اشت (‌و شـرّ آنـان را از سـر شما کوتاه کرد)‌. از خدا بترسید، و باید که مومنان تنها بر خدا تکیه کنند.

روایات درباره کسانی که مقصود ایـن آیـه است‌، گوناگون است‌. امّا ارجح اقو‌ال این است‌که اشاره به حادثه‌ گروهی داردکه در جنگ حدیبیه خواستند در حّق رسول خدا (ص‌‌)و نسبت به مسلمانان خیانت و ستم کنند، و ایشان را ناگهانی غافلگیر و اسیرکنند. امّا یزدان پاک آنان را اسیر دست مومنان‌کرد، بدانگونه‌که آن را در تفسیر سوره فتح به تفصیل بیان داشته‌ایم‌[14]‌.

حادثه هر چه باشد، چندان مهم نیست‌. در ایـنجا درس گرفتن و عبرت پذیرفتن از این واقعه است‌که مقصود و مطلوب برنامه تربیتی ممتاز الهی است‌. درس‌گرفتن و عبرت پذیرفتن در ایـنجا زدودن‌کینه‌ها از سینه‌ها، و پاک‌کردن دشمنانگی از صفحه دلهای مسلمانان نسبت به چنین قومی است‌. تـا مسـلمانان آرامش خود را بازیابند و آرام بگیرند، بدانگاه که می‌بینند که خدا نگهبان و نگاهدارشان است‌. آخر در سایه آرامش و اطـمینان‌، خـویشتنداری نفس‌، و بزرگواری دل‌، و پابرجائی دادگری ممکن می‌گردد. مسـلمانان خجالت می‌کشند به عهد و پیمان خود با خدا، وفـا نکنند، در حالی‌که خدا آنان را می‌پاید و نگهبانی و نگاهداری  ميفرماید و دستهای دراز شده به سوی ایشان را باز می‌دارد و ردّ می‌نماید.

 فراموش نکنیم توقف‌کوتاهی در برابر تعبیر قـرآنی داشته باشیم، تعبیری‌که مطالب و مفاهیم را به تصویر  ميکشد:

 (‌اِذهمّ‌ قومٌ‌ اَن یَـبسُطوا الـيکُم ‌اَیـديهُم‌، فَکَفّ اَيديهُم عَنکُم ) .

بدانگاه که جمعی خواستند به سوی شما دست درازی کنند (‌و شما را از میان بردارند) امّا خدا دست آنان را از شما بازداشت (‌و شرّ آنان را از سر شما کوتاه کرد)‌. 

آن هم در جائیکه در ا‌ن آمده است‌: زمـانی‌که مردمانی خواستند بر شما بتازند و به سویتان دست درازی‌کنند. ولی خدا شما را در پناه خودگرفت و از دست ایشان رستگارتان کرد.

مسلّماً «‌سیما» و «‌جنبـش‌»‌گشودن دستها وکفها، زنده‌تر از هرگونه تعبیر معنوی دیگری است‌. تعبیر قرآنی شیوه سیما و جنبش را دنبال می‌کند. زیرا این شیوه ‌تعبیر، از توان بهتری خوردار است‌، و انرژی بیشتری به سخن می‏بخشد. بدانگو‌نه‌که انگار این تعبیر برای نخـستین بار اداء می‌گردد و همدم و همزمان با رخداد محسوسی است و می‌خواهد آن را به صورت زنده جنبنده جلوه‌گر و نمایان سازد ... این‌، شیوه قرآن است‌[15]‌.
--------------------------------------------------------------------------------
[1] نگاه‌:  جزء  دوم‌،  سورۀ  بقره‌،  آیۀ  ٢١٧   
 ترجمۀ  ضرب‌المثل  جاهلی‌،  و  آیۀ‌ قرآنی  را  در  صفحات  پیشین  بخوانید.  (‌مترجم‌)
[3] مراجعه  شود  به  مقدمه‌کتاب  «‌خصائص  الاسلامی  و  مقوّماته‌»‌.  چاپ  دارالشروق‌.
[4] مراجعه  شود  به  تفسیر  سورة  فاتحه‌،  و  تفسیر  سرآغاز  سوره  بقره‌.
[5] مراجعه  شود  به‌کتاب‌:  «‌هذا  الدین‌»‌،  صفحة  ١٥-‌٢٠٠ 
[6] ‌به  تفسیر  آیة  ٢٠٨  سورة  بقره  مراجعه  شود.
[7] مراجعه  شود  به  کتاب  «‌خصائص  التصور  الاسلامی  و  مـقوّماته‌»‌،  فـصل  «تيه وركام»
[8] ‌مراجعه  شود  به‌کتاب  «‌الاسلام‌و  مشکلات  الحضارة‌»‌،  فصل‌:  «تخبط  و  اضطراب‌»‌.
[9] ‌مصرع ‌اول  چنین  نیز  روایت  شده  است‌:  انت ‌الملیک ‌علیهم /  مترجم. 
[10] به  نقل  ازکتاب‌:  «‌حقائق  الاسـلام  و  اباطیل  خصومه‌»‌.  تالیف  عقاد،  صفحة  ١٥٠  و  ١٥١
[11] ‌مراجعه  شود  به  تفسیر  سورة  فیل‌.
[12] مراجعه  شود  به‌کتاب‌:  «‌خصائص  التصور  الاسلامی  و  مقوماتة‌»‌،  فصل  «‌الشمول‌»‌.
[13] حال  به  همین  منوال  است  در  مساله  زکـات  و  قضیه  مالیات‌.  زکـات  جدای  از  مالیات  است‌،‌ و  ماليات  جایگزین  زکات  نمی‏گردد.  در  این  جزء  بدین  مساله  صحبت  خواهیم‌کرد. (‌مولف‌)
[14]  ‌مراجعه    به  جزء  ٢٦  تفسیر فی‌ ظلال  القرآن‌.
[15]  ‌مراجعه  شود  به‌کتاب‌:  «‌التصویر  الفنی  فی  القرآن‌»  فصل  طریقة  القرآن.  همچنين  مراجعه  شود  به‌کتاب‌:  «‌النقد  الادبی‌،  اصوله‌و  مناهجه‌»‌.<?xml version="1.0" encoding="UTF-8"?>
<html><body><a class="text" href="w:text:297.txt">قسمت اول</a><a class="text" href="w:text:298.txt">قسمت دوم</a><a class="text" href="w:text:299.txt">قسمت سوم</a><a class="text" href="w:text:300.txt">قسمت چهارم</a><a class="text" href="w:text:301.txt">قسمت پنجم</a></body></html>سوره‌ي مائده آيه‌ي 26-12

