نت  بزرگی ‌که  بـدانـان  سپرده ‌گشته  است‌،  هر دو  تا  با  خود  آنان  تولّد  دوباره  یافته‌اند.  امانت  قیمومت  انسانها،  و  فرمانروائی  دادگرانه  در  میان  مردمان  ...  از  اینجا  است ‌که  صدا  زدنی  با  این  وصف‌،  دارای  ارزش  ویژۀ  خود  و  معنی  خاصّ  خویش  است‌:

(يَا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُواْ ).

ای  کسانی  که  ایمان  آورده‌اید.

به  سبب  موصوف  شدنشان  بدین  صفت  است ‌که  وظيفۀ  این  امانت  بزرگ  بدیشان  واگذار گشته  است  و  رنج  آن  بر  دوش  ایشان  نهاده  شده  است‌.  و  به  سبب  موصوف  شدنشان  بدین  صفت‌،  این  همه  آمادگی  برای  عهده‌داری  این  امانت  بزرگ  و  حفاظت  از  حـریم  آن‌،  از  ایشـان  خواسته  شده  است  ...  این  هم  پسوده‌ای  از  پسوده‌های  برنامۀ  تربیتی  حکیمانه  است  پسوده‌ای‌ که  در  سرآغـاز  وظیفۀ  سخت  و سنگين‌،  ذکر  شده  است‌:

(كُونُواْ قَوَّامِينَ بِالْقِسْطِ شُهَدَاء لِلّهِ وَلَوْ عَلَى أَنفُسِكُمْ أَوِ الْوَالِدَيْنِ وَالأَقْرَبِينَ إِن يَكُنْ غَنِيّاً أَوْ فَقَيراً فَاللّهُ أَوْلَى بِهِمَا ).

دادگری  پیشه  سازید  و  در  اقامۀ  عدل  و  داد  بکوشید،  و  به  خاطر  خدا  شهادت  دهید  (‌و از این  سو و آن  سـو  جانبداری  نکنید)  هر  چند  که  شهادتتان  به  زیان  خودتان  یا  پدر  و  مادر  و  خویشاوندان  بوده  باشد.  اگر  کسی  که  به  زیان  او  شهادت  داده  مـی‌شود  دارا  یا  نـادار  بـاشد،  (‌رغـبت  بـه  دارا،  یــا  شفقت  بـه  نـادار،  شـما  را  از  ادای  شهادت  حقّ  منصرف  نکند)  چرا  كه  (‌رضای‌)  خداوند  از  (‌رضای‌)  هر  دوی  آنان  بهتر  است  (‌و  خدا  به  مصلحت  آن  دو  آگاه‌تر  از  شما  است‌)‌.

این  امانت‌،  امانت  در  پیش ‌گرفتن  دادگری  است‌.  دادگری  بطور  مطلق  دادگری‌.  دادگری  در  همه  حال  و  هـمه  جا.  دادگریی  مراد  است ‌که  ظلم  و  ستم  را  در کرۀ  زمـین  از  میان  بردارد.  هدف  عدالتی  است  که  ضامن  عدالت  در  میان  مردم  شود.  عدالتی  مراد  است‌ که  حقّ  را  به  صاحب  حقّ  برساند،  صاحب  ـ  چه  مسلمان  باشد  و چه  غـیر  مسلمان‌.  زیرا  در چنین  حقّی‌،  مؤمنان  و غـیرمؤمنان  در  پیشگاه  خدا  برابرند  -  همان‌گونه ‌که  در  داسـتان  مـرد  یهودی  دیدیم  -  و  خویشاوندان  و  نزدیکان  با  بیگانگان  و  دوران  مساوی  هستند.  دوستان  و  دشمنان  یکسـانند.  ثروتمندان  و  فقیران  برابرند.

(كُونُواْ قَوَّامِينَ بِالْقِسْطِ شُهَدَاء ).

دادگری  پیشه  سازید  و  در  اقامۀ  عدل  و  داد  بکوشید،  و  به  خاطر  خدا  شهادت  دهید.

محض  رضای  خدا  و  بس!  معامله  مسـتقیم  و  بدون  واسطه  با  خدا!  به  حساب‌ کسی  از  اشخاصی  نباشد که  به  سودشان  یا  به  زیانشان  شهادت  داده  می‌شود.  مصلحت  کسی  یا گروهی  و  یا  ملّتی‌،  در  نظر  نباشد.  مـعاملۀ  با  شرائط  و ظروف  حاکم  بر مسأله ‌به ‌هيچ  وجهی ‌از وجوه  نباشد.  بلکه  شهادت  محض  خدا،  معاملۀ  با  خدا،  پالودن  ا‌ز  هرگونه‌ گرایشی‌،  و زدودن  از  هر  نوع  هوا  و  هوسی  ،‌باشد.  هیچگونه  مصلحتی  و  هیچ  نوع  ارزش  و اعتباری‌،  در  مدّ  نظر  نباشد:

(وَلَوْ عَلَى أَنفُسِكُمْ أَوِ الْوَالِدَيْنِ وَالأَقْرَبِينَ ).

هر  چند  که  شهادتتان  به  زیان  خودتان  یا  پدر  و  مادر  و  خویشاوندان  بوده  باشد.

