ه پرنده یا حیوان درّنده شکاری را به سـوی نخجیر سرمی‌دهند و برای شکارکردن رها می‌سازند. چر اکه چه بسا پرنده یا درّنده شکاری‌، نخجیر را با  چنگال یا با دندانهای خود بکشد. در این صورت‌،‌کار پرنده یا درّنده شکاری به منزله ذبح نخجیر خواهد بود، و بردن و یادکردن نام خدا هم در وقت ذبح انـجام می‌پذیرد. در شکارکردن هم هنگام رهاکردن و سر دادن پرنده یا درّنده شکاری نام خدا برده می‌شود و همچون ذکر خدا به هنگام ذبح محسوب می‌گردد.

سپس در پایان آیه‌، مومنان را به تقوا و پـرهیزگاری می‌ ‌خواند و از عذاب و خشم خدا می‌ترساند، و ایشان را از حساب سر‌یع یزدان به هراس می‌اندازد ... بدین وسیله‌کار حلال و حرام بودن را بطورکلّی بدین احساس پیوند می‌دهدکه محور هرگونه نیّتی و هر نوع کاری در زندگی مومن است‌. احساسی است‌که سراسر زندگی را به ارتباط با خدا، و درک عظمت خداوندگار، و پائیدن انسان توسط یزدان‌، در آشکار و پنهان‌، تبدیل می‌کند:

(‌و اتَّقُوا اللهَ‌، انَّ‌ اللهَ سَریعُ الحِسابِ ) .

از خدا بترسید، چرا که خداوند سریع‌الحساب است‌.

بیان چیزهائی‌که برای آنان حلال‌گشته است اسـتمرار می‏‎یابد، و ازدواجهای حلال برای آنـان بدان ملحق مي گردد.

‌ (الْيَوْمَ أُحِلَّ لَكُمُ الطَّيِّبَاتُ وَطَعَامُ الَّذِينَ أُوتُوا الْكِتَابَ حِلٌّ لَكُمْ وَطَعَامُكُمْ حِلٌّ لَهُمْ وَالْمُحْصَنَاتُ مِنَ الْمُؤْمِنَاتِ وَالْمُحْصَنَاتُ مِنَ الَّذِينَ أُوتُوا الْكِتَابَ مِنْ قَبْلِكُمْ إِذَا آتَيْتُمُوهُنَّ أُجُورَهُنَّ مُحْصِنِينَ غَيْرَ مُسَافِحِينَ وَلا مُتَّخِذِي أَخْدَانٍ) .

امروزه (‌با نزول ایـن آیـه‌) بـرای شما هـمه چیزهای پاکیزه (‌طبع سـالم پسند) حـلال کـردید، و (‌ذبـاءح و) خوراک اهل کتاب (‌جز آنچه با آیات دیگر تحریم شـده است‌، برای شما حلال است‌) و خوراک شما برای آنـان حلال است‌، و (‌ازدواج با) زنان پاکدامن مومن‌، و زنـان پاکدامن اهل کتاب پیش از شما، حلال است‌، هرگاه کـه مهریه آنان را بپردازید و قصد ازدواج داشته بـاشید و منظورتان زناکاری یا انتخاپ دوست نباشد.

بدین منوال انواع دیگری از چیزهای حلال‌، باردیگر بر شمرده می‌شود، و با این سخن یزدان‌، این چنین آغاز می‌گردد: .

( أ‌لیو‌م‌اُحِّل لکٌـٌم‌آلطّیبات ).

امروزه (‌با نزول ایـن آیـه‌) بـرای شـما هـمة چیزهای پاک (‌طبـع سالم پسند)حلال  کردید.

بدین وسیله‌، معنائی مورد تاکید قرار می‌گیردکه بدان اشاره‌کردیم‌، و میان آن و میان انواع جـدیدکالاها و متاعها ییوند داده می‌شود.کالاها و مـتاعهائی‌که از زمره چیزهای پاک و پاکیزه بشمار آمده‌اند.

در اینجا بر برگی از برگهای بزرگاری اسلامی آگاه می‌گردیم‌. برگی‌که مربوط به رفتار با غیر مسـلمانان است‌. غیرمسلمانانی‌که در جامعه اسلامی و در «‌کشور اسلام‌» زندگی می‌کنند، یا اهل‌کتابی‌که روابط عهد و پیمان‌، ایشان را به اسلام ربط و پیوند می‌دهد.

اسلام تنها بدین اکتفاء نمی‌کندکه آزادی دینی و مذهبی به اهل کتابی عطاء‌ کند که درکشور اسـلامی زندگی می‌کنند یا با مسلمین عهد و ییمان دارند، سپس ایشان راگوشه‌گیر و برکنار سـازد، تـا در جـامعه اسـلامی معزول و مظلوم‌، یا مطرود و منفورگردند.

