دقات را (‌و اموالی را كه از آن بذل و بخشش شود) فزونی می‌بخشد. و خداوند هیچ انسان ناسپاس گنهکاری را دوست نمی‌دارد.

وعده و وعید خداوند راست گردید. هم اینک ما می‌بینیم ‌که هیچ جامعه ای نیست‌ که به معاملۀ ربا دست بیازد و سپس در آن برکت و رفاه و سعادت یا امنیت و آرامش بماند... بیگمان خداوند ربا را نابود می‌سازد، و در جامعه‌ای ‌که این چیز کثیف یافته شود جز قحطی و بدبختی در آن فزونی نیابد.گاهی چشم آشکارا می‏‎بیند که رفاه و فرآورده و درآمد فراوان است‌، ولی برکت بستگی به افزایش درآمد و وفور نعمت ندارد، آن اندازه‌ که بستگی به بهره‏مندی پاک و آرام از این نعمتها و درآمدها دارد. ما قبلاً به بدبختی بدشگونی ‌که روی دلهای مردمان در کشورهای ثروتمند و پر درآمد جهان پرده‌ای از زنگ می‌کشد، و همچنین به نگرانی روانی شگفتی‌ که ‌ثروت آن را نمی‌زداید بلکه بر آن هم می‌افزاید، اشاره‌ کرديم‌. از ناحیۀ همین کشورها است‌ که طوفان نگرانی و پریشانی و خوف و هراس‌، امروزه به سوی همۀ جهان‌، موج زنان سرازیر می‌شود و همگان را آواره و سرگردان می‌سازد. مردمان در سر تا سر گیتی پیوسته همراه با تهدید مستمرّ به جنگ ويرانگر می‌زیند، و با غم جنگ سرد شبها سر بر بالین می‌گذارند و صبحها سر از خواب برمی‌دارند. زندگی روز به روز بر اعصاب مردم سنگینی می‌کند - چه خودشان بدانند و چه ندانند - و مال و عمر و تندرستی و آرامش خاطرشان‌، برکت و فزونی ندارد.

هیچ جامعه‌ای نیست ‌که بر ضمانت اجتماعی و همیاری و همکاری استوار باشد -‌ که در فریضۀ زکات‌، و صدقه و احسان آزاد نمودارند - روح مودّت و خوشنودی و بزرگمنشی و بخشندگی، و چشم دوختن به فصل خدا و پاداش الله‌، و اطمینان هميشگی به یاری خدا و جایگزینی صدقه بگونۀ مضاعف توسط الله‌، بر آن چیره باشد، مگر آنکه خداوند مال و رزق و تندرستی و نیرو و آرامش خاطر و آسایش دل ساکنان آن جامعه را - به صورت فردی و گروهی - برکت و افزایش می‌دهد. کسانی‌ که این حقیقت را در واقع بشریت نمی‏بینند، آنان‌ کسانیند که نمی‌خواهند ببينند، زیرا آرزوی نادیدن دارند. یا کسانیند که بر چشمانشان پردۀ گمراهيهائی است ‌که عمداً و قصداً از سوی افرادی پخش‌ گشته است ‌که مصلحت ایشان در پابرجائی سیستم ربوی مبغوض مغضوب نهفته است‌. این است‌ که اینان از دیدن حقیقت ناتوانند.

( وَ اللَّهُ لا يُحِبُّ كُلَّ كَفَّارٍ أَثِيمٍ ).

خداوند هیچ انسان ناسپاس گنهکاری را دوست نمی‌دارد.

این پیروی ‌که در اینجا آمده است‌، قاطعانه کسانی را که بر معاملۀ ربوی - بعد از حرام‌كردن آن - اصرار می‌ورزند، کافران گنهکاری بشمار می‌آورد، كه خداوند ایشان را دوست نمی‌دارد. تردیدی نیست کسانی‌ که آنچه را خداوند حرام ساخته است حلال می‌کنند، وصف کفر و گناه بر آنان صادق است هر چند که هزار مرتبه با زبان بگویند: لا إِلهَ‌ إلَّا اللهُ‌،‌ مُحَمَّدٌ رَسُولُ اللهِ... چه اسلام سخنی نیست ‌که بر زبان رانده شود، بلکه اسلام نظام زندگی و برنامۀ عمل است‌. انکار جزئی از آن مانند انکار کلّ آن است... در حرام بودن ربا هم شبهه‌ای نیست‌. ربا را حلال شمردن‌، و زندگی را بر اساس آن استوار داشتن‌، جز کفر و گناه محسوب نمی‌گردد... پناه بر خدا!

