ٌ مِنْ رَبِّكُمْ عَظِيمٌ (٤٩) وَإِذْ فَرَقْنَا بِكُمُ الْبَحْرَ فَأَنْجَيْنَاكُمْ وَأَغْرَقْنَا آلَ فِرْعَوْنَ وَأَنْتُمْ تَنْظُرُونَ) (٥٠)

و (‌بیاد آورید) آنگاه را که شما را از دست فرعون و فرعونیان رها ساختیم‌، آنان که بدترین شکنجه‌ها را به شما می‌رسانیدند، پسرانتان را سر می‌بریدند (‌از ترس اینکه نکند کسی از میان آنان برخیزد و سلطنت و قدرت را از دست فرعون خارج سازد)‌، و زنانتان را زنده می‏گذاشتند (‌تا به خدمت آنان کمر بندند)‌، و در این (‌شکنجه و تهدید به نابودی‌) آزمایش بزرگی از جانب خدا، برایتان بود. و (‌بیاد آورید) آنگاه را که دریا را بخاطر شما و برای شما از هم شکافتیم (‌و میان آب آن‌، فاصله انداختیم تا از آنجا عبور کنید) و شما را رهانیدیم و خاندان فرعون را (‌در جلو دیدگانتان‌) غرق کردیم و شما می‌نگریستید (‌و می‌دیدید که بعد از بیرون رفتنتان‌، دریا چگونه بر آنان بهم می‌آید)‌.

دوباره بر صفحه‌ي خیال یهودیان صحنه را برمی‌گرداند و نشانشان می‌دهد و بر پرده‌ي احساسشان تصویر غم و اندوهی را که در آن بسر می‏بردند - به اعتبار اینکه ایشان فرزندان تنه‌ي شجره‌ي این نسل قدیمی وکهنند - زنده می‌گرداند، و در برابرشان، صحنه‌ي نجات را به تصویر می‌کشد همانگونه‌که صحنه‌های عذاب را در برابرشان به تصویرکشید. بدانان می‌گوید:بیاد بیاورید آن زمانی راکه از دست خانواده‌ي فرعون و اطرافیان او شما را نجات بخشیدیم بدانگاه‌که سرگرم شکنجه و عذابتان بودند.

واژه‌ي‌: (يَسُومُونَ)از ( من سام الماشية أي جعلها سائمة ترعى دائما) می‏‎باشد.

چهار پا را به چرا سر داد، یعنی آن را رها ساخت تا همیشه آزادانه بچرد.

گوئی نوعی از عذاب را بیان می‌داردکه ذبح پسران و زنده نگاهداشتن دختران است‌، تا بازوی بنی‏اسرائیل را سست‌ گرداند و بر رنج و دردشان بیفزاید.

پیش از اینکه صحنه‌ي نجات را به تصویر کشد، می‌فرمایدکه در چنین عذابی آزمون بزرگی نهفته بود. تا بدیشان - و به هرکس‌که دچار گرفتاری می‌شود - بفهماند که گرفتار آمدن بندگان به سختیها و رنجها، امتحان و آزمون است‌. کسی‌که بدین حقیقت آشنا باشد، از سختیها استفاده مـی‌نماید و از رنجها پند می‌گیرد و درس می‌آموزد، و به دنبال سختیها و رنجها بیدا‌ر می‌شود و به تلاش می‌پردا‌زد. درد هدر نمی‌رود، وقتی که دردمند بداند که او در هنگام دردمندی در زمان امتحان بسر می‏‎برد و به امتحان دادن مشغول است و اگر خوب از عهده‌ي امتحان برآید و از فرصت به نحو ا حسن استفاده‌کند، نتیجه‌ي سودمندی در بر خواهد داشت‌. درد بر انسان سبک خواهد شد اگر شخص با چنین اندیشه‌ای زندگی کند، از آزمون دردآور، توشه‌ای برای دنیا اندوخته سازدکه آگاهی و شناخت و شکیبائی و تحمل است‌. و توشه‌ای نیز برای آخرت ذخیره‌کند بدین نحوکه آن را دارای اجر و پاداش در پیشگاه خدا بداند، و تنها به درگاه او بنالد و انتظار گشایش از جانب باری تعالی را داشته باشد و هرگز از رحمت او ناامید نگردد... این است‌که به دنبال آن‌، این فرمان آسمانی‌، شرف صدور می‌یابد:

(وَفِي ذَلِكُمْ بَلاءٌ مِنْ رَبِّكُمْ عَظِيمٌ) (٤٩)

در این شکنجه و عذابتان‌، آزمون بزرگی از جانب پروردگارتان بود.

