رزی همانند و همسان ندارد، چنین بخششي هدایتی عطای بزرگ سـترگی‌، و لطف و فضل فراگیر فراوانی بشمار است‌.

هنگامی‌که مهرورزی خدا نسبت به بندهای از بندگان خویش باشدکه به تعبیرو بیان در نـیاید و برتر از وصف وکلام باشد، قطعامهرورزی بنده نسبت به پروردگارش نیز چیزی است‌که‌کمتر جمله و عبارت می‌تواند آن را به تصویر زند، مگرگاه‌گاهي‌که در لابلای بر خی از سخنان عاشقان‌، نادانسته و نـاگـهانی پـرتوی از آن بر پـرده نـمایش افتد ... ایـن هـمان موضوعی است‌که به خدا رسیدگان متصوفه و عرفای صادق در آن پیشی و برتری می‌گیرند. چنین متصوفه و عرفای صادق و راستینی هم بسی اندک‌اند، و در میان گروه بیشماری‌که جامه صوفیانه و عارفانه به تـن می‌کنند و در تاریخ دور و درازشـان رقـم می‌خورند خیلی‌کمیابند ... پیوسته زمزمه ابیات رابعه عدویه به گوش دلم می‌خواند، و مزه راستین خود را در باره این مهرورزی منحصر به فرد، تارهای درونم را می‌نوازد و می‌لرزاند. آنجا که می‌گوید:
فـَلَيتَکَ تَحلُُُو وَ الحیاةُُُُ مَریرَةُُُُ
وَلَیتَکَ تَرْضي و الَانامُُُ غِضابُ 
وَ لَیتَ الَّذی بَيْني و بَینَکَ عـامِرُُُ
وَََََََََََََََََََََََََََََََََََََََََََََََََََََََََََََََََََََََََََََََبََََََََََََََََََََََََََََََََََََََََََََََََََََََََََََََََََََََََََيني وَََََََََََََََََََََََََََََََََََََََََََََََََََََََََََََََََ بَََََََََََََََََََََََََََََََََََََََََََََينََََََََََََََََََََََََََََََََََََََََََََََََََََََََََََََََََََََََََََََََََََََََََََََََََََََََََََََََََََََََََََََََََََََََََََََََََََََََََََََََََََََََََََََََََََََََََََََََََََََََََََََََََََََََََََََََََََََََََََََََََََََََََََََََََََََََََََََََََََََََََََََََََََََََََ العالَََََََََََََََََََََََََََََََََََََََََََََََََََََََََََََََََََََََََََََََََََََََََََََََََََََََََََََََََََََََََََََََََََََََََََََََََََََََََََََََََََََََََََََََََََََََََََََََََََََََََََََََََََََََََََََََََََََََََََََََََََََََََََََََََََََََََََََََََََََََََََََََََََََََََََََََََََََََََََََََََََََََََََََََََََََََََََََََََََََََََََََََََََََََََََََََََََََمينََََََََََََََََََََََََََََََََََََََََََََََََََََََََََََََََََََََََََََََََََََََََََََََََََََََََََََََََََََََََََََََََََََََََََََََََََََََََََََََََََََََََََََََََََََََََََََََََََََََََََََََََََََََََََََََََََََََََََََََََََََََََََََََََََََََََََََََََََََََََََََََََََََََ خََََََََََََََََََََََََََََََََََََََََََََََََََََََََََََََََََََََََََََََََََََََََََرابُُ
اِذا صَحَّ مِنكَ الو ُدُّ فَالْكُلُّ هَيَّنُ
وَ كُلُّ الَّذي فَوقَ التُّرابِ تُرابُ

 کاش که تو شیرین و سازگار باشی‌، هر چند که زندگی تلخ و ناسازگار باشد. کاش که تـو خشنود گـردی‌، هـر چند که مردمان خشمناک باشند.

کاش که میانه من و تو برقرار و آباد باشد، گرچه میانه من و جهانیان ویران باشد.

اگر محبت تو برقرار و برجای باشد، همه چیز ساده و آسان است‌. هر کس که بر روی این خـاکدان زمـین است‌، خـاک زمین است‌!.

این مهرورزی خداوند بزرگ، نسبت به بندهای از بندگان، و مـهرورزی بنده در حق صاحب نـعمت عطاء‌بخش‌، درگستره این هستی می‌پراکند و در پـهنه این جهان فراخ روان می‏‎گردد، و هر زنده‌ای و هر مرده‌ای را در بر می‏‎گیرد. آن هم در فـای والا و در سایه دلگشايی‌که سراسر این جهان را فرا می‌گیرند، و مشتمل برگستره جهان انسان نیز مي شوند و همه اینها در آن بنده مهرورز دوست داشتنی‌، مجسم و نـمودار می‌گردد.