*

در صفحۀ مقابل صفحۀ ‌کفر و گناه‌، و تهدید طرفداران روش ربا و سیستم آن به نابودی‌، صفحۀ ایمان و عمل صالح‌، و ویژگیهای‌ گروه مؤمنان در این سو، و قاعدۀ زندگی مبنی بر سیستم دیگری - ‌سیستم زکات -‌ که مقابل سیستم ربا است‌، عرضه می‌شود:

( إِنَّ الَّذِينَ آمَنُوا وَعَمِلُوا الصَّالِحَاتِ، وَأَقَامُوا الصَّلاةَ وَآتَوُا الزَّكَاةَ لَهُمْ أَجْرُهُمْ عِنْدَ رَبِّهِمْ، وَلا خَوْفٌ عَلَيْهِمْ وَلا هُمْ يَحْزَنُونَ ).

بی‏گمان کسانی که ایمان بیاورند و کار شایسته انجام بدهند و نماز را بر پای دارند و زکات را بپردازند، مزدشان نزد پروردگارشان است و نه بیمی بر آنان است و نه اندوهگین می‌گردند.

عنصر برجسته در این صفحه‌، عنصر «‌ زكات ‌» است‌. عنصر بذل و بخشش بدون دریافت عوض و بدون باز پس‌گرفتن خود آن‌. روند گفتار بدین وسیله صفت مؤمنان را بیان می‌دارد و اساس جامعۀ با ایمان را پایه‌گذاری كند. سپس تصوير امن و امان و آرامش و رضایت الهی را كه چنین جامعۀ ایمانداری را در بر گرفته و بر آن سایۀ رحمت ‌گسترده است می‌نمایاند. بی‏گمان زكات اساس جامعه‌ای است ‌كه از ضمانت اجتماعی و تعاون و همیاری برخوردار است و مردمان چنین جامعه‌ای نیازمند ضمانتهای سیستم ربوی در هیچ زاویه‌ای از زوایای حیات خود و از هیچ جنبه‌ای از جنبه‌های زندگی خویش نمی‏‎باشند.

چهرۀ «‌ زكات ‌» در آئینۀ ذهنمان و در آئینۀ ذهن نسلهای بدبخت بیچارۀ ملت اسلامی‌، بدریخت و بی‌رنگ شده است‌، ملّتی ‌كه نظام اسلام را در حال پیاده شدن در زندگی ندیده است‌، و این نام را در حال استوار شدن بر پایۀ جهان‌بینی ایمانی و تربیت ایمانی و اخلاق ایمانی مشاهده نكرده است تا بنگرد كه این نظام چگونه نفسهای انسانها را به ‌گونۀ ویژه‌ای می‌سازد سپس برای ایشان سیستمی را پابرجا می‌دارد كه اندیشه‌های درست و اخلاق پاك و فضائل عالی آنان در آن می‌شكفد. چنین نظامی «‌ زكات‌ ‌» را پایۀ اساسی خود می‌نماید و در مقابل آن نظام جاهلیّتی‌ قرار دارد كه بر پایۀ رباخواری استوار است‌. این نظام‌ كاری می‌كند كه زندگی رشد پیدا كند، و اقتصاد از راه تلاش فردی‌، یا تلاش تعاونی بدور از ربا ترقّی یابد.

چهرۀ «‌ زكات ‌» در آئینۀ ذهن این نسلهای بیچاره و بدبخت، بدریخت و بی‌رنگ ‌گشته است‌، نسلهائی ‌كه آن شكل نمونۀ وا‌لای انسانیّت را ندیده‌اند. بلكه در منجلاب سیستم مادیی كه براساس رباخواری استوار است زاده‌اند و هم در آن زیسته‌اند، و شاهد خشونت‌، بخالت، ایلغار، كشتار، و بالأخره فردگرائی خودخواهانه‌ای بوده‌اند كه بر ضمایر مردمان حكمفرمائی می‌نماید، و نمی‌گذارد اموال جز بگونۀ رباخوارانۀ رذیلانه به دست نیازمندان بدان برسد، و كاری كند كه مردمان بدون هیچگونه تضمینی زندگی را ادامه دهند، مگر آنكه اندوختۀ مالی داشته یا با بخشی‌ از دارائی خود در مؤسسه‌های بیمۀ رباخواری شركت ورزند. همچنین ‌كاری می‌كند كه تجارت و صنعت به دارائی و مالی دسترسی نیابد كه مایۀ قوام آن است‌، مگر آنكه از راه ربا سرمایۀ خود را فرا چنگ آرد. بدین وسیله به ذهن این نسلهای بیچاره و بدبخت چنین فرو رفته است ‌كه در دنیا سیستمی جز این سیستم وجود ندا‌رد و زندگی جز بر این اساس پابرجای نمی‌شود و ماندگار نمی‌ماند.

چهرۀ زكات تا بدان درجه آشفته و بی رنگ شده است كه این نسلها آن را احساس ناچیز فردی می‌انگارند و آن اندازه ناتوانش می‌دانند كه می‌گویند بر اساس آن هیچ سیستم امروزی بر پای نمی‌گردد. ولیكن مقدار درآمد زكات‌ كه دو و نیم درصد (‌%٢.٥) سرمایه و سود ملی است‌، چه اندازه خواهد بود؟