د. ولی تنها حالتی از حالات افرا‌د وگروه‌ها را در زمانی به تصویر می‌کشدکه فساد اوج و رواج پیدا می‌کند، و ارزشها و معیارها سقوط می‌کنند و فرو مـی‌افتند، و شرها و بدیها چیره و غالب می‌گردند... انسان هنگامی که به جامعه‌هائی می‌نگردکه احوال و اوضاع آنـها بدینجا کشیده است‌، انگار چنین می‏‎بیند که یکـایک کسانی‌که در این نوع جامعه‌ها زندگی می‌کنند با یکدیگر در انجام بدیها و زشتیها مسابقه می‌دهند، و قو‌ی و ضعیف آنان یکسان به سوی‌گناه و تـعدی به تک ا‌یسـتاده‌انـد و مـی‌دوند و بر همدیگر پیشی می‌گیرند... آخرگناه و تعدی در جامعه‌های پست تباه، ‌ محدود به نیرومندان نیست‌، بلکه ناتوانان ایشـان نـیز مرتکب چنین چیزهائی ميشوند، و حتی در امواج‌گناه پیشتازی هم می‌کنند. و حتی اینان می‌توانند تعدّی هم بکنند. البته نمی‌توانند بر نیرومندان تعدّی بیاغازند، بلکه برخی از اینان بر برخی از خودشان تعدی می‌کنند، و بر مقدسات الهی تعدی می‌نمایند. زیرا تنها مقدسات یزدانی است‌که در همچون کشورهای فاسد و تباه و بی‌بند و باری، مورد تاخت و تاز قرار می‏‎گیرد و هیچ فرمانروا و فرمانبری از آن حمایت و حفاظت نمی‌کند. زیرا بزهکاری و تعدی قالب جامعه‌ای است‌کـه تباه می‌گردد، و سبقت‌گرفتن بر یکدیگر در آن دو، پیشه و شیوه چنین جامعه‌هائی است‌!

جامعه یهودیان در آن زمان چنین بود. خوردن مال حرام نیزکار و ییشه آنان بود. اصلا خوردن مال حرام‌، نشانه شناخت یهودیان در همه ادوار تاریخ بوده است‌!

(لَبِئْسَ مَا كَانُوا يَعْمَلُونَ).

چه کار زشتی می‌کرده‌اند!.

روند قرآنی به نشانه دیگری از نشانه‌های جـامعه‌های تباه اشاره می‌کند، و لب فرو بـسـتن خدا شناسانی را زشت می‌شماردکه عهده‌دار شریعت هستند، و سكوت روحانیون را نیز نادرست قلمداد می‌کند کـه عهده‌دار کار و بار علوم مذهبی می‏‎باشند. خاموشی‌گزیدن آنان را بر پیشی‌گرفتن مردمان بر یکدیگر در انجام‌گناه و تعدی‌، و خوردن مال حرام‌، نکوهش می‌نماید، و از این کـه ایشـان را از ایـن شـری‌که در آن به مسابقه می‌پردازند نهی نمی‌کنند، سخت سرزنش می‌فرماید: 

(لَوْلا يَنْهَاهُمُ الرَّبَّانِيُّونَ وَالأحْبَارُ عَنْ قَوْلِهِمُ الإثْمَ وَأَكْلِهِمُ السُّحْتَ لَبِئْسَ مَا كَانُوا يَصْنَعُونَ) 

چـرا پـیشوایـان مسـیحی و علماء یـهودی آنان را از سخنان گناه‌آلود و خوردن مال حرام نـهی نمی‌کنند و بازنمی‌دارند؟ آنان (‌هم با ترک نهی و لب فروبستن از اندرز و ارشـاد) چه کار زشتی می‌کنند.

این نشانه - یعنی خاموش ماندن و لب فرو بستن مسوولان امور شریعت و عـهده‌داران علوم دیـنی از گناهان و تعدیهابی كه در جامعه به وفوع می‌پیوندد - نشانه جامعه‌هائی است که تباه گرفته باشد و نزدیک به فروپاشی و سقوط باشد. بنی‌اسراتـیل هـم چـنانكه قران درباره ا‌یشان مـی‌فرماید، ا‌ز كـارهای زشت و بزهكاریهای مردمان نهی نمی‌كردند:

(‌کانُوا لایََتنَاهَو‌ن عَن مّنکر فَعلُوه ) .

