د و از او پذیرفته نمی‏گردد و به خودش برگردانده می‌شود و قبول نمی‌افتد. فعل «‌حَبط‌» از مصدر «‌حَبوط‌» است‌که به معنی آماسیدن و بادکردن حیوان و مردن آن است‌، بر اثر تغذیه ازگیاه سمّی و زهرآگین ... این هم تصویری از عمل باطل وکردار پوچ است‌. عمل باطل وکـردار پوچ‌، نخست باد می‌کند و آماسیده می‌شود، ولی بعداً نابود می‌شود و بر باد می‌رود، هـمچون حیوانـی‌که مسموم می‏‎گردد و باد مي کند و آمـاسیده می‌شود و می‌میرد ... در آخرت هم غیر از پوچ شـدن عـمل و بیسود بودن آن در جهان‌، زبان و وبال ‌گردن می‏‎گردد. این پیرو شدید و تهدید خوفناک به دنبال یک حکم شرعی می‌آیدکه به خوردنی‌ها و ازدواجهای حلال اختصاص دارد، و دالّ بر پیوند جزئیات ایـن برنامه و ارتباط بخش های آن است‌. بیانگر این واقعیّت است‌که هر جزئی و بخشی از این برنامه، «‌دین‌» بشمار است‌، دینی‌که از مخالفت با آن صرف نظر نمی‏گردد، و چه کار بزرگ و چه ‌کار کوچكي انجام پذیرد و مخالف با آن باشد، پذیرفتنی نیست‌.
*
درکنار سخن از خوردنی‌های حلال و صحبت از زناني که ازدواج با آنان آزاد است‌، از نماز و احکام طهارت برای انجام نماز سخن می‌رود:
(يَا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا إِذَا قُمْتُمْ إِلَى الصَّلاةِ فَاغْسِلُوا وُجُوهَكُمْ وَأَيْدِيَكُمْ إِلَى الْمَرَافِقِ وَامْسَحُوا بِرُءُوسِكُمْ وَأَرْجُلَكُمْ إِلَى الْكَعْبَيْنِ وَإِنْ كُنْتُمْ جُنُبًا فَاطَّهَّرُوا وَإِنْ كُنْتُمْ مَرْضَى أَوْ عَلَى سَفَرٍ أَوْ جَاءَ أَحَدٌ مِنْكُمْ مِنَ الْغَائِطِ أَوْ لامَسْتُمُ النِّسَاءَ فَلَمْ تَجِدُوا مَاءً فَتَيَمَّمُوا صَعِيدًا طَيِّبًا فَامْسَحُوا بِوُجُوهِكُمْ وَأَيْدِيكُمْ مِنْهُ مَا يُرِيدُ اللَّهُ لِيَجْعَلَ عَلَيْكُمْ مِنْ حَرَجٍ وَلَكِنْ يُرِيدُ لِيُطَهِّرَكُمْ وَلِيُتِمَّ نِعْمَتَهُ عَلَيْكُمْ لَعَلَّكُمْ تَشْكُرُونَ). 
ای مومنان‌ هنگامی که برای نماز بپاخاستید (‌و وضـو نداشتید)‌، صورتها و دستهای خود را همراه با آرنجها بشوئئد، وسرهای خود (‌همه یاقسمتی از آنها)‌را مسح کنید، و پاهای خود را همراه با قوزکهای آنها بشوئید. و اگر جنب بودید (‌و خواستید نماز بخوانـید، همه بـدن‌) خود را بشوئید. و اگر بیمار بودید (‌و بـیماری مـانع از استعمال آب بود) یا این که مسافر باشید (‌و یـافتن آب برایتان دشوار بود) یا این که یکـی از شما از پـیشاب برگشت، یـا بـا زنـان مـجامعه کـردید، و (‌در همه ایـن صورتها، آب برای غسل یا وضو) نیافتید، با خاک پاک تیمّم کنید، (‌بدین شکل که دو بار کف دست بر خاک زده و) با آن بر صورتها و دستهای خود (‌تا مچ، یـا آرنـج‌) بکشید. خداوند نمی‌خواهد شـما را بـه تنگ آورد و بـه مشقّت اندآزد، و بلکه می‌خواهد شما را (‌از حیث ظاهر و باطن‌) پاکیزه دارد و (‌با بیان احکام اسلامی‌) نعمت خود را بر شما تمام نماید، شاید که شکر (‌انعام و الطاف‌) او را (‌با دوام بر طاعت و عبادت‌) بجای آورید.
