ه سوی ایمان بدان چیزی‌که با خـود به ارمغان آورده است‌، فراخوانده می‌شوند، بنابه عموم و تـفصيلات همان چیزی‌که با خـویشتن آورده است و به همگان تقدیم فرموده است‌. کسی‌که محمّد (ص)‌را به عنوان پیغمبر نپذیرد، و به مجمل و مفصل آن چیزی‌که با خویش آورده است ایمان نیاورد، چنین‌کسی‌گمراه است و خدا دینی را از او نمی‌پذیرد که پیش ا‌ز این آئین بر آن بوده است‌، و از زمره‌کسانی بشمار نمی‌آیدکه دا‌خل در مضمون فرموده خداونـد بزرگوارند، آنجا که می‌فرماید:

(فَلا خَوْفٌ عَلَيْهِمْ وَلا هُمْ يَحْزَنُونَ).

نــه تـرس و هـراسـی بر آنـان است‌، و نـه غمگین و اندوهگین می‌گردند.

این حقیقت بنیادین «‌معلوم از دین بگونه ضروری‌« حقیقتی است‌که برای مسـلمان راستين جائز نـیست درباره آن تردید و درنگ و منگ منگ‌کند، و در برابر فراوانی جاهلیت و ستبرای واقعیت جاهلی از آن باز ایستد، جاهلیت و واقعیت جاهلي که انسـانها در آن می‌لولند و می‌زیند. حقیقتی است‌که برای مسلمان درست نیست‌که در روابط و پیوندهائی‌که با جملگی مردمان‌کره زمین - با هر دین وآئین و مذهب و مکتبی که دارند - برقرار می‌کند، از آن غافل ماند. نباید فشار واقعیت جاهلی او را وادارد که کسـی را از دارندگان چنین دین و آئین و مذهب و مکتبی بر «‌دینی‌« قلمداد کندکه خدا آن را می‌پذیرد و به‌ان خشنود است‌، و درست است‌که وی با او یاری و همیاری‌کند و با او دوستی ورزد و پیمـان بندد!

بلکه تنها وتنها ولی خدا است و بس‌:

(وَمَنْ يَتَوَلَّ اللَّهَ وَرَسُولَهُ وَالَّذِينَ آمَنُوا فَإِنَّ حِزْبَ اللَّهِ هُمُ الْغَالِبُونَ) 

هر کس که خدا و پیغمبر او و مومنان را پـه دوسـتی و یــاری بـپذیرد (‌از زمــره حزب‌الله است و) بـی‌تردید حزب‌الله پيروز است‌.

قطعا این چنین است‌، ظواهر امور هر چه و هرگو‌نه‌که باشد.کسانی‌که ایمان بیاورند به خدا و روز رستاخیز و کار شایسته و بایسته - براساس این آئینی‌که آئین تنها آن است و بس - انجام بدهند، نه ترس و هراسی - آنان است و نه غمگین و اندوهگین می‌کردند... ترس و هراسی بر آنان نه در دنیا است و نه در آخرت ... ترس و هراسـی بر آنان از سوی نیروهای باطل و جاهلیت انباشته نیست‌. ترس و هراسی بر آنان از سوی مومنان با ایمان‌کارآی شایان هم نیست ... ایشـان غمگین و اندوهگین هم نمی‌گردند.

*بعد از این‌، روند قرآنی بخشی از تاریخ بنی‏اسرائیل - یهودیان - را عرضه می‌دارد. در آن جلوه‌گر می‌آیدکه چگونه ایشان بر چیزی بند و استوار نیستند. همراه با آن پـدید می‌آیدکه رسـاندن پـیام اسـلام بدیشان ضرورت دارد، و باید با آئین اسلام مخاطبشان قرار داد و بدین آئینشان خواند، تا در پـرتو آن به دیـن خدا بگروند و در آن بغنوند. آنگاه اصل و مـاهیت آنان هویدا می‌شود، اصل و ماهیتی‌که دگرگون نشده است‌. این اصل وماهیت ایشـان برای مسـلمانان آشکار می‏‎گردد، و آنـان از چشـم مسلمانان می‌افتند و از ارزششان‌کاسته ميشود. دلهای مسلمانان از دوستی و یاری با ایشان‌گریزان می‏‎گردد و با ایشـان دوسـتی و یاری نمی‌شود مادام‌که درباره حق و دین بر این حال و بدین منوال باشند:

(‌ لَقَدْ أَخَذْنَا مِيثَاقَ بَنِي إِسْرَائِيلَ وَأَرْسَلْنَا إِلَيْهِمْ رُسُلا كُلَّمَا جَاءَهُمْ رَسُولٌ بِمَا لا تَهْوَى أَنْفُسُهُمْ فَرِيقًا كَذَّبُوا وَفَرِيقًا يَقْتُلُونَ وَحَسِبُوا أَلا تَكُونَ فِتْنَةٌ فَعَمُوا وَصَمُّوا ثُمَّ تَابَ اللَّهُ عَلَيْهِمْ ثُمَّ عَمُوا وَصَمُّوا كَثِيرٌ مِنْهُمْ وَاللَّهُ بَصِيرٌ بِمَا يَعْمَلُونَ) .

