گان  یزدانند،  و  از  بندگی  یزدان  سرباز  نمی‌زنـد.  قطعاً  جملگی  آفریدگان  یزدان  فردای  قیامت  در  پیشگاه  او گرد  آورده  می‌شوند.  آنان ‌که  از  صفت  بندگی  سرباز  زنند،  عذاب  دردنـاک  دوزخ  چشم  براه  ایشان  است‌.  کسانی  هم  بدین  بندگی  اعتراف ‌کنند،  پاداش  بزرگ  از  آن  ایشان  است‌:

(لَّن يَسْتَنكِفَ الْمَسِيحُ أَن يَكُونَ عَبْداً لِّلّهِ وَلاَ الْمَلآئِكَةُ الْمُقَرَّبُونَ وَمَن يَسْتَنكِفْ عَنْ عِبَادَتِهِ وَيَسْتَكْبِرْ فَسَيَحْشُرُهُمْ إِلَيهِ جَمِيعاً (172) فَأَمَّا الَّذِينَ آمَنُواْ وَعَمِلُواْ الصَّالِحَاتِ فَيُوَفِّيهِمْ أُجُورَهُمْ وَيَزيدُهُم مِّن فَضْلِهِ وَأَمَّا الَّذِينَ اسْتَنكَفُواْ وَاسْتَكْبَرُواْ فَيُعَذِّبُهُمْ عَذَاباً أَلُيماً وَلاَ يَجِدُونَ لَهُم مِّن دُونِ اللّهِ وَلِيّاً وَلاَ نَصِيراً) (173) 

هرگز  مسیح  ابائی  از  این  ندارد  که  بـنده‌ای  (‌از  بندگان  متواضع‌)  برای  خدا  بـاشد،  و  فرشتگان  مـقرّب  نـیز  (‌از  بندگی  او  سر  باز  نمی‌زنند)‌.  و  کسی  که  از  عبادت  خدا  

سرباز  زند  و  خویشتن  را  بزرگتر از آن  شمرد  (‌کـه  بـه  عـبادت  او  پـردازد،  او  را  بـه  عــذاب  ســختی  گرفتار  می‌سازد،  بدانگاه‌)  که  همگان  را  در  پیشگاه  خود  گرد  می‌آورد.  و  امـا کسانی  کـه  ایمان  بیاورند  و  کارهای  شایسته  انجام  دهند،  خداوند  پاداش  ایشان  را  به  تمام  و  کمال  خواهد  داد  و  از  فضل  خود  بر  پاداش  آنان  خواهد  افزود.  و  اما  کسانی  که  سر  باز  رنند  و  بزرگی  ورزند،  خداوند  آنان ‌را  مجازات‌ دردناکی  خواهد  کرد.  و  بجز  خدا  سرپرست  و  یاوری  نخواهند  یافت‌.

قطعاً  مسیح  پسر  مریم  خویشتن  را  بالاتر  از  این  نمی‌داند  که  بنده ای  برای  خدا  باشد.  زیرا  او  عليه السّلام  که  پیغمبر  خدا  و  فرستادۀ  یزدان  است‌،  بهتر  از  همگان  حقیقت  الوهیّت  و  حقیقت  عبودیّت  را  می‌شناسد،  و  خیلی  خوب  می‌داند که  این  دو  چیز  دارای  ماهيّت  جداگانه‌ای  هستند  و  آمـیزۀ  یکدیگر  نمی‌گردند.  او  بهتر  از  هر کسی  می‌دانـد که  خودش  از  زمرۀ  آفریدگان  یزدان  جهان  است‌،  و  آفریدۀ  یزدان‌،  همسان  یزدان  نمی‌شود،  و  یا  جزئی  از  ذات  خدا  نمی‏گردد!  او  از  همه  خوبتر  می‌داند که  بندگی  خدا کردن  -  علاوه  از  این ‌که  حقیقت  مؤكّد  یگانه‌ای  است  -  از  ارزش  وی  نمی‌کاهد.  زیرا  بندگی  خدا  مرتبه‌ای  است‌ که  از  دسترسی  بدین  مرتبه‌ کسـی  خودداری  و  سـرییچی  نمی‌کند  مگر  این‌ که کافر  باشد  و  نعمت  آفریدن  و  پدید  آوردن  جهان  را  نـپذیرد  و  منکر  آفرینش  هسـتی  از  نیستی  شود.  بندگی  منزلتی  است‌ که  خدا  پیغمبرا‌ن  خود  را  بدان  می‌ستاید.  پیغمبران ‌که  والاترین  و  ارجمندترین  کسـان  در  پیشگاه  یزدانـند.  فرشتگان  مـقرّب ‌که  روح‌القدس‌،  یعنی‌:  جبرئیل  نیز  در  میان  آنان  است‌،  بدین  منزلت  سرافرازنـد،  و  همچون  عیسی  عليه السّلام  ‌و  سائر  انبیاء‌،  بدین  مرتبت  می‌نازند.  پس  چرا  باید گروهی  از  پیروان  مسيح،  چیزی  را  سزاوار  مسیح  ندانند  و  برای  او  نپذیرند که  خودش  چنانکه  باید  از  آن  آگاه  است  و  بدان  خشنود  است‌؟!

(وَمَن يَسْتَنكِفْ عَنْ عِبَادَتِهِ وَيَسْتَكْبِرْ فَسَيَحْشُرُهُمْ إِلَيهِ جَمِيعاً) (172)

کسی  که  از  عبادت  خدا  سـر  بـاز  زنـد  و  خویشتن  را  بزرگتر  از آن  شمرد  (‌که  به  عبادت  او  پـردازد،  او را  بـه  عذاب  سختی  گرفتار  می‌سازد،  بدانگاه‌)  كه  همگان  را  در  پیشگاه  خود  گرد  می‌آورد.

