  به  وظیفۀ  خود  عمل ‌کند  و  برای  ایفاء  این  نقش  بزرگ  بپا  خیزد،  و  همچنین  آنچه  را  در  زمین  بر  عهده  می‏‎گیرد  و  بدا‌ن  دست  می‌یازد  و  می‌گوید  و  می‌کند  به  فرمان  خدا  و  برای  اطاعت  از  خدا  و  محض  رضای  خدا  باشد.
در  اینجا  است‌ که  خداوند  فرمان  خود  را  به  مرحلۀ  اجراء  درمی آورد  و  قضا  و  قدر  خویش  را  تنفیذ  می‌فرماید،  و  سخن  حق  و  خیر  و  صلاح  را  بالاتر  و  والاتر  می‏‎گرداند،  و  نتیجۀ  پیکار  و  مبارزه  و  مسابقه  را  نصیب  دست  نیروی  خیرخواه  سازنده  مـی‌کند.  نيروئی ‌که  مبارزه‌،  شریف‌ترین  و  بزرگو‌ارانه‌ترین  اندوختۀ  درونی  آن  را  به  جوشش  و جنبش  انداخته  است  و  آن  را  به  والاترین  درجۀ ‌کمالی  رسانده  است ‌که  در  زندگی  می‌تواند  بدان  برسد.
بدین  منوال ‌گروه  اندک  مؤمن  متّکی  به  خدا،  سرانجام  چیره  و  پیروز  می‌شود.  زیرا  این  دسته‌،  نـمایانگر  ارادۀ  برین  خدا،  در  دفع  فساد  از  زمین‌،  و  استقرار  صلاح  در  پهنۀ  حیات  است‌.  این ‌گروه ‌گزیده  به  خدا  رسیده‌،  از  آنجا که  مجسّم ‌کنندۀ  هدف  عالی  است‌،  شایستۀ  پیروزی  و  بهروزی  است‌.
*
سرانجام  پیرو  اخیر  داستان  بیان  می‌شود:
(تِلْكَ آيَاتُ اللَّهِ نَتْلُوهَا عَلَيْكَ بِالْحَقِّ وَإِنَّكَ لَمِنَ الْمُرْسَلِينَ) (٢٥٢)
اینها  آیه‌های  خداوند  است  که  آنها  را  به  حقّ  بر  تو  فرو  می‌خوانیم‌،  و  تو  از  زمرۀ  فرستادگان  (‌خداوند)  هستی‌. 
 اینها  آیه‌های  عالی  مقام  و  ژرف  پر  معنی  و  با  محتوائی  است  که  (‌آنها  را  بر  تو  فرو  می خوانیم‌)  این  خدای  سبحان  است‌ که  آنها  را  فرو  می‌خواند.  وقتی‌ که  انسان  این ‌کار  را  با  دیدۀ  تحقیق  بنگرد  و  دربارۀ  حقیقت  ژرف  هول‌انگیز  آن  به  تفکّر  بپردازد،  درمی‌یابد که  چنین  امری  چقدر  شگفت‌انگیز  و  عظیم  است‌...  (‌که  به  حق  آنها  را  بر  تو  فـرو  می‌خوانـیم‌)‌...  این  آیات  حامل  حقّ  و  در  برگیرندۀ  حق  هستند.  آنها  را  کسی  فرو  مـی‌خوانـد که  می تواند  حق  تلاوت  آنها  را  اداء‌ کند  و  بر  فرو  فرستادن  آنها  توانا  است‌،  و  همو  است‌ که  آنها  را  قانون  بندگان  کرده  است‌.  این  حق‌ّ،  جز  خدای  سبحان  را  نسزد.  چه  هر  کس  برنامه‌ای  برای  بندگان  وضع ‌کند که  جـدا  از  آن  برنامه‌ای  باشد که  خدا  وضـع  فرموده  است‌،  بیگمان  متجاوز به  حریم  حقّ  و  خدا،  و  ستمگر  به  خود  و  بندگان  است  و مدّعی  چیزی  است ‌که  خارج  از حوزۀ قدرت  و  تملّک  او  است‌،  و  ناحق  و  باطلگرا  است  و  شایستۀ  آن  نیست ‌که  از  او  پیروی ‌گردد.  بلکه  باید  تنها  از  فرمان  خدا‌وند  و  فرمان‌ کسی  پـیروی  شود که  رهنمون  به  رهنمود  خدا  باشد  و  بس.
(وَإِنَّكَ لَمِنَ الْمُرْسَلِينَ) 
تو  از  زمرۀ  فرستادگان  (‌خداوند)  هستی‌.
از  آنجا که  تو  از  زمرۀ  فرستادگانی‌،  این  آیه  را  بر  تو  فرو  می‌خوانیم  و  تو  را  با  تجارب  جمیع  بشریّت  در  همۀ  اعصار  و  قرون  خود  آشنا  می‌نمائیم  و  آموخته‌های  ایشان  و  آزموده‌های  قافلۀ  ایمانی  در  تمام  مراحلی ‌که  پیموده  است‌،  زاد  و  توشۀ  تو  می‌گردانیم‌،  و  ترکۀ  همۀ  پیغمبران  را  میراث  تو  می‌سازیم‌.
