قُلُوبَهُمْ قَاسِيَةً يُحَرِّفُونَ الْكَلِمَ عَنْ مَوَاضِعِهِ وَنَسُوا حَظًّا مِمَّا ذُكِّرُوا بِهِ وَلا تَزَالُ تَطَّلِعُ عَلَى خَائِنَةٍ مِنْهُمْ إِلا قَلِيلا مِنْهُمْ فَاعْفُ عَنْهُمْ وَاصْفَحْ إِنَّ اللَّهَ يُحِبُّ الْمُحْسِنِينَ)

بی‏گمان خداوند از بنی‌اسرائیل پـیمان گرفت و دوازده رهبر برای انان تعیین کرد و بدیشان گفت‌: من با شمایم (‌و یاری و مـددتان مـی‌نمایم‌) اگر نـماز را بگـزاریـد و زکات مال بدر کنید و به پیغمبرانم ایمان بیاورید و (‌بـا انفاق دارائی در راه خدا، از جمله کمک به نیازمندان‌) به خدا قرض نیکوئی دهید. (‌با انجام همه اینها) از گناهان شما چشـم‌پوشی مـی‌نمایم و شـما را به بـاغهائی (‌از بهشت‌) وارد می‌گردانم که رودبارها از زیر (‌درختان‌) آنها جاری است‌. امّا کسی که ازشما کافر شود (‌ونقض عهد کند) راه راست را گم کرده است (‌و منحرف گشته است‌)‌. امّا به سبب پیمان ‌شکنی ایشــان‌، انـان را نفرین کردیم و از رحمت خود محروم داشتیم و دلهایشان را سخـت نـمودیم (‌بگـونه‌ای که دلیـل و انـدرز بـدان راه نمی‌یافت‌)‌. آنان سخنان را تحریف و بخش فراوانی از آنچه (‌در تورات بود و) بدیشان تـذکر داده شده بود، ترک کردند. (‌این خوی پلید هنوز هـم در چنین قومی وجود دارد و تو) همیشه مـی‌توانـی خیانتی (‌تـازه‌) از آنان ببییی‌، مگر عدّه کمی از ایشـان (‌که بـه تـو ایـمان آورده‌اند و خیانت پـيشه نیستند)‌. پس از آنان درگذر و (‌بـدسگالیها و دوروئـیهایشان را) نــادیده بگیر، که خداوند نیکوکاران را دوست می‌دارد.

وَمِنَ الَّذِينَ قَالُوا إِنَّا نَصَارَى أَخَذْنَا مِيثَاقَهُمْ فَنَسُوا حَظًّا مِمَّا ذُكِّرُوا بِهِ فَأَغْرَيْنَا بَيْنَهُمُ الْعَدَاوَةَ وَالْبَغْضَاءَ إِلَى يَوْمِ الْقِيَامَةِ وَسَوْفَ يُنَبِّئُهُمُ اللَّهُ بِمَا كَانُوا يَصْنَعُونَ (١٤)

ازکسانی که می‌گویید ما مسیحی هستیم (‌وادعاء دارند که یاران مسیح مـی‌باشند نـیز) پـیمان گرفتیم (‌کـه بـه انجیل عمل کنند و خدای را به یگانگی بستایند و مـحمّد را پـیغمبر واپســین بـدانــند) امّـا آنـان قسـمت قـابل ملاحظه‌ای از آنچه بدانان تذکّر داده شده بود به دست فراموشی سپردند. لذا بـه پـاداش آن تـا دامنه قیامت‌، میان (‌گروههای مختلف‌) ایشان کینه و دشمنی افکندیم (‌و تا روز رستاخیز پیوسته فرقه‌های مسیحی همدیگر را کافر و ملعون می‌نامند و یکدیگر را دشمن می‌دارند) و خداوند (‌در آن روز) ایشان را از آنچه کرده‌اند آگاه خواهد ساخت (‌و پاداش اعمالشان را خواهد داد)‌.

پیمان یزدان با بنی‏اسرائیل پیمان دو طرفه بود. پیمانی بود متضمّن شرط و جزاء‌. اصل قرآن‌، مـتن پـیمان و شرط و جزای آن راثبت وضط فرموده است‌، وآن را به دنبال ذکر عقد پیمان و شرائط عقد آن‌، بیان داشـته است‌... پیمانی بود با سرداران دوازده گانه بنی‏اسرائیل، آن‌کسانی‌که جنبه نمایندگی فروع خانواده یعقوب -‌که همان اسرائیل است - داشتند، و نوادگان یعقوب بودند، و دوازده نوه بودند ... این هم متن پیمان است‌:

