ن  نگرشهائی  است‌ که  ما  می‌پسندیم  بگوئیم‌:  مقدّمات  سوره  و  برخی  از  بخشها  و  بندهای  آن  بعد  از  سورۀ ‌فتح  نازل  شده  است‌،  و  بعضی  از  بخشها  و  بندهای  این  سوره  پس  از  نزول  آن  سوره  نازل  شده  است‌.  مثلاً  آیه‌ای‌ که  در  آن‌،  این  فرموده  است‌:

(ألْيَوْمَ أكملتُ لَكُم دينكُم). 

قطعاً  باید  پس  از  آن  برهه از  زمان‌،  شرف  نـزول  پـیدا  کرده  باشد.  همچنین  آنگونه ‌که  روایتی  می‌گوید:  همۀ  سوره  یکجا  نازل ‌گشته  است‌،  سخن  مقبولی  نیست  و  این  سوره  یکجا  نازل  نشده  است‌.

همچنان ‌که  قبلاً  در  دیباچۀ  سوره‌های  بقره  و  آل‌عمران  و  نساء ‌گفتیم‌،  در اینجا  نـیز  سخن  را  تکرار  می‌کنیم  و  می‌گوئیم‌:

در  اینجا  دربارۀ  پیکاری  سخن  می‌گوئیم ‌که  قرآن ‌گروه  مسلمانان  را  در  آن  با  دشمنانشان  و  دشـمنان  آئـینشان  د‌رگیر  می‌سازد.  مقدّم  بر  همۀ  دشمنانشان‌،  یـهودیان  و  مشرکان  و  منافقان  قرار  دارنـد.  همراه  با  ذکـر  چنین  دشمنانی‌،  جهان‌بینی  اسلامی  در  اندرون  مؤمنان  به  وجود  آورده  می‌شود.  در کنار  ذکر  دشمنان‌،  و  ساخت  جهان‌بینی  اسلامی‌،  با  رهنمودها  و  قانونگذاریها  به  سر  و  سامان  دادن  و  نظم  و  ترتیب  بخشیدن  جامعۀ  اسـلامی  پرداخته  می‌شود  ...  همۀ  اینها  در  یک  زمان  و  با  برنامۀ  یگانه‌،  و  در  نفس  یگانه‌،  انجام  می‌پذیرد.

مهم‌ّترین  ارکان  و  اصول  ساختار  ایدئولوژی  اسلامی‌:  نجات  دادن  عقیدۀ  توحیدی  و  آئـین  یکـتاپرستی  از  هر گونه  ظلمت  و  تاریکی  است‌.  همچنین  بیان  معنی  و  مفهوم  (‌دین‌)  است‌ که  برنامۀ  زنـدگی  است‌.  دیگـری  داوری  بردن  و  رفتار  نـمود‌ن  برابر  چیزی  است ‌که  خداوند  یگانه  نازل  فرموده  است‌،  و  دریافت  فرمان  از  یزدان  سبحان  دربارۀ  همۀ  امور کار  و  بار  زندگی  است  که  ایمان  و  اسلام‌ گفته  می‌شود.  بدون  رعایت  چنین  کاری‌،  یکتاپرستی  یزدان  و  به  یگانگی  شناختن  خداوند  جهان‌،  در  میان  نخواهد  بود.  زیرا  خدا  را  به  یگانگی  شناختن‌،  عبارت  است  از:  اختصاص  الوهیّت  به  ایـزد  دادار،  و  انـحصار  ویـژگیهای  الوهیّت  به  آفریدگار  بزرگوار،  بگو‌نه‌ای  که  در  ويژگیهای  الوهیّت‌،  انـبازی  برای  خدا  قرار  داده  نشود.  بايد  متوجّه  بود که  حاکمیّت  و  فرمانروائی‌،  و  قانونگذاری  و  تـعیین  مقرّرات  برای  مردمان‌،  از  ویژگیهای  الوهیّت  بشمار  است‌،  همانگو‌نه  که  با  پرستش  مراسـم  عبادی،  مردمان  را  به  بندگی  کشاندن‌،  جزو  ویژگیهای  الوهیّت  محسوب  می‌گردد.  بلی  قانونگذاری  و  تعیین  مراسم  عبادی،  بطور  یکسان  از  ویژگیهای  الوهیّت  است  ...  این  سوره  -  همانگونه ‌که  قبلاً گفتیم  -  سخت  بر  این  نکته  تکیه  دارد  و  محور  سخن  در  آن  کاملاً  بر  این  نقطه  استوار  است‌.

هر چند که  موضوعهای  سوره‌های  سه‌گانۀ  مطوّل  پیشین‌،  با  موضوعهائی ‌که  این  سوره  بدا‌ن  می‌پردا‌زد،  نزدیک  به  هم  است‌،  همانگو‌نه که  در  این  عرضۀ کوتاه  و  گذرا  ملاحظه  می‌گردد،  امّا  (‌شخصیّت‌)  هر  سوره‌ای‌،  و  محیط  و  فضا  و  سایه  روشن  و  شیوۀ  خاصّ  آن  در کار  پرداختن  بدین  موضوعها،  مسـتقل  و  جداگانه  است‌.  بدانسان  که  (‌شخصیّت‌)  هر  سوره‌ای‌،  به  تـمام  و کمال  متمایز  و  متفاوت  با  سائر  سوره‌ها  است‌،  و  قالب  خاصّ  خود  رادارد.