ما از (‌یهودیان‌) بنی‌اسرائیل پیمان گرفتیم (‌که احکـام تورات را مراعات دارند، و برای تبلیغ آن بـه مردم‌) پـیغمبرانـی بــه سوی ایشـان فرستادیم‌. (‌امّـا انـان پیمان‌شکنی کردند و) هر زمان که پـیغمبری چیزی را می‌آورد که با هواها و هـوسهای آنـان سازگار نـبود، دسته‌ای (‌از پیغمبران‌) را تکذیب می‏‎کردند و گروهی را می‌گشتند. و (‌بنی‌اسرائیل‌) گمان می‌بردند که آزمایشی در مـیان نـیست (‌تــا مومنان راسـتین را از مـومنان دروغین ایشان جدا سازد) و بـلا و عذابـی (‌در بـرابـر تکذیب و قتل انبیاء گریبانگیرشان‌) نخواهد بود. لذا کور شدند (‌و آزمونها و شدائد گذ‌شتگان را نادیده گرفتند) و کر شدند (‌و سخنان حق انبیاء را نشنیدند. خداوند آنان را دچار بلاها کرد و کسانی را بر ایشان مسلط نمود که مزه خواری و پستی بدانان چشاند. و لذا از کرده خود پشیمان شدند و) آنگاه خداوند توبه ایشان را پـذیرفت (‌و عــزت و کـرامت بـدیشان بــخشید. ولی‌) دوبـاره بسـیاری از انــان (‌از راه راست مـنحرف و از دیـدن حقائق‌) کور شـدند و (‌از شـنیدن سـخنان پـیغمبران و خیرخواهان‌) کر شدند. خداوند اعمال ایشـان را (‌دیده و) می‌بیند (‌و پاداش و پادافره آنان را می‌دهد)‌.

تاریخ بنی‏اسرائیل تـاریخ کهنی است‌. موضعگیری ایشان در برابر پیغمبر (ص)‌اسلام نخستین و آخرین موضعگیری نیست! ایشان بر سرکشی و رویگردانی‌، سر باز زدن از پیمان یزدان‌، هواها و هوسـهای خویش را معبود خویشتن‌کردن‌، برابر آرزوی خود رفتارکردن نه خواست دین خدا، و بزهکاری و اذیت و ازار رساندن دعوت‌کنندگان به سوی حق و حاملان دعـوت خدا، خوی گرفته‌اند و بزرگ گشته‌اند:

(‌ لَقَدْ أَخَذْنَا مِيثَاقَ بَنِي إِسْرَائِيلَ وَأَرْسَلْنَا إِلَيْهِمْ رُسُلا كُلَّمَا جَاءَهُمْ رَسُولٌ بِمَا لا تَهْوَى أَنْفُسُهُمْ فَرِيقًا كَذَّبُوا وَفَرِيقًا يَقْتُلُونَ)

 ما از (‌یهودیان‌) بنی‌اسرائیل پیمان گرفتیم (‌که احکـام تورات را مراعـات دارند، و برای تبلیغ آن بـه مـردم‌) پـیغمبرانـی بـه سـوی ایشـان فرستادیم‌. (‌امّـا انـان پیمان‌شکنی کردند و) هر زمان که پـیغمبری چیزی را می‌آورد که با هواها و هوسهای آنـان سازگار نـبود، دسته‌ای (‌از پیغمبران‌) را تکذیب می‌کردند و گروهی را می‌گشتند.

دفتر ثبت احوال بنی‏اسرائیل با پیغمبرانشان پر است از تکذیب و رویگردانی‌، وکشـتن و نـافرمانی کردن و دشمنی نمودن‌، و هوسبازیها و شهوت‌رانیها و پرستش هواها و آرزوها.

شاید به همین خاطر است‌کـه یـزدان جهان تاریخ بنی‏اسرائیل را بر ملت مسلمان‌، مفصَّل و مطوَّل روایت می‌فرماید. تا این‌که مسلمانان خویشتن را نپایند و همچون بنی‏اسرائیل نـنمایند. از لغزشگاههای راه بپرهیزند. خردمندان به خدای رسـیدگان ایشـان ایـن لغزشگاهها را بشناسند، یا بـه پـیغمبران بنی‏اسرائیل اقتداء و پیروی‌کنند و ببینند پیغمبران بنی‏اسرائیل زمانی‌که با ناسازگاریها و دشواریـها و شکـنجه‌ها و آزارها و سرکشیها و زشـتیهای بنی‏اسرائیل روبرو می‌شدند چه می‌کردند، آنان هم ایشان را سرمشق خود قرار دهند و هنگامی که نسلهائی از زادگان مسـلمانان بدانجا رسیدند که بنی‏اسرائیل بدانجا رسیده بودند، بدانگاه‌که چون زما