کن  مدینه  نیست  و  بس.  زیرا  قرآن‌،‌ کتاب  اين  ملّت  است  مادام ‌که  وجود  داشته  باشد  و  زندگی  را  بسپرد.  هر  زمان‌ که  این  ملّت  از  قرآن  دربارۀ  دشـمنان  خود  بپرسد  و  فتوی  بطلبد،  قـرآن  پـاسخ  پرسششان  را  می‌دهد  و  برایشان  فتوی  صادر  می‌کند.  هر  وقت  از  قرآن  دربارۀ  ایشان  طلب  اندرز کنند،  قرآن  اندرز  بایسته  را  بدین  ملّت  می‌دهد،  و  هر گاه  از  قـرآن  طـلب  رهـنمود کنند،  بگونۀ  شـایسته  رهـنمودشان  می‌گرداند.  قرآن  دربارۀ  یهودیان  برای  مسلمانان  فتوی  صادر کـرد  و  پندشان  داد  و  رهنمودشان  فرمود،  و  یهودیان  در  بر‌ابرشان ‌کـرنش  بردند  و  از  فرمانشان  اطاعت  نمودند.  امّا  بعدها که  مسلمانان  به  ترک  قرآن  گفتند  و  با  آن  فاصله ‌گرفتند،  آنان  در  برابر  يهو‌دیان  به  کرنش  افتادند  و  از  ایشان  فرمانبرداری‌ کردند.  همانگونه  که  ما  دیدیم ‌که  یهودیان  از  همه  جا گرد  می‌آیند  و  جـماعت  انـدکی  از  ایشـان  بر  مسلمانانی  پیروزی  می‌گردند که  از کتابشان  قرآن  غافل  و  بی‌خبر  شده‌اند،  و  از  هدایت  و  راهنمائی  قرآن  پراکنده‌ گشته‌انـد،  و  آن  را  پشت گوش  افکنده‌اند،  و  به  دنبال  سخنان  این  و  آن  راه  افتاده اند!!  این  ملّت ‌گرفتار  نیرنگ  یهودیان  و  مغلوب  و  مقهور  دست  ایشان  خواهند  بود،  تا  آنگاه‌ که  به  سوی  قرآن  برمی‌گردند.

روند  قر‌آنی‌،  موضعگیری  با  یهودیان  را  رها  نمی‌سازد،  تا  زمانی‌ که‌ گروه  اندکی  از  آنان‌،  انصاف  می‌دهند  و  ایـمان  مـی‌آورند.  در  اینجا  قرآن  پاداش  خوب  و  نیکویشان  را  بیان  می‌دارد،  و  آنان  را  داخـل ‌کاروان  ایمانی  می‌سازد که  ریشه  در  ژرفای  تاریخ  دارد،  و  با  قافله ‌سالاری  پیغمبران  -  علیهم  السلام  -  در  حرکت  بوده  است  و  طی  طریق  نمو‌ده  است‌.  در  پـایان  مقرّر  می‌نماید که  چیزی ‌که  ایشان  را  به  تصدیق  جملگی  آئین  -  یعنی  آنچه  بر  پیغمبر صلّی الله عليه وآله وسلّم  فرود  آمده  است‌،  و  آنچه  پیش  از  او  بر  سایر  انبیاء  -  عيلهم  السلام  -  نازل‌ گشته  است  -  فرا  خو‌انده  است‌،  فرزانگی  و  ثابت  قدمی  در  دانش‌،  و  همچنین  ایمان  است‌:

(لَّـكِنِ الرَّاسِخُونَ فِي الْعِلْمِ مِنْهُمْ وَالْمُؤْمِنُونَ يُؤْمِنُونَ بِمَا أُنزِلَ إِلَيكَ وَمَا أُنزِلَ مِن قَبْلِكَ وَالْمُقِيمِينَ الصَّلاَةَ وَالْمُؤْتُونَ الزَّكَاةَ وَالْمُؤْمِنُونَ بِاللّهِ وَالْيَوْمِ الآخِرِ أُوْلَـئِكَ سَنُؤْتِيهِمْ أَجْراً عَظِيماً) (162) 

امّا  راسـخان  در  علم  از  مـیان  ایشـان‌،  و  مـؤمنان  (‌امّت  محمّدی‌)  که  ایمان  دارند  بدانچه  بر  تـو  و  بدانچه  (‌بـر  پیغمبران‌)  پیش  از  تو  نازل  شده  است‌،  و  به  ویژه  آنان  که  نماز  را  چنانکه  باید  می‌خوانند،  و  کسانی  که  زکات  مـال  بدر  می‏‎کنند،  و  افرادی  که  بـه  خدا  و  روز  قیامت  ایـمان  دارند،  به  همۀ  اینان  پاداش  بزرگی  را  خواهیـم  داد.

چه  دانش  ژرف  و  ایمان  روشن‌،  هر  دوی  آنها  دارندگان  خود  را  سوق  می‌دهند  به  این‌ که  آئین  را کلاً باور  بدارند  و  بپذیرند،  و  معتقد  شوند:  دینی‌ که  از  سوی  خدای  يکتا  فرود  آمده  است‌،  یکی  است‌.

