 تنها  در  برابر  خدا کرنش ‌کنند  و  خم  شوند  و  سجده  برند،  و به  یاد  خدا  باشند  نه  به  یاد کس  دیگری‌.  خدا  می‌خواهد  مردمان  بدانند که  قرب  به  خدا  از  دامادی  و  خویشاوندی  بـرنمی‌خیزد،  بلکه  از  پرهیزگاری  و  کردار  شـایسته  سرچشمه  می‌گيرد.  در  این  راستا  مردمان  برای  نزدیکی  به  خدا  زمین  را  آبادان  می‌سازند  و کـارهای  شایسته  انجام  می‌دهند.  خدا  می‌خواهد  که  مـردمان  با  حقیقت  الوهیّت  و  حقیقت  عبودیّت  آشنائی  پیدا کنند،  و  بدین وسیله  نگذارند  قدرت  و  سلطۀ  یزدان  در  زمین  بازیچه  دست  مدّعیانی  شود که  به  نام  خدا  یا  به  نام  غیر  خدا،  ادّعای  قدرت  و  سلطۀ  خدائی  می‌کنند.  تا کار  و  بار  جهان  و  دستور  و  فرمان  همه  چیز  در  آن‌،  به  خدا  برگردد  و  بس.  و در پرتو  آن  زندگانی  ایشان  اصلاح  شود  و ترقّی  نماید  و  ارزش  پیدا  کند.

شناخت  این  حقیقت  بزرگ،  و  دیدگان  مردمان  را  متوجّه  خدای  یگانه ‌کردن‌،  و  دلها  را  آویزۀ  خشنودی  او  نمودن‌،  و  انجام‌ کارها  همراه  با  تقوا  و  پـرهیزگاری‌،  و  ادارۀ  سازمان  زندگی  برابر  اجازه  و  قانون  و  برنامۀ  یزدان  نه  دیگران‌،  اینها  همه  پشتوانۀ  نیکی  و  بزرگواری  و  آزادگی  و  دادگری  و  پایداری  است  و  به  حسـاب  انسـانها  در  زندگی  زمینی  خودشان‌ گرفته  مـی‌شود،  و  تـوشه‌ای  از  نیکی  و  بزرگواری  و  آزادگی  و  دادگری  و  پـایداری  است‌ که  انسانها  در کرۀ  زمین  و  در  همین  جـهان  از  آن  برخوردار  و  بهره‌مند  می‌شوند.  اما  چیزی‌ که  یزدان  به  مؤمنان  معترف  به  عبودیّت  و  انجام  دهندگان  کارهای  شایسته  و  بایسته،  در  آخرت  عطاء  می‌فرماید،  در  واقع  کرم  و  فضل  خدا  است  و  فیض  و  جوششی  از  عطاء  الهی‌.  در  پرتو  این  نور  لازم  است  به  مسألۀ  ایمان  به  یـزدان  بنگریم  در  آن  شکل  روشنی ‌که  اسلام  آن  را  به  ارمغان  آورده  است‌،  و  مقرّر  فرموده  است ‌که  اسـاس  همۀ  رسالتهای  آسـمانی‌،  و  دعوت  جملگی  پـیغمـبران  الهی  بوده  است‌،  پیش  از  این  که  پیروان،  رسالت  و  دعوت  را  تحریف‌ کنند  و  تغییر  دهند،  و  نسلها  آن  را  زشت  و  آلوده  سازند.  لازم  است  به  مسألۀ  ایمان  بنگریم  و  آن  را  تولّد  تازۀ  انسانها  بدانیم.  تولّد  تـازه‌ای  که  بزرگواری  و  آزادگی  و  دادگری  و  صلاح  انسـانها  با  آن  فزونی  می‌گیرد  و  رشد  می کند،  و  خروج  از  پرستش  و  بندگی  بندگان  به  سوی  پرستش ‌و بندگی ‌یزدان ‌یگانه‌، ‌هم‌ در  شـعائر  و  مـراسم  عبادی  و  هـم  در  نظام  و  سازمان  اجتماعی‌،  برای  انسانها  میسّر  و  ممکن  می‌گردد.

کسانی  که  از  بندگی  یزدان  سرپیچی  می‌کنند،  در  برابر  بندگیهای  فراوان  دیگری  سر  فرود  می‌آورند  و  خویشتن  را کوچک  و  خوار  می‌دارند  که  پایانی  ندارند.  خویشتن  را کوچک  و  خوار  می‌دارند  در  بندگی  هواها  و  هوسها  و  لذّتها  و  شهوتها!  در  بندگی ‌گمانها  و  خرافه‌ها!  در  بندگی  انسانهائی  همچون  خودشان‌!  در  برابر  مردمانی  همسان  خودشان  سر  خم  می‌کنند  و  پـیشانی  بر  خاک  مذلّت  می‌سایند!  در  زندگانی  و  سازمانهای  اجتماعی  و  قوانین  و  مقرّرات  و  معیارها  و  میزانهای  خود،  بندگان  همچون  خـویشتن  انسـان  را  حاکم  می‌سازند  و  فـرماندهی  می‌دهند،  بندگانی ‌که  هم  آنان  و  هم  خودشان  در  پیشگاه  یزدان  برابر  و  یکسانند.  امّا  با  وجود  این‌،  آنان  را  بجای  یزدان  خدایان  خو‌یش  می‌سازند  ...  این  در  همین  جهان  است‌.  امّا  در  آن  جهان‌:

(فَيُعَذِّبُهُمْ عَذَاباً أَلُيماً وَلاَ يَجِدُونَ لَهُم مِّن دُونِ اللّهِ وَلِيّاً وَلاَ نَصِيراً) (173) 

 خداوند  آنان  را  مجازات  دردناکی  خواهـد  کـرد،  و  بـجز  خدا  سرپرست  و  یاوری  نخواهند  یافت‌.