برنامۀ  ربّانی  در  اینجا  می‌خواهد که  نـخست  انسان  را  در  برابر  خودش‌،  و  در  برابر  عواطف  و  احساسات  خودش  مجهّز  سازد،  سپس  انسان  را  در  برابر  پدر  و  مـادر  و  نزدیکان  مجهّز کند  ...  چنین  تلاشی  بس  دشوار  است‌.  دشوارتر از آ‌ن  است‌ که  به ‌گفتن  درآید،  و  معنی  و  مدلول  آن  با  خرد  فهم  شود.  در  عمل  بد‌ان  پـرداختن  چیزی  جدا  از  درک  آن  با  عقل  است‌.  آنچه  ما  می‏گوئیم  تنها کسی  معنی  آن  را  می‌داند که  خودش  در  عمل  آن  را  آزموده  باشد.  امّا  برنامۀ  یزدانی  انسان  مؤمن  را  بر‌ای  این  آ‌زمون  سخت‌،  آماده  و  مجهّز  می‌سازد،  زیرا  ایـن  آزمون  سخت  قطعاً  پیش  می‌آید.  حتماً  باید  این  قاعده  در  زمین  پیش  بیاید،  و  بناچار  باید  دسته‌ای  از  انسـانها  آن  را  پا  بر  جا  بدارند.

آنگاه  برنامۀ  ربّانی‌،  انسان  را  در  برابر  احساسات  فطری  یا  اجتماعی‌،  مجهّز  می‌سازد.  او  را  آماده  می‌کند  برای  وقتی‌ که  او  روبرو  می‌گردد  با کسی‌ که  فقیر  است  و  باید  به  نفع  و  یا  به  زیان  او گواهی  بدهد.  چه  بسا  زمانی ‌که  انسان  باید  به  زیان  او گواهی  حقّ  بدهد،  دلش  به  حال  او  بسوزد  و  دوست  بدارد  به  خاطر  ضعفی ‌که  دارد  بدو  کمک  بکند  و  به  نفع  او گواهی  بدهد.  یا  به  خاطر  ضعفی  که  دارد،  برابر  عرف  اجتماعی  و  تـه‌نشستهای  محلّی  حاکم  بر  جامعه‌های  جاهلی  -  چنانکه  در  جـامعه‌های  جاهلی  امروزی  چنین  است  -  چه  بسا گواهی  نادرستی  بر  ضدّ  او  اداء‌ کند.  یا  وقتی  پیش  بیاید که ‌كسی‌ که  باید  به  نفع  یا  به  زیان  او گواهـی  بدهد  ثـروتمند  است‌،  و  اوضاع  اجتماعی  مقتضی  سازش  با  او  است‌.  یا  چه  بسا  طرف  دارا  باشد،  و  انسان  او  را  به  ناحق  دشمن  بدارد  و  بکوشد  بر  ضدّ  او گواهی  دهد  ...  اینها  یـا  عواطف  و  احساسات  سرشتی‌،  و  یا  مـقتضیات  اجتماعی  هست‌.  انسان  وقتی ‌که  در  دنیای  عمل  و  جهان  واقـع  با  آنـها  رویاروی  می‌گردد،  هر  یک  از  آنـها  را  در  جای  خود  سنگین  و  دشوار  و  سخت  و  طاقت‌فرسا  می‏‎یابد.  برنامۀ  آسمانی  در  اینجا  نـیز  انسـان  را  برای  نبرد  با  چنین  چیزهائی  مجهّز  و  آماده  می‌سازد،  همان‌گونه‌ که  او  را  بسرای  نـبرد  با  حبّ  ذات  و  حبّ  والدیـن  و  حبّ  خویشاوندان  و  نزدیکان‌،  در  چـنین  مـواقـعی  آماده  و  مجهّز  ساخته  بود:

(إِن يَكُنْ غَنِيّاً أَوْ فَقَيراً فَاللّهُ أَوْلَى بِهِمَا ).

اگر  کسی  كه  به  زیان  او  شـهادت  داده  مـی‌شود  دارا  یـا  نادار  باشد،  (‌رغبت  به  دارا،  یا  شفقت  به  نادار،  شما  را  از  ادای  شـهادت  حـقّ  مـنصرف  نکند)  چرا  که  (‌رضای‌)  خداوند  از  (‌رضای‌)  هر  دوی  آنان  بهتر  است  (‌و  خدا  به  مصلحت  آن  دو  آگاه‌تر  از  شما  است‌)‌.

این‌،‌ کار  سخت  و  دشواری  است‌.  پیوسته  تکرار  خواهیم  کرد:  این‌ کار  سخت  و  دشواری  است‌!  اسلام  زمانی‌ که  مؤمنان  را  در  جهان  واقع  بدین  اوج  عظمت  رساند،  اوج  عظمتی ‌که  تجارب  حقیقی  تاریخی  بر  صدق  آن‌ گواه  می‌دهد  و در  دل  تاریخ  هم  ثبت  و  ضبط  است‌،  در  جهان  بشریّت  معجزه ‌کرد،  معجزۀ  راستینی ‌که  جز  در  سایۀ  این  برنامۀ  بزرگ  و  استوار الهی  روی  نمی‌دهد:

(فَلاَ تَتَّبِعُواْ الْهَوَى أَن تَعْدِلُواْ ).

از  هوا  و  هوس  پیروی  نکنید  که  (‌اگر  چنین  کنید  از  حقّ‌)  منحرف  می‌گردید  (‌و  به  باطل  می‌افتید)‌.هوا  و  هوس  هم  دارای  انواع  و  اقسام  است‌.  از  برخی  از  آنها  ذکری  رفت‌.  بلی  هو‌ا  و  هو‌س ‌گوناگون  است‌:  حبّ  ذات  و  خودخواهـی‌،  هوا  و  هـوس  است‌.  حبّ  اهـل  و  خویشان  هوا و هوس  است‌.  عطوفت ‌و مـهرورزی  به  فقیر،  به  هنگ