پس از فراغت از این سخن پایانی‌، صحنه‌ي نجات را به دنبال صحنه‌های عذاب ذکر می‌دارد:

(وَإِذْ فَرَقْنَا بِكُمُ الْبَحْرَ فَأَنْجَيْنَاكُمْ وَأَغْرَقْنَا آلَ فِرْعَوْنَ وَأَنْتُمْ تَنْظُرُونَ) (٥٠)

(‌بیاد آورید) آنگاه را که بخاطر شما و برای شما دریا را از هم شکافتیم (‌و میان آب آن‌، فاصله انداختیم تا از آنجا عبور کنید) و شما را رهانیدیم و خاندان فرعون را (‌در جلو دیدگانتان‌) غرق کردیم و شما می‌نگریستید (‌و می‌دیدید که بعد از بیرون رفتنتان‌، دریا چگونه بر آنان بهم می‌آید)‌.

شرح این رستگاری در سوره‌های مکی‌که قبلاً فرود آمده بود، آمده است‌. اما در اینجا تنها به یادآوری داستان برای کسانی که بدان آشنائی دارند، اکتفاء می‌گردد. چه این آشنائی بر اثر سوره‌های مکی بوده باشد، یا ازکتابها و داستانهای متداول در میانشان‌، سرچشمه‌گرفته باشد.

داستان را به صورت صحنه‌ای به یادشان می‌اندازد تا تصویر آن را به ذهن خود برگردانند و با چشم اندیشه بدان بنگرند و به گو‌نه‌ای تحت تأثیر واقع شوند که ‌گوئی ایشانندکه به شکافتن و از هم جداگشتن دریا می‌نگرند، و با چشم سر، نجات بنی‏اسرائیل را با رهبری موسی عليه السّلام می‏بینند.

چنین خاصیت زنده سازی‌، از نمایان‌ترین ویژگیهای شگفـت انگیز تعبیر قرآنی است‌[4].

*
سپس با بیان رستگاری بنی‏اسرائیل و بیرون رفتنشان از مصر، روندگفتار به همراه‌ کوچ آنان‌، به پیش می‌رود: 

(وَإِذْ وَاعَدْنَا مُوسَى أَرْبَعِينَ لَيْلَةً ثُمَّ اتَّخَذْتُمُ الْعِجْلَ مِنْ بَعْدِهِ وَأَنْتُمْ ظَالِمُونَ (٥١) ثُمَّ عَفَوْنَا عَنْكُمْ مِنْ بَعْدِ ذَلِكَ لَعَلَّكُمْ تَشْكُرُونَ (٥٢) وَإِذْ آتَيْنَا مُوسَى الْكِتَابَ وَالْفُرْقَانَ لَعَلَّكُمْ تَهْتَدُونَ (٥٣) وَإِذْ قَالَ مُوسَى لِقَوْمِهِ يَا قَوْمِ إِنَّكُمْ ظَلَمْتُمْ أَنْفُسَكُمْ بِاتِّخَاذِكُمُ الْعِجْلَ فَتُوبُوا إِلَى بَارِئِكُمْ فَاقْتُلُوا أَنْفُسَكُمْ ذَلِكُمْ خَيْرٌ لَكُمْ عِنْدَ بَارِئِكُمْ فَتَابَ عَلَيْكُمْ إِنَّهُ هُوَ التَّوَّابُ الرَّحِيمُ) (٥٤)

(‌بیاد آورید) آنگاه را که با موسی چهل شب (‌و روز) وعده گذاشتیم (‌که به مناجات پردازد. هنگامی که به میعادگاه رفت و راز و نیاز به پایان رسید و برگشت، دید که منحرف گشته‌اید و) پس از او گوساله‌پرستی پیش گرفته‌اید، (‌گوساله‌ای که سامری آن را ساخته بود و معبودتان کرده بود) و بر خود ستمگر شده‌اید (‌چون برای خدا شریک و انباز ساخته‌اید)‌. سپس از شما درگذشتیم و بعد از آن (‌توبه کردید و شما را آمرزیدیم‌) شاید سپاسگزاری کنید (‌و در برابـر عفو و فضل خدا، تنها به عبادت او بپردازید)‌.

داستان گزینش گوساله‌ي بنی‏اسرائیل و پرستیدن آن در غیبت موسی عليه السّلام هنگامی‌که بالای‌کوه به میعادگاه پروردگار خویش رفته بود، بطور مشروح در سوره‌ي طه آمده است که از لحاظ نزول‌، مقدم بر این آیات می‏‎باشد. در اینجا فقط داستان برایشان تذکر می‏‎گردد چون با آن آشنائی قبلی دارند. به یادشان می‌اندازدکه به مجرد غیبت پیغمبرشان به سوی‌گوساله پرستی سرازیرگشته‌اند، پیغمبری که ایشان را با یاری پروردگار، از دست فرعون و فرعونیان‌که بدترین شکنجه‌ها را بدیشان می‌رسانیدند، نجات داده است‌. 

سپس حقیقت موضع ایشان را در این عبادت بیان می‌دارد.
(وَأَنْتُمْ ظَالِمُونَ).
و شما ستمگرانید.

 آخر چه کسی ستمگرتر از شخصی است‌که از پرستش خدا و پند و سفارش ییغمبرش ‌کناره‌گیری می‌کند تا پیکره‌ي‌ گوساله‌ای را بپرستد، در حالی‌که خدا او را از دست کسانی که‌ گوساله‌ها را