والا و بزرگ و پاکیزه ا‌ست‌. زیرا هراس از خـدا تقوا است و تقوا در پنهان و آشکار با دل همراه است و در همه جا او را می‌پاید و رهنمودش می‌نماید. تـقوا است‌که انسانها را از شر و بدی در حالات و اوضاعی بازمی‌داردکه مردمان ا‌ن حالات و اوضاع را نمی‏بینند و از آنها آگاه نيستند، و دست قانون بدانها دسترسی ندارد. اصلا قانون هر چندکه ضروری است امّـا به تنهائی و بدون وجـود پرهیـزگاری‌، ممکن نیست‌که بر دوام و ماندگار بماند. زیرا چیزهائی که در این صورت از دست قانون به در می‌رود و از دیـد قـانون پنهان می‌ما‌ند، چندین برابر آن چیزهائی است که بدانـها دسترسی دارد و آنها را می‌پاید. هيچگونه صلاح و فلاس بهره فردی و نصیب جامعه‌ای نمی‌گرددکه تنها بر قانون تکیه داشته باشند، قانونی‌کـه مـراقبت و دیدبانی غیبی آن را نپاید، و قدرت و سلطه یزدانی آن را همراهی ننماید، قدرت و سلطه‌ای‌که درونها از آن بترسند ودلها ازآن بلرزند و خویشتن را از غضب و عذا‌ب او بدور دارند.

وَابْتَغُوا إِلَيْهِ الْوَسِيلَةَ

 برای تقرب به خدا وسیله بجوئید (‌که عبارت از طاعت و عبادت و اعمال شایسته و بایسته است‌)‌.

از خدا بترسید و خـویشتن را از غضب و عذاب یزدان بدور دارید. برای تقرب به خدا وسیله بجوئید. اسباب و موجباتی را بـطلبیدکه شما را به خدا ربط و پیوند دهد و به مغفرت و مرحمتش بـرساند. در روایتی از ابن عباس آمده است‌: برای تقرب  به خدا وسیله بجوئید، بدین معنی است‌که : برای تقرب به خدا به دنبال نیاز باشید. ا‌نسانها زمانی که احساس نیاز به خدا را داشته باشند، و وقتی‏که نیاز خـود را از پیشگاه او بجویند، در استانه ربوبیت یزدان وضـع صحیح و حالت درست عبودیت را پیدا می‌کنند، و بدین وسیله شـایسته‌ترین وضع و نز‌دیکترین حالت برای دستیابی به نـجات و رستکاری را خواهند داشت‌. هر دوی ایـن تـفسیرها می‌تواند معنی چنین عبارتی بـاشدو به صلاح دل و حیات درون بینجامد و به رستگاری مـطلوب منتهی بشود.

« لَعَلَّكُمْ تُفْلِحُونَ » 

تا این که رسـتگار شوید.

در دیگر سو، صحنه کفار قرار دارد. آن کسانی کـه از خـدا نـمی‌ترسند و وسـیله‌ای برای تـقرب به خفا نمی‌جویند و سرانجام رستگار نمی‌گردند ... این صحنه، کاملا زند٥ و برجسته و دارای حرکت و جنبش است‌. روند قرا‌نی با ا‌وصاف وکلمات از این صحنه سـخن نمی‌گويـد، بلکه به زبـان حـرکات و انـفعالات درباره ایشان به تعبیر می‌پردازد. آن‌گونه که شـیوه قرآن در ترسیم صحنه‌های قيامت‌، و همچنین در ذکـر اغـلب مطالب ، مقاصد است‌:

   إِنَّ الَّذِينَ كَفَرُوا لَوْ أَنَّ لَهُمْ مَا فِي الأرْضِ جَمِيعًا وَمِثْلَهُ مَعَهُ لِيَفْتَدُوا بِهِ مِنْ عَذَابِ يَوْمِ الْقِيَامَةِ مَا             تقُبِّلَ مِنْهُمْ وَلَهُمْ عَذَابٌ أَلِيمٌ يُرِيدُونَ أَنْ يَخْرُجُوا مِنَ النَّارِ وَمَا هُمْ بِخَارِجِينَ مِنْهَا وَلَهُمْ عَذَابٌ مُقِيمٌ

 بی‏گمان اگر همه آنچه در زمین است و همانند آن‌، مـال کـافران بـاشد و (‌یکـایک آنـان در آخرت‌) آن را بـرای نـجات خود از عذاب روز قیامت پپردازنـد و بخواهند خویشتـن را بـدان بـازخرید کـنند، از ایشـان پذیرفته نمی‏گردد (‌و راهی برای نجاتشان وجود ندارد و) دارای عذاب دردناکی می‌باشند. انان پیوسته مـی‌خواهـند از اتش دوزخ بیرون بیایند، ولی ایشان نمی‌توانند از ان بیرون بیایند، و دارای عذاب دائم و مستـمرند.

