ی را مقرر می‌د‌ارد که جانبداری نمی‌کند و بــیخود و بی‏حساب دوست نمی‌دارد، و حتی چنین ادعـائی را هم باطل اعلان می‌نماید:

   (فَلِمَ يُعَذِّبُكُمْ بِذُنُوبِكُمْ بَلْ أَنْتُمْ بَشَرٌ مِمَّنْ خَلَقَ يَغْفِرُ لِمَنْ يَشَاءُ وَيُعَذِّبُ مَنْ يَشَاءُ)

بگو: پس چرا شما را در برابر گناهانتان عذاب می‌دهد؟ بلکه شما انسانهائی همچون سائر انسانهائی هستید که خدا آنان را آفریده است‌. خداوند هر که را بـخواهد می‌بخشد و هر كه را بخواهد عذاب می‌دهد.

بدین وسیله قرآن حقیقت قاطعانه‌ای را در باره عقیده ا‌یمانی بیان میدارد. پوچی ادعای فرزندی را ذکر مينماید. همه کسـانی را که پسـر خدا می‌دانـند، انسانهائی از آفریدگان خدایند. قرآن همچنین دادگـری خدا را بیان می‌د‌ارد، و بـخشودن و شکنجه دادن را بـر اصل واحدی مبتنی می‌سازد، اصلی‌که اعلام می‌دارد که مشیت خدا مغفرت را به اسباب و عللی‌، و عذاب را به اسباب و علل دیگری منوط و مربـوط می‌کند. دیگر هیچیک از بخشودن و شکنجه دادن به سبب فرزندی یا پیوند شخصی نیست‌.

سپـس مکرر می‌نمایدکه خدا مالک همه چیز است‌، و سرنوشت هر چیزی و سرانجام هر چيری بدو مربوط و به سوی او برمی‌گردد:
(وَلِلَّهِ مُلْكُ السَّمَاوَاتِ وَالأرْضِ وَمَا بَيْنَهُمَا وَإِلَيْهِ الْمَصِيرُ )

سـلطنت آسمانها و زمـین و آنـچــه میان آن دو است متعلق به خدا است (و همه چیز از آن او است‌) و برگشت (‌همگان‌) به سوی او است (‌و به حساب و کتاب هر کسـی رسیدگی می‌کند)‌.

مـالک جدای از مملوک است‌. ذات یـزدان سبحان منحصر به فرد است‌. مشیت او منـحصر به فرد است‌. هـمگان‌به سوی یزدان‌برمی‌گردند.

*
این بیان پایان می‏‎گیرد با تکرار ندائی‌که رو به اهل کتاب می‌کند و حجت و معذرت ایشـان را پـایان می‏بخشد و آنان را جلو «‌سرنوشت و سرانجام‌کار» رو در رو نگاه می‌دارد، بدون‌کمترین ابهام و عذر و بهانه و پیچیدگی‌:

 (يَا أَهْلَ الْكِتَابِ قَدْ جَاءَكُمْ رَسُولُنَا يُبَيِّنُ لَكُمْ عَلَى فَتْرَةٍ مِنَ الرُّسُلِ أَنْ تَقُولُوا مَا جَاءَنَا مِنْ بَشِيرٍ وَلا نَذِيرٍ فَقَدْ جَاءَكُمْ بَشِيرٌ وَنَذِيرٌ وَاللَّهُ عَلَى كُلِّ شَيْءٍ قَدِيرٌ) 

ای اهل کتاب! پیغمبر ما (‌محمّد) به سوی شما امده است وبه دنبال انقطاع مدت زمانی که میان‌پیغمبران بوده است‌، (‌حقائق را دیگر باره‌) بیان می‌کند تا ایـن که (‌در روز رستاخیز) نگوئید: مژده دهنده و بیم دهنده‌ای (‌از پپغمبران‌) به سوی ما نیامده است (‌تا فرمان خدا را بـه ما برسانند. هم اینک پیغمبر) مژده دهنده و بیم دهنده‌ای (‌محمّد نام‌) به سوی شما امده است (‌و عذری برای شما نمانده است‌)‌. و خداوند بر همه چیز توانا است‌.

با این رویاروئی قاطعانه‌، برای جملگی اهل‌کـتاب هیچگونه حجت و برهانی نـمی‌ماند. اصـلا حجت و برهانی نخواهند داشت در این‌که بگو‌یند ایـن پیغمبر امّی به سوی ایشان روانه نشده است‌. چراکه یزدان سبحان می‌فرماید:

(يَا أَهْلَ الْكِتَابِ قَدْ جَاءَكُمْ)

ای اهل کتاب‌ پیغمبر ما (‌مـحمّد) بـه سـوی شما آمـده است‌.

حجت و برهانی برای اهل‌کتاب نمی‌ماند در این‌کـه بگویند: بیدار باشی و هوشیار باشی بدیشان داده نشده است‌، و در فاصله زمانی بسیار طولانی بدانان مژده‌ای و بیمی نرسیده است و تشویق وتنبیهی در میان نبوده است‌. در فـاصله زمانی بسیار درازی‌که موجب فراموشی می‏‎گردد وکژروی و انحراف در آن روی می‌دهد ... هم اینک بطور قطع پیغمبر مژده‌رسان و بیم دهنده‌ای به سویشان آمده است ودیگر حجت و برهان و عذر و بهانه‌ای برایشان نمانده است‌.

