‌[10] زكات را كسانی می‌پردازند كه اسلام آنان را بگونۀ ویژه‌ای می‌سازد و ایشان را با تربیت خاصی با رهنمودها و قانونگذاریها پرورش می‌دهد، و با نظام زندگی مخصوصی ‌كه تصوّر آن برای‌ كسانی ‌كه در آن نزیسته باشند مشكل و دشوار است‌، ایشان را آمادگی می‌بخشد. زكات را حكومت اسلاس به عنوان حقّ واجبی نه احسان شخصی دریافت و جمع‌آوری می‌كند، و با آن زندگی مسلمانانی را تأمین و روبراه می‌سازد كه درآمد چندانی ندارند و دخلشان ‌كفاف خرجشان را نمی‌دهد. در این نظام هر فردی احساس می‌كند كه زندگی او و زندگی فرزندانش در هر حالتی تضمین شده است‌. همچنین این نظام‌، قرض هر فرد زیان دیدۀ مقروضی را از درآمد زكات می‌پردازد، چه قرض تجارتی باشد و چه قرض غیرتجارتی.

مهم شكل ظاهری و نماد بیرونی نظام نیست‌، بلكه مهم روح باطنی و كیفیت درونی نظام است‌. جامعه‌ای ‌كه اسلام آن را با رهنمودها و قانونگذاریها و انتظامات خود پرورده می‌كند، با نماد تئوری نظام اسلامی و اجراء مقرّرات آن همگام می‌شود، و با قوانين و رهنمودها رشد و تكامل می‏‎یابد، و ضمانت اجتماعی از ضمائرش و از مقرراتش همآوا و متكامل بیرون می‌جوشد. این حقیقتی است‌ كه چه بسا كسانی‌ كه در سایۀ رژیمهای مادی دیگر، بزرگ شده‌اند و زندگی كرده‌اند، نتوانند آن را تصوّر كنند. ولیكن حقیقتی است كه ما مسلمانان بدان آشنائیم و با ذوق ایمانی خود آن را لمس می‌كنیم و درمی‌یابیم‌. پس اگر چنین ‌كسانی به سبب بدشگونی و بدبختی خود - و بدبیاری بشر‌یّتی كه زمام اختیار و پیشوائیش به دست آنان افتاده است - از این ذوق محرومند، این بهرۀ ایشان باد! و بگذار از این خیر بی‌نصیب شوند كه خداوند بدان مژده داده است كسانی را:

( إِنَّ الَّذِينَ آمَنُوا وَ عَمِلُوا الصَّالِحَاتِ، وَ أَقَامُوا الصَّلاةَ وَ آتَوُا الزَّكَاةَ ).

كسانی كه ایمان آورده‌اند و كار شایسته انجام داده‌اند و نماز را بر پای داشته‌اند و زكات را پرداخته‌اند.

بگذار اینان علاوه بر محروم شدن از اجر و ثواب‌، از آرامش و رضایت نیز محروم شوند. چه چنین ‌كسانی به سبب جهالت و جاهلیت و ضلالت و عنادشان محروم می‌گردند.

خداوند بزرگوار به ‌كسانی‌ كه زندگانی خود را بر پایۀ ایمان و صلاح و عبادت و تعاون بنیاد می‌نهند مژده می‌دهد به اینكه پاداششان را در پیشگاه با عظمت خویش برایشان محفوظ می‌فرماید، و ایشان را به امن و امان مژده می‌دهد، پس هراس و باكی ندارند، و آنان را به سعادت و خوشبختی مژده می‌دهد، پس اندوهگین نمی‌شوند:

( فَلَهُمْ أَجْرُهُمْ عِنْدَ رَبِّهِمْ، وَ لا خَوْفٌ عَلَيْهِمْ وَ لا هُمْ يَحْزَنُونَ ). 

مزدشان نزد پروردگارشان است و نه بیمی بر آنان می‌رود و نه اندوهگین می‌شوند.

در همان وقت خداوند به خورندگان ربا و جامعۀ رباخواری، مژدۀ نابودی و نیستی‌، و سرگشتگی و سردرگمی‌، و دلهره و هراس می‌دهد.

