ا مَا لا طَاقَةَ لَنَا بِهِ وَاعْفُ عَنَّا وَاغْفِرْ لَنَا وَارْحَمْنَا أَنْتَ مَوْلانَا فَانْصُرْنَا عَلَى الْقَوْمِ الْكَافِرِينَ) (٢٨٦)
پروردگارا!  اگر  ما  فراموش  کردیم  یا  به  خطا  رفتیم‌،  ما  را  (‌بدان‌)  مگیر  (‌و  مـورد  مؤاخذه  و  پـرس  و  جو  قرار  مده‌)‌،  پروردگارا!  بار سنگین  (‌تکالیف  دشوار)  را  بر  (‌دوش‌)  ما  مگذار،  آن  چنان  که  (‌به  خاطر  گناه  و  طغیان‌)  بـر  (‌دوش‌)  کسانی  که  پیش  از  ما  بودند  گذاشتی.  پروردگارا!  آنچه  را  که  یارای  آن  نداریم  بر  ما  بار  مکن 

(‌و  ما  را  به  بلاها  و  محنتها  گرفتار  مکن‌)  و  از  ما  درگذر  (‌و  قلم  عفو  بر  گناهانمان  کش‌)  و  ما  را  ببخشای  و  به  ما  رحم  فرمای‌.  تو  یاور  و  سرور  مایی  پس  ما  را  بر  جمعیّت  کافران  پیرور  بگردان.
این  دعائی  است‌ که  حال  مؤمنان  را  با  پـروردگارشان‌،  آشنائی  با  ضعف  و  ناتوانیشان‌،  نیازشان  به  مهربانی  و  گذشت  و کمک  و  یاری  یزدان‌،  تکیه  زدنشان  بر  ستون  رحمان‌،  پناه  بردنشان  به‌ کنف  حمایت  ربّانی‌،  پیوستنشان  به  آستانۀ  صمدانی‌،  و  بریدنشان  از  هر  آنچه  جز  او  است‌،  آمادگیشان  برای  جهاد  در  راه  خدا  و  یاری  خواستنشان  از  الله  را  به  تصویر  کشد...  همۀ  اینها  با  نغمۀ  مؤثّر  خائفانه‌ای  اداء  می‌گردد، ‌که  با  آهنگهای  موسیقی  خود  هراس  مرغ  دل‌،  و  بال  و  پـر  زدن  پـرندۀ  روح ‌را به ‌تصویر می‌کشد.  
(رَبَّنَا لا تُؤَاخِذْنَا إِنْ نَسِينَا أَوْ أَخْطَأْنَا )
پروردگارا!  اگر  ما  فراموش  کردیم  یا  خطا  رفتیم‌،  ما  را  (‌بدان‌)  مگیر.
خطا  و  نسیان  است‌ که  در  عملکرد  مسلمان  دخالت  دارند  و  بر  تصرّف  او  فرمان  می رانند،  بدانگاه ‌که  ضعف  بشری  کـه  از  آن  چاره‌ای  نیست‌،  بدو  روی  می‌آرد.  در  جولانگاه  دایرۀ  خطا  و  نسیان‌،  مسلمان  رو  به  سوی  خدا  مـی‌دارد  و  درخـواست  بخشایش  و  بزرگواری  را  می‌نماید.  در  این  صورت‌،  این  نه  افتخار  به ‌گناه  است‌،  و  نه  اصلاً سرپیچی  از  فرمان‌،  و  نه  خویشتن  را  بزرگتر  از  فرمانبرداری  نمودن  و  تسلیم  حق ‌گشتن‌،  و  نه  از  روی  عمد  و  قصد کجروی  و  انحراف  ورزیدن  بشمار  است‌...  مؤمن  جرأت  انجام  هیچیک  از  اینها  را  با  خدای  خویشتن  به  خود  نمی‌دهد،  و  در  هیچ  حالتی  از  این  حالات  چشم  به  گذشت  و  بزرگواری  او  ندارد...  بلکه  وقتی  دست  به  چنین  دعای  برمی‌دارد  و  بدان  لب  می‌گشاید که  توبه ‌کند  و  به  سوی  خدا  برگردد  و  از کردۀ  خویش  پشیمان  شود...  در  اینجا  است‌ که  خداوند  دعای  بندگان  مؤمن  خود  را  بر‌آورده  می‌سازد.  چه  رسول  خدا صلّی الله عليه وآله وسلّم گفته  است‌:
 
(رُفِعَ عَنْ أُمَّتي الْخَطأ وَ النّسْيانُ وَ مَااسْتُكْرهُوا عَلَيْه)[5]  
از  امّت  من  اشتباه  و  فراموشی  و  آنچه  بدان  وادار  شـده  باشند،  نادیده  گرفته  شده  است‌.
)رَبّنا وَلا تَحْمِلْ عَلَيْنا إصْراً كَما حَمَلْتَهُ عَلى الّذينَ مِنْ قَبْلِنا). 
پروردگارا!  بار  سنگین  (‌تکالیف  دشوار)  را  بر  (‌دوش‌)  ما  مگذار  آن  چنان  که  (‌به  خاطر  گناه  و  طغیان‌)  بـر  (‌دوش‌)  کسانی  که  پیش  از  ما  بودند  گذاشتی.