وَقَالَ اللَّهُ إِنِّي مَعَكُمْ لَئِنْ أَقَمْتُمُ الصَّلاةَ وَآتَيْتُمُ الزَّكَاةَ وَآمَنْتُمْ بِرُسُلِي وَعَزَّرْتُمُوهُمْ وَأَقْرَضْتُمُ اللَّهَ قَرْضًا حَسَنًا لأكَفِّرَنَّ عَنْكُمْ سَيِّئَاتِكُمْ وَلأدْخِلَنَّكُمْ جَنَّاتٍ تَجْرِي مِنْ تَحْتِهَا الأنْهَارُ فَمَنْ كَفَرَ بَعْدَ ذَلِكَ مِنْكُمْ فَقَدْ ضَلَّ سَوَاءَ السَّبِيلِ (١٢)

گفت‌: من با شمایم (‌و یاری و مددتان می‌نمایم‌) اگر نماز را بگزارید و زکات مال بدر کنید و به پیغمبرانم ایمان بیاورید و (‌با انفاق دارائی در راه خیر، از جمله کمک به نیازمندان‌) به خدا قرض نیکوئی دهید. (‌بـا انـجام همه اینها) از گناهان شما چشـم‌پوشی می‌نمایم و شما را بـه باغهائی (‌از بهشت‌) وارد می‌گردانم كه رودبارها از زیر (‌درختان‌) آنها جاری است‌. اما کسی کـه از شـما کافر شود (‌و نقض عهد کند) راه راست را گم کرده است (‌و منحرف گشته است‌)‌.

«‌ان‌معکم » من ‌با شمایم‌. 

 این وعده بـزرگـی است. چرا که‌کسی‌که خدا با او باشد، هیچ چیزی ضد او نیست‌. اگر هم چیزی وکسی ضد او باشد،‌گرد و غباری در هوا است و در حقیقت نه وجودی دارد و نه تاثیری‌.کسي که خدا با او باشد، هرگز راه خود راگم نمی‌کند. زیـرا همراهی یزدان سبحان او را رهنمون می‌فرماید و او را بسنده است‌.کسی‌که خدا با او بـاشد، نه پـریشان می‌گردد و نه بدبخت می‌شود. چه نزدیکی او به خدا، بدو اطـمینان و آرامـش می‏بخشد و خوشبخت و سعادتمندش می‌سازد ... خلاصه‌، کسی که خدا با او باشد، تضمین می‌گردد، و او به خدا رسیده است‌، و بیش از این مقام بزرگ، مقام دیگری نمی‌طلبد.

امّا چنین کسی باید بداند: یزدان سبحان همراهی خود را به‌گزاف و از روی جانبداری و به خاطر بزرگواری شخصیت‌گسیخته از اسباب و شروطی‌که خدا برای بزرگواری شخصیت در نظرگـرفته است‌، بدو عطاء نمی‌فرماید ... بلکه این پیمان است و در آن شـرط و جزاء است‌.

شرط این پیمان‌: اقامه نماز است‌، نه تنها گزاردن نماز .... اقامه نماز با رعایت اصول و ارکـانی‌که دارد و پیوند راستینی را میان بنده و خداوند پدید می‌آرد، و از نماز عنصری برای پاکی و تربیت برابر برنامه راستین الهی می‌سازد، و نـمازگزار را از زشـتیها و پلشتی‌ها وگناهها و بزه‌ها بدوز می‌دارد، چراکه نمازگزار واقعی شرم می‌کند باکوله‌باری اززشـتیها و پلشتیها وگناهها و بزه‌ها در پیشگاه خدا بایستد!

دادن زکات‌، اعتراف به نعمت خدا در داده‌های خدا، و اقرار به مالکیت اصلی خدا در امـوال است‌. همچنین دادن زکات‌، اطاعت از یزدان در امر چگونگی تصرف در اموال برابر شرطی‌که خدا تعیین فرموده است‌. خدائی‌که مالک اصلی در اموال است و مردمان تـنها امانتدار و نگهبان امـوال هسـتند. برای پـیاده کردن ضمانت اجتماعی‌ای‌که بر اساس آن زنـدگی جامعه ایماندار پابرجا و استوار می‌گردد، و برای برپا و برجا داشتن پایه‌های زندگی اقتصادی در پرتو برنامه‌ای که تضمین می‌کند اموال و دارائی تـنها مـیان ثـروتمندان دست به دست نشود، و انباشته شدن ثروت در دستهای کمی‌، سبب‌کساد رونق بازار همگانی نگردد.به سبب ناتوانی بسیاری از مردمان درکار و بار خریداری کردن اجناس و مصرف‌کالاها. چراکه این امر موجب می‌شود چرخ تولیدات ازکار بیفتد یاکندگردد. همچنین این امر از یک سو به ولخر جي و خوشگذرانی برخیها، و از دیگر سو به تنگدستی و بیچارگی بعضی‌ها منتهی می‌شود، و در جامعه انواع تباهیها وگسیختگیها را بـه بار ميآورد ... پرداخت زکات مال‌، و اجرای بـرنامه ربانی اسلامی در توزیع دارائی و چرخش اقتصاد، از وقوع همه این بلاها وناهنجاریها جلوگیری می‌نماید. ایمان به جملگی پیغـمـبران یزدان‌، بدون جدائی افکندن میان آنان‌،‌گوشه دیگری از شر