 کنند؟

پس  از  این  صحنۀ  وحشتناک  و  هراس‌انگیز،  درگاه  توبه  را  برای  آنان  باز  می‌کند.  درگاه  توبه  برای  هر کسی‌ کـه  خواهان  نجات  و  مشتاق  رستگاری  باشد:

(إِلاَّ الَّذِينَ تَابُواْ وَأَصْلَحُواْ وَاعْتَصَمُواْ بِاللّهِ وَأَخْلَصُواْ دِينَهُمْ لِلّهِ فَأُوْلَـئِكَ مَعَ الْمُؤْمِنِينَ وَسَوْفَ يُؤْتِ اللّهُ الْمُؤْمِنِينَ أَجْراً عَظِيماً) (146) 

مگر  کسانی  (‌از  ایشان‌)  که  تـوبه  کنند  و  برگردند  و  به  اصلاح  (‌اعمال  و  نیّات  خود)  بپردازند  و  به  خدا  متوسّل  شوند  و  آئین  خویش  را  خالصانه  از  آن  خدا  کنند  (‌و  فقط  و  فقط  او  را  بپرستند  و  به  فریاد  خوانند  و  خالق  و  رازق  دانند)‌.  پس  آنان  از  زمرۀ  مؤمنان  خواهند  بود  (‌و  پاداش  مؤمنان  را  خواهند  داشت‌)  و  خداوند  به  مؤمنان  پـاداش  بزرگی  خواهد  داد.

قرآن  در  جاهای  دیگری  بدین  بسنده  می‌کند که  بفرماید: 

(إِلاَّ الَّذِينَ تَابُواْ وَأَصْلَحُواْ ).

مگر  کسانی  که  توبه  کنند،  و  به  اصلاح  بپردازند.

زیرا  توبه ‌کردن‌،  و  به  اصلاح  پرداختن‌،  متضمّن  چنگ  زدن  و  متوسّل  شدن  به  خدا،  و  پرستش  خالصانۀ  یزدان  نیز  می‏‎باشد.  ولی  در  اینجا  چنگ  زدن  و  متوسّل  شدن  به  خدا،  و  پرستش  خالصانۀ  یزدان  ذکر  شده  است‌.  زیرا  آیۀ  قرآنی  با کسانی  روبرو  مـی‌گردد که  شکّ  و  تـردید  داشته‌اند  و  نفاق  ورزیده‌اند  و  جز  خدا  را  به  سرپرستی  و  دوستی  گرفته‌اند.  بس  بی‌مناسبت  نیست  اگر  همراه  با  ذکر  توبه  و  اصلاح  حال‌،  خالصانه  از  آن  خدا  بودن  و  رو  بدو کردن‌،  و  تنها  به  یزدان  متوسّل  شدن‌،  و  زدودن  چنین  دلها  و  درونهائی  از  چنان  افکار  نابهنجار  و  متردّدانه‌ای‌،  و  پالودن  چنین  نفسهای  متشکّكی  از چنان  اخلاق  پریش  و  فگاری  ...  ذکر گردد.  تا  در  سایۀ  متوسّل  شدن  به  خداوند  یگانه‌،  نیرو  و  توانی‌،  و  خویشتنداری  و  توازنی  بد‌یشان  دست  دهد،  و  در  پرتو  خالصانه  رو  به  خداونـد  یکتا کردن  و  فقط  و  فقط  او  را  پـرستیدن‌،  یکرنگی  و  پاکی  برایشان  فراهم  آید.

بدین  وسیله  آن ‌کشش‌ کاستی  پذیرد که  منافقان  را  در  زندگی  دنیا  سقو‌ط  می‌دهد  و  به  زمین  می چسباند،  و  در  آخرت  ایشان  را  به  اعـماق  دوزخ  پرت  مـی‌کند  و  به  ژرف‌ترین  جای  آن  می‌کشاند.

این  است ‌که  اگر کسـانی  از  منافقان  تـوبه ‌کـنند،  اوج  می‌گیرند  و  در  ردیف  مؤمنان  جای  می‌گیرند.  مؤمنانی  که  تنها  در  سایۀ  عزّت  و  قدرت  خـدا،  عـزیز  و  مقتدر  گشته‌اند،  و  در  پرتو  ایمان  به  یزدان‌،  والا  و  شکوهمند  شده‌اند،  و  با  نیروی  ایمان  از  میدان  مغناطیسی  و کشش  زمین  آزاد  و  رها گشته‌اند  ...  پاداش  مؤمنان  -  و  آنان ‌که  با  ایشان  باشند  -  مشهور  است‌:

(وَسَوْفَ يُؤْتِ اللّهُ الْمُؤْمِنِينَ أَجْراً عَظِيماً).

خداوند  به  مؤمنان  پاداش  بزرگی  خواهد  داد.

قرآن  با  این  پسوده‌های‌ گوناگون‌،  حقیقت  منافقان  موجود  در  میان  جامعۀ  مسلمانان  را  برملا  می‌کند،  و  از شأن  و  مقام  ایشان  می‌کاهد.  مؤمنان  را  از لغزشگاههای  نفاق  آگاه  می‌سازد،  و  ایشان  را  از  فرجام  و  سرنوشت  آن  برحذر  می‌دارد.  باب  توبه  را  برای  منافقان  باز  می‌کند،  تا  اگر کسی  د‌رمیانشان  بوده  و  هنوز  خیر  و  خو‌بی  در  وجودش  باشد،  برای  نجات  خود  بکوشد،  و  مخلصانه  با  صدق  و  صفا  و  شوق  و  علاقه  به  صف  مؤمنان  بپیوندد. 