سپس قرآن به یادشان می‌اندازد که چیزی یزدان جهان را درمانده و ناتوان نمی‌سازد. چیزی او را درمانده و ناتوان نمی‌سازد از این‌که پیغمبری را از میان امّـیان برگزیند و روانه نماید. و چیزی او را درمانده و ناتوان نمی‌سازد از این‌که اهل‌کتاب را به‌گناه چیزی‌که می‌کنند مورد مواخذه قراردهد وبه سزا و جزایشـان برساند:
(وَاللَّهُ عَلَى كُلِّ شَيْءٍ قَدِيرٌ) .
خداوند بر همه چیز توانا است‌.

این چرخش وگرد‌ش با اهل‌کتاب پـایان می‌پذیرد. چرخش وگردشی‌که‌کژ راهه‌ها وکجرویها و انحرافهای ایشان را از آئین راستین خدا نشان مـی‌دهد و هویدا می‌گرداند. آئین راستینی که‌ درگذشته‌ها پیغمبرانشـان آن را برایشان آورده‌اند و بدیشان ارمغان داشته‌اند. این چرخش وگردش هـمچنین از یک سو حـقیقت اعتقادی را مقرر و مشـخص می‌داردکه آن را برای مومنان می‌پسندد و از ایشان می‌پذیرد، و از دیگر سو حجت و برهان اهل‌کتاب را در موضعگیریشان در برابر پیغمبر امّی (ص) باطل و پـوچ می‏‎گرداند، و راه معذرت خواهی و عذرتـقصیر در روز سزا و جزا را بر ایشان می‌بندد.
با وجود همه ایـنها آنـان را از یک سو به هدایت می‌خواند، و از دیگر سو تاثیر کید و مکرشان را درباره گروه مسلمانان‌، ضعیف می‌گرداند، و راه را به سوی صراط مستقیم‌، برای‌گروه مسلمانان نورانی و روشـن می‌نماید.
*
در پایان درس‌، رونـد قرآنی می‌رسد به واپسین موضعگیری بنی‏اسرائیل در برابر پیغمبرشان و رهـائی بخششان موسی (ع) برآستانه سرزمین مقدسي ‌که خدا وعده آن را بدیشان داده بود. همچنین موضعگری ایشان را نسبت به پیمانی‌که پروردگارشان با ایشـان بسته بود، ذکر می‌نماید و بیان می‌فرمایدکه چگونه آن را شکستند و چگونه سزا و جزای پـیمان‌شکنی پـیمان محکم و استوارشان را دیدند:
وَإِذْ قَالَ مُوسَى لِقَوْمِهِ يَا قَوْمِ اذْكُرُوا نِعْمَةَ اللَّهِ عَلَيْكُمْ إِذْ جَعَلَ فِيكُمْ أَنْبِيَاءَ وَجَعَلَكُمْ مُلُوكًا وَآتَاكُمْ مَا لَمْ يُؤْتِ أَحَدًا مِنَ الْعَالَمِينَ (٢٠)
يَا قَوْمِ ادْخُلُوا الأرْضَ الْمُقَدَّسَةَ الَّتِي كَتَبَ اللَّهُ لَكُمْ وَلا تَرْتَدُّوا عَلَى أَدْبَارِكُمْ فَتَنْقَلِبُوا خَاسِرِينَ (٢١)
قَالُوا يَا مُوسَى إِنَّ فِيهَا قَوْمًا جَبَّارِينَ وَإِنَّا لَنْ نَدْخُلَهَا حَتَّى يَخْرُجُوا مِنْهَا فَإِنْ يَخْرُجُوا مِنْهَا فَإِنَّا دَاخِلُونَ (٢٢)
قَالَ رَجُلانِ مِنَ الَّذِينَ يَخَافُونَ أَنْعَمَ اللَّهُ عَلَيْهِمَا ادْخُلُوا عَلَيْهِمُ الْبَابَ فَإِذَا دَخَلْتُمُوهُ فَإِنَّكُمْ غَالِبُونَ وَعَلَى اللَّهِ فَتَوَكَّلُوا إِنْ كُنْتُمْ مُؤْمِنِينَ (٢٣)
قَالُوا يَا مُوسَى إِنَّا لَنْ نَدْخُلَهَا أَبَدًا مَا دَامُوا فِيهَا فَاذْهَبْ أَنْتَ وَرَبُّكَ فَقَاتِلا إِنَّا هَا هُنَا (٢٤)
قَالَ رَبِّ إِنِّي لا أَمْلِكُ إِلا نَفْسِي وَأَخِي فَافْرُقْ بَيْنَنَا وَبَيْنَ الْقَوْمِ الْفَاسِقِينَ (٢٥)
قَالَ فَإِنَّهَا مُحَرَّمَةٌ عَلَيْهِمْ أَرْبَعِينَ سَنَةً يَتِيهُونَ فِي الأرْضِ فَلا تَأْسَ عَلَى الْقَوْمِ الْفَاسِقِينَ (٢٦)

 (‌به یاد آورید) هنگامی را که موسی به قوم خود گفت‌: ای قوم من‌! نعمت خدا را بر خود مت