سانی  که  ایمان  آورده‌اید،  از  (‌عذاب  و  عقاب‌)  خدا  بپرهیزید  و  آنچه  از  (‌مطالبات‌)  ربا  (‌در  پیش  مردم‌)  باقی  مانده  است  فرو  گذارید،  اگر  مؤمن  هستید.  پس  اگر  چنین  نکـردید،  بـدانـید  کـه  بـه  جنگ  بـا  خدا  و  پیغمبرش  برخاسته‌اید،  و  اگر  توبه  کردید  (‌و  از  ربـاخواری  دست  کشـیدید  و  اوامـر  دیـن  را  گـردن  نـهادید)  اصـل  سرمایه‌هایتان  از  آن  شما  است‌،  نه  ستم  مـی‌کنید  و  نـه  ستم  می بینيد.(بقره /278)                            

(وقرن في بيوتكن ولا تبرجن تبرج الجاهلية الأولى . . .). 

در  خانه‌های  خود  بمانید  (‌و  جز  برای  کارهائی  کـه  خدا  بيرون  رفتن ‌برای  انجام ‌آن‌ را اجازه  داده ‌است‌،‌از  خانه‌ها  بیرون  نروید)  و  همچون  جاهلیّت  پیشین  در  میان  مردم  ظاهر  نشوید  و  خودنمائی  نکنید  (‌و  اندام  و  وسائل  زینت  خود  را  در  معرض  تماشای  دیگران  قـرار  ندهید)‌. (احزاب / 33)                 

(وليضربن بخمرهن على جيوبهن ولا يبدين زينتهن ).

چارقد  و  روسریهای  خود  را  بر  یقه‌ها  و  گریبانهایشان  آویزان  کنند  (‌تا  گردن  و  سینه  و  اندامهائی  که  احتمالاً  از  لابلای  چاک  پیراهن  نمایان  مـی‌شود،  در  مـعرض  دید  مردم  قرار  نگیرد)  و  زینت  (‌اندام  یا  ابزار)  خود  را  نمودار  نسازند. (نور /31)                      

 و  سایر  چیزهائی‌ که  خداوند  دربارۀ  برنامۀ  زنـدگی  بشری  فرموده  است‌.  حقّ  و  حقیقت  هـمان  است ‌که خداوند  سبحان  می‌فرماید.  عقل  را  نسزد که  بگوید:  من  مصلحت  را  در  فلان  چیز  و  فلان‌ کار  می‏بینم،  چیزی‌ که  و کاری ‌که  مخالف  فرمان  یزدان  و  دستور  او  باشد!  یا  چیزی  و کاری  باشد که  خدا  اجازه  نفرموده  است‌ کـه  بشود  و  انجام‌ گیرد،  و  آن  را  برای  انسان  مقرّر  و  آزاد  نـفرموده  است‌.  چه  چیزی ‌که  عـقل  آن  را  مصلحت  می‌داند،  احتمال  خطا  و  صواب  و  درست  و  نادرست  را  دارد،  و چه  بسا  از هواها و هـوسها  و سـرکشی‌ها و  کـشش‌ها  سرچشمه  بگیرد.  ولی  آنچه  را که  خدا  مقرّر  می‌دارد،  جز  صحّت  و  صلاح  احتمال  چیز  دیگری  ندارد.  چیزی  را که  خدا  از  عقائد  و جهان‌بینی‌ها،  و  یا  از  برنامۀ  زندگی  و  سیستم  آن‌،  مقرّر  و  معیّن  داشته  است‌،  موقعیّت  خرد  در  برابرش  یکسان  است‌،  وقتی‌ که  نصّ  صحیح  باشد،  و  دلالت  قطعی  داشته  باشد،  و  مقیّد  به  زمانی  نشده  باشد.  در  این  صورت  عقل  را  نسزد که  بگوید:  عقائد  و  شعائر  عبادی  را  می‌پذیرم‌،  و  لیکن  می‌بینم‌ کـه  زمان  از  لحاظ  برنامۀ  زندگی  و  نظام  حكو‌متی  تغییر پیدا  کرده  است  و  دگرگون  شده  است  ...  اگر  خدا  می‌خو‌است  عملکرد  نصوص  را  مقیّد  به  زمان  سازد،  آن  را  محدود  به  زمان  می‌ساخت‌.

ولی  وقتی ‌که  می‌بینیم ‌که  نصّ  مطلق  است‌،  زمان  نزول  نصّ  و  آخر  زمان‌،  یکسان  و  همگون  است‌.  باید  در  برابر  خدا  جسارت  نورزید،  و علم  یزدان  را  از  نقص  و قصور  پاک  و  دور  دید.  خداوند  متعال  بسی  والاتر  از  این  قید  و  قیود  و  نقص  و  قصوری  است ‌که  چنین‌ کسانی  جسارت  گفتن  آنها  را  به  خود  می‌دهند  ...  اجتهاد  تنها  در  تطبیق  نصّ  عامّ  بر  حالت  جزئی  است‌،  نه  در  پذیرش  اصل  عامّ  یا  عدم  پذیرش  آن‌،  حال  چنین  سخنی ‌تحت  عنوان  هر  مقوله‌ای  از  مقولات  و گفته‌های  خرد  در میان  هر  نسلی  از  نسلها  باشد.

