وده‌ای است ... باید دانست که حجت ابن سلول‌، حجت هر ابن سلولی در طول زمان است‌، و جهان بينی او جهان‌بینی هر منافق بیمار دلی است‌که حقيقت ایمان را درک و فـهم نـمی‌کند ... دل عباده پسر صامت ازدوستی و مهر یـهودیان رمـید و برید، پس از آن‌که از ایشان صادر شد آنچه صادر شد. *‌ن دل او دل با ایمانی بود دوستی و مهر یهودیان را از ژرفای دل خودکند و به دور افکند، آنجاکه عبدالله پسر ابی پسر سلول آن را قاپید و در سراچة سینه‌اش نهاد و با چنگ و دندان در نگاهداری آن کوشید این دوکار، دو شیوه جداگانه‌اند و دو راه مختلف‌. از دو جهان‌بینی گوناگون برجوشیده‌اند. از دو فهم و شور متضاد بردمیده‌اند. این چنین اختلاف وگوناگونی در طول زمان میان مومن و دل ناآشنا با ایمان‌، بر جای و استوار است‌.

قرآن کسانی را تهدید می‌فرمایدکه از دشمنان آئینشان یاری طـلب‌کـنند. آن دشمنانی‌که بر ضد ایشـان گـردهمآئی می‌کنند و مـتفق و مـتحد مـی‌شوند. آن مـنافقانی‌که مخلص نـیـستند و اعـتقاد و دوسـتی و اعتمادشان سست و بی‌بنیاد است‌... قرآن آنـان را بیم می‌دهد با امید فتح یا کاری‌که یزدان می‌کند و در این موقعیت یـا به داوری می‌پردازد وكار را یکسـره می‌سازد، و یا پرده را از شخص پنهان در پس پرده نفاق کنار می‌زند:

(فَعَسَى اللَّهُ أَنْ يَأْتِيَ بِالْفَتْحِ أَوْ أَمْرٍ مِنْ عِنْدِهِ فَيُصْبِحُوا عَلَى مَا أَسَرُّوا فِي أَنْفُسِهِمْ نَادِمِينَ )

امید است که خداوند فتح (‌مکـه‌) را پیش بـیاورد یـا از جانب خود کاری کند (‌و دشمنان اسـلام را نـابود و منافقان را رسوا نماید) و این دسته از آنـچه در دل پنهان داشته‌اند پشیمان کـردند (‌و بـر ضعف و شک و نـفاق خود افسوس خورند)‌.

بدان هنگام‌که فتح در می‏‎رسند، چه فتح مکه باشد، و یا فتح به معنی جدائی بخشیدن و فـیصله دادن و داوری نمودن باشد، و یا مراد فرا رسیدن فرمان خدا باشد، کسانی که در دلهـایشان بیماری است‌، بر شتابی و تلاشی‌که در دوستی و رفاقت و در مهر و عطوفت با یهودیان و مسیحیان داشته‌اند، و بر نفاقی‌که پرده از آن فرو افتاده است و برملاگشته است‌، پشیمان خواهند گشت‌. در آن هنگام مومنان نیز «‌ز حال منافقان دچار شکست خواهند شد، و از نفاق و سرنوشت زیانباری‌که منافقان بدان‌گرفتار خواهند آمد بیزاری خواهند جست‌: 

(وَيَقُولُ الَّذِينَ آمَنُوا أَهَؤُلاءِ الَّذِينَ أَقْسَمُوا بِاللَّهِ جَهْدَ أَيْمَانِهِمْ إِنَّهُمْ لَمَعَكُمْ حَبِطَتْ أَعْمَالُهُمْ فَأَصْبَحُوا خَاسِرِينَ )

 (‌بـدان هنگام که فتح و پـیروزی فـرا رسـد) مـومنان می‌گویید: آیا اینان همان کسانی هستند که با شدت و با حدت به خدا سوگند می‌خوردند و می‏‎گفتند ما (‌بر آئین شمائیم و همچون شما مسـلمانیم و) بـا شـما هسـتیم‌! (‌دروغ گفتند و) کردارشـان بیهوده و تباه گشت (‌و رنجشان بر باد رفت و تلاششان هدر کردید) و زیانکار شدند (‌و هم ایمان و هم یاری مومنان را از دست دادند)‌

