ات بخشید، بیابان برهوت زنده بگورکردن دختران‌، درمانده و سرکوب نـمودن زنان‌، میخوارگی‌، قماربازی، بی‌بند و باری جنسی و هرج و مرج زناشوئی‌، بی‌حجابی و لختی زنان‌، اختلاط زنان با مردان با وجود خواری و ذلّت زنـان و تـوهين بدیشان، خونریزیها، ایلغارها، تاخت و تازها، غارتها و تاراجها، عدم اتّحاد درگفتار و عدم اتّفاق درکرد‌ار، و درماندگی و بیچارگی در برابر هرگونه حمله جدّی خارجی‌، همچون چیزی‌که در عام الفیل روی داد به هنگام حمله  حبشی‌ها به‌کعبه‌، و بالاخره خـواری و پستی همه قبائل‌، هـمان قبائلی‌که دشـمن خونخوار یکدیگر بودند و بر همدیگر می‌تاختند‌[11].

اسلام از عربها ملّتی را پدید آوردكه از بلندای قلّه سربفلک کشیده به جملگی انسانهای لمـیده در دامـنه كوه می‏نگرد و همه جوانب زندگی را دید می‌زند. ملّتی که در نسل واحدی‌، دامـنه را شناخت و قلّه را هـم شناخت‌. جاهلیّت را شناخت و اسلام را هم شناخت‌. این بودکه معنی فرموده خداوند متعال‌، خطاب به خود را چشید و فهمید:

(الْيَوْمَ أَكْمَلْتُ لَكُمْ دِينَكُمْ وَأَتْمَمْتُ عَلَيْكُمْ نِعْمَتِي وَرَضِيتُ لَكُمُ الإسْلامَ دِينًا).              

امروزه (‌احکام‌) دین شما را برایتان کامل کردم و (‌بـا عزّت بخشیدن به شما و استوار داشتن گامهایتان‌) نعمت خود را برشما تکمیل‌نمودم واسلام را به عنوان آئین خداپسند برای شما برگزیدم.

شخص بار سوم می‌ایستد در برابر خشنودی خدا بدین دین برای مومنین‌، و در برابر رعایت و عنایتی‌که یزدان سبحان نسبت به این ملّت دارد و می‌خواهد برای ایـن ملّت دین آنان را برگزیند و خشنودی خویش را از آن اظهار فرماید ... این هم تعبیری است که بیانگر محّبت خدا درحّق این ملّت و خشنودی یزدان ازایشان است‌، و در این راستا است‌که او می‌خواهد برنامه زندگی ایشان را برگزیند.

این واژه‌های شگفت‌انگیز بر دوش ایـن ملّت وظـیفه سنگینی را تحمیل می‌کند. وظیفه سنگینی‌که با چنین رعایت و عنایت بزرگ برابری‌کند ... استغفرالله! هيچ چیزی با این رعایت و عنایت سترگ خدای بزرگوار همتا و برابر نمی‏گردد. هر وظیفه‌ای‌که این ملّت در تمام نسلها در توان داشته باشد و ا‌نجام دهد، نمی‌تواند به پای رعایت و عنایتی برساندکه یزدان جهان نسبت بدین ملّت داشته و دارد. امّاکاری‌که می‌تواند بکند و در طبق اخلاص بگذارد و به پیشگاه الهی تقدیم دارد، تلاشی است در حدّ توان‌، برای انجام سـپاسگزاری از ایزد منّان‌، و به اندازه شناخت خداوند کریم عطاء ‌بخش جهان و بس. بلکه تـنها چیزی‌که ایـن ملّت انـجام می‌دهد، شناخت وظیفه و اقدام بدان‌کاری است کـه توان ان را دارد، و سپـس طلب آمرزش و درخواست گذشت از قصور و کوتاهی‌، و عذر تقصیر به پـیشگاه الهی در راستای این وظیفه سنگين است‌.

این‌که خداوند بزرگوار اسلام را به عـنوان دیـن ایـن ملّت پسندیده است و بدان خشنود شده است‌، پیش از هر چیز لازم است این ملّت ارزش این‌گزینش را بداند و بفهمد. سپس به اندازه تاب و توان برای پابرجائی و ماندگاری بر این دین تلاش و پویائی‌کند ... چه اندازه بدبخت و بدبیار وکودن و نادان است کسی‌که سستی نماید درباره چیزی‌که - چه رسد به این‌که رها سازد - خداوند ان را برای او پسندیده است و بدان خشـنود است‌. چنین چیز خدا پسندی را رهاکند و چیز دیگری را برگزیندکه خدا آن را برای او بـرنگزیده است‌! چنین کاری واقعا ً‌گناه زشت وپلشتی است و بدون سزا و کیفر نمی‌ماند. هرگز نمی‌گذارد انجام دهنده آن رستگار گردد. آخر او به ترک چیزی‌گفته است‌که یزدان جهان آن را برای او پسندیده است و بدان خشنودی خود را ا‌ظهار فرموده ا‌ست‌! خداوند تا مّدت زمانی‌ کسانی را مهلت می‌دهد و ازاد و رها می‌سازدکه اسلام را ائین خود نمی‌کنند و هر چه بخواهند مـرتکب می‌شوند و انجام می‌دهند. امّا هرگزکسانی را مـهلت نـمی‌دهد و آزاد و رها نمی‌سازدکه این آئین را شناخته‌اند، سپس از آن دست کشیده‌اند و به ترک آن‌گفته‌انـد و برای خویشتن مکـاتب و مذ‌اهبی را درزنـدگی در پیش گرفته‌اند جدای از برنامه‌ای‌که خدا آن را برایشـان پسندیده است و اظهار خشـنودی از آن‌کرده است‌. هرگزا هرگز یـزدان جهان بدیشان مـلت و فرصت نمی‌دهد و هر چه زودترکاری می‌کندکه‌کیفرکارخود را ببینند و به سرانجامی‌گرفتار آیـندکه سـزاوار آن هستند!