زیرا  سرپیچی  آنان  و خود  بزرگ  بینی  ایشان‌،  نمی‌تواند  باعث‌ گردد که  خدا  ایشان  را  با  قدرت  خود  نتواند  جمع  آورد  و گردآوری ‌کند.  آن  هم  قدرت  الوهیّت  بر  بندگان!  خداوند  منکران  و کافران  را  جمع  می‏‎گرداند،  همانگو‌نه  که  مؤمنان  معترف  به  بندگی  و  تسلیم  شوندگان  یزدان  را  گردآوری  می‌کند.

کسانی‌ که  حقّ  را  شناخته‌اند،  و  به  بندگی  خود  در  برابر  خدا  اقرار  نموده‌اند،  و  کارهای  شایسته  و  بایسته  انجام  داده‌اند،  زیرا  انجام  کارهای  شایسته  و  بایسته،  ثمرۀ  چنین  شناخت  و  اعترافی  است‌،  خداوند  پاداش  ایشان  را  کاملاً  اداء  می‌نماید  و  حتّی  از  روی  لطف  -  آن  هم  می‌افزاید.

(وَأَمَّا الَّذِينَ اسْتَنكَفُواْ وَاسْتَكْبَرُواْ فَيُعَذِّبُهُمْ عَذَاباً أَلُيماً وَلاَ يَجِدُونَ لَهُم مِّن دُونِ اللّهِ وَلِيّاً وَلاَ نَصِيراً) (173) 

و  امّا  کسانی  که  سر  باز  زنند  و  بزرگی  ورزند،  خداوند  آنان  را  مجازات  دردناکی  خواهد  کرد،  و  بـجز  خدا  سرپرست  و  یاوری  نخواهند  یافت‌.

یزدان  سبحان  از  بندگان خود  نمی‌خواهد  به  بندگی  خو‌يش  اقرار کنند،  و  تنها  او  را  بپرستند،  بدان  خاطر که  خدا  نیازی  به  بندگی  و  پرستش  ایشان  داشته  باشد،  و  نه  بدان  خاطر که  بندگی  و  پرستش  آنان ‌کمترین  چیزی  بر  ملک  و  مملکت  و  قدرت  و  عظمت  یزدان  می‌افزاید،  و  یا  از  آن  می‌کاهد  و کم  می‌نماید.  بلکه  بدان  خاطر  است  که  آنان  حقیقت  الوهیّت  و  حقیقت  عبودیّت  را  بشناسند  تا  جهان‌بینی‌ها  و  اندیشه‌ها  و  احساسات  و  ادراکات  ایشان  راست  و  درست ‌گردد،  و  زندگانی  و  احـوال  و  اوضـاع  ایشـان  خوب  و  نیك  شود.  زیـرا  مـمکن  نیست  جهان‌بینی‌ها  و  ا‌ندیشه‌ها  و  احساسات  و  ادراکات‌،  راست  و  درست‌ گردد  و  اطمینان  یابد  و  آرامش  پذیرد،  و  ممکن  نیست‌ که  زندگی  و  اوضاع  و  احوال  بر  پـایۀ  بنیادین  استوا‌ری  استوا‌ر گردد  و  سر  و  سامان‌ گیرد،  جز  با  چنین  آگاهی  و  شناختی‌،  و  جز  در  سایۀ  اقرار  و  اعترافی ‌که  پیرو  و  پیآمد  چنان  آگاهی  و  شـناختی  است‌،  و  جز  در  پرتو  آثاری‌ که  نتیجه  و  ثمرۀ  چنان  ا‌قرار  و  اعترافی  است‌.

یزدان  سبحان  می‌خواهد که  این  حقیقت‌،  با  تمام  جوانبی  که  دارد  و  به  بیان  آنها  پرداختیم‌،  در  اندرون  مردمان  و  در  حیات  ایشان  استقرار  پیدا كند،  تا  از  بندگی  بندگان  بدر  آیند  و  به  بندگی  خداوند  یگانه  جهان  بپردازند‌،  و  بدانند  و  آگاه  شوند که  صاحب  سلطه  و  قدرت  در  جهان  هستی  و  در کرۀ  زمین  چه ‌کسی  است‌،  و  در  برابر کسی  کرنش  نکنند  و  از کسی  فرمان  نبرند  مگر  از  یزدان  جهان  و  مگر  از  برنامه  و  قانونی‌ كه  آفریدگار  هستی  برای  زندگی  وضع  فرموده  است‌،  و  مگر  از کسی‌ که  زندگانی  مردمان  را  برابر  برنامه  و  مطابق  قانون  خدا  راه  ببرد  و  اداره ‌کند  نه  برابر  برنامه  و  مطابق  قانون  دیگری‌.  خدا  می‌خو‌اهد که  مردمان  بدانند که  بندگان  همگی  بنده  هستند.  تا  بدین  وسیله  در  برابر  هر کسی  جز  خدا  سر  را  بلند  نگاه  دا‌رند.  آخر  سرها  تنها  در  برابر  خدا  پـائین  می‌آید  و  پیشانیها  بر  زمین  به  سجده  درمـی‌آید.  خدا  می‌خواهد  مردمان  در  برابر  زورمد‌اران  و  ستمگر‌ان  احساس  عزّت  و  شکوه‌ کنند،  آخر  مردمان  باید 