. سرانجام روزی و روزگاری یزدان جهان‌، فتح را پیش آورد. رازها و رمزهای درون بیرون افتاد و برملا شد. کارها پوچ و بیهوده‌گردید و سودی نبخشید. *دسته‌ها و گروهها زیانکار و زیانبارگردیدند. به ما مسلمانان از سوی یزدان جهان وعده داده شده است و ایـن وعـده برجا و ماندگار است‌، وعده فرا رسیدن فتح‌ فتح فرا می‌رسد هر وقت‌که ما تنها به دستاویز یزدان‌، یـعنی قرآن‌، چنگ بزنیم. و هر زمان‌که ما خـالصانه تـنها دوستی و مهر خدا را داشته باشیم. و هر وقت‌که برنامه خـدا را بد‌انـیم و مراعات کنیم‌، و حهان‌بینی‌ها و اندیشه‌ها و احوال و اوضاع خود را براساس برنامه خدا پابرجا و استوار بداریم. و هر زمان‌که در بکار و کارزار در پرتو راهنمائی و رهنمود الهی حرکت‌کنیم و بــه‌کـوشش و تـلاش ایسـتیم‌، و ولی و دوستــی و سرپرستی و یاوری را جز خدا و رسول خدا و مومنان برای خود ندانیم و برنگیریم.
هنگامی‌که روند قرآنی از نداء نـخستین خطاب به مومنین مي پردازد، ندائی‌که آنان را فریاد می‌داردکه از دوسـتی و همپیمانی با یـهودیان و مسـیحیان دست بردارند ویار را به پایان بیارند، و می‌ترسند از این‌که با دوستی و همپیمانی با ایشان جزو ایشان‌گردند، و یا اصلا بدان سبب‌کافر شوند و از اسلام برگردند! در حالی‌که خو‌د متوجه نباشند و یـا ایـن‌که خـودشان  نخواهند و قصد آن را هم نداشته باشندا نداء دومین را سر می‌دهد وکسی را تهدید می‌کند و بیم می‌دهدکه از میان ایشان از دین خود برمی‏گردد، این برگشت از دین به سبب دوستی و همکاری با اهل‌کتاب باشد، و یا به علت دیگری از اسباب و علل‌گوناگون ... او را تهدید می‌کند و بیم می‌دهد به این‌که او چیزی در ییشگاه خدا شمار نمی‌آید، و خدای را نمی‌تواند عاجز و درمانده کند و از دست انتقام یزدان بگریزد، وکمترین زیانی به آئین خدا نمی‌رساند. خدا او را متوجد می‌سازدکه آئین یزدان دوستان و یاران و یاوران و مددکارانی دارد که ذخیره‌اند و در دانش خدا تعیین شده‌انـد. اگر ایـنان رویگر‌دان از انجام وظیفه وکمک به دین خدا شوند، آنان را به جهان‌گسیل می‌دارد و به خدمت دین خود می‌گمارد. روند قـرآنی سـیماهای ایـن چنین‌گروه برگزیده ذخیره در دانش خدا برای‌کمک و خدمت به دین الله را به تصویر می‌کشد.کسـانیند با سـیماهای دوست داشـتنی زیبای درخشـان‌! همچنین جهتی را می‌نمایدکه یگانه جهتی برای دوستی و یـاری است و مسلمان می‌تواند دوسـتی و مـهر و یـاری و یاوری خویش را بدان سمت سوق دهد و بس. این نداء و فریاد را با بیان سرانجام حتمی پیکار و سرنوشت قطـعی کارزاری پایان می‏بخشد که حزب خـدا بدان فرو می‌رود و در آن با سائر احزاب می‌رزمد، سرانـجام و سرنوشتی‌که بدان مفتخر و از آن بهره‌مند می‌گردند کسانی‌که دوستی و مهر و یاری و یاوری خویبثن را خالصانه به خدا و رسول خدا و مومنان اختصاص می‌دهند:يَا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا مَنْ يَرْتَدَّ مِنْكُمْ عَنْ دِينِهِ فَسَوْفَ يَأْتِي اللَّهُ بِقَوْمٍ يُحِبُّهُمْ وَيُحِبُّونَهُ أَذِلَّةٍ عَلَى الْمُؤْمِنِينَ أَعِزَّةٍ عَلَى الْكَافِرِينَ يُجَاهِدُونَ فِي سَبِيلِ اللَّهِ وَلا يَخَافُونَ لَوْمَةَ لائِمٍ ذَلِكَ فَضْلُ اللَّهِ يُؤْتِيهِ مَنْ يَشَاءُ وَاللَّهُ وَاسِعٌ عَلِيمٌ 
إِنَّمَا وَلِيُّكُمُ اللَّهُ وَرَسُولُهُ وَالَّذِينَ آمَنُوا الَّذِينَ يُقِيمُونَ الصَّلاةَ وَيُؤْتُونَ الزَّكَاةَ وَهُمْ رَاكِعُونَ 
وَمَنْ يَتَوَلَّ اللَّهَ وَرَسُولَهُ وَالَّذِينَ آمَنُوا فَإِنَّ حِزْبَ اللَّهِ هُمُ الْغَالِبُونَ 

ای زیانی به خدا نمی‌رساند و در آینده‌) خداوند جمعیتی را (‌بجای ایشـان بـر روی زمین‌) خواهد آورد که خداوند دوستشان می‌دارد و آنان هم خدا را دوست می‌دارند. نسبت به مومنان نرم و فروتن بوده و در برابر کافران سخت و نـیرومندند. در راه خـدا جـها