*
بدین  تـرتیب  ایـن  درس  ارزشمند  و  لبریز  از  توشۀ  تجارب‌،  اتمام  می‌پذیرد،  و  در  اینجا  این  جزء  هم  به  پایان  می رسد.  جزئی‌ که‌ گروه  مؤمنان  را  در  جولانگاهها  و گذرگاهها  و  دیدگاههای  گوناگون  به  گشت  و  گذار  واداشت  و  به  سیر  و  سیاحت  برد،  تا  ایشان  را  پـرورش  کند  و  برای  نقش  بزرگی  آماده  سازد که  خداوند  آن  را  برایشان  در  زمین  مقدّر  و  معیّن  فرموده  است‌،  و  آنان  را  قـيّم  و  سرپرست  آن ‌کـرده  است‌،  و  همو  است‌ که  مسلمانان  را  ملّت  معتدل  و  میانه‌ای  نموده  است‌،  و  آنان  تا  آخر  زمان  با  این  برنامه  خدائی‌،  مردمان  را  راه  می‏‎برند  و  ایشان  را  به  سوی  الله  رهنمون  می‌شوند.
پایان  جزء  دوّ‌م
--------------------------------------------------------------------------------
[1] ‌مراجعه  شود  به‌:  (‌تصویر  هنری  در قرآن‌)  فصل:  قصه  در قرآن.جزء سوم
سوره بقره آيات 286-253 و سوره آل عمران تا آيه 92
رهنمودهاي جزء سوم

بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمَنِ الرَّحِيمِ 
جزء سوم‌، ازدو بخش تشكيل شده است‌: بخش يكم‌، ماندۀ سورۀ بقره است‌ كه دو جزء نخستين را فرا گرفته است‌. و بخش دوم‌، اوايل سورۀ آل‌عمران را دربردارد. به ‌هنگام بررسي‌ سورۀ ‌آل عمران -‌به خواست خدا - سخن از بخش دوم مي‌رود.
ماندۀ سورۀ بقره در موضوع اصلي بر همان روالي است كه در سرآغاز جزء اول شرح داده‌ايم‌، و همان چيزي را دنبال مي‌نمايد كه پيوسته در سياق سوره تا پايان جزء د‌وم به بررسي آن پرداخته‌ا‌يم‌، ‌كه عبارت از آماده ساختن ‌گروه با ايماني در مدينه است تا به پاخيزد و مشكلات ملّت اسلامي را بر دوش‌ گيرد و عهده‌دار انجام وظايف دشوا‌ر و فرا‌واني شود كه با جهان‌بيني صحيح ايماني براي اداي چنين امانت سنگيني آماده گشته است‌، و از تجارب ملّتهاي مؤمن در طول رسالتهاي ‌گذشته توشه برداشته است‌، و زاد راه و همچنين لغزشگاهها و پرتگاههاي مسير را شناخته است‌، و از مكر و كيد دشمنان خويش‌ كه دشمنان خدا و دشمنان حق و دشمنان ايمانند، خود را بر حذر نموده تا در همۀ منازل و مراحل راه‌، از آنان غافل نبوده و اعمال ايشان را زير نظر داشته باشد.
ا‌ين آمادگي با همۀ وسائل و ا‌بزارش و با همۀ زاد و توشه و آزموده‌ها و آموخته‌هايش و با همۀ اهداف و مقاصدي كه دارد، همان چيزي است‌ كه قرآن‌كريم به دليل نسل نخستين‌، نسلهاي‌ گروه مؤمنان را در همۀ ازمنه و ادوار و قرون و اعصار با آن پرورش و آموزش مي‌دهد. اين آمادگي‌، همان برنامه ثابت و روشني و پابرجائي است‌ كه براي ايجاد گروه مؤمنان و براي فراهم ساختن زمينۀ پيشوائي جنبش اسلامي در هر نسلي پديد آمده است‌. از اينجا است‌ كه قرآن با درگيري اين ويژگي‌، ابزار زنده و جنبنده و سازنده‌، و قانون فراگير و كاري در هر وقت و زماني است‌، و بلكه بالاتر از آن‌، قرآن رهبر رُشد يافته‌اي براي هر كسي است‌ كه بخواهد در هر موقعيت و در هرگامي و در هر نسلي از آن رهنمود و اندرز گيرد و در پرتو ارشادش هدايت جويد و راه سعادت پويد.
*
اين مانده بعد از سخن پروردگار به پيغمبرش صَلَّي اللهُ عَلَيْهِ وَاله وَ سَلَّمَ ‌در پايان جزء دوم سوره مي‌آيد:
(تِلْكَ آيَاتُ اللَّهِ نَتْلُوهَا عَلَيْكَ بِالْحَقِّ وَإِنَّكَ لَمِنَ الْمُرْسَلِينَ (٢٥٢)). 
اين ‌آيه‌هاي ‌‌خداوند است‌ كه ‌آنها را به حق ‌بر تو مي‌خوانيم‌. و تو از زمرۀ فرستادگاني‌.
اين آيه پيرو قصّۀ‌ گروه سران (‌بني‌اسرائيل - از موسي است ‌كه به پيغمبري از آن خود گفتند: شاهي را برايمان برگزين تا (‌در پرتو راهنمائي او) در راه خدا جنگ‌كنيم‌)‌... و پيرو داستاني است‌ كه در آخر آن آمده است‌: (‌و داود جالوت را كُشت‌، و خداوند حكومت و حكمت را بدو داد، و ا