خشم و کینه یزدان و عذاب و شکجه آفریدگار جهان‌کجا است‌؟! حکم خدا مبنی بر شر و بدی و گمراهی اهل‌کتاب‌.از راسـتای راه را چگونه‌. می‌توان سنجید:

(أُولَئِكَ شَرٌّ مَكَانًا وَأَضَلُّ عَنْ سَوَاءِ السَّبِيلِ).  

 آنان (‌از هر کس دیگری‌) موقعیت و منزلتشان بدتر و از راستای راه منحرف‌تر و گمراه‌ترند.

روند قرانی پس از مطرح‌کردن تـاریخ وکیفر اهل کتاب‌، با مطرح کردن صفتها و نشـانه‌های ایشـان‌، مسلمانان را از دوستی با انان رمان وگریزان می‌سازد، و به دنبال ان با بـرده‌برداری از چیزهائی‌که شبانه توطئه آنها را می‌چینند و نقشه آنها را تهیه می‏بینند، بر حذر بودن از ایشان و مصون داشش خود از انان را به مـیان می‌اورد. در تنویر، چهره یـهودیان را نـیز مـی‌نمایاند، زیـرا سـخن از حوادث جاری است و بیشترین شر و بلا از جانب یهودیان رخ می‌نمود:

(وَإِذَا جَاءُوكُمْ قَالُوا آمَنَّا وَقَدْ دَخَلُوا بِالْكُفْرِ وَهُمْ قَدْ خَرَجُوا بِهِ وَاللَّهُ أَعْلَمُ بِمَا كَانُوا يَكْتُمُونَ َتَرَى كَثِيرًا مِنْهُمْ يُسَارِعُونَ فِي الإثْمِ وَالْعُدْوَانِ وَأَكْلِهِمُ السُّحْتَ لَبِئْسَ مَا كَانُوا يَعْمَلُونَ لَوْلا يَنْهَاهُمُ الرَّبَّانِيُّونَ وَالأحْبَارُ عَنْ قَوْلِهِمُ الإثْمَ وَأَكْلِهِمُ السُّحْتَ لَبِئْسَ مَا كَانُوا يَصْنَعُونَ وَقَالَتِ الْيَهُودُ يَدُ اللَّهِ مَغْلُولَةٌ غُلَّتْ أَيْدِيهِمْ وَلُعِنُوا بِمَا قَالُوا بَلْ يَدَاهُ مَبْسُوطَتَانِ يُنْفِقُ كَيْفَ يَشَاءُ وَلَيَزِيدَنَّ كَثِيرًا مِنْهُمْ مَا أُنْزِلَ إِلَيْكَ مِنْ رَبِّكَ طُغْيَانًا وَكُفْرًا وَأَلْقَيْنَا بَيْنَهُمُ الْعَدَاوَةَ وَالْبَغْضَاءَ إِلَى يَوْمِ الْقِيَامَةِ كُلَّمَا أَوْقَدُوا نَارًا لِلْحَرْبِ أَطْفَأَهَا اللَّهُ وَيَسْعَوْنَ فِي الأرْضِ فَسَادًا وَاللَّهُ لا يُحِبُّ الْمُفْسِدِينَ). 

هنگامی کــه (‌مـنافقان‌) نـزد شما می‌آیند (‌بـه دروغ‌) می‌گویید: ایمان آورده‌ایم‌! و حال آن که با کفر وارد و با کفر خارج می‌شوند (‌و به هنگام ورود و به هنگام خروج راستگو و مسلمان نبوده‌اند) و خـدا از آنـچه (‌در دل از نفاق‌) پنهان می‌کنند (‌از هر کس دیگـری‌) آگاه‌تر است‌. بســیاری از آنـان را مـی‌بینی کـه در گناهکاری و سـتمکاری‌، و خـوردن مـال حرام بـر یکدیگر سـبقت مـی‌جویند! چـه کار زشـتی مـی‌کنند! چـرا پـیشوایـان مسیحی و علماء یهودی آنان را از سخنان گناه‌آلود و خوردن مال حرام نهی نمی‌کنند و بازنمی‌دارنـد؟ آنـان (‌هم با ترک نهی و لب فروبستن از اندرز و ارشاد) چـه کار زشتی می‏‎کنند. (‌برخی از) یهودیان می‌گویند: دست خدا به غل و زنجیر بسته است‌! (‌و بخل او را از عطاء و بخشش به ما گسسته است‌!)‌. دستهایشان بسته باد! (‌و بخل بهره ایشان‌، و دسـتهایشان در دوزخ بــه زنجیر بسته باد!) و به سبب آنچه می‏‎گویند نفرینشان باد (‌و از رحمت خدا محروم و مطرود گردند!)‌. بـلکه دو دست خـدا بـاز (‌و او جواد و بـخشنده است‌)‌، هرگونه کـه بخواهد (‌و حکمت خداوندی اقتضاء کند) می‌بخشد. (‌به ســـبب تــنکچشمی و کـینه‌توزی‌) آنــچه از سـوی پروردگارت بر تو نازل می‌شود (‌که آیات قرآن مـجید است‌) بـر سـرکشی و کــفرورزی بسـیاری از آنـان می‌افزاید. ما در میان (‌طوائف مختلف‌) آنـان (‌بـه سـبب انحراف عقیدتی و معیارهای غلطی که بـه نـام خدا به آئـین خـود راه داده‌انــد) تــا روز قـیامت دشـمنی و کینه‌توزی افکنده‌آیم‌. آنان هر زمان که آتش جنگی (‌علیه پیغمبر و مومنان‌) افروخته بـاشند، خداونـد آن را (‌بـا شکست ایشان و پیروزی پیغمبر و مـومنان‌) خـاموش ســاخته است‌. آنان بـه خاطر ایـجاد فسـاد در زمـین می‌کوشند (‌و با نیرنگ بازی و فتنه‌گری و جنگ افروزی در پخش فساد می‌جوشند. آنـان مفسدند) و خداونـد مفسدان و تباهکاران را دوست نمی‌دارد.

