ا  تسبیح  و  تقدیس  کن‌.  ما  سخن  (‌پر  مسؤولیّت  و  پر  دردسر  و  لبریز  از  تکالیف  و  وظائف‌)  سنگینی  را  بر  تو  نـازل  خـواهیم  کرد.(‌مزّمّل‌/  1-5 ‌)  

این  همان  چیزی  است‌ که  خداوند  پیغمبر  خود  را  بدان  می‌خواند  و  متوجّه  آن  می‌سازد،  در  آن  حال‌ که  بدو  فرمان  می‌دهد که  بگو‌ید  و  مـعنی  و  حقیقت  چیزی  را  بفهمد که ‌می‌گوید:     

(قل:إني لن يجيرني من الله أحد , ولن أجد من دونه ملتحدا . . إلا بلاغا من الله ورسالاته .).

بگو:  (‌اگر  من  از  خدا  نافرمانی  کنم‌)  هیچكس  مرا  در  برابر  (‌خشم‌)  خدا  پناه  نمی‌دهد،  و  پناهگاهی  (‌برای  حفظ  خود  از  عذاب  خدا)  جز  خدا  نمی‌یابم  ...  لیکن  (‌تـنـها  کـاری  کـه  می‌توانم  بکنم‌)  تبلیغ  از  سوی  خدا،  و  رسانذن  پيامهای  او  است‌.(‌جن  /  ٢٢و 23) 

 (عالم الغيب فلا يظهر على غيبه أحدا , إلا من ارتضى من رسول , فإنه يسلك من بين يديه ومن خلفه رصدا . . ليعلم أن قد أبلغوا رسالات ربهم . وأحاط بما لديهم و أحصى كل شيء عددًا). 

دانندۀ  غیب  خدا  است‌،  و  هیچ  کسی  را  بر  غیب  خود  آگاه  نمی‌سازد  مگر  پیغمبری  که  خدا  از  او  خشنود  باشد.  خدا  (‌برای  حفظ  آن  مقدار  غیبی  که  او  را  از آن  مطّلع  می‌کند،  از  میان  فرشتگان‌)  محافظان  و  نگهبانانی  در  پيش  و  پس  او  روان  می‌دارد.  تا  خدا  بدانـد  کـه  پـیغمبران  پیامهای  پروردگارشان  را  رسانده‌اند،  هر  چند  که  خدا  از  هـمۀ  چیزهائی  که  نزدیک  ایشان  است  (‌و  در  درون  و  بیرون  آنان  است‌)  کاملاً  آگاه  بوده  و بدانها  احاطه  دارد،  و  هـر  چیزی  را  دانه  دانه  سـرشماری  کرده  است  و  دقیقاً  می‌داند. (‌جن  /  ‌26-28)
کار  بس  هراسناک  بزرگی  است‌. کار  پائیدن  مردمان  و  نظارت  بر  آنان  است‌. کار  زندگی  و  مرگشان  است‌. کار  خوشبختی  و  بدبختی  آدمیان  است‌. کار  پاداش  و  پادافره  است‌.  بالأخره ‌کار  انسانهائی  است‌ که  یا  رسالت  و  پیام  آسـمانی  بدو  مـی‌رسد  و  آنان  رسالت  و  پیام  را  می‌پذیرند  و  از  آن  پیروی  می‌کنند  و  در  نتیجه  در  دنیا  و  آخرت  خوشبخت  می‌گردند.  و  یا  این‌ که  رسالت  و  پیام  آسمانی  بدیشان  می‌رسد  و آن  را  نمی‌پذیرند  و  به  ترک  آن  می‌گويند  و  در  نتیجه  در  دنـیا  و  آخـرت  بدبخت  می‌شوند.  و  یا  این ‌که  رسالت  و  پیام  آسمانی  بدیشان  نمی‌رسد  و  در  پیشگاه  پروردگارشان  حجّت  و  برهانی  خواهند  داشت  و  عذرشان  پذیرفته  خوا‌هد  شد. گـناه  بدنی  و گمراهی  دنیوی  چنین  کسـانی‌،  وبال ‌گـردن  اشـخاصی  می‌گردد کـه ‌کار  تبلیغ  اوامـر  و  نواهی  و  رساندن  رسالت  و  پیام  الهی  بر  عهدۀ  آنان  بوده  است  و لیکن  تبليغی  نکرده‌اند  و  پیامی  نرسانده‌اند.

