 است هـمه تـضمين‌ها را فزونی بخشید ... و این است نظام کامل عادلانه‌ای که واجب است از همه بلاها وگرفتاریها مصون و محفوظ گر دد.

هنگامی‏‎که چنین  شورشیان تباهکاری‌، از گمراهـی و تباهی خود برگردند، و به سبب اطلاع از پلشتی‌گناه و شدت‌کیفر، توبه‌کنند و به سوی خـدا برگردند و راه راست را در پیش بگیرند، بدانگاه‌که هنوز ازشوكت و قدرت خود خوردار باشند و دست دولت و حکومت یقه ایشان را نگرفته باشد و دستگیرشان نکرده بـاشد، هم‌گناه و هم‌کیفرشان پاک می‌گردد و هر دو با هم از اینـان ساقط می‌شود، و حاکم و رهبر نمی‌توانند نسبت بـدیشان کـاری کنند و به مـجازات و تنبیه انـان بپردازند، و در حساب وکتاب اخرت هم خداوند نسبت بدیشان غفور و رحیم خوا‌هد بود:

(إِلا الَّذِينَ تَابُوا -- مِنْ قَبْلِ أَنْ تَقْدِرُوا عَلَيْهِمْ-- فَاعْلَمُوا أَنَّ اللَّهَ غَفُورٌ رَحِيمٌ) ٠

مگر کسـانی (‌از ایـن محاربین با حکومت اسـلامی و راهزنان و مفسدانی‌) که پـیش از دست یـافتن شما بـر آنان از کرده خود پشـیمان شـوند و تـوبه کنند (‌کـه مـجازات مـذکور یـزدان از انـان سـلب‌، ولی حقوق مردمان بجای خود باقی می‌ماند)‌. چه بدانید که خداوند دارای مغفرت و رحمت فراوان است (‌و تـوبه‌کاران را می‌بخشد و بدیشان رحم می‌کند)‌.

فلسفه چشم پوشی ازگناه وکیفرشان در این وضـع و حالت‌، از دوجهـت معلوم و روشن است‌:

نخست‌: ارجگذاری توبه و برگشتشان‌، و معتبر دانستن آن - در حالی‌که هنوز آنان می‌توانند به تعدی و دست درازی اقدام کنند - دلیل صلاحيت و هـدایت بشمار ا‌سب‌.

دوم‌: دل و جرات بخشیدن بدانـان در توبه کـردن و برگشت نمودن از جـرم وگـناه‌، و افـزایش شوکت و قدرت حکومت اسلامی در جنگ با ایشان از ساده‌ترین و اسوده‌ترین راه‌.

برنامه اسلامی با سرشت انسانی از هر لحاظ همگامی و همراهی می‌کند، و همه احساسات و عواطف بشری، و تمام جوانب ر زوایای نفوذ به داخل دل ادمی را در نظرمی‌گیرد. اخر خدائی که این برنامه را برای مسلمانان پسـندیده است و بـدان خشـنود شـده است‌، خود از آفریدگار این سرشت است‌، و آگاه از راهها و جاده‌های ورود به ژرفای ان است‌، وکاملا می‌داند چه چیزی ان سرشت بشری را اصلاح می‌کند و چه چیزی برای ان شایسته و بایسته است‌.

(‌ألا یَعلَمُ ‌مَن خَلَقَ وَ هُوَ اللّطیفُ الخَبيـرُ؟‌ا )‌.

 مگر کسـی که (‌مـردمان را) مـی‌افریند (‌حـال و وضـع ایشان را) نمی‌داند، و حال این که او دقیق و باریک بين اگاهي است

 ----------------------------------------------------------------------------------------
به نقل ازکـتاب‌«‌التشریع الجنائی فی الاسلام مقارناً بالقانون الـوضعی‌« تالیف عبدالقادر عوده‌. (‌ملک / ١٤) 

برنامه الهی تنها مردمان را با قانون روبرو نمی‌سازد و نمی‌گیرد و بس‌. بلکه شـمشیرقانون را بـرمی‌کشد و آهیخته می‌دارد تا از مشاهده آن کسی به هراس افتد و ازگناه کرددکه جز شمشیر او را به هراس نمی‌اندازد و ازگناه باز نمی‌دارد. ولی نخستـين تکیه‌گـاه آن بـر تربیت دل‌، و استوار داشتن سـرشت‌، و رهـنمود روان است‌. البته برنامه الهی همگام و همراه با ایـن‌کـار، جامعه‌ای را بر پا و برجا می‌داردکه دانه‌های خـوبی و نیکی در آن رشد می‌کند و می‌بالد و پاک و پاکـیزه می‌گردد، و در آن بوته بدی و پلشتی پژمرده می‌گردد و پرپر می‌شود‌. این است که روند قرآنی هنوزکاملا از ترساندن و بیم دادن با مجازات وکـیفر نــمی‌پردازد و دست نمی‌کشد، راه خود را به سوی دلهـا و درونها و روانها در پیش می‌گیرد. در ژرفـای آنـها احسـاسات پرهیزگاری را به جوش و خروش می‌اندازد، و آنها را برمی‌انگیزدکه وسیله‌ای جستجوکنند تا بدان به سوی خدا و جهاد در راه او برای دستیابی به رستگاری روان گردند. و آنها را از سرانجام بــدکفر و خـدانشـناسی برحذر می‌دارد، و سرنوشت دنیای دیگرکافران را برای آنها به تصویر می‌کشد، تصویری‌که موجب هـراس و پند می‌گردد:

