ه  به  خدا  ایمان  داشته  باشد  امّا  به  انبیاء  ایمان  نداشته  باشد،  و  بدون  این  که  میان  خود  پیغمبران  خدا  جدائـی  بیندازد،  مثلاً  به  بعضی  از  آنان  ایمان  داشته  باشد،  ولی  به  برخی  از  ایشان  ایمان  نداشته  باشد.  به  وسیلۀ  همین  فراگیری  است  که  اسلام  (‌دین‌)  راستیـی  است‌ که  یزدان  جز  آن  را  از  مردمان  نمی‏پذیرد.  زیرا  تنها  ایـن  آئین  است  که  با  وحدانیّت  آفریدگار،  و  با  مقتضیات  چنین  وحـدانـیّتی  سازگار  است‌.

قطعاً  یگانگی  مطلق  آفریدگار  بزرگو‌ار،  مقتضی  یگانگی  دینی  است‌ که  آن  را  توسط  همۀ  پـیغـمبران‌،  در  طول  تاریخ  جهان‌،  برای  مردمان‌،  ارسال  فرموده  است‌.  همچنين  مقتضی  یگانگی  پـیغمبرانی  است‌ کـه  چنین  امانتی  را  به  عهده‌ گرفته‌اند  و  برای  انسانها  به  ارمغان  آورده‌اند.  هر  نوع  كفری  نسبت  به  یگانگی  پیغمبران  یا  یگانگی  رسالت  آسمان‌،  در  حقيقت‌ کفر  است  نسبت  به  یگـانگی  یـزدان  جـهان‌،  و  بداندیشی  است  دربارۀ  مقتضیات  چنین  یگانگی  و  وحدانیّتی‌.  چه  آئین  آفریدگار  هستی  و  برنامۀ ‌کردگار  جهان  برای  مردمان‌،  از  نظر  پایه  و  اصول‌،  تغییرپذیر  نیست‌،  همانگو‌نه ‌که  منبع  آن‌،  یعنی  یزدان‌،  تغییرپذیر  نبوده  و  دگرگون  نمی‌شود.  این  است‌ که  روند  قرآنی  در  اینجا  دربارۀ ‌کسانی ‌که  می‌خواهند  میان  خدا  و  پیغمبرانش  جدائی  بیندازند،  یعنی  به  خدا  ایـمان  بیاورند  ولی  به  پیغمبرانش  ایـمان  نـیاورند،  و  دربارۀ کسانی ‌که  می‌خواهند  میان  پیغمبرانش  جدائی  بیندازند،  بدین  صورت  بعضی‏ها  را  بپذیرند  و  برخی‌ها  را  نپذیرند،  دربارۀ  هم  اینان  و  هم  آنان  می‌فرماید:

(إِنَّ الَّذِينَ يَكْفُرُونَ بِاللّهِ وَرُسُلِهِ ).

آنان  کسانیند  که  به  خدا  و  پیغمبرانش  ایمان  ندارند.  روند  قرآنی‌،  جدائی  اندازی  میان  خدا  و  پیغمبرانش‌،  و  جداسازی  بعضی  از  پیغمبران  از  برخی  دیگر،  بی‌ایمانی  نسبت  به  خدا  و  پیغمبرانش  بشمار  می‌آورد.ایمان  وحدتی  است ‌که  قابل  تجزیه  نیست‌.  ایمان  به خدا،  ایمان  به  یگانگی  او  است‌.  یگانگی  خـدا  نـیز  مقتضی  یگانگی  آئینی  است‌که  برای  مردمان  پسند کرده  است‌،  و  رضایت  دارد که  انسانها  همگی  به  عنوان  مجموعه‌ای  حیات  و  زندگی  خود  را  بر  پایۀ  آن  بنیاد گذارند.  همچنین  مقتضی  یگانگی  پیغمبرانی  است‌ که  این  آئین  را  از  سوی  خدا  آورده‌اند،  نه  این‌ که  آن  را  از  پیش  خود  ساخته‌اند  و  بدون  خواست  و  وحی  یزدان  به  مـردمان  نـموده‌انـد.  همچنین  مقتضی  یگانگی  موضعی  است ‌که  باید  در  برابر  همۀ  پیغمبران  در  پیش‌ گرفت‌.  راهی  به  سوی  جداسازی  این  یگانگی  هم  در  میان  نمی‏باشد،  مگر  راهی ‌که ‌کفر  مطلق  نام  دارد،  هر  چند  طرفداران  تفکیک ‌گمان  برند که  ایشان  به  بعضی‌ها  ایمان  دارند  و  به  برخی‌ها  ایمان  ندارند!  سزا  و  جزای  چنین  کسانی  در  پیشگاه  یـزدان  جهان  عذاب  خوارکننده‌ای  است  که  خداونـد  برای  جملگی  آنان  تهیّه  دیده  است  و  آماده کرده  است‌:

(أُوْلَـئِكَ هُمُ الْكَافِرُونَ حَقّاً وَأَعْتَدْنَا لِلْكَافِرِينَ عَذَاباً مُّهِيناً) (151)

آنان  جملگی  بیگمان  کافرند،  و  مـا  برای  کافران  عذاب  خوار  کننده‌ای  فراهم  آورده‌ایم‌.

