نْتُمْ فِيهِ تَخْتَلِفُونَ)

(‌ای مردم‌!) برای هر ملتی از شما راهی (‌برای رسیدن به حقائق‌)‌، و برنامه‌ای (‌جهت بیان احکـام‌) قرار داده‌ایـم‌. اگر خدا می‌خواست همه شما (‌مردمان‌) را ملت واحدی می‌کرد (‌و بر یک روال و یک سرشت می‌سرشت‌، و لذا راه و برنامه ارشادی آنان در همه امکنه و ازمـنه یکی می‌شد) و امّا (‌خدا چنین نکرد) تا شـما را در آنـچه (‌از 

شرائع‌) به شما داده است بیازماید (‌و فرمانبردار یزدان و سرکش ار فرمان خدای منان جدا و معلوم شود)‌. پس (‌فرصت را دریابید و) به سوی نیکی‌ها بشـتابید (‌و بـه جای مشـاجره در اختلافات‌، بـه مسـابقه در خیرات بپردازید و بدانید که‌) جملگی بازگشتتان به سوی خدا خــواهد بود، و از آنـچه در آن اختلاف مـی‌کرده‌ایـد آگاهتان خواهد کرد (‌و هر یک را برابر کردار خوب یا بد پاداش و پادافره خواهد داد)‌.

بدین وسیله یزدان جهان‌، همه راههای نفوذ شیطان را بسته است‌، بویژه راهی‌که به ظاهر راه خیرو خوبی، و الفت دلها، وکردآوری صفها جلوه‌گر می‌آید، و با صرف نظرکردن از برخی از شـریعت یزدان حاصل می‏‎گردد، تا در برابر آن همگان را خشنودگردانید! و یا در مقابل آن چیزی‌که وحدت صفوف نامیده می‌شود بدست آید!

شریعت خدا بسی پابرجاتر و ارزشمندتر از ایـن است که جزئی از آن فدای چـیزی‌گرددکـه یـزدان جـهان مشخص فرموده است‌که نباید چنین چیزی انجام بگیرد. مردمان آفریده شده‌اند و هر یکـی دارای اسـتعدادی است‌. هرکدام از ایشان دارای روش و منشی است‌. هر یک از آنان برنامه‌ای دارد، و راهی در پیش می‌گیرد. بنابه حکمتی از حکمتهای یزدان‌، مـردمان ایـن چنین جوراجور وگوناگون آفریده شده‌اند. خداوند هدایت را بدیشان نموده است و آنان را به حال خود رها ساخته است تا درگستره زندگی بتازند و به تلاش و تکاپو بپرد‌ازند. این تاخت و تاز و تلاش و تکاپوی ایشان را وسیله آزمون آنان فرموده است‌، و در روزی‌که به سوی یزدان برمی‌گردند، سزا و جزای ایشان در برابر چنین پویش وکو‌ششی داده می‌شود. قطعاً هم مردمان به سوی یزدان برمی‌گردند.

پس علت‌تراشی پوچ و تلاش ناموفقی است‌که‌کـسـی بکوشد مردمان را به حساب شریعت خدا، یا به تعبیر دیگر، به حساب صلاح و فلاح انسانها،‌گرد بیاورند. چه عدول یا تعدیل در شریعت یزدان‌، جز فساد و تباهي در زمین‌، انحران از برنامه یگانه راست و درست‌، نفی دادگری در زندگی انسانها، بندگی برخی در برابر برخی، و بعضی از مردمان بعضی دیگر را بجای خدای متولي امور و سرپرست خود بگیرند، معنائی ندارد. این کار هم شر و بلای بزرگ، و فساد و تباهی سترگ است و بس. حائزنیست مرتکب آن شـد ودرراه آن به تلاشی ایستادکه ناموفق و بی‌ثمر است‌، چه جدای از چیزی است‌که یزدان در سرشت مردمان سرشته است‌، وگذشته از آن‌، ضد حکمت و فلسفه‌ا‌ی است‌کـه خداوند به خاطر آن اختلاف برنامه‌ها و قانونها را مقدر فرموده است و دگرگونی روندها و روشها و منها و مذهب‏ها را بدید آورده ا‌ست ... یزدان آفریدگار مردمان است و نــخستین وواپسـین فرمان ازآن او است و دستور دهنده تنها او است‌. برگشت همگان بدو است‌، و سرنوشت مردمان‌، پاک در دست او است‌.