ذکر  دانش  ژرف  به  عـنوان  راهی  به  سوی  شناخت  درست‌،  بسان  ایمانی‌ که  دل  را  به  سوی  نور  باز  می‌کند،  نگرشی  از  نگرشهای  قرآنی  است‌.  نگرشی‌ که  از  یک  سو  واقعیّت  حال  و  وضـعی  را  به  تصویر  می‌کشد که  در  آن  روزگار  موجود  بوده  است‌،  و  از  دیگر  سو  واقعیّت  نفس  بشری  را  در  همۀ  ادوار  و  ازمنه  به  تصویر  می‌کشد.  چه  دانش  سطحی‌،  بسان‌ کفری ‌که  منکر  حقائق  است‌،  هر  دوی  آنها  میان  دل  و  میان  شناخت  درست‌،  حائل  و  مانع  می‌گردند  ...  ما  چنین  چیزی  را  در  هر  زمانی  می‏‎بینیم.  چه ‌کسانی ‌که  از  دانش  ژرف‌ کاملاً  برخوردارند  و  از  آن  بهرۀ  راستینی  دارند،  خویشتن  را  در  برابر  دلائل  جهانی  ایمان  می‏یابند،  یا  دست  کم  خود  را  در  برابر  نشانه‌های  پرسشهای  جهان  بیشمار  می‏بینند.  نشانه‌های  پرسشهای  جهانی  بیشماری‌ که  پاسخی  بدانها  داده  نمی‌شود  مگر  با  اعتقاد  به  این ‌که  این  جهان  دارای  خدای  یگانه‌ای  است  که  چیره  بر  همه  چیز هستی  و گرداننده  و  چرخانندۀ  جهان  است‌،  و  صاحب  ارادۀ  یگانه  در کیهان  است‌،  و  او  است  که  قانون  واحدی  را  در  سراسـر گسترۀ  سترگ  عالم  پدیدار کرده  است  و  بر  یکایک  ذرّات  آن  استوار  داشته  است‌. کسانی‌که  دلهایشان  مشتاق  هدایت  است  -  یعنی  مؤمنان  - ‌خداوند  درگاه  هدایت  را  بر  روی  آنـان  باز  می‏‎گذارد  و  جانهایشان  بدان  پیوند  می‏‎یابد.  امّا  کسانی  که  معلومات  را  فراچنگ  می‌آورند  و  خویشتن  را  عالم  و  فرزا‌نه  می‌انگارند،  پوسته‌های  دانش  مـیان  ایشان  و  میان  فهم  و  درک  دلائل  ایمان  حائل  و  مانع  می‌گردد،  یا  به  سبب  دانش  ناقص  سطحی  ایشان‌،  نشانه‌های  پرسش  برای  آنان  آشکار  و  پدیدار  نمی‌شود. کارشان  به  کار  کسانی  می‌ماند که  دلهایشان  میل  و  عشق  به  هـدایت  ندارد  و  خواستار  و  خو‌اهان  رهنمو‌ن  نمی‏باشد.  هر  دو  گروه  آنان‌ کسانیند که  در درون  خود  نیازی  به  جستجوی  آرامش  ایمان  نمی‌بینند،  یا  این‌ که  دینداری  را  نژادگرائی  جاهلی  می‌سازند  و  لذا  ادیان  راستینی  را  جدای  از  هـم  و  پراکنده  از  یکدیگر  می‌نمایند که  از  سوی  یزدان‌،  حاکم  یگانۀ  جهان‌،  فرود  آمده  است‌،  و  توسط‌ کاروان  واحد  و  بهم  پیوستۀ  پیغمبران  - ‌صلواتُ الله عليهِمْ ‌أجْمَعينَ  - ‌به  مردمان  ابلاغ  گشته  است‌.

در  تفسیر  مأثور  آمده  است ‌که  این  اشارۀ  قرآنی‌،  پیش  از  هر کسی  متوجّه  آن‌ گروه  از  یهودیانی  است‌ که  دعوت  پیغمبر  صلّی الله عليه وآله وسلّم  ‌را لبّیک ‌گفتند و به  ندای  آسمانی  او  گوش  جان  سپردند،  آن  کسانی‌ که  قبلاً  نام  آنان  را  بیان  داشتیم‌.  ولی  نصّ  قرآنی  عامّ  است  و  شامل  همۀ ‌کسانی  می‌گردد که  از  میان  یهودیان  آئین  اسلام  را  می‌پذیرند  و  فرزانگی  راستین  و  دانش  ژرف‌،  و  یا  ایمان  بینا،  ایشان  را  به  سوی  این  آئین  مبارک  رهنمود  می‌گردانـد  و  به  جانب  این  ارمغان  آسمانی  می‌کشاند[3]‌.

روند  قرآنی‌،  هم  اینان  و  هم  آنان  را  به‌ کاروان  مؤمنانی  میپیوندد که  صفات  و  خصالشان  چنین  مشخّص  و  مقرّر  می‌گردد:

(وَالْمُقِيمِينَ الصَّلاَةَ وَالْمُؤْتُونَ الزَّكَاةَ وَالْمُؤْمِنُونَ بِاللّهِ وَالْيَوْمِ الآخِرِ). 

آنان  که  نماز  را  چنانکه  باید  مـی‌خوانند،  و  کسانی  که  زکات  مال  بـدر  مـی‌کنند،  و  افـرادی  کـه  بـه  خـدا  و  روز  قیامت  ایمان  دارند.

اینها  صفات  مسـلمانان  است‌.  صـفاتی‌که  آنـان  را  از  دیگران  جدا  و  ممتاز  می‌سازد:  نماز  را  چنانکه  باید  خواندن‌،  و  به  خدا  و  روز  قیامت  ایمان  داشتن  ...  پاداش  همگی  هم  چیزی  است ‌که  یـزدان  بر‌ای  