ر، یا به خاطر این است‌که ایشان دسته‌ای از بنی‏اسرائیل بودندکه به تغییر و تبدیل و ظلم و ستم دست یازیدند، و یا منظور بیان وصف ستمگری برای همه‌ي ایشان است چنانکه ستم از همه‌ي آنان سرزده باشد.

(فَأَنْزَلْنَا عَلَى الَّذِينَ ظَلَمُوا رِجْزًا مِنَ السَّمَاءِ بِمَا كَانُوا يَفْسُقُونَ) (٥٩)

پس در برابر سرپیچی و تمرّدشان‌، از آسمان بر آنان عذابی نازل کردیم‌.

(‌رجز ) عذاب. (‌فسوق ) مخالفت و نافرمانی‌...و این تنها یکی از افعال بنی‏اسرائیل بود.
*این تصور بد یهودیان درباره یزدان جهان است‌. قرآن کریم بسیاری از این نوع انـدیشه‌های پـوچ یـهودیان درباره یـزدان سبحان را بیان می‌نماید. هم ایشـان می‌گفتند، هنگامی که از آنان خواسته می‌شد که هزینه را بپردازند:

( ان الله ‌فقير و نهن ا‌غنیاء ) .

خدا فقیر است و ما بی‌نیازیم‌!. (‌ال عموان / ١٨١) 

 و می‌گویند:
( يد الله مغلوله ).
دست خدا به غل و زنجیر بسته است‌!.

با این‌گفتار ناهنجار، تنگچشمی خود را توجیه می‌کنند. خدا - به‌گمان ایشان بـه مرد‌مان و بدیشان جز اندکی نمی‌دهد... پس انان چگونه ببخشند و هزینه‌کنند؟! احساس ایشان تا بدانجا غلظت پیداکرده است‌، و دل آنان بگونه‌ای از تربیت تهی شده است و بی‌ادب‌گشته است‌که نمی‌خواهند معنی دروغین تباهی راکه بخل و تنگچشمی است با واژه‌های رسا و معمولی خود، به رشته تعبیرکشند. بلکه واژه‌هائی را برمی‌گزینندکه لبریز از پرروئی و ریشخند وکفر است و مـی‌گویند: دست خدا به غل و زنجیر بسته است‌!

پاسخ ایشان در می‌رسد و بدیشان‌گفته می‌شودکه آنان سزاوار چنین صفتی هستند و درخور نفرین یزدان جهان و طرد از رحمت خداوند منان می‏‎باشند، و این هم‌کیفر گفتارشان است‌:

(غُلَّتْ أَيْدِيهِمْ وَلُعِنُوا بِمَا قَالُوا)‌.

دسـتهایشان بسـته بــاد! (‌و بــخل بـهره ایشـان‌، و دستهایشان در دوزخ به زنجیر بسته باد!) و بـه سـبب آنچه می‌گویید نفرییشان باد (‌و از رحمت خدا محروم و مطرود گردند!)‌.

این چنین هم بو‌دند. چه ایشان تنگچشم‌ترین آفریدگان یزدان در هزینه دارائی و بخشش اموال بودند!

سپس قرآن این اندیشه تباه بیمار را صحیح می‌کند، و خداوند سبحان را با اوصاف‌کریمانه‌اش می‌ستاید. او بر بندگانش باران فضل وجود خود را بدون حساب و کتاب ریزان می‌فرماید:

( بل یداه ‌مبسو طتان ینفق‌ کیف یشاء ) .

بلکه دو دست خدا بـاز (‌و او جواد و بـخشنده است‌)‌، هرگونه که بخواهد (‌و حـكمت خداونـدی اقتضاء کند) می‌بخشد.

بخشایش خداوندگارکه نه گسیخته مي‌گردد و نه پایان می‌گیرد، برای دیدگان هر آفریده‌ای کاملا آشکار و پدیدار، گواه بر دست باز و عطاء‌بخشی دادار، بیانگر فضل و لطف بیشمارکردگار، نمایان‌گر عطایای فراوان آفریدگار، وگویا با زبان حال و قال بر نعمتها و داده‌های یزدان جهان به همه بندگان است‌. امّا یهودیان آنها را نمی‏بینند، چون تنها سرگرم‌گردآوری و رویهم انباشتن دارائی‌، وکفران و انکار نعمت الهی‌، و بدگوئی و بد زبانی، حتی نسبت به خدا هستندا

خداوند برای پیغمبر (ص)خود، سـخن ازکـارهائی میراندکه از یهودیان سر خواهد زد، و در برابر آنها چه سزاها و جزاهائی خواهند دید،‌کارهائی‌کـه به سبب کینه‌توزی و خشم ایشان ازگزینش یزدان رخ خو‌اهد داد. برآشفته می‌گردند و بر سر خشم ميآیند از این‌که یزدان محمّد را برای رسالت آسـمان برگزیده است‌! همچنین از این بابت توفنده و پریشانند چون می‌دانند این رسالت‌کارهای دیـرین وگـذشته در روزگاران پیشین‌، وکارهای‌کنونی و نوین آنان را نشان خواهـد داد:

(وَلَيَزِيدَنَّ كَثِيرًا مِنْهُمْ مَا أُنْزِلَ إِلَيْكَ مِنْ رَبِّكَ طُغْيَانًا وَكُفْرًا).