تلاش در راه سهل‌انگاری در چیزی از شریعت یزدان‌، برای حصول این چنین هدفی‌که در پرتو این نص صادق مصداق آن در هر بخشی از واقعیت زندگی انسانها پیدا است‌، تلاش پست و بدشگو‌نی است‌کـه تو‌جیهی از واقعيت، و سندی از خواست خـدا، و بذیرشی در احساس مسلمان ندارد، مسلمانی‌کـه جز برای پیاده‌کردن خواست خدا پـویش وکـوششی نمی‌ورزد و دست به كاری نمی‌یازد. راستی چگونه برخیهاکه خویشتن‌را «‌مسلمان‌» می‌نامند، می‌گویند: پیاده‌کردن شریعت درست نیست تا «‌جهانگردان‌» را از دست ندهیم‌ آری‌، به خدا سوگند، چنین می‌گویند) روند قرآنی برمی‏گردد و ابن حقـيقت را تاکید می‌کند، و بر روشنی آن می‌افزاید نص نخستبن‌، یعنی‌:

(فَاحْكُمْ بَيْنَهُمْ بِمَا أَنْزَلَ اللَّهُ وَلا تَتَّبِعْ أَهْوَاءَهُمْ عَمَّا جَاءَكَ مِنَ الْحَقِّ )

پس (‌اکر اهل کتاب از تو داوری خواستند) میان آنان بر طبق چیزی داوری کن که خدا بر تو نازل کرده است‌، و به خاطر پپروی از امیال و آرزوهای ایشان‌، اژ حق و حقیقتی که برای تو آمده است روی مگردان.

نهی میکند از رهاکردن همه شریعت یزدان‌، در برابر درخواست یهودیان‌. هم اینک او را برحذر می‌دارد از این‌که یهوديـان او را از برخي از چیزهائی بدوز ندارند که یزدان بر او نازل‌کرده است‌:

(وَأَنِ احْكُمْ بَيْنَهُمْ بِمَا أَنْزَلَ اللَّهُ وَلا تَتَّبِعْ أَهْوَاءَهُمْ وَاحْذَرْهُمْ أَنْ يَفْتِنُوكَ عَنْ بَعْضِ مَا أَنْزَلَ اللَّهُ إِلَيْكَ). 

(‌به تو ای پیغمبر فرمان می‌دهیم به ایـن که‌) در میان آنان طبق چیزی حکم کن که خدا بر تو نازل کرده است‌، و از امیال و آرزوهای ایشان پیروی مکن‌، و از انان بر حـذر بــاش کـه (‌بـا کـذب و حق پـوشی و خیانت و غرض‌ورزی‌) تورا از برخی چیزهائی که خدا پـر تو نازل کرده است بدور و منحرف نکنند.

برحذر داشتن در ایـنجا بگو نه سـخت‌تر و دقیق‌تری انجام می‌پذیرد. چراکه‌کار چنانکه هست به تصویر کشیده می‌شود. برگرداندن و نفور داشتنی در میان است‌که باید از آن خویشتن را برحذر داشت ...کار در این جولانگاه از دو حال خارج نیست‌: حکم‌کردن و به د‌اوری‌گرفتن‌کامل چیزی‌که خدا نازل‌کرده است‌، یـا پیروی از هوا و هوس ودور شدن از چیزی در مـیان است‌که خدا نازل فرموده است و بزدان مسلمانان را از این امر حذر می‌دارد.

سپس روند قرآنی به پـیش‌مـی‌رود ووسـوسه‌ها و اندیشه‌هائی را دنبال می‌کندکه بر دلها می‌گذرند و در درونـها غـوغا مـی‌کنند، وكار یـهودیان را بر پیغمبر (ص) خدا سبک می‌دارد و ازدرد آن می‌کاهد. بدو دستور می‌فرمایدکه بر خویشتن سخت نگیرد اگر ایشان خوششان نیاید و نپسندندکه باید در این شریعت ازگناهان صغیره پـیش ازگناهان‌کبیره کاملا دست کشید، یا این‌که آنان پشت‌کردند و اصلا اسلام را به عنوان آئین خویش برنگزیدند، و یا این‌که از داوری بردن به شریعت خدا سر باز زدند ... البته داوری بردن به شریعت یزدان در آن زمان‌که هنوز در سـرزمین اسلامی واجب و قطعي نشده بود، قضـاوت خواستن از شریعت خدا اختیاری و ازادانه بوده است

(فَإِنْ تَوَلَّوْا فَاعْلَمْ أَنَّمَا يُرِيدُ اللَّهُ أَنْ يُصِيبَهُمْ بِبَعْضِ ذُنُوبِهِمْ وَإِنَّ كَثِيرًا مِنَ النَّاسِ لَفَاسِقُونَ) 

 پس اگر (‌از حکم خدا رویگردان شدند و به قانون خدا) پشت کردند، بدان که خدا می‌خواهد به سبب پاره‌ای از گناهانشان ایشان را دچار بلا و مـصیپت سـازد (‌و بـه عـذاب دنـیوی‌، پیش از عذاب اخـروی گرفتار کند)‌. بی‏گمان بسیاری از مردم (‌از احکام شریعت‌) سرپیچــی و تمرد می‏‎کنند (‌و از حدود قوانین الهی تخطی می‌نمایند)‌. 

 اگر پشت‌کردند،‌گناه ا