا يَقُولُونَ لَيَمَسَّنَّ الَّذِينَ كَفَرُوا مِنْهُمْ عَذَابٌ أَلِيمٌ)

و اگر از آنـچه می‏‎گویند دست نکشـند (‌و از مـعتقدات باطل خود برنگردند) به کافران آنان (‌که بر این اعتقاد باطل ماندگار می‌مانند) عذاب دردناکی خو