(‌بـه سـبب تـنکچشمی و کـینه‌توزی‌) آنچه از سـوی پروردگارت بر تو نازل می‌شود (‌که آیات قرآن مجید است‌) بــر سـرکشی و كـفرورزی بســیاری از آنـان می‌افزاید.

به سبب‌کینه‌توزی و حسودی‌، و به سبب رسوائـی کارشان‌که در آئینه چیزی جلوه‌گر است‌که یزدان بر ییغمبرش نازل‌کرده است‌، بسیاری از آنان بر سرکشی و بی‌دینی وکفران نعمت خود می‌افزایند. از آنجاکه از ایمان آوردن خودداری کرده‌اند، بناچار باید نسبت به جانب مقابل خود از حق دوری‌گزینند، و بر خود ببالند و راه انکار نپویند، و بر طغیان وکفران خویش بیفزایند. 

این است‌که پیغمبر (ص) رحمت برای مومنان‌، و وخامت و بدفرجامی برای منکران است‌.

به دنبال این سخن، یزدان جهان برای پیغمبر (ص)‌خود از دشمنانگی وکینه‌توزی ایشان نسبت به یکدیگر صحبت ميفرماید، و از باطل‌کردن‌کید و نـیرنگشان صحبت می‌نمایدکه آتش آن بسی فروزان و زبانه‌کش است‌. همچنین بیان می‌فرماید در جنگهائی‌که با گروه مسلمانان راه می‌اندازند و در تاخت و تازهائی‌که با ایشــان مـی‌آغازند، شکست مــی‌خورند و نـومید برمی‌گردند:

(‌ وَأَلْقَيْنَا بَيْنَهُمُ الْعَدَاوَةَ وَالْبَغْضَاءَ إِلَى يَوْمِ الْقِيَامَةِ كُلَّمَا أَوْقَدُوا نَارًا لِلْحَرْبِ أَطْفَأَهَا اللَّهُ).

ما در میان (‌طوائف مـختلــف‌) آنان (‌به سبب انحراف عقیدتی و معیارهای غلطی که به نام خدا به آئین خود راه داده‌انـد) تــا روز قـیامت دشـمنی و کـینه‌توزی افکنده‌ایم‌. آنان هر زمان که آتش جنگی (‌علیه پیغمبر و مـومنـان‌) افروخته بـاشند، خداونـد آن را (‌بـا شکست ایشان و پیروزی پیغمبر و مـومنان‌) خـاموش سـاخته است‌.

پیوسته در میان طائفه‌های یهودیان دشمنانگی است‌. هر چندکه در این برهه از زمان به نظر می‌رسد یهودیان جــهان‌، پشت به پشت همدیگر داده‌اند و مـتحد و یکپارچه‌گشته‌اند و بر ضدکشورهای اسـلامی آتش جنگ را برافروخته‌اند و ییروزگشته‌انـد! ولیکن لازم است بدین مدت‌کوتاه از زمان ننگریم و ظـاهری را پیش چشم نداریم‌که نمادکامل حقیقت نیست و از هر سو مشتمل بر حقـانیت نمی‏باشد. چه در مدت١٣٠٠ سال‌، بلکه ییش از اسلام نیز یـهودیان‌کـینه‌توزی و دشمنانگی داشته‌اند، و پراکنده و آواره شده‌اند، و خوار و ذلیل بوده‌اند. سرانجام سرنوشت ایشان نیز همانگونه خواهد شدکه قبلاً بوده است‌، هر چندکه پشـتیبانان و یاورانی پیرامون ایشان حلقه بزنند وکمکشان کنند. امّا کلید موقعیت در دست‌گروه مومنی است‌که برخیزد و در انجام وظائف محوله به تک ایستد، تا وعده الهی بدو روی بـنماید و نقاب از چهره بگشاید... ولی ایـن گروه مومن امروزکجا است‌؟ آن‌گروه مومنی‌که وعده الهی را دریافت دارد، و پرده نمایش قضا و قدر خدا گردد، و قدرت و شوکت یزدان جهان بر آن جلوه‌گر آید، و ایزد متعال با دست آنان در زمین آن‌کندکه خواهد. روزی‌که ملت مسلمان به سوی اسلام برگردد. بدین معنی‌که به اسلام راستین چنانکه هست ایمان بیاورد، و سراسر زندگی خود را بر برنامه اسلام و شریعت آن بنیان‌گذاری و اسـتوارکند، آن روز است که وعده خداوند جهان علیه بدترین ا‌فریدکان 