ـانهایتان و پـریهایتان‌، بسان پرهیرگارترین دل فردی از خودتان باشید، ایـن امر بر ملک و مملکت من چیزی نمی‌افزاید... ای بندگانم‌، اگر نخستین فرد تا آخرین فرد شـما، و انسـانهایتان و پریهایتـان‌، بسـان گناهکارترین دل فردی از خودتان باشید، این امر از ملک و مملکت من چیزی نـمی‌کاهد... ای بندگانم‌، اگر نخستین فـرد تـا آخرین فرد شـما، و انسانهایتان و پریهایتان‌، در سرزمین واحدی بایستند و ازمن چیزی که می‌خواهند بطلبند، به هرکسی آنچه مــی‌خواهـد مـی‌دهم و ایـن امـر چیزی از آنچه دارم  نمی‌کاهد، مگر بدان اندازه که سوزنی به دریا فرو برده شود و از آب آن بکاهد... ای بندگانم‌، تنها چیزی را که به حساب شما می‌گیرم اعمال شما است و بعدها پاداش و پادافره آنها را به تمام و کمال به شما خواهـم داد. پس کسی که به خیر و خوبی دستیابی پیدا کند، خدای را سپاسگزاری نماید، و کسـی که جـز ایـن را بـیابد جز خویشتن را سرزنش نکند. (‌مسلم آن را روايت كر‌ده است‌)

باید بر این اساس‌، وظیفه ایمان و پرهیزگاری و پرستش و اجراء و پیاده‌کردن برنامه خدا در زندگی و حکم به شریعت خدا را درک و فهم‌کنیم ... همه اینها نیز برای خود انسانها و به سود خود آنان است‌، هم دردنیا و هم در آخرت ... اینها همه برای صلاح و فلاح همين مردمان هم در دنیا و هم در آخرت است‌.

گمان می‌کنیم نیازی نداشته باشیم‌که بگوئیم‌: این شرط یزدانی برای اهل‌کتاب‌، تنها ویژه اهل‌کتاب نیست‌. چه شرط الهی برای اهل‌کتاب‌، شامل ایمان و پرهیزگاری و پابرجائی برنامه خدا است‌که در آنچه خدا برایشان نازل‌کرده است در تورات و در انجیل‌، و ا‌نچه ا‌ز سوی خدا برایشان نازل شده است‌که بالطبع مراد پـیش ا‌ز بعثت پیغمبر (ص) است‌، سزاوارتر بدین شرط‌کسانی هستند که قرآن بر آنان نازل‌گشته است‌... سـزاوارتـر بدین شرط کسانی هستندکه می‌گویند: مـا مسـلمان هستیم‌. چه اینان‌کسانیند که آئین ایشان با نص صریح متضمّن ایمان است‌: بدانچه بر آنان نازل شده است‌، و بدانچه پیش از آنان نازل‌گشته است‌، و عمل بـه همه چیزهائی‌که بر ایشان نازل شده است‌، و بدانچه خدا از شرائع پیشین در شریعتشان جای‌گذاشته است ... هم ایشانند صـاحب آئـینی‌که خدا جز آن را ازکسـی نمی‌پذیرد. آئین آنان آئینی است‌که همه ادیـان بدان رسیده‌اند و خاتمه پذیرفته‌اند. دیگر دینی وجود ندارد که خدا آن را بپسندد و ازکسی بپذیرد، مگر این آئین و بس‌.

پس اینان سزاوارتر از هرکس دیگری بدین شـرط و بدین عهد خدایند. اینان از دیگران سـزاوارتـرند که خشنود شوند به چیزی‌که خدا بدان خشنود است و بدان از ایشان خشنود می‌گردد. سزاوارتر از همگان ایـنانند که‌گوش جان بسپارند به شرطی‌که خدا برایشان تعیین می‌فرماید، و محوگناهان‌، و ورود به بهشت در ان جهان‌، و خوردن از بالای سر و زیـر پـایشان در ایـن جهان را درگرو رعایت چنین شرطی قرار می‌دهد. اینان از همه مردمان سزاوارترندکه گوش جان بسپارند به شرطی‌که یزدان جهان برایشان مقرر می‌فرماید، و در برابر رعایت آن ایشان را ازگرسنگی و بیماری و هراس و تنگدستی و سختی معیشتی‌که در همه نواحي میهن اسلامی - یا به تعبیر درست‌تر: میهنی‌که اسلامی بوده است - بدانهاگرفتار و دچارند، نجات می‏بخشد و آنان را به رفاه و خوشی می‌رساند. این شرط خدا است و همیشه موجود و پاجا است و راه دستیابی بدان معروف و مشهور و روشـن و آشکار است‌...کـاش مسلمانان می‌دانستند و می‌فهمیدند و پنبه غفلت از گوش خود بیرون می‌آوردند.
--------------------------------------------------------------------------------
[1] ‌اقنوم‌، اصل و سبب هر چیز باشد. و نصاری‌گویند: اقنوم عبارت از ظهورات باری تعالی است‌که‌وجودکل است جـل جلاله‌. و رب و ابن و روح القدس اشاره بدو است‌.و اقنوم‌سه است‌:‌اقنوم‌ وجود،‌اقنوم علم‌ و اقنوم حیات‌. و اینها نه عین ذاتند و نه زاید بر ذات‌. (‌برهان قاطع)
[2] ‌مراجعه شود به‌کتاب‌: «‌المصطلحات الاربعة‌» تالیف آقای ابولاعلی مودودی‌، امیر جماعت اسلامی پاکستان‌، فصل‌: «‌العبادة‌»‌. وکـتاب «‌هذا الدین‌» فصل‌: «‌منهج متفرَّد»‌. وکـتاب‌: «‌خصائص التصور الاسلامی و مقوماته»‌، فصل‌: «‌التوحید»‌...
[3] مراجعه شود به‌کـتاب‌: «‌التصویر الفنی فی القرآن‌» فصل «‌طریقة القرآن‌».<?xml version="1.0" encoding="UTF-8"?>
<html><body><a class="text" href="w:text:323.txt">قسمت اول</a><a class="text" href="w:text:324.txt">قسمت دوم</a><a class="text" href="w:text:325.txt">قسمت سوم</a><a class="text" href="w:text:326.txt">قسمت چهارم</a><a class="text" href="w:text:327.txt">قسمت پنجم</a></body></html>سوره‌ي مائده آيه‌ي 81-67

