 و از همه سوی ایشـان فراوان می‏‎گرداند، همانگونه‌که تعبیر زیبای قرآنی آن را به تصویر بکشد.برابر جهان‌بینی اسلامی‌، انسـانی‌که منابع زمـین را برنجوشاند و استخـراج نگرداند، و از نیروهای جهانی و توانهائی‌که خداوند درگستره هستی به زیر فرمان او کشانده است‌، بهره‌وری و بهره‌بری نکـند، سرکش از فرمان یزدان‌، و سر باز زننده از انجام وظیفه‌ای بشمار می‌آیدکه خداوند سبحان او را برای اقدام بدان آفریده است‌، چنانکه از فرموده او برداشت می‌گرددکه خطاب به فرشتگان می‌فرماید:

(‌انّي جاعِل في الأرضِ خَلیفَةً )‌.

من در زمین جانشینی بیافرینم (‌تا به آبادانـی زمین بپردازد وآن زیبانگاری ونوآوری راکه برای زمین مــقرر داشــته‌ام بـه اتـمام رســاند، و آن انسـان است‌)‌.         (بقره‌/30 )

همچنین آنجاکه می‌فرماید:

(‌و سَخّرَ لَکُم‌مّا فی‌السَماواتِ و ما في الاَرضِ جَمـیعاً مَّنهُ ) .

آنچه‌که درآسمانها وآنچه که در زمین است‌، خدا همه راازناحیه‌خود،‌‌مسخرشماساخته‌است‌.  (‌جائيه‌/‌١٣) حتی جهان‌بینی اسلامی چنین‌کسی را عـاطل و باطل کننده روزی یزدان می‌داندکه آن را به بندگان بخشیده است‌... بدین منوال چنین شخصی چون دنیا را از دست می‌دهد، آخرت را نیز از دست می‌دهد.

برنامه اسلامی بدین منوال میان‌کار این جهان ویار آن جهان را درکمال همآهنگی و همآوائی با همدیگرگرد می‌آورد. دیگر این جهان را از دست انسان نمی‌دهد و برسر او ویران نـمی‌کند، تا بدین وسیله جهان دیگر را بهره او سازد و آن را برای وی آبادگرداند. آخرت را نیز از دست انسان بدر نمی‌کند تا بدین وسیله به ایـن جهان دستیابی پیدایند و از ان بهره‌ور شود. زیـرا در جهان‌بینی اسلامی‌، دنیا و آخرت نه ضد یکدیگرند و نه بجای و عوض همدیگرند.