بشریّت واقعیّت آن را در جامعۀ اسلامی به رأی العین دیده است‌، و امروزه هم واقعیت این را در جامعۀ رباخواری عیان می‌بیند. كاش می توانستیم گوشه‌های هر دل غافلی را گرفته و سخت آن را تكان دهیم تا از خواب گران بیدار می‌شد و متوجّه این حقیقت مجسّم می‌گردید. كاش می توانستیم هر چشم بسته‌ای را گرفته و پلكهای آن را باز كرده و این واقعیّت را بدو می‌نمودیم... اگر می‌توانستیم چنین می‌كردیم... ولی نمی‌توانم و جز این از دست ما ساخته نیست‌ كه بدین حقیقت اشاره‌ كنیم‌، شاید خداوند بشریت درمانده و بدشگون را بدان سو رهنمون ‌گردد... چه دلها میان دو انگشت از انگشتان قدرت رحمان است‌.[11] و رهنمود، رهنمود يزدان است‌.در پرتو این رفاه و خوشی پر امن و امانی ‌كه خداوند آن را به ‌گروه مؤمنانی مژده می‌دهد كه ربا را از زندگی خود بدور می‌كنند، و با طرد آن ‌كفر و گناه را بدور می‌افكنند، و زندگی این جهان را بر ایمان و كردار شایسته و عبادت و زكات استوار و پابرجا می‌دارند... در پرتو این آسایش پر امن و امان خداوند رحمان مؤمنان را برای آخرین بار ندا در می‌دهد كه زندگی خویش را از سیستم رباخواری‌ كثیف مبغوض مغضوب بركنار دارند، و الّا اگر چنین نكنند از سوی خدا و رسولش جنگ اعلان شده است و رخصت و مهلت و تأخیری در میان نیست و آمادۀ نبرد باشند: 

( ‌يَا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا اتَّقُوا اللَّهَ، وَ ذَرُوا مَا بَقِيَ مِنَ الرِّبَا. إِنْ كُنْتُمْ مُؤْمِنِينَ. فَإِنْ لَمْ تَفْعَلُوا فَأْذَنُوا بِحَرْبٍ مِنَ اللَّهِ وَ رَسُولِهِ. وَ إِنْ تُبْتُمْ فَلَكُمْ رُءُوسُ أَمْوَالِكُمْ، لا تَظْلِمُونَ وَلا تُظْلَمُونَ ).

ای كسانی كه ایمان آورده‌اید (‌از عذاب و عقاب‌) خدا بپرهیزید و آنچه از (‌مطالبات‌) ربا (‌در پیش مردم‌) باقی مانده است فرو گذارید اگر مؤمن هستید. پس اگر چنین نكردید بدانید كه به جنگ با خدا و پیغمبرش برخاسته‌اید. و اگر توبه كردید (‌و از رباخواری دست كشیدید و اوامر دین را گردن نهادید) اصل سرمایه‌هایتان از آن شما است‌، نه ستم می‌كنید و نه ستم می‌بینید.

این نصّ قرآنی‌؟ بودن ایمان مؤمنان را به ترك باقی ماندۀ ربا منوط می‌كند. پس ایشان مادام ‌كه از خدا نترسند و تقوی نداشته باشند و آنچه از ربا مانده است ترك نگویند، مؤمن نیستند. مؤمن نمی‏‎باشند هر چند كه اعلان‌ كنند و فریاد برآورند كه ایشان مؤمنند. زیرا هیچگونه ایمانی در میان نیست بدون اطاعت و فرمانبرداری و پیروی از آنچه خدا بدان دستور داده است‌. نصّ قرآنی شبهه‌ای در این امر باقی نمی‌گذارد و نمی‌گذارد كه ‌كسی در پشت سر واژۀ ایمان خویشتن را پنهان دارد، در حالی‌ كه اطاعت نمی‌ورزد و به قانونی ‌كه خداوند گذارده است راضی و خوشنود نمی‏باشد و آن را در زندگیش پیاده نمی‌سازد و به مرحلۀ اجراء درنمی‌آورد، و آن را در معاملات خویش دخالت نمی‌دهد و به داوریش نمی‌خواند. پس‌ كسانی كه در كار دین میان اعتقاد و معاملات جدائی می‌اندازند، مؤمن نیستند. هر چند كه ادّعای ایمان را داشته باشند. و به زبان خود یا به وسیلۀ شعائر و مراسم دیگر عبادت، اعلان‌ كنند و فریاد برآورند كه ایشان مؤمنند:

( يَا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا اتَّقُوا اللَّهَ وَذَرُوا مَا بَقِيَ مِنَ الرِّبَا...إِنْ كُنْتُمْ مُؤْمِنِينَ ).

ای كسانی كه ایمان آورده‌اید (‌از عذاب و عقاب‌) خدا بپرهیزید و آنچه از (‌مطالبات‌) ربا (‌در پپش مردم‌) باقی مانده است فرو گذارید... اگر مؤمن هستید.

خداوند آنچه از ربا قبلاً بوده است بدیشان واگذا‌رده است‌، و باز پس‌ گرفتن آن را از ایشان مقرّر نفرموده است‌، یا مصادرۀ اموا‌لشان را چه ‌كلّی و چه جزئی بدان سبب ‌كه ربا با آن آمیخته است معیّن نكرده است... زیر‌ا هیچگونه تحریمی بدون نصّ وجود ندارد... و بدون قانون هیچگونه حكمی در میان نیست... قانون هم بعد از صدورش اجراء می‌گردد و آثارش مترتّب بر آن خواهد بود... پس آنچه ‌گذشته است سر و كارش با خدا