این  دعائی  است ‌کـه  منبعث  می‌شود،  از  اینکه  امّت  اسلامی  همۀ  میراث  پیغمبریها  را  به  ارث  برده  است‌،  و  شناخت ‌کاملی  - ‌همانگونه‌ که  خداونـد  در  ایـن  قرآن  بدیشان  آموخته  است  -‌ از  رفتار  ملّتهائی  دارند،‌ که  پیش  از  آنان  رسالتهای  ربّانی  بدیشان  رسیده  است‌،  و  آگاهی  دارند  از  بارها  و سنگینیهائی‌ که  خداوند  به  عنوان  عقاب  بر  اثر کارهای  ناشایستی ‌که  از  برخی  از  آنان  سـرزده  است‌،  بر  دوششان  افکنده  است‌.  خداوند  برخی  از  چیزهای  پاکیزه  را  بر  بنی‏اسرائیل  به  سبب‌ کارهای  زشتی  که  کردند  تحریم  کرد.  در  آیۀ  146  سورۀ  انـعام  آمده  ا‌ست‌:
(وَ عَلَى الّذينَ هادوُا حَرَّمْنا كُلّ ذي ظُفُرٍ، وَ مِنَ الْبَقَر وَ الْغَنَم حَرّمْنا عَلَيْهمْ شُحُومَهُما إلّا ما حَمَلَتْ ظُهُورُهُما أو الْحَوايا أوْ مَا اخْتَلَطَ بعَظْمٍ) 
بر  یهودیان‌،  هر  حیوان  ناخن‌دار  (‌حیواناتی  كه  سـم  یکپارچه  دارند،  مانند:  شتر  و  درّندگان‌)  را  حرام  کردیم‌،  و  از  گاو  و  گوسفند  بر آنان  پيه  و  چربی  آنها  را  حرام  نمودیم‌،  مگر  چربیهائی  که  بر  پشت  اینها  قرار  دارد،  و  یا  در  لابلای  امعاء  و  دو  طرف  پـهلوها  و  یا  آنچه  که  بـا  استـخوان  آمیخته  است‌.
همچنین  برای  کفّارۀ ‌گوساله  پرستیشان‌،  خداوند  بر  آنان  واجب  فرمود که  خودشان  را  بکشند.  همانگونه‌ که  در  آغاز  این  سوره  گذشت‌.  و  بر  ایشان  حرام ‌کر‌د که  در  روز  (شنبه)  تجارت  یـا  شکار کـنند...  بدین  منوال  می‌بینیم ‌که  عقیدۀ  اسلامی‌،  بخشایشگر  و  بزرگوار  و  ساده  و  آسان  بوده  و  از  فطرت  بر  می‌جوشد  و  از  خـطّ  فطرت  پیروی  می‌کند،  و  به  پیغمبر  صلّی الله عليه وآله وسلّم  ‌گفته  می‌شود: 
(وَ نُيَسّرُكَ لِلْيُسّرى). 
تو  را  در  راه  بس  ساده‌ای  توفیق  می‌دهیم‌.         (‌اعلی  /  ٨) 
 بیگمان  بزرگ‌ترین  بار  سنگینی ‌که  خداوند  آن  را  از  دوش  امّت  اسلامی  برداشته  است  و  این  بار گران  را  بیش  از  ایشـان  بر  دوش  ملّتهایی  نهاده  بود که  در  زمین  خلافتشان  داده  بود  و  آنان  پـیمان  خلافت  را  شکسـته  بودند  و  از  آن ‌کناره‌گیری  نموده  بودند،  این  بار  سنگين  و گران،  بار  بندگی  انسانها  بود.  بندگی  بنده  برای  بنده‌.  این  بندگی  در  قانونگذاری  بنده  برای  بنده،  و  در  فروتنی  و کرنش  بنده  برای  بنده،  به  خاطر  خودش  یا  طبقه‌ای‌ که  در  آن  بود،  یا  نژادی ‌که  از  آن  بود،  مجسّم  و  نـمودار  است‌...  این  همان  بار  بس  گران  و  بزرگی  است‌ که  خداوند  بندگان  مؤمن  خود  را  از  آن  رها  نموده  است‌،  و  ایشان  را  به  سوی  تنها  بندگی  و  فرمانبرداری  از  خود،  و  به  سوی  دریافت  قانون  و  شریعت‌ تنها  و تنها  از  خود  او،  برگشت  داده  است‌.  با  این  بندگی  خدای  یگانه  و  یکتا،  جانها  و  خردها  و  زندگی  ایشان  را  تماماً  از  بندگی کردن  بر‌ای  بندگان  آزادی  و  حرّیّت  بخشیده  است‌.
بندگی ‌کردن  خدا  و  بس  - ‌که  آن  هم  در  دریافت  شرایع  و  قوانین  و  ارزشها  و  معیارها  فقط  از  او  مـجسّم  است  -  نقطۀ  رهائی  و  آزادی  بشری  بشـمار  است‌.  رهائی  و  آزادی  از  سلطۀ  جبّاران  و  سرکشان‌،  و  از  سلطۀ  پرده‌داران  و  دربانان  و کاهنان  و  جادوگران‌،  و  از  سلطۀ  اوهام  و  خرافات‌،  و  از  سلطۀ  عرف  و  عادات‌،  و  از  سلطۀ  هواها  و  هوسها،  و  از  هر  نوع  سلطه  و  قوّۀ  پوچ  و کجروی  که  نمودارکنندۀ  بار گرانی  شود که  گردن  مردمان  را  از  راستای  حق  بپیچاند  و  سرهایشان  را  در  برابر  خدای  قادر  متعال‌،  پائین  بکشاند  و  جز  بر  خاک  آستان  او  بنشاند.
و  اما  این  دعای  مؤمنان ‌که  می‌گویند:
(وَلا تَحْمِلْ عَلَيْنا إصْراً كَما حَمَلْتَهُ عَلَى