ی و نظام حکومتی‌ای‌که گروه مسلمانان در سایه آن از امن و امان برخوردار می‌گردند، وبه تلاش نیک وپویائی خوب خود سـرگرم می‌شوند، همه و همه همــسان امن و امان افـراد لازم و ضروری ا‌ست‌. بلکه از امن و امان افراد و ا‌شخاص نیز لازم‌ و ضروری‌ است‌. چراکه امن و امان افراد و اشخاص جز با امن و امان نظم عمومی و نظام حكو‌متی ممکن نمی‌گردد.گذشته از آن‌، حفاظت از این جامعه نمونه فاضل و والای جامعه‌ها، یعنی جامعه‌ای‌که در بر گیرنده هر نوع تضمینی برای زندگی و آرامش است‌، از همه چیز لازم‌تر و ضروری‌تر است‌. چراکه با بـودن و ماندن چنین جامعه فـاضله‌ای‌، مـردمان به فعالیتهای خوب و پسندیده خود می‌پردازند، و زندگی انسـانیت در سایه آن راه ترقی می‌پوید و اوج می‌گیرد و درخت حیات بشری رشد می‌کند و به بار مـی‌نشیند، و غنچه‌های خیر و فضیلت و رشد و تولید باز می‌شوند و می‌شکفند. این چنبن جامعه‌ای بویژه برای جملگي مردمان همه نوع تضمینی در همه زوایای زند‌گی به وفور تامین می‌کند، و در پیرامونش فضائی می‌پراکند که در آن دانه‌های خوبی و نیکی رشد و نموّ می‌کنند، و دانه‌های بدی و زشتی چروکیده می‌شوند و مي پژمرند. این چنین جامعه فاضله‌ای پیش از پرداختن به‌معالجه و مداوا، به حفاظت و مصونیّت می‌پردازد، و بعد از آن به معالجه و مداوای دردهائی می‌پردازد که ابـزارکار جلوگیری و سالم سازی از درمان آنها درمانده باشد. همچنین چنین جامعه‌ای‌، انگيزه و بهانه‌ای برای انسـان سالم بر جای نـمی‌گذارد تـا به سوی بدکرداری و زشتکاری بگراید و به تعدّی و دست درازی بپردازد... اگر با وجود همه این‌کارها، کسی امنیّت چنین جامعه‌ای را تهدید نماید، عنصر بدنهاد و ناپاکی است و لازم است ریشه‌کن و نابود شود، مگر ایـن‌کـه به سـوی هدایت برگردد و راه راستی و درستی را در پیش بگیرد و جویای خوبی و نیکی شود.

روند قرآنی در اینجاکیفر این عنصر نـاپاک را مـقرر می‌دارد. کیفری‌که در شریعت اسلامی حد حرّابه، یـعنی کیفر جنگجو نام دارد:

إِنَّمَا جَزَاءُ الَّذِينَ يُحَارِبُونَ اللَّهَ وَرَسُولَهُ وَيَسْعَوْنَ فِي الأرْضِ فَسَادًا أَنْ يُقَتَّلُوا أَوْ يُصَلَّبُوا أَوْ تُقَطَّعَ أَيْدِيهِمْ وَأَرْجُلُهُمْ مِنْ خِلافٍ أَوْ يُنْفَوْا مِنَ الأرْضِ... ذَلِكَ لَهُمْ خِزْيٌ فِي الدُّنْيَا وَلَهُمْ فِي الآخِرَةِ عَذَابٌ عَظِيمٌ إِلا الَّذِينَ تَابُوا مِنْ قَبْلِ أَنْ تَقْدِرُوا عَلَيْهِمْ فَاعْلَمُوا أَنَّ اللَّهَ غَفُورٌ رَحِيمٌ 

کیفر کسانی که (‌بر حکومت اسـلامی مـی‌شورند و بـر احکــام شـریعت مـی‌تازند، و بـدین وسـیله‌) بـا خدا و پیغمبرش می‏‎جنگند، و در روی زمین (‌با تهدید امنیت مــردم و سـلب حقوق انسـانها، مـثلا از راه راهـزنی و غارت کاروانها) دست به فساد مـی‌زنند، این است کـه (‌در برابر کشتن مردم‌) کشته شوند، یا (‌در برابر کشتن مردم و غصب اموال‌، تنها) دست و پای آنان در جـهت عکس یکدیگر بریده شود، و یا این کـه (‌در بـرابـر قطع طریق و تهدید، تنها) از جائی به جائی تبعید کردند و یا زندانی شوند. این رسوائی آنان در دنـیا است‌، و بـرای ایشان در آخرت مجازات بزرگی است‌. مگر کسانی (‌از ایـن مــحاربین بــا حکـومت اســلامی و راهـزنان و مفسدانی‌) که پیش از دست یافتن شما بر آنان از کرده خود پشیمان شوند و توبه کنند (‌که مجازات مذکور یزدان از آنان سلب‌، ولی حقوق مـردمان بـجای خود باقی می‌ماند)‌. چه بدانید کـه خداونـد دارای مـغفرت و رحـمت فـراوان است (‌و تـوبه‌کــاران را مـی‌بخشد و بدیشان رحم می‌کند)‌.

