 اضْطُرَّ فِي مَخْمَصَةٍ غَيْرَ مُتَجَانِفٍ لِّإِثْمٍ فَإِنَّ اللّهَ غَفُورٌ رَّحِيمٌ) (3) 

ای  مؤمنان‌!  به  پیمانها  و  قـراردادها  وفا  کنید  (‌اعم  از  عقدها  و  عهدهای  مشروع  انسان  با  انسان‌،  یا  انسان  بـا  خدا  ...  بعد  از  ذبح‌،  خوردن  گوشت‌)  چهارپایان  برای  شما  حلال  است  مگر  آنهائی  كه  (‌در  این  سوره  مستثنی  می‌گردد)  و  بر  شما  خـوانـده  مـی‌شود.  هنگامی  کـه  در  حالت  احرام  هستید  (‌یا  این  که  در  سـرزمین  حرم  بسـر  می‌برید)  شکار  (‌برّی‌)  را  حلال  ندانید.  چه  خداوند  هر  چه  بخواهد  (‌و  مصلحت  بدانـد)  حکـم  مـی‌کند.  ای  مـؤمنان‌!  (‌حرمت  شکنی‌)  شعائر  (‌دین‌)  خدا  را  برای  خود  حـلال  ندانید  (‌بدین  صورت  که  هرگونه  که  بخواهید  بدان  دست  ببرید  و  در آن  تصرّف  کنید)  و  نه  مـاه  حرام  را  (‌بدین  معنی  که  در  آن  بجنگید)‌،  و  نه  قربانیهای  بی‌نشان  و  نه  قربانیهای  نشانداری  را  (‌که  به  بیت  الله  هديّه  می‏‎کردند.  بدینگونه  که  متعرض  چنین  حیواناتی  یا  صاحبان  آنــها  بشوید)  و  نه  کسانی  را  که  آهنگ  آمدن  بـه  خـانۀ  خدا  را  دارند  و  به  دنبال  لطف  و  خشنودی  خدایند  (‌بدین  مـعنی  كه  آنان  را  از  آمدن  بدانجا  باز  دارید  و  یا  این  که  با  ایشان  بجنگید)‌.  هر  وقت  که  از  احرام  بدر  آمدید  و  از  سـرزمین  حرم  خارج  شدید،  شکار  کنید  (‌و  شکار  کردن  برای  شما  بلامانع  خواهد  بود)‌.  دشمنی  قومی  که  شما  را  از  آمـدن  به  مسجدالحرام  باز  داشـتند،  شـما  را  بـر  آن  ندارد  کـه  تعدّی  و  تجاوز  کنید.  در  راه  نیکی  و  پرهیزگاری  همدیگر  را  یاری  و  پشتیبانی  نمائید،  و  همدیگر  را  در  راه  تجاوز  و  ستمکاری  یـاری  و  پشـتیبانی  مکنید.  از  خدا  بـترسید.  بیگمان  خـداوند  دارای  مـجازات  شـدیدی  است‌.  (‌ای  مؤمنان‌!)  بر  شما  حرام  است  (‌خوردن  گـوشت‌)  مـردار،  خون  (‌جاری‌)‌،  گوشت  خوک‌،  حیواناتی  که  به  هنگام  ذبح  نام  غیرخدا  بر  آنها  برده  شود  و  به  نـام  دیگران  سر  بریده  شوند،  حیواناتی  که  خفه  شده‌اند،  حیواناتی  که  با  شکنجه  و  کتک  کشته  شده‌اند،  آنهائی  که  از  بلندی  پـرت  شده  و  مرده‌اند،  آنهائی  که  بر  اثر  شـاخ  زدن  حیوانات  دیگر  مرده‌اند،  حیواناتی  که  درّندگان  از  بدن  آنها  چیزی  خورده  و  بدان  سبب  مرده‌اند،  مگر  این  که  (‌قبل  از  مرگ  بدانها  رسیده  و)‌ آنها  را  سر  بریده  باشید،  حیواناتی  که  برای  نزدیکی  به  بتان  قربانی  شده‌اند،  و  بـر شما  حرام  است  که‌ با  چوبه‌های  تیر  به  پیشگوئی  پردازید  و از  غیب  سخن  گوئید، ‌همۀ  اینها برای  شما  گناه‌ بزرگ  و خروج  از  فرمان  یزدان  است‌.  از  امروز  کافران  از  (‌نـابود  کـردن‌)  دین  شما مأیوس  گشته‌اند  (‌ومی‌دانند این  دین‌ ماندگار  و  جاودانه  است‌)‌،  پس  از آنان  نترسید  و  از من  بترسید.  امروزه  (‌احکام‌)  دین  شما  را  برایتان  کـامل  کـردم  و  (‌بـا  عزّت  بخشیدن  بـه  شما  و  استوار  داشتن  گامهایتان‌)  نعمت  خود  را  بر شما  تکمیل ‌نمودم  و اسلام  را  به  عنوان  آئین  خداپسند  برای  شما  برگزیدم.  امّا  کسـی  که  در  حال  گرسنگی  ناچار شود  (‌از  محرّمات  سابق  چيز‌ی  بخورد  تا  هلاک  نشود)  و  متمایل  به  گناه  نباشد  (‌و  عمداً  نخواهد  چنین  کـند،  مـانعی  نـدارد)  چرا  که  خداونـد  بـخشندۀ  مهربان  است  (‌و  از  مضطرّ  صرف  نظر  می‌کند  و  برای  او  مقد‌ار  نیاز  را  مباح  می‌نماید)‌.
این  حرام‌ کردن  و  حلال  ساختن  حیوانـاتی‌ که‌ کشـته  می‌شوند،  و  انوع  آنها،  در  شرائط  مکانی  و  زمانی  ویژه‌،  همۀ  اینها  از  زمرۀ  (‌عقود)  بشمارند.  عقودی‌ که  پیش  از  هر  چیز  بر  عقد  ایمان  استوار  و  پایدارنـد.  پس  کسانی‌ که  ایمان  آورده‌اند،  عقد  ایمان  ایشان  مقتضی  این  است ‌که  دستور  حرام‌ کردن  و  حلال  ساختن  را  تـنها  از  یزدان  دریافت  دارند  و  بس،  و  در  این  مسائل  چیزی  از  غیر  خدا  دریافت  ندارند  و  نپذیرند.  به  همین  علّت  هـم  است  با  چنين  ندائی  در  سرآغاز  این  بیان،  مخاطب  قرار  می‏‎گیرند  و  فریاد  زده  می‌شوند.  پس  از  آن  است‌ که  خدا  به  بیان  حلال  و  حرام  می‌پردازد:

