فقان به زبان می‌گفتند: ایمان آورده‌ایم ... این کار، پیغمبر (ص)‌را غمگين می كرد و می‌آزرد.

یزدان سبحان پیغمبر (ص) خود را دلداری می‌دهد و نوازش می‌فرماید و اعمال چنین مـردمانی را بر او سبک می‌دارد و از درد رفتار وکردارشان می‌کاهد، و پرده از ماهیت شتابگران درکفر اینان و آنان را برای مسلمانان‌کنار مـی‌زند، و پیغمبر (ص) را به راهی رهنمو‌د می‌سازدکه با ایشان بسپرد بدانگاه‌که به پیش او می‌آیند و داوری را از وی می‌خواهند. البته برای پیغمبر (ص) پیش از این‌که آنان بیایند و طلب داوری نمایند، توطئه‌ای راکه شبانه بر ضـد او چیده‌انـد، و دسیسه‌ای راکه پنهانی با یکدیگر نسبت بدو تـهیه دیـده‌انــد، آشکارمی‌سازد و از نـیرنگها ودوز و کلکهایشان پرده برمی‌دارد:

(يا أيها الرسول لا يحزنك الذين يسارعون في الكفر , من الذين قالوا:آمنا بأفواههم ولم تؤمن قلوبهم ; ومن الذين هادوا . سماعون للكذب , سماعون لقوم آخرين لم يأتوك , يحرفون الكلم من بعد مواضعه , يقولون إن أوتيتم هذا فخذوه , وإن لم تؤتوه فاحذروا) 

ای پیغمبر! مایه اندوه تو نشود (‌کار کافرانی که‌) در کفر بر یکدیگر سرعت می‏‎گیرند. کسانی (‌از مـنافقان گول خورده‌ای‌) که به زبان می‏‎گویند مومن هسـتیم‌، ولی از دل مـومن نـمی‌باشند (‌و گفتارشان بـا کردارشـان و بیرونشان با درونشان همخوانی ندارد) و کسـانی کـه خویشتن را یهودی می‌دانند و پیوسته گوش بـه دروغ فرا می‌دارند (‌و اکاذیب و اباطیل احبار را باور می‌نمایند و سخنان یاوه‌) گروه دیگری (‌از خود) را می‌پذیرند که (‌به سبب کبر و غرور و بـغض و حسـد) بـه پـیش تو نمی‌آیند و سخنان (‌آسمانی تورات‌) را از جاهای خود بدور و تحریف می‌کنند (‌و به پیروان خود) مـی‌گویند: اگر این (‌چیزهائی را که ما می‏گوئیم، توسط محمّد) بـه شما گفته شد، آن را بپذیرند، و اگر چنین به شـما گـفته نشد (‌از پذیرش هرگونه سخن دیگری‌) خویشتن را بر حذر دارید.

روایت شده است‌که این آیـه‌ها درباره مـردمانی از یهودیان نازل‌گشته است‌که مـرتکب‌گناهانی شده بودند.گناهانی‌که روایتها درباره آنهاگوناگون است‌. از جمله آن ‌گناهاني‌، زنا و دزدی است ... ایـن‌گناهان در تورات دارای حدّ هستند، ولیکن یهودیان بر چیزهائی جز این خوی‌گرفته بودند و رفتار می‌کردند، زیرا آنان اول نمی‌خواستندکه چنین حد و حدودی را درباره بزرگان قوم اجراء‌کنند. بعدها اجراء آنـها را درباره دیگر‌ان نیز حمل بر بزرگان قوم‌کردند و در امر اجراء حدود سستی ورزیدند، و بقای آنها کیفرهای دیگری . را از میان سـائرتـنبیهات برگزیدند - همانگونه‌که امروزه كسانی چنین می‌کنندکه‌گمان مي برند مسلمان هستنــد! - ... هنگامی‌که چنین‌کارهائی از ایشـان در روزگار پیغمبر(ص)‌سرزد، با یکدیگر به توطئه نشستند و به دسیسه پرد‌اختند و تصمیم‌گرفتند در این راستا از پیغمبر (ص)‌نظرخواهی‌کنند و فتوا بطلبند ... اگر برایشان فتوا داد کیفرهای سهل و سـاده‌ای انـجام پذیرد، بدان عمل می‌کنند، و این حـتی برای آنـان در پیشگاه خدا خواهد بود! چراکه پیغمبری برایشان فتوای آن را صـادر فرموده است‌! ... و اگر در ایـن باره همانگو‌نه فتوا داد که خودشان در تورات دارند، بدان عمل نمی‌کنند و فرمان او را اجراء نمی‌نمایند ... در این زمـینه‌، تـصمیم بر ا‌یـن شد برخی از ایشان از پیغمبر (ص) فتوا بخواهند. بدین خاطر است‌که گفتارشان.نقل می‌گردد:

(إن أوتيتم هذا فخذوه , وإن لم تؤتوه فاحذروا). 

