د. آنان نه تنها در این برهه از زمان چنین بودند و چنین‌کردند، بلکه خیانت در سراسر تاریخ اسلامی پیشه ایشان بوده است‌. هر چندکه جامعه اسلامی تنها جامعه‌ای بوده است‌که آنان را پناه داده است و در آغوش خودگرفته است وشکنجه وآزار نسبت بدیشان روا نديده است و مصون و محفوظشان داشته است‌. زیبا و پسندیده با ایشان رفتارکرده است‌، و در داخل جامعه اسلامی‌، رفاه و آسایش و آرامش ایشان را ممکن ساخته است‌. امّـا آنان همیشه‌، همانگو‌نه‌که در عصر پیغمبر (ص)رفتار می‌کردند،‌گژدمها و مارها و روباهها وگرگهائی بوده‌اند و بدون‌کمترین سستی‌، مکر وکید به دل‌گرفته‌اند و در اندیشه خیانت‌کردن بوده‌اند و به نیرنگ نشسـته‌انـد. هرگاه قدرت ظاهری و پوشالیشان انان را به تنبیه و گوشمالی مسلمانان برانگیخته است و وادا‌رکرده است‌، و نیازمند رساندن بلا و مصیبت به مومنان بوده‌اند، بر سر راه مسلمانان دامها گسترده‌اند، وکمینگاهها برا‌ی شکارشان ترتیب داده‌اند، و با همه دشمنان مومنان به توطئه و دسیسه بازی نشسته‌اند و متحد شده‌انـد، و چشم به راه فرصت تاخت و تـازگشته‌اند تـا در ان شـاهین‌وار و عـقاب سـان بر آنان سـنگين دلانـه و ستمگرانه فرود آیند و بدون رعایت هیچگو‌نه عـهد و پیمانی‌کارشان را بسازند و یکسره نمایند. بیشترشان این چنین بوده‌اند و بدین‌کژ راهه پای نهاده‌اند و آن را سپری‌کرده‌اند، همانگونه‌که یزدان سبحان درکتاب خود قرآن‌، از ایشان سخن‌گفته است و خویهای پلیدشان را بر شمرده است‌. همچنین درکتاب آسمانی جاودانه‌اش‌، ما را از سرشت‌کجروشان باخبر فرموده است و به ما خبر داده است‌که از دیرباز عهدشکنی آنـان با خد‌ا، خمیرمایه چنین خـویهای زشت و پلشت ایشـان‌گشـته است و به همچون قالبی ریخته است‌.

تعبیر ویژه قرآنی درباره واقعیت حال یهودیان با فرستاده خدای سبحان (ص) در مـدینه‌، تعبیر بس لطیف و ظریفی است‌:

(وَلا تَزالُ تَطّلعُ عَلي' خائنَةٍ مّنهُم الّا قَليلاً مِنهُم ) 

تو همیشه می‌توانی خیانتی (‌تازه‌) از آنان بـبینی‌، مکـر عدة کمی از ایشان‌.

کردار خائنانه‌، و نیت خائنانه‌، و نگاه خائنانه را ببینی. نص قرآنی همه این خیانتها را با حذف موصوف وذکر صفت در یک واژه‌: «‌خیانت‌» جمع می‌آورد، تا خیانت 

لخت و تنها بر جای ماند و فـضا را فراگیرد و سایه خود را تک و تنها بر همه این مردمان بیندازد. بنیاد سرشت ایشان این بود، و اصل موضعگیری ایشـان در برابر پیغمبر (ص) در مقابل‌گروه مسلمانان این چنین بود. این قرآن‌، معلم این ملت‌، و راهنـما و راهبر و دیدبان و ساربان آنان در طول راه است‌. قرآن بـرای ایـن ملت‌، پرده از حال دشمنان ایشان به‌کنار می‌زند، و سرشتشان را می‌نمایاند، و تاریخشان را با هدایت یزدان در طول روزگارا‌ن نشان می‌دهد.