این  مسأله‌،  مسألۀ  بسیار  بزرگی  در  ایدئولوژی  آسمانی  است‌.  ایـن  آیه  در  همین  روند  قرآنی  به  هنگام  رویاروئی  با  انـحراف  و کـجروی  اهل ‌کتاب‌،  یـعنی  مسیحیان  آن  زمـان‌،  و  در  هنگام  رویـاروئی  با  همۀ  انحرافها  و کجرویها  تا  آخر  جهان،  بدان  می‌پردازد.

*از  اینجا  است ‌که  جملگی  مردمان  دعوت  مـی‌گردند،  همانگو‌نه ‌که  اهل‌ کتاب‌،  یعنی  یهودیان‌،  در  درس‌ گذشته  فرا  خوانده  شـدند.  دعوت  می‌گردند  و  فرا  خوانده  می‌شوند  به  این ‌که‌ گوش  فرا  دهند  و  بشنوند که  واپسین  رسالت‌،  برهان  و  حجّت  خود  را  از  خدا  دریافت  می‌دارد.  واپسین  رسالت  نوری  است‌ که  تاریکی‌ها  و گمان‌ها  را  می‌زداید  و  شکها  و  شبهه‌ها  را  برطرف  می‌نماید.  هر  کس ‌که  از  این  رسالت  واپسین‌،  رهنمود گیرد  و  بدان  چنگ  زند،  رحمت  خدا  را  خواهد  یافت‌ که  او  را  در  پناه  خود  می‌دارد،  و  لطف  خدا  را  خواهد  یافت‌ که  او  را  فرا  می‌گیرد.  اصلاً  در  این  امر،  نور  و  هدایت  به  سوی  راه  راست  خدا  را  پیدا  خواهد کرد:

(يَا أَيُّهَا النَّاسُ قَدْ جَاءكُم بُرْهَانٌ مِّن رَّبِّكُمْ وَأَنزَلْنَا إِلَيْكُمْ نُوراً مُّبِيناً (174) فَأَمَّا الَّذِينَ آمَنُواْ بِاللّهِ وَاعْتَصَمُواْ بِهِ فَسَيُدْخِلُهُمْ فِي رَحْمَةٍ مِّنْهُ وَفَضْلٍ وَيَهْدِيهِمْ إِلَيْهِ صِرَاطاً مُّسْتَقِيماً) (175) 

ای  مردم‌،  از  سوی  پروردگارتان  حجّتی  به  نزدتان  آمده  است  (‌که  مـحمّد  است  و  او  بـا  سیرت  عملی  و  دعوت  تشـریعی  خـود،  حـقیقت  ایـمان  را  بـرایـتان  روشـن  می‌سازد،  و  مؤیّد  به  معجزات  الهی  است‌)  و  به  سـویتان  نور  آشکار  فرستاده‌ایم  (‌که  قرآن  است  و  همچون  نور  با  پرتو  خود  راه  را  روشن  و  به  سوی  نـجات  رهنمودتان  می‌سازد)‌.  کسانی  که  بـه  خدا  ایـمان  بـیاورند  و  بـدان  (‌کتاب  او،  یعنی  قرآن‌)  چنگ  زنند، ‌ایشان  را  بـه  رحمت  و  فضل  عظیم  (‌خود  که  بهشت  است‌)  وارد  خواهد  ساخت‌،  و  در  راه  راستی  به  سـوی  خود  رهنمودشان  خواهـد  کرد.

این  قرآن‌،  برهان  و  حجّت  خود  را  از  پروردگار  مردمان  دریافت  می‌دارد  و  آن  را  برای  مردمان  به  ارمـغان  می آورد:

(يَا أَيُّهَا النَّاسُ قَدْ جَاءكُم بُرْهَانٌ مِّن رَّبِّكُمْ).

  ای  مردم‌،  از  سوی  پروردگارتان  حجّتی  به  نزدتان  آمده  است‌.

در  قرآن  نمای  ساختار  ربّانی  هویدا  است‌.  نـمائی‌ که  قرآن  را  از  سخنان  انسانها  و  از  سـاختار  مردمان  جدا  می‌کند.  هم  قواعد  و  هم  مطالب  آن  را  ممتاز  می‌سازد.  این  هم  مسألۀ  بسیار  روشنی  است‌. گاهی  بدین  مسأله  کسانی  پـی  می‌برند که  از  زبان  عربی  حرفی  را  نمی‌دانند.  بگو‌نه‌ای  بدین  مسأله  پی  می‌برند که  انسان  را  به  شگفت  وامی‌دارد  و  به  تعجّب  می‌اندازد.

بر  عرشۀ ‌کشتی  بودیم  و  در عرض  اقیانوس  آتلانتیک  به  سوی  نیویورک  حرکت  می‌کردیم‌.  هنگامی‌ که  بالای  کشتی  نماز  جمعه  را  می خواندیم‌،  شش  نفر  مسافر  و  از  کشورهای  مختلف  عربی  بودند،  و  بسیاری ‌کارگران  کشتی  بودند  و  از  ایالت  نُوبه،  واقع  در  شـمال  شر