د،  با  نژاد  آدم  بارها  تکرار  شده  است‌،  بدانگاه  که  هنوز  در  پشت  پـدران  قـرار  داشـته‌انـد،  همانگو‌نه  که  در  سورۀ  دیگری  آمده  است‌:

 (وإذ أخذ ربك من بني آدم من ظهورهم ذريتهم , وأشهدهم على أنفسهم:ألست بربكم ؟ قالوا:بلى شهدنا ! أن تقولوا يوم القيامة إنا كنا عن هذا غافلين . أو تقولوا:إنما أشرك آباؤنا من قبل وكنا ذرية من بعدهم . أفتهلكنا بما فعل المبطلون). 

(‌ای  پـیغمبر  بــرای  مـردم  بـیان  کـن‌)  هنگامی  را  کـه  پروردگارت  فرزندان  آدم  را  از  پشت  آدمیزادگان  (‌در  طول  اعصار  و  قرون‌)  پـدیدار  کرد  و  (‌عقل  و  ادراک  بدانان  داد  تا  عجائب  و  غرائب  گیتی  را  دریابند  و  از  روی  قوانین  و  سنن  منظّم  و  شگفت‌انگیز  هستی‌،  خدای  خود  را  بشناسند  و  بالأخره  با  خواندن  دلائل  شناخت  یـزدان  در  کتاب  باز  و  گستردۀ  جهان‌،  انگار  خداونـد  سـبحان‌)  ایشان  را  بر  خودشان  گواه  گرفته  است  (‌و  خطاب  بدانان  فرموده  است‌)  که‌:  آیا  من  پروردگار  شما  نیستم‌؟  آنـان  (‌هم  به  زبان  حال  پاسخ  داده  و)  گفته‌اند:  آری‌،  گواهی  می‌دهیم  (‌توئی  خالق  باری  ...  ما  دلائل  و  براهین  جهان  را  موجب  اقرار  و  اعتراف  شما  مردمان  کرده‌ایــم‌)  تـا  روز  قیامت  نگوئید  ما  از  این  (‌امر  خداشناسی  و  یکتاپرستی‌)  غافل  و  بی‌خبر  بوده‌ایم‌.  یا  این  که  نگوئید:  نیاکان  ما  پیش  از ما  شرک  ورزیدند  و  ما  هم  فرزندان  آنـان  بـودیم  (‌و  چون  چیزی  در  دست  نداشتیم  که  با  آن  حقّ  را  از  بـاطل  بشـناسیم‌،  از  ایشـان  پـیروی  کردیم‌،  لذا  خـویشتن  را  بیگناه  می‌دانیم‌.  پـروردگارا!)  آیـا  به  سـبب  کـاری  کـه  باطلگرایان  (‌یـعنی  نـیاکان  مشـرک  مـا  که  بنیانگذاران  بت‌پرستی  بوده‌اند)  کرده‌اند  مـا  را  (‌مـجازات  مـی‌کنی  و  در  روز  رســـتاخیز  بــــا  عـــذاب  خـود)  نـابودمان  می‌گردانی‌؟‌.                                (اعر‌اف  /  172و173)  

این  عقد  قرارداد  دیگری  است‌ که  با  فرد  فرد  مردمان  بسته  شده  است‌.  عقد  قراردادی  است ‌که  یزدان  سبحان  با  جملگی  آدمیزادگان  بسته  است‌،  بدانگاه ‌که  آنـان  در  پشت  پدرانشان  مستقرّ  بوده‌اند.  ما  را  نسزد که  بپرسیم‌:  چگونه‌؟  زیرا  خداونـد  بهتر  از  هر کس  دیگری  از  آفریدگان  مطّلع  و  با  ایشان  آشـنا  است‌،  و  او  دانـاتر  و  آگاه‌تر  از  هر کس  دیگری  است  و  می‌داند  در  هر  حالتی  از  احوال  و  در  هر  وضعی  از  اوضاع  مردمان  چگونه  آفریدگان  خود  را  مخاطب  قرار  دهد  و  با  ایشان  به  سخن  درآید،  بدانگو‌نه  که  حجّت  را  بر  آنان  تمام‌ کند.  او  است  که  می فرماید:  خدا  از آنان  چنین  عهدی  را  بر  ربوبیّت  و  خداوندگاری  خویش  بر  ایشان‌ گرفته  است‌.  پس  قطعاً  چنین  عقد  قراردادی  انجام  پذیرفته  است‌،  همانگو‌نه  که  خدا  خودش  فرموده  است  و  خواسته  است‌.  اگر  مردمان  به  پیمانشان  و  عقد  قراردادشان  با  خدا  وفا  نکنند،  وفا  کنندگان  بشمار  نمی‌آیند!

یزدان  پاک  از  بنی‏اسرائیل  پیمان  گرفت  -  همانگو‌نه ‌که  در  این  سوره  می‌آید  -  آن  روزی ‌که ‌کوه  را  همچون  سایه‌بانی  بالای  سرشان  نگاه  داشت  و  آنان  گمان  بردند  که‌ کوه  بر  سرشان  فرود  می‌آید.  در  روند  سوره  خواهیم  دانست‌ که  ایشان  چگونه  به  پیمانشان  وفا  نکـردند،  و  چگونه  عذابی ‌گریبانگیرشان‌ گردید که‌ گریبانگیر  هر  فرد  پیمان‌شکنی  می‌گردد.