امّا  پيغمبران  یزدان  -  عليْهِمُ  الصّلاة  و  الـسّـلامُ  - ‌ادای  امانت ‌کرده‌اند،  و  رسالت  آسمانی  را  رسانده‌اند،  و  از  زیر  بار  چنین  تعهّد  سنگینی‌،  پاک  و  پاکیزه  بدر  آمده‌اند  و کاملاً  ادای  وظیفه  فرموده‌انـد.  آنـان  تـنها  با  زبان،  رسالت  و  پیام  الهی  را  به  مردم  نرسانده‌اند  و  بس.  بلکه  ایشان  علاوه  از  تبلیغ  با  زبان،  در  عمل  نیز کار  تبلیغ  را  به  نهایت  رسانده‌اند،  و  در  عمل  پیکرۀ  پیشوائی  بوده‌اند،  و  شب  و  روز  برای  زدودن  موانع  و  عوائق  به  جهاد  بزرگ  سنگینی  دست  یازیده‌اند  و  به  پیکار  پرداخته‌اند.  این  موانع  و  عوائق  چه  شبهه‌هائی  بوده  باشد که  به  سینه‌ها  خزیده‌اند  و  دلها  را  متردّد  و  پریشان‌ کرده‌اند،  و  یا  گمراهیهائی  بوده  باشد که  آراسته  و  پیراسته  جلوه‌گر  شده‌اند،  و  یا  نیروها  و  قدرتهای  قلدر  و  سرکشی  بوده  باشد که  مردمان  را  از  پذیرش  دعوت  الهی  باز  داشته‌اند  و  ایشان  را  از  دین  برگردانده‌اند.  همانگونه  کـه  پیغمبر  اسلام  صلّر الله عليه وآله وسلّم  به  عنوان  خاتم‌الأنبیاء‌،  و  آخرین  مبلّغ  دین  خدا،  و  رسانندۀ  آخرین  رسالت  از  رسالتهای  آسـمانی  چنین‌ کرد.  او  برای  زدودن  موانع  و  از  میان  برداشـتن  عوائق‌،  تنها  به‌گفتار  بسنده  نکرد،  بلکه  موانع  و  عوائق  را  نه  تنها  با  زبان  و  بیان،  بلکه  با  شمشير  و  سِنان‌،  در  هم  شکست  و  زدود:

(حتى لا تكون فتنة ويكون الدين لله). 

تا  فتنه‌ای  باقی  نماند  (‌و  کافران  نیروئی  نداشته  باشند  که  بــا  آن  بـتوانند  شـما  را  از  دیـنتان  بـرگردانند)  و  دیـن  (‌خـالصانه‌)  ازآن  خـدا  گردد  (‌و  مؤمنان  جز  از  خدا  نـترسند  و  آزادانــه  بــه  دسـتور  آئـین  خویش  زیست  کنند)‌. (‌بقره/ 193)      

این  وظیفۀ  سنگین  و  واجب  مهمّ  آئین‌،  بر  عهدۀ ‌کسانی  است ‌که  بعد  از  پیغمبر صلّی الله عليه وآله وسلّم ‌آمده‌اند  و  می‌آیند.  بر  عهدۀ ‌کسانی  است‌ که  پیغمبری  او  را  پذیرفته‌اند  و  می‌پذیرند.  نسلها  بدنبال  نسلها  -  از  پیغمبر صلّی الله عليه وآله وسلّم  آمده‌اند  و  می‌آیند.  مسوؤلیّت  رساندن  پـیام  آسمانی  بدین  نسلها  بعد  از  او  بر  عـهدۀ  پیروانش  می‏‎باشد.  پیروان  پیغمبر  صلّی الله عليه وآله وسلّم نـمی‌توانـند  از  زیر  بار  چنین  مسؤولیّتی  -  مسؤولیّت  اتمام  حجّت  خدا  بر  مردمان‌،  و  مسؤولیّت  نجات  دادن  ایشان  از  بدبختی  دنیا  و  عذاب  آخرت  -  شانه  خالی ‌کنند  و  خویشتن  را  برهانند،  مگر  با  تبلیغ  رسالت  و  ادای  امانت  الهی‌،  برابر  همان  برنامه‌ای  که  پیغمبر  صلّی الله عليه و آله وسلّم  ارائه  فرمود،  و  در  همان  راهی ‌که  او  آن  را  پیمود.  چرا که  رسالت  همان  رسالت  است‌،  و  انسانها  هم  انسانند. گمراهیها  و  هواها  و  هوسها  و  شـبهه‌ها  نـیز  موجود  و  در  میانند.  نیروهای  قلدر  و  سرکش  هـم  در  کـمین  مردمان  و  مانع  دستیابی  ایشان  به  دین  و  ایمان  و  دسـترسی  آنـان  به  دعوت  و  رسـالت  آسـمانند.  با  گمراهسـازی  و حقّه  بازی،  و با  قدرت  زور و زر،  مؤمنان  را  از  دین  برمی‌گردانند  ...  موقعیّت  نـیز  همان  موقعیّت  است‌.  موانع  و  عوائق  نیز  همان  موانع  و  عوائق  است‌.  انسانها  هم  انسان  و  زادگان  انسانند.

بناچار  باید  پیام  آسـمانی  را  رسـاند  و  به  کار  تـبلیغ  پرداخت‌.  قطعاً  باید  ادای  امانت  الهی‌ کرد.  رساندن  پیام  و  تبلیغ  رسالت  را  با  عمل  انجام  داد،  بدانگو‌نه ‌که  پـیام  رسانان  و  مبلّغان،  مجسّمۀ  زندۀ  واقعی  چیزهائی  کردند  که  می‌رسانند  و  تبلیغ  می‌کنند.  باید که  پیام  را  رساند  و  رسالت  را  تبلیغ‌ کرد  با  از  میان  برداشتن  سـدّها  و  مانعهائی‌ که  بر  سر  راه  دعوت  آسـمانی  قرار  خواهند  گرفت  و  مردمان  را  با  دروغ  و  نیرنگ  و  قدرت  و  قوّت  از  دین  دور  می‏‎گرداند  یا  از  دین  برمی‌گردانند.  اگر  چنین  رفتار  نشود،  نه  پیامی  به  گوش  دیگران  رسـانده  شده  است  و  نه  اد‌ای  امانتی ‌گشته  است‌.

رساندن  پیام  الهی  و  تبلیغ  رسالت  آسمانی‌،‌ کار  واجبی  است‌ که  بهیچوجه  نمی‌توان  از  آن  سر  باز  زد،  و  از  ادای  چنین  وظیفه‌ای  خودداری‌ کرد.  اگر  پ