سخن گفتن از نماز و طهارت‌، درکنار سخن‌گفتن خوراکی‌های حلال و ازدواج با زنانی‌که برای شوهران حلال هستند، همچنین سخن‌گفتن از حکم طـهارت در کنار سخن گفتن از احکام شکارکردن و احرام بستن و نحوه رفتار با کسانی که مسلمانان را از مسجدالحرام بازمی‌دارند، اینها اتّفاقی و تصادفی‌، محض خالی نبودن عریضه‌، و پـیاپی قرار دادن واژه‌هـا و جمله‌ها، ذکر نشده‌اند، و دور از فضای رونـد گفتار و اهداف آن‌، ردیف و پیاپی قرار نگرفته‌اند. بلکه هر یک در جای مناسب روندگفتار، و برای فلسفه‌ای‌که در نـظم و ترتیب قرآن دارند، ذکر شده‌اند و آمده‌اند.
نخستین نگرش، نگریستن به نوع دیگری از چیزهای پاکیزه است‌. از میان چیزهای پاکیزه‌کاملا روحی كه در کنار خوراکی‌های حلال و پاکیزه‌، و زنان حلال برای ازدواج ذکر می‌شود. نوعی است‌که دل مومن در آن لذّتی را می‌یابدکه در سائر لذائذ دیگر نخواهد یافت‌، و آن لذّت ملاقات با خدا است‌، در فضائی از پاکی و فروتنی و یکرنگی ... قرآن چون از سـخن‌گفتن از خوراکیهای پاکیزه و حلال‌، و از زنـان حلال برای ازدواج می‌پردازد، برای صحبت از طهارت و نماز اوج مي‌گیرد تا بدین وسیله انواع‌کالای پاکیزه و اشیاء حلال را در زندگی انسان تکمیل سازد، انواع‌کالای پاکیزه و اشیاء حلالی که وجود «‌انسـان‌» در پـرتو آن کامل ميگردد.
دومین نگرش، این است‌که احکام طـهارت و نـماز، همچون احکام طعام و ازدواج‌، و بسان احکام نـخجیر حلال و حرام‌، و همانند احکام رفتار با مردمان در حال صلح و جنگ‌، مهّم بوده و همه این احکام جدای از یکدیگر نیستند، و این احکام‌، با سائر احکام دیگری‌که در سوره خواهند آمد، دوشادوش و همتا و همسان همدیگرند ... همه آنها عباد یزدان جـهان بشمارند، و همه آنها دین ایزد متعال محسوبند. در این آئین‌، میان بخشهائی‌که در اصطلاح فقهی - در ایـن اواخر - «‌احکام عبادات‌» و بخشهائی که «‌احکام معاملات‌» نام داده شده‌اند، جداگانگی وگسیختگی وجود ندارد.
تفرقه‌ای که «‌فقه‌» برحسب مقتضیات «‌تالیـف‌» و «‌تبویب‌» به وجود آورده است‌، در اصل برنامه الهی‌، و در اصل شریعت اسلامی‌، وجود ندارد. برنامه یـزدان اسلامی‌، این بخش و آن بخش را از هم جدا نمی‌کند و بطور یکسان از مجموعه بخشها فراهم می‌آید، و حکم هر بخشی با حکم بخش دیگری برابر است‌، و در تشکیل دین خداوندگار و شریعت آفریدگار و برنامه یزدان دادار، دارای ارج و پایه همگون و همسان است‌. این از آن‌، و آن از این‌، در فرمانبرداری و پـیروی از خدا، برتر نیست‌. نه تنها برتر نیست‌، بلکه یكي مکمّل دیگری است وهیچ بخشی بدون بخش دیگر، راست و درست و پایدار و پاجا نمی‌ماند. دین بطور یکسان‌، صحیح و درست نمـی‌باشد مگر با پیاده‌کردن هر دو بخش عبادات و معاملات در زندگانی گروه مسلمانان‌. همه احکام و همه بخشها، «‌عقود» و پیمانهائی است‌که یزدان سبحان وفای بدانها را خواستار شده است ... همه آنها هم‌«‌عبادات‌» است و شخص مسلمان همه آنها را به قصد قربت و نزدیکی به یزدان جهان انجام می‌دهد. و همه انها یکسره «‌اسلام‌» و اقرار يعنی تسلیم فرمان خدا شدن‌، و اعتراف مسلمان به بندگی یزدان مـنّان نمودن است‌.
در اسلام «‌عبادات» تنها، و «‌معاملات‌» جدا، وجود ندارد. چنین اصطلاحاتی مربوط به «‌تالیـفات فقهی‌« است‌. هم عبادات مصطلح و هم معاملات مصطلح‌، هـر دو بخش رویهمرفته «‌عبادات‌» و «‌فرائض‌» و «‌عقود» و پیمان با یـزدان جهـانند، و خلل واردکردن و زیـان رساندن به چیزی از آنـها، خلل واردکردن و زیـان رساندن به پیمان ایمان با یزدان است‌[12]‌.
این نگرشی است‌که رونـد قرآنی بدان اشارت می‌نماید، بدان هنگام‌که این احکام‌گوناگون را در روند سوره ذکر می‌فرماید.
(  یا أيّها الّذین ‌آمنوا اذا ُقمُتم‌ الي الصّلاه ) .
ای مومنان‌: هنگامی که برا