چیزهائی  را که  ما  بیان  داشتیم‌،  از  ارزش  خرد،  و  نقش  آن  در  زندگی  بشری،  چیزی  نمی‌کاهد.  زیرا گسترۀ  دیدگاه  خرد  فراخ  است  و  پهنۀ ‌گسترده‌ای  برای  تطبیق  نصوص  بر  حالتهای  تازه‌ای  دارد که  پیش  روی  آن  است‌،  البتّه  اگر خرد  با  برنامۀ  بینش  آئین  خدا  پرورده  شده  باشد  و  با  معیارهای  برگرفته  از  آئین  یزدان‌،  و  تعلیمات  صحیح  آن‌،  سر  و  سامان  یافته  باشد.  خرد  در  شناخت  سرشت  این  جـهان‌،  و  نيروها  و  انـرژیها  و  اند‌وخته‌های  آن‌،  و  در  شناخت  سرشت  پدیده‌های ‌گیتی  و  زنده‌های  جهان‌،  و  در  سود  بردن  از  چیزهائی‌ که  یزدان  از  جهان  به  تسخیر  عقل  انسان  درآورده  است‌،  و در  رشد  زنـدگی  و  دگـرگون  سازی  و اوج  بخشیدن  به  زندگی  -‌ درحـدود  برنامۀ  الهی‌،  بدانگونه ‌که  خدا  می‌خواهد  و  بدان  اندازه ‌که  او  صلاح  می‏‎بیند،  نه  بدانگونه ‌که  هو‌اها  و  هـوسهائی‌ که  خرد  را گمراه  کـند،  و  سـرشت  را  زیـر  توده‌های  انباشتۀ  خود  پنهان  و  پـوشیده  می‌دارند،  خـواهان  و  خواستار  آن  هستند  -‌ گسترۀ  بس  فراخ  و  چشم  اند‌از  بس  فراوانی  در  معرض  دید  و  در  دسترس  دارد[4]‌.

*
بار  دیگر  می‌ایستیم  و  بدین  آیه  نگاهی  می‌اندازیم‌:
(لِئَلاَّ يَكُونَ لِلنَّاسِ عَلَى اللّهِ حُجَّةٌ بَعْدَ الرُّسُلِ).

 تا  بعد  از  آمدن  پیغمبران  حجّت  و  دلیلی  بـر  خدا  بـرای  مردمان  باقی  نماند.

در  برابر  مسؤولیّت  بزرگی  می‌ایسـتیم‌ که  بر  عهدۀ  پیغمبران  -  صلوات  الله  عليهم  -‌ و  پس  از  آنان  بر عهدۀ  کسانی  انداخته  شده  است ‌که  به  رسالت  ایشـان  ایـمان  دارند.  مسؤولیّت  بزرگی ‌که  در  برابر  همۀ  انسـانها  بر  عهدۀ  آنان  است  و  بدان  اندازه‌ که  بزرگ  است‌،  سنگین  هم  می‏‎باشد.

سرنوشت  همۀ  انسانها،  چه  در  دنیا  و  چه  در  آخرت‌،  به  پیغمبران  و  بعد  از  آنان  به  پیروان  ایشان  واگذار  است‌.  بدان  اندازه‌ که  این ‌کار  به  انسـانها  رسانده  مـی‌شود،  خوشبختی  مردمان  یا  بدبختی  ایشان  حاصل  و  فراهم  می‌گردد  و  ثواب  یا  عقاب  آنان  برآن  مترتّب  می‌آید.  در  دنیا  و  آخرت‌!!  واقعاً  چیز  هراسناک  بزرگی  است‌.  بلی  

این  چنین  است‌:  هراسناک  و  بزرگ!!!  از  اینجا  بود که  پیغمبران  -  صلوات  الله  عليهم‌ -‌ کلانی  و  سـترگی  چیزی  را  احساس  می‌کردند که  بدیشان  واگذار گشته  است  و  بر  دوش  آنان  نهاده  شده  است‌.  یـزدان  سبحان  پیغمبران  را  بینا  و  آگاه  از  سنگینی  و  سختی  مسؤو‌لیّتی  می‌فرمود که  بر  عهدۀ  ايشـان  می‌گذاشت‌.  ایـن  همان  چـیزی  است‌ کـه  خـداونـد  مـتعال  دربارۀ  آن  به  پیغمبر  صلّی الله عليه وآله وسلّم  می‌فرماید:

 (إنا سنلقي عليك قولا ثقيلًا). 

ما  سخن  (‌پر  مسؤولیّت  و  پر  دردسر  و  لبریز  از  تکالیف  و  وظائف‌)  سنگینی  را  بر  تو نازل  خواهیم  کرد.  (‌مز‌ّمّل‌/ 5) 

 ایزد  دادار  به  پیغمبر  صلّی الله عليه وآله وسلّم   یاد  می‌دهد که  چگو‌نه  برای  آن  آماده ‌گردد  و  دامن  همّت  به‌ کمر  زند:

(يا أيها المزمل قم الليل إلا قليلا . نصفه أو انقص منه قليلا . أو زد عليه ورتل القرآن ترتيلا . . إنا سنلقي عليك قولا ثقيلا).

ما  خودمان  قرآن  را  به  تدریج  بر  تو  نازل  کرده‌ایم‌.  حال  کــه  چــنین  است  در  طــریق  تــبلیغ  و  اجـرای  احکـام  پروردگارت  شکیبا  باش‌،  و  از  هیچکدام  از  گناهکاران  و  بی‌دینانشان  فرمانبرداری  مکن‌.  بامدادان  و  شامگاهان  نام  پروردگارت  را  ورد  زبان  ساز.  و  شبانگاهان  برای  خدا  سجده  و  کرنش  ببر،  و  در  شب  خیلی  او  ر