جهان‌بینی اسلامی‌، مومن وپروردگارش را با این رشته شگفت دوست داشتنی به همدیگر پیوند می‌دهد ... تنها یک بار هم نیست و بس ... تنها یک سخن‌گذرای پریده از زبان نیست و دیگر هیچ ... بلکه اصل و حقیقت و عنصر اصلی در این جهان‌بینی است‌:

 (‌ا‌ِنَّ الَّذینَ آمَنُوا و عَمَلوُا الصَّالِحَاتِ سَیَجعَلُ لَهُـمُ آلرَّحمنُ وُدَّاً ) .

بی‏گمان کسانی که ایمان می‌آورند و کارهای شایسته و پسـندیده انـجام مــی‌دهند، خـداونـدمهربان آنـان را دوست‌می‌دارد و محبت ایشان‌را به دلها می‌افـكند. (‌مریم‌/9٦‌) 

 «انّ ربّي رَحيـمُ وَدُودُ »‌.

بی‏گمان پروردگار من بسیار مهربان (‌در حـق بندگان پشیمان و) دوستدار (‌مومنان توبه‌كار) است‌.(‌هود / .٩) 

 ( وَ هُو الغَفُورُ ا‌لوَدوُد ) ٠

خدا آمرزگار و دوستار (‌ببدکان مومن‌) است‌.

 ( وَ إذا سَالَکَ عِبادی عَنّي فانيّ قریبُ اُجیبُ دَعو‌ه الدّاع إ‌ذا دَعانِ )‌.

هنگامی که بندگانم از تو درپاره مـن بـپرسند (‌کـه من نزدیکم یا دور. بگو:‌) من نزدیکم و دعای دعا کننده (‌و فریاد درخواست کننده‌) را هنگامی که مرا بخواند (‌و به فـریاد طـلبد) پاسخ میگویم (‌و نیاز او را بـرآورده میسازم‌)‌.      

 ( وَ الّذينَ آمَنُوا آشَدُ حُبّاً لِلِه ) .

کسـانی کـه ایـمان آورده‌انـد خدا را سـخت دوست می‌دارند (‌و بالاتر از هر چيـز بدو مهر می‌ورزند)‌.

(قُل‌: إن كُنتُم تُحبّونَ اللَهَ فَاتّبِعُو ني يُحبَبكُـم ‌الله )

 بگو: اگر خدا را دوست می‌دارید، از من پیروی کنـید تـا خدا شما را دوست بدارد.(‌ال‌عمران‌/ ا٣) 

 و آیات بسیار دیگری‌که در این زمینه است ...

شـگفتاکسانی ازکـنار همه ا‌یـن آیـات می‏‎گذرند و می‌گویند: جهان‌بینی اسلامی‌، جهان‌بینی خشک خشنی است‌. رابطه یزدان و انسان را رابطه قـهر و زور، و عقاب و عذاب‌، و بیرحمی وگریز، به تصویر می‌زند ... نه این‌که همانند حهان‌بینی‌ای باشدکه عیسی را پسـر یزدان‌، و اقنوم[1] خداوند منان‌، بشمار می‌آورد، و با چنین دوگانگی و پیوندی، میان یزدان و مردمان رابطه برقرار می‌سازدا

روشنی جهان‌بینی اسلامی در جدائـی میان حقیقت الوهیت و حقیقت عبودیت، سرسبزی دلپسند و شادابی دوست داشتنی موعد در میان یـزدان و بندگان را خشکیده و بی‌رونق نمی‌گرداند. رابطه، رابطه رحمت و مرحمت‌، دادگری و عدالت‌، مهر و مودفت، و جداگانگی یزدان از بندگان است‌. ا‌ز یک سو رابطه عشق و محبت است‌، و از دیگر سو رابطه تجرید و تـنزیه‌، یعنی‌: پاکسازی یزدان سبحان از هر نوع عیب و نـقصـان‌، و جداسازی ذات یـزدان از هـمه ذوات جـهان است ... جهان‌بینی اسلامی جهان‌بینی‌کامل و شاملی است‌که همه نـیازمندیهای هسـتی انسـانی را در رابطه او با خداوند جهانیان در بر می‏‎گیرد.

در اینـجا - به هنگام بیان صفت‌گروه مومنان‌گزیده برای این آئین - چنین نص شگفت ذکر می‌گردد:

( يُجِبّ