امّا  (‌مسلمانان‌)  کسانیند  که  جهان‌بینی  اعتقادی  ایشـان  مشتمل  بر  ایمان  به  یزدان  و  جملگی  پیغمبران  او  است‌،  بدون  جدائی  اندازی  میان  انبیاء‌.  همۀ  انـبیاء  را  قبول  دا‌رند،  و  همگان  محترم  در  پیش  ایشـانند.  همۀ  ادیـان  آسمانی  را  حقّ  می‌دانند،  مادام‌ که  تحریف  و  تغییر  بدا‌نها  راه  نیافته  ا‌ست‌.  وقتی  هم  تحریف  و  تغییر  به  آئینی  خزید،  دیگر  دین  آسمانی  بشمار  نمی‌آید،  هر  چند که  بخشی  یا  بخشهائی  در  چنین  آئـینی  بد‌ون  تـغییر  و  تحریف  مانده  باشد.  زیرا  دین  ساختار  یگانه‌ای  است‌.  مسلمانان  کار  را  چنان ‌که  در  حقیقت  بوده  است  پـیش  چشــم  می‌دارنـد:  خد‌اونـدگار  را  یگانه  می‌دانـند.  خداوندگار  یگانه‌ای  که  دین  یگانه‌ای  را  برای  انسانها  انتخاب  فرموده  است  و  برا‌زندۀ  ایشان  دیده  است  و  خود  بدان  خوشنود  ا‌ست‌.  برای  زندگانی  مـردمان  برنامۀ  یگانه‌ای  را  تهیّه  و  تنظیم  نموده  است‌،  و  این  دین  یگانه  را  و  این  برنامۀ  یگانه  را  توسط  پیغمبران  خـود  برای  مردمان  روانه  کرده  است‌.  از  دیدگاه  مسلمانان  کاروان  ایمان  به  هم  متّصل  و  ناگسـیختنی  است‌.  قافله‌سالاران  این‌ کاروان‌،  نوح  و  ابراهیم  و  موسی  و  عیسی  و  محمّد  و  ابراهیم  و  سایر  برادران  انبیاء  صَـلواتُ  الله  و  سَلامهُ  عليهم ‌جیعاً  نام  ایشان  هسـتند.  حسب  و  نسب  همۀ  مسلمانان  بدین  کاروان  بهم  پیوسته  می‌رسد،  کاروانی  که  از  دیرباز  در گذرگاه  زمان  در  حرکت  بوده  است‌.  هم  اینک  مسلمانان  این  امانت  ارزشمند  بزرگوار  را  بدست  گرفته‌اند،  و  وارثان  این  خیر  عظیم  ناگسیخته  در  طول  این  راه  مبارک‌ گشته‌اند.  نه  تفرقه‌ای  در  این  کاروان  به  رسـمیّت  می‌شناسند،  و  نه  از  ایـن ‌کـاروان  عـزلت  می‌گزینند،  و  نه  از  این‌ کاروان  می‌گسلند.  میراث  دیـن  حقّ  تنها  و  تنها  بدیشان  رسیده  است  و  بس.  چیزی ‌که  به  دست  ایشان  نرسیده  است  و  در  پيش  دیگران  مانده  ا‌ست‌،  جز  پوچی  و گمراهی  نیست‌.

این  همان  (‌اسلام‌)  راستینی  است  که  یـزدان  از  کسی  آئینی  جز  آن  را  نمی‏پذیرد.  (‌مسلمانان‌)  هم  همان  کسانیند  که  شایستۀ  پاداش  خداوندند  بر کارهائی  که  کرده‌اند،  و  بایستۀ  مغفرت  و  مرحمت  خداونـدند  در  چیزهائی ‌که  در  آنها کو‌تاهی  نموده‌اند:       

(أُوْلَـئِكَ سَوْفَ يُؤْتِيهِمْ أُجُورَهُمْ وَكَانَ اللّهُ غَفُوراً رَّحِيماً )(152( 

آنان  کسانیند  که  خدا  بدانان  پاداش  و  مزدشان  را  خواهد  داد،  و  خداوند  بسیار  آمرزنده  و  بسیار  مهربان  است  (‌و  لغزشها  و  اشتباهاتی  هم  اگر  داشته  باشند،  مـورد  عفو  قرار  می‌دهد)‌.

اگر  اسلام  این  اندازه  در  یگانگی  عـقیدۀ  به  یـزدان  و  پیغمبرانش  سختگیری  می‌کند،  بدان  خاطر  است‌ که  این  یگانگی‌،  اساس  جهان‌بینی  شـایستۀ  مؤمن  در  بارۀ  خداوندگار  بزرگوارش  را  تشکیل  می‌دهد.  هـانگونه ‌که  یگانگی‌،  پایۀ  بنیادین  جهان  منظّمی  است  که  دستخوش  دوگانگی  و  چندگانگی  و  تصادف  و  تصادم  نیست‌.  در  حقیقت  یگانگی  عقیده‌ای  است  که  سزاوار  انسانی  است  که  در گسترۀ  سترگ  هستی  به  هر  چیز  و  هر کجا  بنگرد،  یگانگی  قانون  حاکم  بر  جهان  را  می‏‎بیند.  یگانگی،  جهان‌بینی  راستینی  است‌ که  تضمین  می کند  همۀ  مؤمنان  را  در کاروان  یكتائی ‌گرد  آورد،  و  آنـان  یکپارچه  در  برابر  صفو‌ف‌ کافران  بایستند،  و  به  نـام  یگانه  حزب  یزدان‌،  در  برابر  همۀ  احزاب‌ گوناگون  شیطان‌،  استوار  و  پایدار  بمانند  .