 *
در  خاتمه‌،  این  پسودۀ  شگرف  و  شگفت  و  الهـامگر  و  دارای  تأثیر  ژرف‌،  جلوه‌گر  می‌آید.  آن  هم  درست  در  پایان  و  بعد  از  ذکر  عقاب  هراس‌انگیز،  و  پاداش  بزرگ.  تا  دلهای  انسانها  بدانند که  خدا  از  شکنجه  و  عقاب  بندگان  بی‏نیاز  است‌.  یزدان  سبحان  ذاتاً  بدین‌گونه  نیست‌ که  بخواهد  انتقام  گيرد  و  تازیانه‌های  عذاب  را  محض  ارضای  خود  بر  آنان  فرود  آورد.  آفریدگار  جهان  نیازی  به  این  ندارد که  از  راه  عذاب،  سلطه  و  شکوه  و  شوکت  و  قدرت  را  بنمایاند. کردگار  هستی  ذاتاً  علاقه  و  رغبتی  به  عذاب  مردم  نـدارد.  پروردگار کوچکترین  نیازی  بدین  چیزها  ندارد.  چیزهائی  که  همۀ  افسانه‌های  بت‌پرستی  از  آنها  لبریز،  و  از  اینگونه  انـدیشه‌ها  و  جهان‌بینی‌ها  پر  است  ...  صلاح  بندگان  فقط  در  پرتو  ایمان  و  سپاسگزاری  از  خدا  حاصل  می‌گردد.  آنـان  با  داشتن  ایمان  و  سپاسگزاری  از  یزدان‌،  گرامی  و  دوست  داشتنی  مـی‌شوند.  خداوندگار  از  کـارهای  خوبشان  سپاسداری  می‌فرماید  و  رازهای  د‌رونشان  را  می‌داند: 

( مَّا يَفْعَلُ اللّهُ بِعَذَابِكُمْ إِن شَكَرْتُمْ وَآمَنتُمْ وَكَانَ اللّهُ شَاكِراً عَلِيماً (147) 

خـداونــد  چــه  نیازی  بـه  عذاب  دادن  شما  دارد  اگر  شکرگزاری  کنید  و  ایمان  بیاورید؟  پروردگار  شکرگزار  (‌طـاعت  و  عبادت  بندگان  و)  آگاه  (‌از  اعمال  و  نیّات  همگان‌)  است‌.

بلی‌!  خداوند  چه  نیازی  به  عذاب  دادن  شما  دارد  اگـر  شکرگزاری ‌کنید  و  ایمان  بیاورید؟  عذاب  خدا  در  برابر  انکـار  یزدان  و کفران  نعمت  او گـريبانگر  بندگان  می‌گردد. گذشته  از  این،  عذاب  خدا  تهدیدی  است‌ که  شاید  انسـانها  را  به  سـپاسگزاری  و  ایـمان  براند  و  بکشاند.  نه  عشق  به  عذاب  دادنی‌،  و  نه  رغبت  به  غل  و  زنجیر کردنی‌،  و  نه  از  شکنجه‌ها  و  رنجها  لذّت  بردنی،  و  نه  نمایش  تاخت  و  تازی  و  نه  اظهار سلطه  و  قدرتی  در  میان  است  ...  یزدان  جهان  پاک  و  منزّه  از  همۀ  این  چیزها  است  ...  هر گاه  شما  انسانها  با  سپاسگزاری  و  اینان،  پرهیزگاری ‌کنید،  مغفرت  و  رضایت  یزدان  حاصل  و  حاضر  است‌.  سپاسگزاری  خدا  از  بندگانش  مهیّا  و  آماده  است‌.  خدا  از  بندگانش  آگاه  است  و  آنان  را  می‌پاید.  سپاسگزاری  یزدان  جهان  از  بندگان،  پسودۀ  نرم  و  ژرفی  برای  دلها  است‌.  معلوم  است ‌که  سپاسگزاری  يزدان  جهان  از  بندگان،  نه  مـعنی  خشنودی  خـداوند‌گار  از  انسانها  است‌،  و  به  معنی  همۀ  مزدها  و  پاداشهائی  است  که  با  خشنودی  خداوندگار  همراه  و  مـلازم  می‏‎باشد.  تعبیر  با  واژۀ  شکر  و  سپاس،  و شاکر  و  سپاسگزار،  بیانگر  معنی  عمیـی  است‌!

وقتی‌ که  آفریدگار  هستی  بخش  و  نعمت  دهنده  و  لطف  کننده  و  بی‏نیاز  از  جهانیان‌،  سپاسگزاری  می‌فرماید  از  صلاح  و  ایمان  و  شكر و  نمک‌شناسی  بندگان  خود،  در  صـورتی‌ کـه  نـیازی  به  آنان  و  ایـمان  و  شکـر  و  نمک‌شناسی  ایشان  هم  ندارد،  بندگان  آفـريدۀ  پدیده  آمدۀ  غرق  نعمت  یزدان  باید  در  برابر آفریدگار روزی  رسان  و  عطاء  بخش  و  بزرگوار  و  والامقام‌،  چه ‌کار  بکنند؟‌!

هان‌!  چه  پسودۀ  مهربانانه  و  ژرفی  است‌!  پسوده‌ای  که  دلها  از  آن  به  تکان  درمی‌آید  و  شرمندۀ  این  همه  لطف  می‌شود  و گوش  به  فرمان  می‏‎گردد!

هان‌!  چه  اشاره‌ای‌!  اشاره‌ای ‌که  پـرتو  افکن  است  و  نشانه‌های  راه  را  می‌نمایاند