 اگر این (‌چیزهائی را که ما می‏گوئیم، توسط محمّد) بـه شما گفته شد، آن را بپذیرید، و اگر چنین به شما گفته نشد (‌از پذیرش هرگونه سخن دیگری‌) خویشتن را بر حذر دارید.

بیهوده‌گوئی و هرزه‌درائی ايشان تا بدینجا رسیده است‌، و بیشرمی آنان بدین حد رسیده است‌، و كژ اندیشـی و کجروی ایشان بدین مرزکشیده است‌،‌که چنین‌گویند و کـنند! ایـن تـصویر، بیانگر اهل‌کتابی است‌که روزگارانشان بطول انجامیده است‌. سالهای بیشماری بر آنان سپری‌گشته است‌. دلهایشان سخت و سنگین شده است‌. گرمی عقیده در دلهایشان سردی پذیرفته است‌، و در آنها شعلـه عقیده خاموشی‌گرفته است‌. از زیر بار دررفتن این عقیده و شرائع وتکالیف این آئین هدفی‌گشته ا‌ست‌که وسائل آن را میجو‌یند و راههای بیرون شو و تن در ندادن بدا‌ن را می‌پویند! به د‌نـبال «‌فتوا» مي‌گردند تا بلکه محل خروجی را پیداکـنند و چاره‌ای بجویند تا از آن راه و بدین وسیله از زیر بار حدود و تکالیف معتقدات خود بیرون روند!!!

آیا در روزگاران ما کار بدین منوال در میان کسـانی نیست‌که می‌گو‌یند: بیگمان ما مسلمانیم‌!

(من الذين قالوا:آمنا بأفواههم ولم تؤمن قلوبهم) .

کسانی که به زبان می‏‎گویند مومن هستیم‌، ولی از دل مـومن نـمی‌باشند (‌و گفتارشان بــا کـردارشـان‌، و بیرونشان با درونشان همخوانی ندارد)‌!.

آیا چنین مسلمانانی فتوا نمی‌جـویند تا بدان درباره دین نیرنگ زنند، نه این‌که دین را اجراء‌کنند؟‌! آیا خویشتن راگاه‌گاهـی به دین نمی‌مالند تا هواها و هوسهای ایشان را تصدیق‌کند و بر آنها مهر قبول زند و با خواستها و آرزوهایشان موافقت‌کند؟‌ اگر دیـن سخن حقی را بگوید و بـه حقيقتی فرمان دهد، نیازي بدان ندا‌رند؟‌! 

(يقولون إن أوتيتم هذا فخذوه , وإن لم تؤتوه فاحذروا).

می‌گویند: اگر این به شما گفته شد، آن را بپذیرید، واگر چنین به‌شما گفته‌ نشد خویشتن را برحذردارید.

هم اینک نیز حال بدین منوال وكار به همین روال است‌. شاید هم بدین سبب است‌که خداوند بزرگوار سرگذشت بنی‏اسرائیل را اینگونه طولانی و مـفصل بیان می‌فرماید، تا نسلهای «‌‌مسلمانان‌» را برحذر و آگاه نماید و بر بیداری ایشان بدین لغزشگاه‌ههای راه بیفزاید.

یزدان سبحان درباره کار چنین شتابگران و دوندگان به سوی‌کفر، و درباره‌کار چنان توطئه‌گران و نیرنگازانی که شبهاگرد هم می‌آیند وبساط چنین‌بازیگریها و حـقه‌بازیهائی را مـی‌چینند، به پیغمبر (ص) خود می‌فرماید:‌کسانی‌که به سوی‌کفر شتاب می‌گیرند، تو را غمگن نسازد. چراکه ایشان راه آشوبگری می‌پویند و خودشان بدان می‌افتند وگرفتار می‌گردند. در این باره‌کاری هم از عهده تو برنمی‏آید. تو نمی‌توانی فتنه و آشوب را از ایشان بدور داری و جلو دست ایشان را بگیری. آنان راه آن را در پیش‌گرفته‌اند و در انجام آن پا فشاری کرده‌اند:
(ومن يرد الله فتنته فلن تملك له من الله شيئا) . 
اگر خداوند (‌بـر اثـر گناهان پـی‌درپی‌) بـلای کسـی را بخواهد، تو نمی‌توانی اصلا برای او کاری بکنی‌.
اینان که دلهایشان‌ کثیف و آلوده گردیده است‌، و چـون صاحبان چنین دلهائی در راه‌کثافت و آلودگی پافشاری می‌کنند، خداوند نمی‌خواهد این‌گو‌نه دلهائی را پاک و پاکیزه دارد:
(أولئك الذين لم يرد الله أن يطهر قلوبهم) .
آنان کسانیند که (‌در ضلال و عناد اسراف کرده‌اند