   يَا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا اتَّقُوا اللَّهَ وَابْتَغُوا إِلَيْهِ الْوَسِيلَةَ وَجَاهِدُوا فِي سَبِيلِهِ لَعَلَّكُمْ تُفْلِحُونَ 

   إِنَّ الَّذِينَ كَفَرُوا لَوْ أَنَّ لَهُمْ مَا فِي الأرْضِ جَمِيعًا وَمِثْلَهُ مَعَهُ لِيَفْتَدُوا بِهِ مِنْ عَذَابِ يَوْمِ الْقِيَامَةِ مَا             تقُبِّلَ مِنْهُمْ وَلَهُمْ عَذَابٌ أَلِيمٌ يُرِيدُونَ أَنْ يَخْرُجُوا مِنَ النَّارِ وَمَا هُمْ بِخَارِجِينَ مِنْهَا وَلَهُمْ عَذَابٌ مُقِيمٌ

ای مومنان از خدا بترسید (‌و از اوامر او اطاعت کنید و از نواهی او اجتناب ورزید) و برای تقرب به خدا وسیله بجوئید (‌که عبارت از طاعت و عبادت و اعمال شایسته و بـایسته است‌)‌، و در راه او جــهاد کـنید تـا این که رستگار شوید. بی‏گمان اگر همه آنچـه در زمـین است و همانتد آن‌، مال کافران باشد و (‌یکایک آنان در آخرت‌) آن را برای نجات حود از عذاب رور قیامت بپردازند و بخواهند خویشتن را بـدان بازخرید کنند، از ایشـان پذیرفته نمی‏گردد (‌و راهی برای نجاتشان وجود ندارد و) دارای عــذاب دردنـاکـی مـی‌باشند. آنـان پـیوسته مـی‌خواهـند اژ آتش دوزخ بـیرون بیایید، ولی ایشـان نمی‌توانند از آن پـبيرون بـیایند، و دارای عذاب دائـم و مستمرند.

این برنامه‌کامل یزدانی نفس  بشری را از هر سـو فـرا می‌گیرد و به ژرفای‌گوشه وکنار آن می‌خزد و هستی بشری را از درون مخاطب قرار می‌دهد و از همه نقاط داخلی‌، او را فریاد می‌داردکه بپا و خویشتن را رستگار نـما) تـارهای زنـده نـفس بشــری را لمس مـی‌کند و می‌نوازد و به طاعت و عبادتش می‌خواند و به سوی خوبیهایش می‌راند و ازگناهها و سـرکشیهایش باز و بدور می‌دارد. هدف ا‌صلی این برنامه آسمانی‌، درست و استوار نمودن نفس بشری‌، و بازداشتن آن از انحراف وکژراهه است‌. در این راستا، مجازات وکیفر تنها یکی ار وسائل و راههای بيشمار است‌. مجازات وکیفر هدف نیست‌، و یگانه وسیله هـم نیست‌.

این بخش در اینجا با داستان دو پسر آدم آغاز می‌گردد و با تمام الهامهائی‌که در بر دارد بـه پـیش می‌رود. آنگاه از عقوبت و مجازات سخن مـی‌رود، عقوبت و مجازاتی‌کـه دلهـا را به تکـان و لرزه مـی‌انـدازد، و هراسان و بیمناک می‌سازد. سپس مردمان را به ترس از خدا و داشتن تقوا و هـراس از عقاب یـزدان دعـوت می‌نماید. همراه با دن به پرهیزگاری و فراخواندن به هوشیاری و بیداری از خواب غفلت‌، عـقاب و عـذاب رعب‌انگیز و خوفناکی به تصـویر زده می‌شود:

يَا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا اتَّقُوا اللَّهَ 

ای مومنان‌! از خدا بترسید (‌و از اوامر او اطاعت کنید و از نواهی او اجتناب ورزید)‌.

هراس تنها باید از خدا باشد. چراکه فقط و فقط چنین هراسی سزاوار بزرگواری انسـان است‌. امّـا هـر ساز ‌شمشير و تازیانه‌، منزلت فرودینی است‌که نفسی جـز نفسـای فرومایه بدان نیازمند نیست‌. هراس از یزدان بسی‌. 