این آیات‌، عـبارتهائی هسـتند که شکلهای جنبان و صحنه‌های زنده را پـدیدار می‌سازند، همانگو‌نه که شیوه تعبیر منحصر به فرد قرانی است[3]‌. خواننده این آیه‌ها می‌تواند با چشم تصور از فراسوی قرنها چنین مردمانی را ببیندکه قرآن از آنـان سخن می‌رانـد، مردمانی‌که بنا به ارجح اقوال یهودی هستند. زیرا روند قرآنی از یهودیان صحبت می‌فرماید، هر چند که می‌توان گفت مراد برخی از مـنافقان مدینه است‌... خواننده این آیه‌ها می‌تواند آنان را ببیندکه دارند به پیش مسلمانان می‌آیند و می‌گویند: ایمان آورده‌ایم و مومنیم‌... امّا «‌کفری‌« که در صندوقچه سـینه دارنـد، فریاد برمی‌ا‌ورد وگواه می‌دهدکه دروغ می‌گویند! ایشان باکفر به پیش شما داخل شده‌اند و باکفر از پیش شما خارج می‌شوند. در همان حال زبانشان چیزی را می‌گویدکه برعکس چیزی است‌که آن را در صندوقچه سینه حمل می‌کنند، بدانگاه‌که داخل و خارج ميشوند! شاید در میان چنین یـهودیانی کسـانی بوده‌اند که نابسامانی و تفرقه‌اندازی به دل می‌گرفتند و برخی به برخی ‌ميگفـتند: 

(‌آمنوا بالذی انزل علي الذین آمنوا وجه ‌النّهار واکفروا آخرة‌لعلهم یر‌جعو‌ن ) .           

بدانچـه بـر مسـلمانان نـازل شـده است‌، در آغـاز روز ایمان بیاورید، و در پایان روز بدان کافر شوید، تا شاید از قرآن پیروی نکنند و از آن‌) برگردند.   (‌آل عمران‌/72) 

 یعنی شاید مسلمانان به سبب این تفرقه‌افکنی و شک اندازی‌کثیف پست‌، از آئین خود برگردند و از آن دست بردارند.

( و الله‌ ‌آعلم بماکانوا یكتمون ) .

خدا از آنچه (‌در دل از نفاق‌) پنهان می‌کنند (‌از هـر کس دیگری‌) آگاه‌تر است‌.

خداوند چنین چیزهائی را بیان می‌فرماید چون حقیقت است‌.گذشته از ایـن‌، تا مسلمانان به نگاهبانی و محافظت الهی از خویشتن مـطمئن گـردند و آسوده بغوند و بدانندکه خدا ایشان را از دشمنانشان مصون و محفوظ می‌دارد، و علم یزدان محیط بر ایـن نـیرنگ نهان و حیله پنهان است‌. افزون بر این‌، چنین نیرنگبازان و حیله‌گرانی را تـهدید می‌فرماید تـا ایشـان دست بردارند و این دغلکاریها را کنار بگذارند.

روند قرآنی به پیش می‌رود و حرکات ایشـان را به تصویر می‌زند، به گونه‌ای‌که هم ایـنک به نـمایش درمی‌آیند و از لابلای تعبیرکلام دیده می‌شوند و مشاهده می‌گردند:

(تَرَى كَثِيرًا مِنْهُمْ يُسَارِعُونَ فِي الإثْمِ وَالْعُدْوَانِ وَأَكْلِهِمُ السُّحْتَ لَبِئْسَ مَا كَانُوا يَعْمَلُونَ(.  

 بســیاری از آنـان را مـی‌بینی کــه در گناهکاری و سـتمکاری‌، و خوردن مـال حرام بــر یکدیگر سـبقت می‏‎گیرند! چه کار زشتی می‌کنند!.

مسارعه از باب مفاعله است و چنین مردمانی را به تصویر می‌زند، انگار ایشان با یکدیگر در بزهکاری و تجاوزکاری و خوردن مال حرام‌، به مسابقه می‌پردازند و بر یکدیگر سبقت می‌جویند. ایـن تصویر، زشت دانستن و پلشت شمردن چنین‌کاری را ترسیم می‌کن