قالب  خاصّ  و  برجستۀ  این  سوره‌،  قالب  تبیین  و  تشریح‌،  و  تعبیر  و  تنویر  قاطعانه  است‌.  تبیین  و  تعبیر  قاطعانه‌،  چه  رسد  به  این ‌که  در  ذکر  احکام  و  قوانین  و  اصول  مسائل  شرعی  مشهود  است‌ که  بطور طبيعی  مقضی  تبیین  و  تعبیر  و  قاطعیّت  در  سراسر  قرآن  است  و  در  سایر  سوره‌ها  نیز  وضع  به  همین  مـنوال  است،  ولی  در  ایـن  سوره  چنین  قضایا  و  مسائلی  با  قاطعیّت  هر چه  بیشتر،  و  با  شیوۀ  تعبیر  بسیار  باریک  و  دقیق  ذکر  و  بررسی  می‌گردد.  این‌ کار  هم  شخصّیت  عامّ  مستقلّ  و  ممتازی  به  کل  سوره  می‌دهد،  و  از  آغاز  تا  انجام  سوره  به  چنین  قالبی  ریخته  می‌شود.

*
پیش  از  این ‌که  دیباچۀ  این  سوره  را  به  پایان  برسانیم،  ضروری  می‌دانیم  دربارۀ  حقیقتی  سخن  بگوئیم‌ که  آیۀ  سوم  این  سوره  در  بر  دارد،  آنجا که  خطاب  بدین  ملّت  می‌فرماید:

(ألْيَوْمَ أكملت لكم دينكم , وأتممت عليكم نعمتي ورضيت لكم الإسلام دينًا ).

امروزه  (‌احکام‌)  دین  شما  را  برایتان  کـامل  کـردم  و  (‌بـا  عزّت  بخشیدن  بـه  شـما  و  اسـتوار  داشتن  گامهایتان‌)  نعمت  خود  را  بر  شما  تکمیل  نمودم  و  اسلام  را  به  عنوان  آئین  خداپسند  برای  شما  برگزیدم  .

این  فرموده  بیانگر  یگانگی  سرچشمه‌ای  است  که  ایـن  ملّت‌:  برنامۀ  زندگی،  و  نـظم  و  نظام  جامعۀ  خود،  و  مقرّرات  ارتباطات  خـویش‌،  و  رهنمودهای  مصالح  خویشتن  را  تا  روز  رستاخیز  از  آن  دریـافت  می‌دارد‌.  همچنین  این  فرموده  بیانگر  استقرار  این  آئین  با  تـمام  جزئیّات  عقیدتی  و  پرستشی  و  قانونی  خود  است‌.  دیگر  در  مسائل  عقیدتی  و  پـرستشی  و  قانونی  آن‌ کمترین  تعدیل  و  تغییری  صورت  نمی‌گیرد.  زیرا  این  آئین‌ کامل  شده  است  و كار  آن  پایان  پذیرفته  است‌.  تعدیل  چیزی  در  این  آئین‌،  همسان  انکار  جملگی  آن  است‌.  چرا که  انکا‌ر  چیزی  ا‌ست‌ که  یزدان  جهان  آن  را کامل  و  تـمام  اعلام  فرموده  است‌.  مسلّماً  چنین  انکاری‌ کفر  بشمار  است‌،‌ کفری ‌که  قابل  ستیز  و  جدال  نیست  ...  و  امّا  عدول  از كُلّ  این  دین  و  برنامۀ  رب‌العالمین‌،  و گرایش‌ ‌به  آئین  و  برنامه‌ای  جز  آن‌،  و  پذیرش  سیستم  و  نظام  دیگری،  و شریعت  و  قانون  دیگری‌،  نیازی  به ‌گفتار  در  این  زمینه  نیست‌.  زیرا  یزدان  سبحان  خودش  در  این  سوره  از  چنین  مسأله‌ای  صحبت  فرموده  است‌،  و  سخن  آفریدگار  برای  کسی‌ که  خواهان  توضیح  بیشتر  باشد  بس  است‌،  و  بالاتر  از  سخن  یزدان  برای  انسان  سخنی  نیست‌.

این  آیه  بیانگر  چیزی  است‌ که  جای  بحث  و  ستیز  نیست‌.  این  آیه  می‌فرماید:  این  دین‌،  آئین  جاودانه‌ای  است‌،  و  این  شریعت‌،  شریعت  همیشگی  است‌.  ایـن  شکـلی ‌که  خداوند  آن  را  به  عنوان  دین  برای  مسلمین  پسند  فرموده  است‌،  آخرین  شکل  بشمار  است  ...  این  دین‌،  آئـین  آن  زمان  و  آئین  این  زمان  و  آئین  هر  زمان  دیگری  است‌.  دیگر  هیچ  زمانی  و  هیچ  دوره‌ای‌،  آئینی  جز  ایـن  دیـن  ندارد.  این  دین‌،  واپسین  رسالت  برای  انسـانها  است‌.  کامل  و  تمام ‌گشته  است‌،  و  یـزدان  جـهان  آن  را  برای  انسانها  به  عنوان  دین  پسند کرده  است  و  از  آن  خشنودی  خود  را  اظهار  فرموده  است‌.  پس‌ کسی‌ که  بخواهد  آن  را  تبدیل  یا  تغییر  یا  دگرگونه ‌کند  و  بپيراید  و  بیاراید،  و  سائر  تعبیراتی ‌که  در  ایـن  زمـان  می‌گویند  و  زبان  را  بدانها  پیچ  می‌دهند،  چنین‌ کسی  باید  جز  اسـلام  آئـین  دیگری  را  ب