این امر با توجه به جنس انسان بطورکلی است‌. با توجه به‌گروهها و دسته‌های انسانی است‌که در زمین برابر برنامه یزدان می‌زیند. امّا با توجه به یکایک افراد نیز کار به همین منوال است و تفاوت نمی‌کند. زیرا راه فرد و راه‌گروه - در برنامه اسلامی - اختلاف و برخورد و تعارض ندارد. برنامه اسلامی بر فرد واجـب می‌گرداند که تا آنجاکه در توان دارد و توان جسمی و عقلی او اجازه می‌دهد، در راه کار و تولید بکوشد، و درکار و تولید ذات خدا را پیش چشم دارد و ستم نکند، خیانت نورزد، نادرستی و ناپاکی پیشه خود نسازد، کژ راهه نرود، مال حرام نیندوزد و حرام نخورد، و از چیزی‌که دارد به برادر نیازمند خود ببخشد و او را از دارا‌ئی خویش بهره‌مند سازد. البته برنامه اسلامی‌، مـالکیت شـخص حاصل از دسـترنج انسان را به رسـمیت می‌شناسد، و به مردمان نیز حق می‌دهد در حدودی‌که خدا برایشان در دارائی او واجب گردانده است و مقرر داشته است‌، استفاده‌کنند و بهره ببرند. برنامه اسلامی - در این حدود و برابر این اعتبارات -‌کار فرد را برای فرد عبادت خدا قلمداد می‌کند و می‌نویسد، و در مقابل چنین عبادتی در دنیا با برکت در امـوال بـدو پـاداش مـی‌د‌هد، و در آخـرت بهشت را اجر و مـزد ان می‌سازد... برنامه اسلامی با شعائر و مراسم بندگی و پرستشی‌که بر انسان واجب می‌گردانـد، محکم‌ترین رشته را میان ا‌و و خدا می‌تپد، و ا‌و را با نیرومندترین پیوند به خدا مرتبط می‌سازد، تا با این پیوند مطمئن گرددکه در یک روز پنج بار با نماز، و در سال سی روز با روزه ماه رمضان‌، و در عمر یک بار با انجام فریضه حج و زیارت خانه خدا، و در هر فصلی و یا در هر سالی با دادن زکات‌، رابطه خویش را با یزدان جهان برقرار می‌دارد و هر لحظه استوارتر از پیش می‌نماید. ارزش فرائض و واجبات عبادی در برنامه اسلامی این است‌. فرائض و واجبات، تجدید پیمان با خدا است‌، تجدید پیمان بر ارتباط و پیوند با برنامه عمومی یزدان برای زندگی. این هم نزدیکی با خدا را در پی دارد و در پرتو آن تجدید نیرو و تحکیم اراده برای بپاخاستن و انجام تکالیف این برنامه‌ای‌که کار و بار سـراسـر زندگی را سر و سامان و نظم و نظام می‏بخشد، و امور عملکرد و تولید و تقسیم ارزاق وکالاها را، و داوری در میان مردمان را در روابط و اختلافاتی‌که با یکدیگر پیدا می‌کنند، بر عهده می‌گیرد. همچنین با این فرائض و واجبات احساس یاری و مدد یزدان برای حمل تکالیفی تجدید می‌گرددکه انجام امور این برنامه کامل و شامل می‏طلبد، و چیره شدن بر هواها و هو‌سهای مردمان‌، و دشمنانگی و سرکشی وکجروی ایشان‌، خواستار آن است‌، بدانگاه‌که بـر سر راه سبز می‌گردند و سـر برمی‌آورند... شعائر و مراسم عبادت و پـرستش نـیز کارهائی نیستندکه جدای ا‌ز امور و شوون تـلاش و تولید و تقسیم‌کالا و فرمانروائی و داوری‌، و جـهاد برای استقرار برنامه یزدان در زمین‌، و استوار و پایدار کردن سلطه وقدرت خدا درزندگی مـردمان باشند. بلکه ایمان و پرهیزگاری و شعائر و مراسم عبادی‌، نیمه نخستین برنامه است‌، و یار و یاور انجام دادن نیمه دوم آن می‌باشد... آری‌ا آری‌ ایمان و پرهیزگاری و پاجا داشتن برنامه یزدانی در زندگی عـملی‌، راه افزایش نعمت جهان و فیضان محبت یزدان بر مردمان است‌، همانگو‌نه‌که ایزد منان در این دو آیه سترگ به انسانها وعده می‌دهد.

جهان‌بینی اسـلامی‌، و هـمچنین برنامه اسلامی جوشیده از آن‌، زندگی آخرت را بجای زندگی دنیا نمی‌گیرد، و برعکس، زندگی دنـیا را عوض زنـدگی ا‌خرت نمی‌گرداند. بلکه زندگی هر دوی دنیا و آخرت را در یک راه به پیش می‌راند و با تـلاش و تکــاپوی یگانه‌ای راه می‏‎برد. امّا دنیا و آخرت در زندگی انسان گرد نمی‌آید و جمع نمی‌گردد، مگر این‌که از برنامه خداوند يکتا در زندگانی پـیروی‌کند، بدون آن‌که تعدیلاتی در برنامه یزدانی ایجاد کـند، تـعدیلاتی که ساخته و پرداخته انسانها و برگرفته از اوضاع و احوال بیگانه‌ای باشد که از برنامه یـزدانـی برنجوشیده و سرچشمه نگرفته باشد، یا بـرگرفته از جهان‌بینیهای شخصی بوده و با برنامه خدا ضبط وثبت نشده باشد و سر و سامان نگرفته باشد. چراکه تنها در این برنامه یزدانی است‌که چنان همآهنگی‌کامل و همآوائی شامل اتمام می‌پذیرد و انجام می‌گیرد.

جهان‌بینی اسـلامی‌، و هـمچنین برنامه اسلامی برجوشیده از آن‌، ایمان و عبادت و صلاح و پرهیزکاری را بجای عمل وتولید ورشد و تـرقی بخشیدن و زیباکرداری و نیک‌کاری در واقعیت زندگی مادی قرا‌ر نمی‌دهد. برنامه اسلامی‌، برنامه‌ای نست‌که به مردمان بهشت اخرت را وعده می‌دهد، و راه رسیدن بدانجا را برای آنان ترسیم می‌نماید، امّا مردمان را به خود وامی‌گذ‌ارد و بدیشان اجازه می‌دهد که راه رسیدن به بهشت دنیا را خودشان ترسیم‌کنند و جاده منتهی بدان را بکشتند، همانگونه‌که برخی از سطحی نگران در این زمان می‌انگارند و چنین می‏پندارند! چه‌کار و تولید و رشد و ترقی بخشیدن و زیباکرداری و نیک‌کاری در واقعیت زنـدگی مـردمان