کسانی‌که  به  محمّد  صلّی الله عليه واله وسلّم  ایمان  آوردند،  در  خدمت  او  با  خدا  پیمان  بستند،  پیمان  استوار  و  همگانی  مبنی  بر  شنیدن  و  پذیرفتن  و  اطاعت‌ کردن  و  فرمانبرداری  نمودن  همه  جانبه.  عرض  کردند: ‌گوش  به  فرمان  و  فرمانبردار  خواهیم  بود  در  خوشی  و  نـاخوشی  خـود،  و  تو  را  بر  خویشتن  تـرجیح  خواهیم  داد،  و  با کار  بدستان  و  کارگذاران  مربوطه  جدال  و  ستیز  نخواهیم‌ کرد.

بعد  از  آن  هم‌،  پیمانهای  ویژه‌ای  از  سوی  برخی  از  ایشان  انجام  پذیرفت  که  ناشی  از  همان  پیمان  همگانی  بود.  در  بیعت  عقبۀ  دوم ‌که  به  دنبال  آن  هجرت  پیغمبر  صلّی الله عليه وآله وسلّم  از  مکّه  به  مدینه  روی  داد،  پـیمانی  با  سـران  انصار  بسته  شد.  در  حدیبیّه‌،  پـیمان  (‌بیعة  الرضوان‌)  در  زیر  درخت  انجام  گرفت‌.

همۀ  پیمانها  و  عقد  قراردادها  بر  عقد  ایمان  به  یزدان‌،  و  بندگی  و  عبودیّت  خداونـد  منّان  اسـتوار  و  پـابرجا  می‌گردد،  چه  پیمانی‌ که  به  اوامر  یا  نواهی  شریعت  یزدان  مربوط  باشد،  و  چه  پیمانی‌که  مربوط  باشد  به  انواع  معاملات  با  مردمان  و  رفتار  با  زندگان  و  همۀ  اشیاء  این  جهان‌،  برابر  قوانین  و  مقرّراتی  که  یزدان  تعیین  و  تبيين  فرموده  است‌.  همۀ  پیمانها،  همان  عقودی  هسـتند که  خداوند  مؤمنان  را  فریاد  می‌دارد  و  ایشان  را  با  وصف  ایمان  می‌خواند  که  بدانها  وفاء  کنید.  زیرا  صفت  ایمان‌،  مؤمنان  را  به  وفای  به  عـهد  وامی‌دارد،  و  ایشـان  را  برمی‌انگیزد  بر  سر  پیمان  بمانند.  به  همین  خاطر  است ‌که  این  چنین  ندائی  متوجّه  ایشان  می‌شود:

(يَا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُواْ أَوْفُواْ بِالْعُقُودِ ).

ای  مؤمنان‌!  به  پـیمانها  و  قراردادهـا  وفـا  کنید  (‌اعـم  از  عقدها  و  عهدهای  مشروع  انسان  با  انسان‌،  یا  انسان  بـا  یزدان‌)‌.

سپس  برخی  از  این  عقدها  و  پیمانها  را  توضیح  و  تشریح   میفرمايد:

(يَا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُواْ أَوْفُواْ بِالْعُقُودِ أُحِلَّتْ لَكُم بَهِيمَةُ الأَنْعَامِ إِلاَّ مَا يُتْلَى عَلَيْكُمْ غَيْرَ مُحِلِّي الصَّيْدِ وَأَنتُمْ حُرُمٌ إِنَّ اللّهَ يَحْكُمُ مَا يُرِيدُ (1) يَا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُواْ لاَ تُحِلُّواْ شَعَآئِرَ اللّهِ وَلاَ الشَّهْرَ الْحَرَامَ وَلاَ الْهَدْيَ وَلاَ الْقَلآئِدَ وَلا آمِّينَ الْبَيْتَ الْحَرَامَ يَبْتَغُونَ فَضْلاً مِّن رَّبِّهِمْ وَرِضْوَاناً وَإِذَا حَلَلْتُمْ فَاصْطَادُواْ وَلاَ يَجْرِمَنَّكُمْ شَنَآنُ قَوْمٍ أَن صَدُّوكُمْ عَنِ الْمَسْجِدِ الْحَرَامِ أَن تَعْتَدُواْ وَتَعَاوَنُواْ عَلَى الْبرِّ وَالتَّقْوَى وَلاَ تَعَاوَنُواْ عَلَى الإِثْمِ وَالْعُدْوَانِ وَاتَّقُواْ اللّهَ إِنَّ اللّهَ شَدِيدُ الْعِقَابِ (2) حُرِّمَتْ عَلَيْكُمُ الْمَيْتَةُ وَالْدَّمُ وَلَحْمُ الْخِنْزِيرِ وَمَا أُهِلَّ لِغَيْرِ اللّهِ بِهِ وَالْمُنْخَنِقَةُ وَالْمَوْقُوذَةُ وَالْمُتَرَدِّيَةُ وَالنَّطِيحَةُ وَمَا أَكَلَ السَّبُعُ إِلاَّ مَا ذَكَّيْتُمْ وَمَا ذُبِحَ عَلَى النُّصُبِ وَأَن تَسْتَقْسِمُواْ بِالأَزْلاَمِ ذَلِكُمْ فِسْقٌ الْيَوْمَ يَئِسَ الَّذِينَ كَفَرُواْ مِن دِينِكُمْ فَلاَ تَخْشَوْهُمْ وَاخْشَوْنِ الْيَوْمَ أَكْمَلْتُ لَكُمْ دِينَكُمْ وَأَتْمَمْتُ عَلَيْكُمْ نِعْمَتِي وَرَضِيتُ لَكُمُ الإِسْلاَمَ دِيناً فَمَن