يَا أَيُّهَا الرَّسُولُ بَلِّغْ مَا أُنْزِلَ إِلَيْكَ مِنْ رَبِّكَ وَإِنْ لَمْ تَفْعَلْ فَمَا بَلَّغْتَ رِسَالَتَهُ وَاللَّهُ يَعْصِمُكَ مِنَ النَّاسِ إِنَّ اللَّهَ لا يَهْدِي الْقَوْمَ الْكَافِرِينَ (٦٧) قُلْ يَا أَهْلَ الْكِتَابِ لَسْتُمْ عَلَى شََيْءٍ حَتَّى تُقِيمُوا التَّوْرَاةَ وَالإنْجِيلَ وَمَا أُنْزِلَ إِلَيْكُمْ مِنْ رَبِّكُمْ وَلَيَزِيدَنَّ كَثِيرًا مِنْهُمْ مَا أُنْزِلَ إِلَيْكَ مِنْ رَبِّكَ طُغْيَانًا وَكُفْرًا فَلا تَأْسَ عَلَى الْقَوْمِ الْكَافِرِينَ (٦٨) إِنَّ الَّذِينَ آمَنُوا وَالَّذِينَ هَادُوا وَالصَّابِئُونَ وَالنَّصَارَى مَنْ آمَنَ بِاللَّهِ وَالْيَوْمِ الآخِرِ وَعَمِلَ صَالِحًا فَلا خَوْفٌ عَلَيْهِمْ وَلا هُمْ يَحْزَنُونَ (٦٩) لَقَدْ أَخَذْنَا مِيثَاقَ بَنِي إِسْرَائِيلَ وَأَرْسَلْنَا إِلَيْهِمْ رُسُلا كُلَّمَا جَاءَهُمْ رَسُولٌ بِمَا لا تَهْوَى أَنْفُسُهُمْ فَرِيقًا كَذَّبُوا وَفَرِيقًا يَقْتُلُونَ (٧٠) وَحَسِبُوا أَلا تَكُونَ فِتْنَةٌ فَعَمُوا وَصَمُّوا ثُمَّ تَابَ اللَّهُ عَلَيْهِمْ ثُمَّ عَمُوا وَصَمُّوا كَثِيرٌ مِنْهُمْ وَاللَّهُ بَصِيرٌ بِمَا يَعْمَلُونَ (٧١) لَقَدْ كَفَرَ الَّذِينَ قَالُوا إِنَّ اللَّهَ هُوَ الْمَسِيحُ ابْنُ مَرْيَمَ وَقَالَ الْمَسِيحُ يَا بَنِي إِسْرَائِيلَ اعْبُدُوا اللَّهَ رَبِّي وَرَبَّكُمْ إِنَّهُ مَنْ يُشْرِكْ بِاللَّهِ فَقَدْ حَرَّمَ اللَّهُ عَلَيْهِ الْجَنَّةَ وَمَأْوَاهُ النَّارُ وَمَا لِلظَّالِمِينَ مِنْ أَنْصَارٍ (٧٢) لَقَدْ كَفَرَ الَّذِينَ قَالُوا إِنَّ اللَّهَ ثَالِثُ ثَلاثَةٍ وَمَا مِنْ إِلَهٍ إِلا إِلَهٌ وَاحِدٌ وَإِنْ لَمْ يَنْتَهُوا عَمَّا يَقُولُونَ لَيَمَسَّنَّ الَّذِينَ كَفَرُوا مِنْهُمْ عَذَابٌ أَلِيمٌ (٧٣) أَفَلا يَتُوبُونَ إِلَى اللَّهِ وَيَسْتَغْفِرُونَهُ وَاللَّهُ غَفُورٌ رَحِيمٌ (٧٤) مَا الْمَسِيحُ ابْنُ مَرْيَمَ إِلا رَسُولٌ قَدْ خَلَتْ مِنْ قَبْلِهِ الرُّسُلُ وَأُمُّهُ صِدِّيقَةٌ كَانَا يَأْكُلانِ الطَّعَامَ انْظُرْ كَيْفَ نُبَيِّنُ لَهُمُ الآيَاتِ ثُمَّ انْظُرْ أَنَّى يُؤْفَكُونَ (٧٥) قُلْ أَتَعْبُدُونَ مِنْ دُونِ اللَّهِ مَا 