ر، نازل شده باشد.

چه این نصوص به حوادثـی اشـارت دارد، و بیانگر اوضاع و احوالی است‌که در مدینه میان مسلمانان رخ داده است‌. شرائط و ظروف و موقعیتهائی را می‌رساند که یهودیان و منافقان داشته‌اند و هرگز نباید چنین چیزهائی بعد از درهـم شکستن شوکت و عظمت یهودیان باشدکه آخرین آنها در جنگ بنی‌قریظه بوده ا‌ست‌.

این نص ‌که درباره به دوستی‌گـرفتن یـهودیان و مسیحیان است‌، و این بر حذر داشتن - بلکه تـهدید کردن -‌کسی‌که ایشان را به دوسـتی‌گیرد از زمره ایشان خو‌اهد بود، و این اشاره به‌کسانی داردکه در دلهایشان بیماری است و آنـان را دوست و هم‌پیمان خود می‌کنند، بدین علت‌که از حوادث زمان وگشت و گذار دوران بیم و هراس دارنـد، و بدور داشتن مسلمانان از دوستی با کسانی‌که دیـن ایشـان را به تمسخر و بازیچه می‌گیرند، و اشاره به‌کسانی داردکه در دلهـایشان بیماری باشد و آنان را به دوسـتی می‌گیرند و دلیلی‌که می‌آورند این است‌که از حو‌ادث زمـان و چرخش دوران می‌ترسند، و بدور داشتـن مسلمانان از دوستی باکسانی است‌که آئینشان را به تمسخر و بازیچه می‏‎گیرند، و اشاره به این‌که ایـنان نماز مسلمانان را به تمسخر و بازیچه می‌گيرند بدانگاه که مسلمانان برای اقامه نماز بـرمی‌خیزند ... یکـایک اینها انجام‌پذیر نیست مگر این که یهودیان در مـدینه نیرو و نفوذ و قدرت و استقراری داشته باشندکه در پرتو آنها این شراعط و ظروف پدیدار آیـد، و ایـن حو‌ادث روی دهد، وكار بدین برحذرداشتن تند و سخت نیاز پیداکند و بدین تهدید مگر احتیاج پدیدار آید، و لازم شود ماهیت یهودیان بیان‌گردد، و ایشان را به دیگران بشـناسانند وکردار و رفـتارشان را برملا گردانند، و ا‌ز نیرنگها و مانورها و ساخت و باختهای آن چنانی وگوناگون ایشان پرده بردارند.

برخی از روایتها اسباب نزول آیات این درس را بیان کرده‌اند. برخی از آنها به حادثه بنی‌قینقاع‌که به دنبال غزوه ‌بدر روی داده است‌، و به موضعگیری عبدالله پسر ابی پسر سلول برمی‌گرددکه درباره به دوسـتی گرفتن یهودیان و دوستی یهودیان با اوگفته بود: من از چرخش دوران و حو‌ادث زمان می‌ترسم و دوستی خود را با دوسـتان خویش نمی‌برم و دست از ایشـان می‌کشم‌!

حتی بدون در نظر گرفتن این روایتها هم می‌توان از روی بررسی موضوعی سرشت آیات و فضای آنها، و وارسـی خـود آیـات در پرتو حوادث زنـدگانی پیغمبر (ص) و مراحل و احو‌ال و اوضاع آن در مدینه‌، پی به چیزی بردکه ما درديباچه این سوره راجع به مدت زمانی‌که سوره در آن نازل‌گشته است‌،‌گفته‌ایم و ترجیح داده‌ایم‌.

*
نصوص این درس از یک سو اشاره می‌نمایند به شیوه برنامه قرآنی در امر تـربیت‌گروه مسلمان‌، و آماده ساختن آنان برای انجام نقشی‌که خدا برای ایشـان در نظرگرفته است‌. و از دیگر سو اشاره دارند به اصول و ارکان این برنامه. اصول و ارکانی‌که خدا مـی‌خواهد آنها را در دل و درون انسان مسلمان‌، و در میان‌گروه مسلمان در هر زمان‌، ثابت و استوار بدارد. این اصول و ارکان ماندگار و بر جای هستند وتنها به نسلی از میان نسلهای این ملت اختصاص ندارند، بلکه اساس و پایه پیدایش و پویش فرد مسلمان وگروه مسلمان در میان همه نسلها می‏‎باشند.