(أُحِلَّتْ لَكُم بَهِيمَةُ الأَنْعَامِ - إِلاَّ مَا يُتْلَى عَلَيْكُمْ). 

(‌بعد  از  ذبح‌،  خوردن  گوشت‌)  چـهارپایان  بـرای  شما  حلال  است‌،  مگـر  آنـهائی  کـه  (‌در  ایـن  سـوره  مسـتثنی  می‌گردد)  و  بر شما  خوانده  می‌شود.

به  مقتضی  ا‌ین  حلال ‌کردن  یزدان‌،  و  به  مقتضی  ایـن  اجازۀ  خدای  مهربان  و  شرع  او  -  نه  ا‌ز  سـرچشـمۀ  دیگری‌،  و  نه  طلب  یاری  از  اصل  دیگری  -  برای  شما  حلال  شده  است‌ که  از  همۀ  حیواناتی  بخورید که  تحت  مدلول  و  مفهوم  (‌چهارپایان‌)  قرار  می‏‎گیرند،  اعـم  از  حیواناتی‌ که  ذبح  می‌شوند  و  نـخجیرانی‌ که  شکار  می‌گردند  -  مگر  حیواناتی ‌که  تـحریم  آنـها  بر  شـما  خوانده  می‌شود  -  و  چنین  حیوانات  حرام‌ گوشتی  نام  برده  می‌شود.  حیواناتی ‌که  در  زمانی  حرام  می‌گردند  و  يا  در  مکانی‌،  و  یا  این ‌که  همیشه  حرام  خو‌اهند  بود،  در  هر  زمانی  و  در  هر  مکانی  ...  چهارپایان  شامل  شتر  و  گاو  و  بز  و گوسفند  می‏‎گردد،  و  حیوانات  وحشی  اینها  نیز  همچون‌ گاوها  و گاومیش‌های  وحشی‌،  و گورخرها  و  آهوها،  بدانها  افزوده  می‌شود.  سپس  روند  قرآنی‌،  از  این  حکم  عام‌،  برخی  را  استثناء  می‌کند.  نخستین  چیزی  که  جدا  و  مستثنی  می‌شود،  نخجیری  است‌ که  شکارچی  در  حال  احرام  به  شکار  آن  پرداخته  است‌:

(غَيْرَ مُحِلِّي الصَّيْدِ وَأَنتُمْ حُرُمٌ). 

هنگامی  که  در  حالت  احرام  هستید  (‌یا  این  که  در  سرزمین  حرم  بسـر  مـی‌برید)  شکـار  (‌بـرّی‌)  را  حـلال  ندانید.

در اینجا  تحریم  پیش  از  هر چیز  متوجّه  خود  نخجيرگری  و  شکار کردن  است‌.  چه  احرام  بستن  برای  حج‌ّ تمتّع  و یا  حج  عمره‌،  تـرک  اسباب  زندگی  عادی  و  شـیوه‌های  مألوف  آن‌،  و  رو کردن  به  خدا  در  بیت‌الله  الحرام  است‌،  بیتی‌ که  یزدان  آن  را  محلّ  امن  و  امان‌ کرده  است‌،  لذا  واجب  است ‌که  در کـنار  آن  از  تعدّی  به  زنده‌ای  از  زندگان  و  جانداری  از  جانداران  دست  کشید.  ایـن  هم  یک  برهۀ  روحی  است ‌که  برای  نفس  بشری‌ ضروری  و  لازم  است‌.  نفس  انسان  در  این  برهه  از  زمان‌،  احساس  می‌کند  میان  همۀ  زندگان  خویشی  و  پیوندی  در  عطاء  کنندۀ  زندگی  است‌.

در  این  برهه  او  باید  از  هر  نوع  تعدّی  و  تجاوزی  امان  دهد  و  خود  نیز  در  امان  باشد،  و  از  ضروریّات  معاش  و  روز گذار  تا  اندازه‌ای  سبک  شود،  ضروریّاتی‌ که  شکار  پرندگان  و  حیوانات  و  خوردن‌ گوشتشان  به  خاطر  آنها  حلال  شده  است‌.  تا  بدین  وسیله  در  این  برهه  بالاتر  از  عادات  و  اسالیب  زندگی  شود  و  رود،  و  بدان  افق  والای  رخشان  چشم  بدوزد  و  به  سوی  آن  بال  و  پری  بزند  و  بدود.

پیش  از  