بیش از این توان سخن‌گفتن از موقعیّتهائی نداریم ‌که این واژگان سترگ بیانگر آنها می‏‎باشند. چراکه سخن به درازا می‌کشد. پس در فـی‌ظلال القرآن به همین اشارات بسنده می‌کنیم‌، و همراه با روند سوره به پیش می‌رویم و به بخش تازه‌ای می‌پردازیم‌:

(يَسْأَلُونَكَ مَاذَا أُحِلَّ لَهُمْ قُلْ أُحِلَّ لَكُمُ الطَّيِّبَاتُ وَمَا عَلَّمْتُمْ مِنَ الْجَوَارِحِ مُكَلِّبِينَ تُعَلِّمُونَهُنَّ مِمَّا عَلَّمَكُمُ اللَّهُ فَكُلُوا مِمَّا أَمْسَكْنَ عَلَيْكُمْ وَاذْكُرُوا اسْمَ اللَّهِ عَلَيْهِ وَاتَّقُوا اللَّهَ إِنَّ اللَّهَ سَرِيعُ الْحِسَابِ الْيَوْمَ أُحِلَّ لَكُمُ الطَّيِّبَاتُ وَطَعَامُ الَّذِينَ أُوتُوا الْكِتَابَ حِلٌّ لَكُمْ وَطَعَامُكُمْ حِلٌّ لَهُمْ وَالْمُحْصَنَاتُ مِنَ الْمُؤْمِنَاتِ وَالْمُحْصَنَاتُ مِنَ الَّذِينَ أُوتُوا الْكِتَابَ مِنْ قَبْلِكُمْ إِذَا آتَيْتُمُوهُنَّ أُجُورَهُنَّ مُحْصِنِينَ غَيْرَ مُسَافِحِينَ وَلا مُتَّخِذِي أَخْدَانٍ وَمَنْ يَكْفُرْ بِالإيمَانِ فَقَدْ حَبِطَ عَمَلُهُ وَهُوَ فِي الآخِرَةِ مِنَ الْخَاسِرِينَ)  

از تـــو مـی‌پرسند کــه چـه چـیز (‌از خــوردنی‌ها و نوشیدنی‌ها) برآنان حلال شده است‌؟ بگو: برشما چیزهای پاکیزه حلال شده است‌، و (‌نـیز شکاری کـه‌) حیوانات شکاری صید می‌کنند و شما بدانها آموخته‌اید از آنچه خدا به شما آموخته است‌. از نخجیری که چنین حـیوانـاتی بـرای شما (‌شکـار مـی‌کنند و خود از آن نمی‌خورند و سالم‌) نگاه می‌دارند بخورید، و (‌به هنگام فرستادن حیوان بـه سـوی شکـار) نـام خدا را بـر آن ببرید، و از خدا بترسید؛ چرا که خداوند سریـع‌ الحساب است‌. امروزه (‌با نزول این آیه‌) برای شما همه چیزهای پاکیزه (‌طبع سـالم پسـند) حلال گردید، و (‌ذبـائح و) خوراک اهل کتاب (‌جز آنچه با آیات دیگر تحریم شـده است‌، برای شما حلال است‌) و خوراک شما برای آنـان حلال است‌، و (‌ازدواج با) زنان پاکدامن مومن‌، و زنـان پاکدامن اهل کتاب پیش از شما، حلال است‌، هرگاه کـه مهریه آنان را بپردازید و قصد ازدواج داشته باشید و منظورتان زناکاری یا انتخاب دوست نباشد. هـر کس که انکار کند آنچه را که باید بدان ایمان داشته باشد (‌از جمله ایمان به احکام حلال و حرام برخی از خوراکی‌ها و ازدواجهای مذکور در اینجا) اعمال او باطل و بیفایده می‏‎گردد و در آخرت از زمره زیانکاران خواهد بود. 

این پرسش از سوی‌کسانی‌که 