این قـرآن فرد مسلمان را بر اسـاس دوست داشت خالصانه پروردگارش و پیغمبرش و عقیده‌اش وگروه مسلمانش تربیت مي کند و رشد می‌دهد. همچنین او را بر ضرورت جدائی و دوری‌کامل میان صفی‌ که خودش در آن می‌ایستد و میان هر صف دیگری‌که پرچم خدا را بر دوش نمی‌کشد، و از رهبری فرستاده یزدان پیروی نمی‌کند، و به‌گروهی نمی‌پیوددکه نـمایانگر حزب خداوندند. قرآن فرد مسلمان را نکته‏ای می‌پرورد

که احساس‌کندکه خدا او را برگزیده است تا پرده‌ای باشد که قدرت یزدان بر آن نمایان‌گردد و به نمایش درآید، و ابزاری باشدکه قضا و قدریزدان با آن در زندگی مردمان و در وقائع تاریخ پیاده‌گردد. این‌گزینش - با همه تکالیف و مشكا‌تی‌که دارد - لطف و فضل خدا است و به هرکس‌کـه خودش بخواهد آن را عـطاء می‌فرماید. دوسـتی با گروه غـیرمسلمان‌، مغی آن برگشت از دین خدا، و سر باز زدن از ایـن‌کزینبثن سترگ، و دست‌کشیدن از این لطف و فضل زیبا و دلیسند است‌.

این چنین رهنمودی در نصوص بسیاری از این درس‌، پیدا و جلوه‌گر و هویدا است‌:

(ياأَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا لا تَتَّخِذُوا الْيَهُودَ وَالنَّصَارَى أَوْلِيَاءَ بَعْضُهُمْ أَوْلِيَاءُ بَعْضٍ وَمَنْ يَتَوَلَّهُمْ مِنْكُمْ فَإِنَّهُ مِنْهُمْ إِنَّ اللَّهَ لا يَهْدِي الْقَوْمَ الظَّالِمِينَ )

ای مومنان‌! یهودیان و مسیحیان را به دوستی نگیرید (‌و به طریق آولي آنان را به سرپرستی نپذیرید)‌. ایشان برخی دوست بـرخـی دیگرند (‌و در دشـمنی بـا شـما یکسان و برابرند)‌. هر کس از شما بـا ایشان دوسـتی ورزد (‌و آنان را بـه سرپرستی بپذیرد) بـکمان او از زمره ایشان بشمار است‌. و شک نیست که خداوند افراد ستمگر را (‌به سوی ایمان‌) هدایت نمی‌کند.

(أياَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا مَنْ يَرْتَدَّ مِنْكُمْ عَنْ دِينِهِ فَسَوْفَ يَأْتِي اللَّهُ بِقَوْمٍ يُحِبُّهُمْ وَيُحِبُّونَهُ أَذِلَّةٍ عَلَى الْمُؤْمِنِينَ أَعِزَّةٍ عَلَى الْكَافِرِينَ يُجَاهِدُونَ فِي سَبِيلِ اللَّهِ وَلا يَخَافُونَ لَوْمَةَ لائِمٍ ذَلِكَ فَضْلُ اللَّهِ يُؤْتِيهِ مَنْ يَشَاءُ وَاللَّهُ وَاسِعٌ عَلِيمٌ)

ای مومنان‌! هر کس از شما از آئین خود بازگردد (‌و از ایمان به کفر گراید، کوچکترین زیانی به حدا نمی‌رساند و در آينده‌) خداونذ جمعیتی را (‌بجای ایشـان بر روی زمین‌) خواهد آورد که خداوند دوستشان مـی‌دارد و آنان هم خدا را دوست می‌دارند. نسبت به مومنان‌نرم و فروتن بوده و در برابر کافران سخت و نـیرومندند. در راه خــدا جـهاد مـی‌کنند و بـه تـلاش مـی‌ایسـتند و از سرزنش کننده‌ای (‌در اطاعت از فرمان یزدان‌) هراسـی به خود راه نمی‌دهند. این هم فضل خدا است (‌كه کسی دارای چنین اوصافی باشد)‌. خداوند آن را به هر کس که بخواهد (‌به خیر و خوبی نائل شود) عطاء می‌کند. و خداونذ دارای فضل فراوان و (‌انعام بیشمار است‌، و از مستحقان آن‌) آگاه است‌.

(إِنَّمَا وَلِيُّكُمُ اللَّهُ وَرَسُولُهُ وَالَّذِينَ آمَنُوا الَّذِينَ يُقِيمُونَ الصَّلاةَ وَيُؤْتُونَ الزَّكَاةَ وَهُمْ رَاكِعُونَ

وَمَنْ يَتَوَلَّ اللَّهَ وَرَسُولَهُ وَالَّذِينَ آمَنُوا فَإِنَّ حِزْبَ اللَّهِ هُمُ الْغَالِبُونَ 

تنها خدا و پیغمبر او و مومنانی یاور و دوست شمایند که خاشعانه و خاضعانه نماز را بجای می‌آورند و زکات مال بدرمی‌کنند. و هر کس که خدا و پیغمبر او و مومنان‌رابه دوستی‌ویاری بپذیرد (‌اززمره حزب الله است و بي ترديد حزب الله پيروز است).

 سپس قرآن شر مسلمان را به وسیله آشناگرداندن او با حقیقت دشمنانش‌، و با حقیقت پیکاری‌که در آن