وَلَقَدْ أَخَذَ اللَّهُ مِيثَاقَ بَنِي إِسْرَائِيلَ وَبَعَثْنَا مِنْهُمُ اثْنَيْ عَشَرَ نَقِيبًا وَقَالَ اللَّهُ إِنِّي مَعَكُمْ لَئِنْ أَقَمْتُمُ الصَّلاةَ وَآتَيْتُمُ الزَّكَاةَ وَآمَنْتُمْ بِرُسُلِي وَعَزَّرْتُمُوهُمْ وَأَقْرَضْتُمُ اللَّهَ قَرْضًا حَسَنًا لأكَفِّرَنَّ عَنْكُمْ سَيِّئَاتِكُمْ وَلأدْخِلَنَّكُمْ جَنَّاتٍ تَجْرِي مِنْ تَحْتِهَا الأنْهَارُ فَمَنْ كَفَرَ بَعْدَ ذَلِكَ مِنْكُمْ فَقَدْ ضَلَّ سَوَاءَ السَّبِيلِ (١٢) فَبمَا نَقْضِهِمْ مِيثَاقَهُمْ لَعَنَّاهُمْ وَجَعَلْنَا قُلُوبَهُمْ قَاسِيَةً يُحَرِّفُونَ الْكَلِمَ عَنْ مَوَاضِعِهِ وَنَسُوا حَظًّا مِمَّا ذُكِّرُوا بِهِ وَلا تَزَالُ تَطَّلِعُ عَلَى خَائِنَةٍ مِنْهُمْ إِلا قَلِيلا مِنْهُمْ فَاعْفُ عَنْهُمْ وَاصْفَحْ إِنَّ اللَّهَ يُحِبُّ الْمُحْسِنِينَ (١٣) وَمِنَ الَّذِينَ قَالُوا إِنَّا نَصَارَى أَخَذْنَا مِيثَاقَهُمْ فَنَسُوا حَظًّا مِمَّا ذُكِّرُوا بِهِ فَأَغْرَيْنَا بَيْنَهُمُ الْعَدَاوَةَ وَالْبَغْضَاءَ إِلَى يَوْمِ الْقِيَامَةِ وَسَوْفَ يُنَبِّئُهُمُ اللَّهُ بِمَا كَانُوا يَصْنَعُونَ (١٤) يَا أَهْلَ الْكِتَابِ قَدْ جَاءَكُمْ رَسُولُنَا يُبَيِّنُ لَكُمْ كَثِيرًا مِمَّا كُنْتُمْ تُخْفُونَ مِنَ الْكِتَابِ وَيَعْفُو عَنْ كَثِيرٍ قَدْ جَاءَكُمْ مِنَ اللَّهِ نُورٌ وَكِتَابٌ مُبِينٌ (١٥) يَهْدِي بِهِ اللَّهُ مَنِ اتَّبَعَ رِضْوَانَهُ سُبُلَ السَّلامِ وَيُخْرِجُهُمْ مِنَ الظُّلُمَاتِ إِلَى النُّورِ بِإِذْنِهِ وَيَهْدِيهِمْ إِلَى صِرَاطٍ مُسْتَقِيمٍ (١٦) لَقَدْ كَفَرَ الَّذِينَ قَالُوا إِنَّ اللَّهَ هُوَ الْمَسِيحُ ابْنُ مَرْيَمَ قُلْ فَمَنْ يَمْلِكُ مِنَ اللَّهِ شَيْئًا إِنْ أَرَادَ أَنْ يُهْلِكَ الْمَسِيحَ ابْنَ مَرْيَمَ وَأُمَّهُ وَمَنْ فِي الأرْضِ جَمِيعًا وَلِلَّهِ مُلْكُ السَّمَاوَاتِ وَالأرْضِ وَمَا بَيْنَهُمَا يخْلُقُ مَا يَشَاءُ وَاللَّهُ عَلَى كُلِّ شَيْءٍ قَدِيرٌ (١٧) وَقَالَتِ الْيَهُودُ وَالنَّصَارَى نَحْنُ أَبْنَاءُ اللَّهِ وَأَحِبَّاؤُهُ قُلْ فَلِمَ يُعَذِّبُكُمْ بِذُنُوبِكُمْ بَلْ أَنْتُمْ بَشَرٌ مِمَّنْ خَلَقَ يَغْفِرُ لِمَنْ يَشَاءُ وَيُعَذِّبُ مَنْ يَشَاءُ وَلِلَّهِ مُلْكُ السَّمَاوَاتِ وَالأرْضِ وَمَا بَيْنَهُمَا وَإِلَيْهِ الْمَصِيرُ (١٨) يَا أَهْلَ الْكِتَابِ قَدْ جَاءَكُمْ رَسُولُنَا يُبَيِّنُ لَكُمْ عَلَى فَتْرَةٍ مِنَ الرُّسُلِ أَنْ تَقُو