انــان از اعــمال زشـت ، کــه انـجام مي‌دادنـد دست نمی‌کشیدند و همدیگر را از زشتکاریها نهی نـمی‌کردند و پند نمي ‌دادند.               (‌مائد٥ / ٧9) 

نشانه جامعه نیكو‌ی برتر زنده نیرومند متحد، این است كه امر به معروف و نهی از منكر در ان حـكمفرما باشد. در ان جامعه‌کسانی یافته شوندکه به‌کار نیک فرمان دهند، و ا‌ز کار بد باز دارند. و در ان کساني، باشند که گـوش به امر به معروف و نهی از مـنكـر بر دهند و پذيرای ان امر گردند. عرف و رسم جامعه نیز ان اندازه نیرومند باشد كـه منحرفان در ان جرا‌ت ننمایند این امر و نهی را دشمن بدارند، و نتوانـند از ان دو اظـهار بیزاری کنند، و توان اذیت و ازارکسـانی را نـداشـته باشند که کارشان امر به معروف و نهی از منكـر است‌. خداوند ملت مسلمان را این چنین تعریف می‏‎نماید و ميفرمايد:

(كُنتُم خَير اُمّة اُخر جَت للنَّاس .تاٌمرُون بالمعروُف و تَنهَون عَنِ الًمُنكر و تُومِنُونَ بالله)

شما (‌ای پیروان محمّد) بهترین امّتی هستید که به سود انسانها افریده شـده‌ایـد (‌مـادام کـه‌) امـر به مـعروف می‌كنيد و نهی از منكر مـی‌نمائید و بـه خدا ایـمان داريد .          ( ال عمران‌ /110 )

 بنی‌اسرائيل را نیز چنین وصف مينماید و می‌فرماید:

 (‌کانُوا لا یَتنَاهَون عَن مّنُكر فَعلُوه ) .

ا نـان از اعـمال زشـت ، کــه انــجام ميدادند دست نمی‌کشیدند و همدیگر را از زشتکاریها نهی نـمی‌کردند . پند نمي دادند.  (‌مائـد٥ / ٧9) 

این بود چیزی كـه دو جامعه و دو گروه را ار هـمدیـگر جدا ميكرد.

در اینجا تازیانه سرزنش را فرود می‌آورد بـر سـر پیشـوایان مذهبی و روحانیانی که در برابر شـتابگری مردمان درگناه و تعدی و خوردن مال حرام‌، خاموشی می‌گزینند و در حفاظت ازکتاب خدا و تعهد و وظیفه‌ای كـه در این راستا دارند، سستی می‌کنند، و چنانکه باید به تلاش و تکاپو نمی‌پردازند.

این صدای هراس‌انگبز، بر سر پیروان هرآئینی کشـیده می‌شود. زیرا نیک شدن و بد شدن جامعه درگرو انجام وظیفه نگاهبانان شریعت‌، و عمل به فرائض و تکالیف امر به معروف و نهی از امر در آن است‌. امرکردن - همانگونه که در فی‌ظلال‌القرآن قبلاگفته‌ایم - خواهان «‌سلطه‌» و قدرتی است‌که فرمان دهد و باز دارد. امر و نهی‌، جدای از دعوت است‌. زیرا دعوت تبلیغ و بیان است‌، و امر و نهی سلطه و توان است‌. فرمان دهندگان به‌کار نیک و نهی‌کنندگان ازکار بد، باید سلطه و توانی داشته باشندکه به امر و نهیشان در جامعه بهاء و ارزش دهد و تنها سخن نباشد و بس!

به عنوان نمونه‌ای ازگفتارگناه‌آلودشان در چهره بسیار زشت آن‌، قرآن کریم سخنان یـهود‌یان‌کودن پست را نقل می‌نماید:

وَقَالَتِ الْيَهُودُ يَدُ اللَّهِ مَغْلُولَةٌ غُلَّتْ أَيْدِيهِمْ وَلُعِنُوا بِمَا قَالُوا بَلْ يَدَاهُ مَبْسُوطَتَانِ يُنْفِقُ كَيْفَ يَشَاءُ (‌برخی از) یهودیان می‌گویند: دست خدا به غل و زنجیر بسـته است‌! (‌و بـخل او را از عطاء و بـخشش بـه مـا گسسته است‌!)‌. دستهایشان بسـته بـاد! (‌و بـخل بـهره ایشان‌، و دستهایشان در دوزخ به زنجیر بسته باد!) و به سبب آنچه می‌گویید نفرینشان باد (‌و از رحمت خدا محروم و مطرود گردند!)‌. بلکه دو دست خدا بـاز (‌و او جواد و بخشنده است‌)‌، هرگونه که بخواهـد (‌و حکـمت خداوندی اقتضاء کند) می‌بخشد.بعد از این‌، خدا نعمتهائی راکه بدیشان داده است بر می‌شمـرد، و بیان می‌دارد که چگونه راه انکار پیش گرفتند وکفر ورزیدند و از جاده‌ي راست خداشناسی بدور افتادند. در سرآغاز این نعمتها، نعمت رستگاری آنان را از حنگ فرعون و فرعونیان‌، و رهائیشان از عذاب دردناک‌، بیان می‌دارد:

(وَإِذْ نَجَّيْنَاكُمْ مِنْ آلِ فِرْعَوْنَ يَسُومُونَكُمْ سُوءَ الْعَذَابِ يُذَبِّحُونَ أَبْنَاءَكُمْ وَيَسْتَحْيُونَ نِسَاءَكُمْ وَفِي ذَلِكُمْ بَلا