نيروی خیال تا انجاکه می‌تواند به فرض تصورکـند، این است‌: هـه چیزهائی‌که درکره زمين است متـعلق به کافران باشد. امّا روند قرانـی چیزی را برای ايشان فرض می‌کندکه در جهان فرضی هم بالاتر از نـیروی خیال است‌. بـرای ا‌نان فرض مـی‌کندکه انگار هـمه چيزهای‌کره زمین را دارند، و افزون بر ان‌، به اندازه هـمه آن چیزها را هم دارند. روند قرآنی‌کافران را چنین  به تصویر می‌کشدکه آنــان در تـلاش و تکـاپویند و می‌خواهند با دادن این چیزهای کره زمـین و چـیزهای دیگری هـمسان آنها خويشتن را از عذاب روز قـیامت برهانند و. این همه ثروت را فـدیه خـویش‌گـردانـند! همچنین روند قرآنی صحنه‌ای از آنـان را به تصویر می‌کشد.که‌کوشش می‌کنند خود را از دوزخ بیرون بکشند،،ولی بدین هدف نمی‌رسند و از این‌کار ناتوانند و در عذاب دردناک و سرمدی باقی می‌مانند.

این صحنه، صحنه مجسم و پدیداری است‌که دیدگاهها و جنشهای متوالی و پیاپی دارد. یکی از دیـدگاهها، دیدگاهي، است کـه در آن پـدیدار مـی‌گردند و هـمه چیزهای زمین و برابر آنها را به همراه خود آورده‌انـد. همه این دارائیهای کلان را نشان می‌دهند و پـیشنهـاد می‌کنندکه آنها را از ایشان بپذیرند و ازکیفرکفر و ناباوری معاف و رهایشان گردانند. کـافران در دیـدگاه دیگری دیده می‌شوند که نومیدانـه ایسـتاده‌انـد و بـه خـواست و امــیدی کـه داشـته‌انـد نـرسیده‌انـد. به درخواستهایشان پاسخی نداده‌اند، و به خواهشـهایشان توجهی ننموده‌اند. دیدگاه دیگری از ایشان چنین است که دارند به دوزخ درمی‌افتند . دیدگاه دیگری از آنان در حالی نموده می‌شودکه به تکاپو استاده‌اند و تلاش می‌ورزندکه هرگونه‌که شده است از دوزخ خویشتن را بیرون كشند و بیرون روند. دیدگاه دیگـری از ایشـان بدین شکل است که فرشتگان ایشان را وادار به ماندن در دوزخ می‌کنند. بدین هنگام پرده فرو می‌افتد و در آنجا برای همیشه ایشان را نگاه می‌دارند[6]!

در پایان این درس‌، حکم دزدی ذکر می‌گردد:

«وَالسَّارِقُ وَالسَّارِقَةُ فَاقْطَعُوا أَيْدِيَهُمَا جَزَاءً بِمَا كَسَبَا نَكَالا مِنَ اللَّهِ وَاللَّهُ عَزِيزٌ حَكِيمٌ فَمَنْ تَابَ مِنْ بَعْدِ ظُلْمِهِ وَأَصْلَحَ فَإِنَّ اللَّهَ يَتُوبُ عَلَيْهِ إِنَّ اللَّهَ غَفُورٌ رَحِيمٌ أَلَمْ تَعْلَمْ أَنَّ اللَّهَ لَهُ مُلْكُ السَّمَاوَاتِ وَالأرْضِ يُعَذِّبُ مَنْ يَشَاءُ وَيَغْفِرُ لِمَنْ يَشَاءُ وَاللَّهُ عَلَى كُلِّ شَيْءٍ قَدِيرٌ » ٠

دست مرد دزد و زن دزد را بـه کـیفر عملی که انـجام داده‌اند به عنوان یک مجازات الهی قطع کنید، و خداوند (‌بر کار خود) چیره (‌و در قانونگذاری خویش‌) حکـیم است (‌و برای هر جنایتی عقوبت مناسبی وضع می‏‎كند تا مانع پخش آن گردد)‌. اما کسی که پس از ارتکاب ستم (‌دزدی‌) پشیمان شود و (‌از دزدی‌) توبه کند و (‌با انجام اعمال نیکو و پس دادن اموال مسروقه یا قیمت آنها) به اصلاح (‌حال خود) پردازد، خداوند توبه او را می‌پذیرد، بی‏گمان خداوند بس آمـرزنده و مــهربان است‌. مگـر نمی‌دانی که سلطنت آسمانها و زمین (‌و هر چه در آنها است‌) از آن او است‌؟ هر کس را بخواهد (‌برابر حكـمت و رحمت خود) می‌بخشد. و خدا بر هر چیزی توانا است‌. 

جامعه اسلامی برای ساکنان سرزمین اسلامی - با هر عقیده و مرامی‌که دارند - چیزهای زیـادی را فـراهم می‌آورد و انگیزه‌های فراوانی را تـهیه می‏‎بیند تـا در پ