اگر همیشه این ملت مسلمان با قرآن خود مشورت‌کند و از آن رهنمون طلبد، و به رهنمودها و راهنمابیهای قـرآن‌گـوش فـرا دهــد، و قوا‌نین و مقررات و دستورالعـملهای آن را در زنـدگی خود بکار بـندد، هـیچوقت و در هـیچ دوره و زمـانی‌، دشمنانشان نمی‌توانند بر آنـان چیره‌گـردند و بدیشان لطـمه‌ای برسانند. امّا هر زمان‌که اين ملت مسلمان‌، پیمانشان را با پروردگارشان شکسته‌اند و به عهد خـود با خـدای خویش وفا نکرده‌اند، و هرزمان‌که به تـرک قرآن گفته‌اند و آن را از متن زنـدگی بدور انـداخته‌انـد، بدیشان آن رسیده است‌که رسیده است و بر سرشان آن آمده است‌که آمده است‌ا هر چندکه در همان حال از قرآن نغمه‌های دلنـواز و زمزمه‌های شادی آفرین ساخته‌اند، و دعاها و تعو‌یذها و افسونها ترتیب داده‌اند! یزدان سبحان بـرای ملت مسلمان‌، چیزهائی را روایت می‌فرمایدکه‌گریبانگیر بنی‏اسرائیل شده است‌، از قبیل‌: لعن و طرد و سنگین دلی وتحریف سخنان از معانی و موارد اصلی خود، بدان هنگام‌که پـیمانشان را بــا خدایشان شکسته‌اند و به عـهدشان وفا نکرده‌انـد. روایت این رخدادها و بلاها برای ان است‌که ملت مسلمان بپرهیزد از این‌که پیمان خود را با پروردگارش بشکند و به عهد خود وفا نکند.

زیرا اگر پیمان‌شکنی و خلاف وعده‌کند، بدو هـمان می‌رسدکه‌گریبانگیر هر فرد پیمان‌شکـی و بد عهدی و خلاف وعدی می‌گردد ... این است هنگامی‌که مـلت دیده است و مسلمان از این بیدار باش و هشیار باش غافل‌گشته است‌، و در راهی‌گام برداشته است‌که بیراهه بوده است‌، یزدان جهان از او رهبری انسانها را بازپس‌گرفته است‌، و بدین شیوه‌که دیده می‌شود از قافله عقب مانده است و دنباله‌رو بوده است و در پس‌کاروان راه افتاده است‌، تا آن زمان‌که به سوی پروردگارش برگشته است‌، و به پیمان خود چنگ زده است و به عهدش وفا نموده است و برابر عـقد قرارداد رفتارکرده است‌. در این صورت خدا نیز به عهد خود وفا فرموده است‌که استقرار این ملت در زمین و سپردن زمام رهبری و پیشوائی به پیروان این آئین است وگواه نمودن ایشان بر مردمان است‌. اگر هم این ملت چنین نکند و چنان نرود، بدینگونه‌که هست دنباله‌رو قافله می‌ماند، و این وعده خدا است‌، و خدا بر خلاف وعده خود عمل نمی‌کند.

رهنمود یزدان به پیغمبر خود (ص)در آن زمان‌که این آیه نازل شده است چنین بو‌ده است‌:  .

( فَاعفُ عَنهُم ‌و اصفَح‌، إن‌الله يُحُبّ المُحِـسنيـن ) . 

از آنــان درگذر و (‌بـدسگالیها و دوروئیهایشان را) نادیده بگیر، که خداوند نیکوکاران را دوست می‌دارد. 

 درگذشتن از زشتیهایشان احسان و نیکی است‌. صرف نظرکردن از خیانتشان هم احسان و نیکی است‌.

امّا زمانی فرا رسیدکه جائی برای عفوکردن و صرف نظر نمودن نماند. این بود‌که خدا به پیغـمـبرخود (ص) دستور دادکه ایشان را از مدینه براند و دورگردانـد. بعدها دسـتور صادر فرمودکه آنان را از همه جزیرة‌العرب تبعید نماید، و فرمان اجراء‌گردید.

*
همچنین یزدان جـهان برای پیغـمبرش (ص) و برای گروه مسلمانان روایت می‌فرمایدکه او ازکسانی پیمـان گرفت‌که در مـیان اهـل‌کتاب خویشتن را مسیحی می‌نامند. امّا آنان نیز پیمانشان را شکسته‌اند و سزای این پیمان شکی را دیده‌اند:

وَمِنَ الَّذِينَ قَالُوا إِنَّا نَصَارَى أَخَذْنَا مِيثَاقَهُمْ فَنَسُوا حَظًّا مِمَّا ذُكِّرُوا بِهِ فَأَغْرَيْنَا بَيْنَهُمُ الْعَدَاوَةَ وَالْبَغْضَاءَ إِلَى يَوْمِ الْقِيَامَةِ وَسَوْفَ يُنَبِّئُهُمُ اللَّهُ بِمَا كَانُوا يَصْنَعُونَ 

از کسانی که مـی‌گویند: مـا مسـیحی هسـتیم (‌و ادعـاء دارند که یاران مسیح می‌باشند نیز) پیمان گرفتیم (‌کـه به انجیل عمل کنند و خدای را بـه یگانگی بستایید و محمد را پیغمبر واپسین بدانند) امّا آنـان قسـمت قـابل ملاحظه‌ای از آنچه بدانان تذکر داده شده بود به دست فراموشی سپردند؛ لذا بـه پـاداش آن تـا دامنه قیامت‌، میان (‌گروههای مختلـف‌) ایشان کینه و دشمنی افکندیم (‌و تا