بزهی‌که این نصّ ‌کیفر آن را مشخّص می‌دارد، قیام و شورش بر ضد پیشوای مسلمانی است ‌که برابر شریعت خدا حکو‌مت و فرماندهی می‌کند. همچنین‌گردهمائی به شکل دسته و گروهی‌که بر سلطه و قدرت چنین پیشوائی فراهم آیند و سر به شورش بردارند، و ساکنان سرزمین اسلامی را به ترس و هراس انـدازنـد، و بـر ارواح و اموال و مقدّساتشان بتازند. بر خی از فقهاء شرط چنین کار پلشتی را این می‌دانندکه در بیرون از شهر و دور از دسترس سلطه و قدرت پـیشوا انـجام پذیرد. بعضی هم خودگردهـآئی چنین دسته وگروهی‌، و شروع بالقوّه آنان به تعدی و دست درازی نسبت به ساکنان سرزمین اسلامی‌،‌کافی است‌که نضّ را منطبق بر ایشان سازد، چه گردهمآئی و شورششان در داخـل شهر باشد و یا در خارج شهر. این نظریه به واقعیّت عملی نزدیکتر بوده و درخور اهتمام است‌.

این چنین شورشیانی‌که بر پیشوا و رهبری می‌شورند که برابر شـریعت خـدا فـرمان مـی‌رانـد و حکـومت می‌نماید، و بر ساکنان سرزمین اسـلامی دست درازی می‌آغازند، ساکنانی‌که شریعت یزدان را پابرجا و اجراء می‌نمایند

 - چنین ساکنانی مسلمان یا ذمّی و یا با عهد و پیمانی‌که باکشور اسلامی بسته‌اند تحت حفاظت و عـنایت مسلمانان باشند -‌تـنها با پـیشوا و رهبر نمی‌جنگند، و فقط با مردمان نـی‌رزمند، بلکه آنان با خدا و پیـغمبرش می‌جنگند و می‌رزمند! چون ایشان با شـریعت خدا می‏‎جنگند، و بر مردی دست درازی می‌آغازند که چنین شریعتی را پیاده و اجراء می‌نماید، و سرزمین اسلامیی را تهدید می‌کنندکه فرمانبردار این چنین شریعتی هسـتند و فراتر آن زندگی را سپری می‌کنند. از سوی دیگر، آنان چون با خدا و پیغمبرش، و با شریعت یزدان‌، و با ملّت فرمانبردار آن‌، و همچنین با سرزمینی می‌جنگدکه شریعت خدا را پـیاده و اجراء می‌سازد، ایشان در زمین در راه فساد و تباهی سعی و تلاش می‌ورزند... جرا كه تباهی و فسادی نـیست‌کـه زشت‌تر باشد از تلاش برای تعطیل‌کردن شریعت خدا، و به خوف و هراس انداختن سرزمینی‌که چنین شریعتی در آنجا پیاده و اجراء می‌گردد.

آنان با خدا و پیغمبرش می‌جنگند، هر چند که در حقیقت با گروه مسلمانان و با پیشوای ایشان می‌جنگند. آنـان قـطعاً با یـزدان سـبحان بـا اسـلحه و ادوات جنگی نمی‌جنگند، و پس از وفات پیغمبر (ص) نیز با خود او نمی‌جنگند، امّا جنگ ایشان جنگ با خدا و پـیغمبرش بشمار می‌آید، چون آنان با شریعت خـدا و پیغمبرش جنگ می‌نمایند، و باگروهی می‌رزمندکه به شریعت خدا و پیغمبرش تن در داده‌اند و خشنودگشته‌اند، و با سر زمینی به نـبرد مـی‌پردازنـدکـه شـریعت خـدا و پیغمبرش در آنجا پیاده و اجراء می‌گردد.

همـچین این نصّ قرآنـی بدین شکل موجود، دارای مفهوم دیگری انکه همچون مفهوم پیشین مشخص و ر‌وشن است‌. و آن این‌که تنها سلطه و قدرتی‌که حق دارد برابر فرمان خدا شورشیان و شورندگان بر خود را با چنین‌کیفرهای مـقرر و مـحض در شـریعت اسـلامی مواخذه وگرفتار سازد، عبارت است از سلطه و قدرتی که بر شریعت خدا و پیغمبرش پابرجا و استوار باشد، و چنين کیفرهائی را هم در سرزمین اسلامی فـرمانبردار شریعت خدا و پیغمبرش به مرحله اجراء درآورد. یعنی سلطه و قدرت دیگری‌که این صفات در او جمع ن