بلکه برعکس آنان را در فضای مشارکت اجتماعی‌، و مودّت و محّبت، و معاشرت زیبا و آمیزش صمیمانه‌، آزاد می‌گذارد و تلاش وکوششان را ارج مـی‌نهد، و خوراک ایشان را برای مسلمانان‌، و خوراک مسلمانان را برای ایشان حلال می‌کند، تـا بدین وسیله دید و بازدید و مهمانی‌کردن و با یکدیگر خوردن و نوشیدن میانشان انجام پذیرد، و جامعه سراسر در سایه مودّت و محّبت و بزرگمنشی و بزرگواری قرارگیرد و بياساید ... همچنین زنان پاکدامنشان را - ‌که همان محصنات به معنی عفیفات آزاده‌اند - برای مـردان مسـلمان حلال می‌دارد، و نام ایشان را درکنار نام زن آزاده پاکدامن مسلمان ذکر می‌نماید. این هم بزرگمنشی و بزرگواریی است‌که در میان پیروان ادیان و مذاهب جز پـیروان ادیان و مذاهبی به خود ندیده‌اند که در کشور اسلامی زیسته‌اند و زندگی بسر برده‌اند. از جمله مرد مسیحی کاتولیک از ازدوج با زن ارتودوکس‌، یا پروتستان‌، و یا مارونی مسیحی سر باز می‌زند. به عقیده‌کاتولیکها، کسی‌که با چنین فرقه‌هائی ازدواج‌کند، نسبت به آئین خود سست بوده و از ایمان خویش دست‌کشیده است‌! بدین منوال آشکار و پدیدار است‌که اسلام یگانه برنامه‌ای است‌که اجازه می‌دهد یک جامعه جهانی پیدا و پا بر جا گردد، جامعه‌ای‌که در آن میان مسمانان و پیروان آئینهای اهل‌کتاب‌، هیچگونه‌کناره‌گیری و گریزی نیست‌، و میان پیروان سائر عقائدگـوناگون‌، فواصل و موانـی وجود ندارد، پیروان عقائد مختلفی‌که پرچم جامعه اسلامی بر آنان سایه افکنده باشد. البتّه این امر در معاشرت و همزیستی و سلوک و رفتار است‌، امّا ریاست و سرپرستی و رفاقت و دوستی‌، و یاری و مددکاری‌، حکم جداگانه دیگری دا‌رد و در روند سوره خواهد آمد.

شرط حلال بودن ازدواج با زنان اهل‌کتاب‌، همان شرط حلال بودن ازدواج با زنان مسلمان پاکدامن است‌:

 (و إذا اتيتُمُوهُنَّ أجُورَهُنَّ مُحْصِنينَ غَيرَ مُسافِحينَ وَلا مُتَّخِذي أخْدانٍ)     

هرگاه که‌مهریه‌آنان‌را بپردازید وقصد ازدواج داشته باشید و منظورتان زناکاری یا انتخاب دوست نباشد. بدین معنی که مَهريّه‌ها پـرداخته‌گردد. مـراد ازدواج شرعی باشد. ازدواجی‌که مرد با آن زن خود را در دژ پاکدامـنی نگاه مـی‌دارد و او را مصون و محفوظ می‌نماید، نه این‌که پرداخت این اموال برای زنـا یـا دوست بازی باشد ... زنا بدین شیوه است‌که زن متعلّق هر مردی وکسی شود. و دوست بازی هم این است که زن در اختیار دوست ویژه‌ای بدون ازدواج قرارگیرد ... در جاهلیّت عربی هر دوی اینها معروف و متداول بود، و در جامعه جاهلی به رسمیّت شناخته شده بود، پیش از آن‌که اسلام ظهورکند و ج‍امعه ج‍اهلي را پاکیزه دارد، و آن را از ژرفای پست مغاک بلند دارد و به قله والای افلاک برساند.

د‌ر پی ا‌ین احکام‌، پیرو تند و تیز لبریز از بیم و تهدید به میان می‌آید:

 (وَمَنْ يَكْفُرْ بِالإيمَانِ فَقَدْ حَبِطَ عَمَلُهُ وَهُوَ فِي الآخِرَةِ مِنَ الْخَاسِرِينَ)‌.

هرکس که انکارکندآنچه را که باید بدان ایمان داشته باشد (‌از جمله ایمان به احکام حلال و حرام بـرخـی از خوراکی‌ها و ازدواجهای مذکور در ایـنجا) اعمال او باطل و بیفایده می‏‎گردد ودر آخرت از زمره زیانکاران خواهد بود.

همه این قوانین و احكام واگذار به ایمان هستند. اجراء قوانین و احکام‌، ایمان است‌، و یا دلیل وجود ایـمان است‌. کسی‌که از قوانین و احکام سرباز می‌زند، در حقیقت ایمان را قبول ندارد و آن را پوشیده وپنهان می‌سازد و نمی‌پذیرد. کسی هم‌که منکر ایـمان‌گردد، اعمال و افعالش پوچ و باطل می‌شو